شارنيوز- اخبار سقز

امروز ۰۹/۰۷/۱۳۹۹
جمعه، 19th سپتامبر 2014
7:41 ب.ظ

موانع و امکانات مشارکت جمعی و حضور فعال شهروندان

نویسنده ی مقاله
دکتر خالد توکلی

1. در طول تاریخ همواره یکی از دغدغه­های اصلی بشر، نحوه­ی تأمین امنیت و برقراری نظم بوده است. این دغدغه از یک سو موجب شکل­گیری اقشار و طبقات اجتماعی و در نتیجه نزاع­، رقابت و تضادهای طولانی و درازمدت در زندگی اجتماعی شده و از سوی دیگر اختلاف منافع، تفکر، سلیقه، تنوع برنامه­ریزی و مکاتب مختلف سیاسی را به وجود آورده است. بر این اساس، آنچه که اذهان بسیاری از اندیشمندان را به خود مشغول کرده، این بوده است که نقش مردم در اداره و سازمان­دهی جامعه چیست؟ در وهله­ی بعد – در صورتی که نقش و جایگاه مردم به عنوان کسانی که می­توانند در سرنوشت خویش دخالت داشته باشند و آرای­شان ارزشمند است، مشخص گردد – تلاش برای تنسیق و تنظیم امور، ایجاد راهها و مجراهای دخالت و ایفای نقش مردم و توجیه آن نیز آغاز می­شود. اگر چه این دغدغه­ها همواره در جوامع بشری وجود داشته است اما در سده­های اخیر که شهرها گسترش روزافزونی یافتند، نگاه نسبت به قدرت تغییر یافت، افکار و ایدئولوژی­هایی جدید سر بر آوردند که ارتقای جایگاه انسان را پذیرا شدند، در حوزه­ی سیاست انتظارات و متعاقب آن نظام­هایی شکل گرفت که مردم خواهان دخالت بیشتر در سرنوشت خود شدند و دولت­ها نیز سازوکارهای دخالت در امور مربوط به سرنوشت خویش و نظام سیاسی را برای مردم فراهم آوردند.

2. قبل از اصلاحات ارضی، سازمان اجتماعی زندگی مردم کردستان و قسمت عمده­ای از دیگر مناطق ایران، عمدتاً مبتنی بر زندگی ایلی و عشایری و روستانشینی یا کوچ­نشینی بود و بخش اندکی از مردم در شهرها زندگی می­کردند. بدیهی است در چنین شرایطی بحث مدیریت شهری و مشارکت مردم در امور مربوط به آن چندان موضوعیت نداشته و مطرح نبوده است. پس از اصلاحات ارضی و نفوذ و رشد گروه­های سیاسی و ارتقای سطح باسوادی مردم و همچنین گسترش نظام اداری به تمامی مناطق کشور، به تدریج در میان مردم و حکومت، گرایش نسبت به مشارکت در امور شهری و همکاری در تدوین و اجرای برنامه­های آن در قالب انجمن­های مختلف افزایش یافت. بعد از انقلاب این روند ادامه داشت و امکان مشارکت مردم بیشتر فراهم گشت. علت آن نیز این بود که از یک سو آگاهی سیاسی مردم بالا رفته بود و از سوی دیگر تا حدی در قانون اساسی و ساختار سیاسی ایران، سازوکارهایی برای تشویق مشارکت هدفدار و البته محدود و مشروط مردم در امور شهری فراهم آمده بود اگر چه ممکن است اجرای آن به تعویق افتاده شده باشد ولی به هر حال امکان مشارکت مردم در امور شهری و شرایط زندگی خویش کاملاً نادیده گرفته نشده­ است. 3. وجود قانون شفاف و سازوکارهای اداری مناسب برای مشارکت در امور و تصمیم­گیری و تصمیم­سازی­های حکومتی اگر چه لازم است ولی کافی نیست بلکه شرایط دیگری نیز می­بایست مهیا باشد تا مردم به طور فعال و آگاهانه بتوانند در امور مربوط به سرنوشت خویش دخالت داشته باشند. یکی از این شرایط وجود سرمایه­ی اجتماعی درون­گروهی و برون­گروهی است که مردم بر اساس آن مشارکت اجتماعی فعال، همیاری، همکاری و تشکیل انجمن­های غیر انتفاعی و غیر دولتی را به عنوان بخشی از زندگی خود در اولویت قرار دهند. فقدان سرمایه­ی اجتماعی و فرسایش آن – به ویژه در سال­های اخیر – یکی از اصلی­ترین مشکلات و موانعی است که امکان و انگیزه­ی مشارکت جمعی مردم در امور مربوط به زندگی خویش را کمرنگ می­سازد یا به طور کلی از بین می­برد. در صورت فرسایش و ضعف سرمایه­ی اجتماعی، مشارکت اجتماعی جای خود را به مشارکت­ها و مراجعات فردی می­دهد، بدین گونه که شهروندان، عمدتاً به صورت فردی علایق و امور خود را پیگیری می­نمایند. در این حالت بیشتر افراد صرفاً امور شخصی خود را در ادارات مربوطه مطرح می­سازند و به مشکلات و مسائل اجتماعی توجه چندانی نخواهند داشت. آنچه در کردستان به چشم می­خورد چنین وضعیتی است. به علت فرسایش سرمایه­ی اجتماعی و در نتیجه عدم اعتماد مردم نسبت به حکومت و فقدان زمینه­ی لازم برای تشکیل نهادهای مدنی، مشارکت اجتماعی و مشورت مردم برای حل و فصل معضلات شهری و ارائه­ی پیشنهاد برای اداره­ی بهتر شهر در سطح پایینی قرار دارد. علاوه بر این، عدم اعتماد حاکمیت نسبت به مردم که در وجود «نگاه امنیتی» نسبت به کردستان تجلی می­یابد نیز موجب شده است که تشکل­ها و نهادهای مدنی، مجوز و امکان لازم برای فعالیت نداشته باشند و به شیوه­ی امنیتی به آنها نگریسته و برخورد شود. در این شرایط زمینه برای رشد روحیه و رفتار سواری مجانی یا Free Riding فراهم می­شود. سواری مجانی در حقیقت واژه­ای اقتصادی است و در مواردی به کار گرفته می­شود که فردی مطلوبیت خود را به گونه­ای تامین نماید که هیچ هزینه­ای بابت آن نپردازد و از طریق هزینه­ای که بر دیگران تحمیل می­شود، مطلوبیت خود را به حداکثر برساند. بسیاری از مردم به علت عدم اعتمادی که نسبت به حاکمیت و نظام اداری دارند و یا هراسی که به علت نگاه امنیتی در میان مردم گسترش یافته است و یا ترس از برچسب «وابستگی به دولت»، حتی اگر امکانات سیاسی و اداری نیز آماده باشد؛ انگیزه­ای برای تشکیل انجمن­های غیر دولتی و پیگیری امور شهری از طریق آن را ندارند. معدود کسانی که به صورت فردی احساس مسئولیت می­کنند و طرح­ها یا برنامه­هایی برای بهبود شرایط اجتماعی و زندگی در محیط شهری ارائه می­کنند هم به نوعی از سوی مردم متهم به وابستگی به دولت می­شوند و هم از سوی حاکمیت و نظام اداری به عنوان افرادی مزاحم و یا حتی مخالف نظام طرد می­شوند. زمانی که شرایط برای فعالیت­ شهروندان در قالب انجمن­های مدنی و غیر دولتی فراهم نباشد و هم چنین مردم نیز به علل مختلف انگیزه­ای برای دخالت در امور مربوط به زندگی خویش نداشته باشند آن گاه بسیاری از مردم منتظر می­مانند تا «دیگران» وارد عمل شده، کارها را انجام دهند و هزینه­ها به دیگران تحمیل شود. به عبارت دیگر رفتار سواری مجانی و نوعی فرصت­طلبی در میان مردم رواج می­یابد و در واقع رواج یافته است. 4. علاوه بر این، وابستگی به قدرت سیاسی و دولت نیز موجب شده است که مردم نسبت به اداره­ی امور اجتماعی و سرنوشت خویش تلاش چندانی نداشته باشند. وابستگی به دولت دو چهره­ی متفاوت دارد: احساس نیاز مفرط به دولت به گونه­ای که تمامی تغییرات را معطوف به چگونگی تصمیم قدرت سیاسی واگذار کند و چهره­ی دیگر آن تنفر و عدم اعتماد نسبت به قدرت سیاسی است. میزان همیاری مردم و مشارکت بدون مزد و منت و بدون توجه به امکانات دولتی در زمینه­ی حل و فصل مسائل شهری و محیط اجتماعی خود بسیار اندک است و بسیاری از مردم همواره چشم به راهند که ارگانی دولتی و حکومتی، بدون دخالت مردم در تنظیم امور اجتماعی دخالت نماید. در حقیقت این نیز نوعی سواری مجانی است اما در اینجا دولت هزینه­ها را می­پردازد و به نوعی جایگزین افراد دیگر شده است. فقدان کانال­ها و مجراهای ارتباطی موجب شده است که امکانات حضور مردم نیز در کردستان فراهم نباشد. امروزه برای مشارکت و حضور در عرصه­ی اجتماع امکاناتی پدید آمده است که مردم با میزان تأثیرگذاری بیشتر و هزینه­ی کمتر در عرصه­ی اجتماع حضور به هم می­رسانند. رسانه­های جمعی و در سال­های اخیر شبکه­های اجتماعی مجازی از جمله­ی این مجاری هستند. در کردستان معدود مطبوعات و رسانه­های خصوصی که مجوز نشر گرفته­اند، به علت وجود نگاه امنیتی، مجال چندانی برای فعالیت آزادانه و انتقاد ندارند. این امر باعث شده است که میزان استقبال مردم از مطبوعات محلی و متعاقب آن میزان مطالعه مطبوعات کاهش یابد و از آن به عنوان مجرایی برای بیان آرای خویش و ابراز مشارکت بهره نجویند. 5. در بسیاری از ادارات و نهادهای دولتی نیز عزمی جدی برای بهره­گیری از نظرات و راهکارهای مردم وجود ندارد، در نتیجه ابزارهای لازم برای استفاده از پیشنهادات مردم و ارتباط با آنها را فراهم نمی­آورند و به صورت متمرکز برنامه­ریزی می­کنند. برگزاری جلسات پرسش و پاسخ یا انجام نظرسنجی در مورد پروژه­های در دست اجرا یا اجراشده چندان مرسوم نیست و این بدان معنی است که از این سو نیز برای کسب نظرات مردم تلاشی صورت نمی­گیرد. بعد از برگزاری انتخابات شوراها این انتظار می­رفت که منتخبین مردم با ایجاد شوراهای محله، کمیسون­های مشورتی مختلف و متعدد و ارتباط مداوم و منظم با مردم، امکان استفاده از نظرات اقشار گوناگون مردم میسر گردد اما ایشان نیز تا حد زیادی در گیرودار اداری گرفتار آمده­اند و در مواردی خود نیز به بخشی از مشکل تبدیل شده­اند. نمایندگان مجلس نیز بیش از آن که فرصت و یا انگیزه برای کسب ایده از مردم و گروههای اجتماعی را داشته باشند – به ویژه در شهرهای کوچک – عمدتاً شنونده­ی دردها و مسائل و مشکلات شخصی مردم هستند و از این راه نیز امکانی برای دخالت در سرنوشت اجتماعی شهر ممکن نمی­شود.

6. به طور کلی می­توان گفت میزان مشارکت اجتماعی شهروندان در امور جمعی خویش چندان جدی نیست و اگر حضوری نیز به چشم می­خورد بیشتر، حضور فردی و در راستای منافع شخصی است. اکثریت مردم به سواری مجانی عادت کرده­اند و منتظرند یا افراد دیگری پیگیر امور آنها شوند یا حکومت خود نسبت به انجام آن همت گمارد. این نکته قابل انکار نیست که رفتار و کنش مشارکتی افراد مستلزم فرهنگ­سازی، آموزش مردم و تأسیس نهادهای مختلف است که تلاشی در این راستا دیده نمی شود.

کد خبر: 10566


۸ دیدگاه

  • رضانیا
    رضانیا: 9-21-2014 . 1:44 ق.ظ :

    با سپاس از نگارنده ی محترم ایراداتی نظری و محتوایی به بخش هایی از نوشته ی مزبور وارد است که لازم است به آن توجه شود:
    1) از نقطه نظر تئوریک ایراد جدی این نوشته عدم بر قراری ارتباط منطقی میان دیدگاه های نویسنده با داده ها و فاکت های تاریخی است؛ به عنوان مثال نگارنده ی گرامی از عهده ی تبیین این ادعا پیرامون چگونگی ارتباط و نسبت نحوه ی تأمین امنیت و بر قراری نظم با شکل گیری اقشار و طبقات اجتماعی در طول تاریخ بر نیامده است. و اساساً مشخص نساخته اند که این دیدگاه با استناد به کدام نظریه ی اجتماعی و یا تاریخی، طرح گردیده است ؟
    2) مبنا قرار دادن طرح اصلاحات ارضی به عنوان محور تقسیم بندی سازمان زندگی اجتماعی جامعه ی کردستان و قسمت عمده ای از دیگر مناطق ایران فرض نادرست و غیر قابل دفاعی است. اگر منظور نویسنده این است که اجرای اصلاحات ارضی عامل تغییر ساز و کارهای اجتماعی در ایران و کردستان گردید در آن تردیدی نیست اما نباید از این نکته مهم غافل بود که نقش عمده و اساسی را در تغییر مناسبات اجتماعی در ایران و از جمله در کردستان، پروژه ی مدرنیزاسیون ایران توسط بوروکراسی اداری رضا شاه پهلوی بر عهده داشت که از یک سو به از میان برداشتن قدرت نیروهای ایلی و عشایری منتهی شد و از سوی دیگر گسترش و توسعه ی شهرنشینی را موجب گردید اموری که به طور عمده ای ساختار جامعه و تاریخ مدرن کردستان را دگرگون ساخت و جامعه ی کُرد را به صورت جدّی آماده ی مشارکت و حضور در زندگی اجتماعی و سیاسی خود ساخت.
    3) نویسنده ادعای تاثیر و چگونگی اصلاحات ارضی بر رشد و نفوذ گروه های سیاسی در جامعه ی ایران و کردستان را تبیین نساخته اند. به نظر می رسد این نکته مغفول مانده است که اصولاً هدف و نتایجی که از انجام این طرح به دست آمد نه تنها زمینه را برای نفوذ و رشد گروه های سیاسی فراهم نساخت بلکه بر خلاف این ادعا به افزایش قدرت حکومت مرکزی در برابر تنها نیروی باقی مانده ای منتهی گردید که می توانست در برابر شاه عرض اندام نماید و آن هم متزلزل ساختن قدرت بزرگ مالکان بود. در واقع چنان که «هوگلند» در کتاب زمین و انقلاب در ایران اظهار داشته است حمایت شاه از اصلاحات ارضی در واقع منازعه ی میان مستبدی تمرکز گرا و گروهی بود که می کوشیدند اختیارات او را محدود کنند. پس چگونه نویسنده پیامد اصلاحات ارضی در ایران را افزایش نفوذ و رشد گروه های سیاسی در جامعه ذکر می نمایند؟

    پاسخ دهید

    • ابوبکر
      ابوبکر: 9-22-2014 . 5:39 ق.ظ :

      سلام
      بنظرم آن فقط یک مقدمه ست ولی پاراگرافهای بعد مهم است که در ارتباط با عنوان است تا ببینیم ایشان چه توضیحی دارد

      پاسخ دهید

      • خالد
        خالد: 9-23-2014 . 5:32 ب.ظ :

        دوست گرامی از این که به خود زحمت دادید و مطلب بنده را مطالعه نمودید و کامنت مفیدی نوشتید، سپاسگزارم. نظریات مختلفی وجود رابطه قدرت و قشربندی اجتماعی را تحلیل کرده اند: از افلاطون تا هابز و از ماکس وبر تا گیدنز همگی به این مهم اشاراتی داشته اند. در مورد اصلاحات ارضی نیز به عرض میرسانم نظر شما درست است و می بایست به نوسازی یا شبه نوسازی رضاشاه اشاره میشد اما چون مطلب در مورد میزان مشارکت در امور شهری بود لذا بر این باورم اصلاحات ارضی نقطه عطفی در مهاجرت به شهرها است و به توسعه ی کمی و کیفی شهر منجر شد. در مورد کامنت سوم این نکته درست است که شاه میخواست قدرت مالکان از یک سو و کمونیستها را از سوی دیگر کاهش دهد اما در واقع با اصلاحاتی که انجام داد موجب شکل گیری احزاب شهری شد و مبارزات سیاسی جدیتری آغاز شد که ریشه در شهر و بورژوازی سنتی و مدرن داشتند. انقلاب ایران نمونه بارز این ادعا است.
        موفق باشید.

        پاسخ دهید

        • ناشناس
          ناشناس: 9-26-2014 . 1:34 ق.ظ :

          نویسنده ی گرامی پیشنهاد می کنم تا مروری مجدد و تآملی دوباره بر ایرادات ذکر شده در متن مذکور داشته باشید.
          1) در اینجا پرسش از تبیین نظریه ای است که جناب عالی بر پایه ی آن در صدد برآمده اید تا به چگونگی ارتباط و نسبت میان نحوه ی تأمین امنیت با تکوین طبقات اجتماعی پاسخ دهید نه آن چنان که به صورتی کلی مخاطب را به رجوع به نظریات اندیشمندان کلاسیک و مدرن احاله نمایید !؟ آنجا مطلب تان دچار کاستی و نقصان می گردد که دو مفهوم «سلسله مراتب اجتماعی» و «طبقه» را با هم خلط نموده اید. آنچه که شما به آن اشاره دارید یعنی مفهوم «طبقه» اساساً پدیده ای مدرن و تنها متعلق به زمان های اخیر و به ویژه پس از انقلاب آمریکا 1776 و فرانسه 1789 میلادی است که به عنوان تجسم نیرومند اصل نابرابری مورد توجه و مطالعه قرار گرفته است. در حالی که نویسندگان باستان هم چون افلاطون و ارسطو و هم چنین متفکران سده های میانه همانند هابز آن گاه که به توجیه نظم موجود در جوامع مختلف گرایش داشته اند به تبیین آن ها بر اساس مفهوم «سلسله مراتب اجتماعی» پرداخته اند و نه آن چنان که شما ذکر نموده اید بر پایه ی مفهوم «طبقه». (باتامور، 1367، 6)
          2) اقدامات رضا شاه مبانی تأسیس دولت اقتدار گرای مدرن را در ایران فراهم ساخت بنابراین نمی توان از این اقدامات با عنوان شبه نوسازی (اصطلاحی که نخستین بار توسط محمد علی کاتوزیان در آثار نه چندان جدی اش طرح گردید) یاد نمایید.
          3) آیا می توانید رابطه و چگونگی اصلاحات ارضی را با پیدایش و شکل گیری احزاب شهری تبیین نمایید؟ اساساً منظورتان از احزاب شهری چیست؟ برخلاف گفته ی نگارنده آنچه که در نتیجه ی سیاست توسعه ی ناموزون شاه در ایران ایجاد گردید نه تکوین احزاب شهری بلکه پیدایش گروه هایی با مشی مبارزات مسلحانه بود و پُر پیداست که ماهیت و رویکرد سیاسی این دسته از نیروها با آنچه که یک حزب سیاسی انجام می دهد، متفاوت است. نمی دانم شاید منظور نویسنده تاسیس احزاب دولت ساخته ای هم چون حزب «رستاخیز» باشد که آن هم به واسطه ی چگونگی موجودیتش اصولاً با تعریف کارکردی و ماهوی حزب سیاسی مغایر است.

          پاسخ دهید

      • ابوبکر
        ابوبکر: 9-21-2014 . 2:06 ب.ظ :

        سلام
        با تشکر از نویسنده محترم که خلاصه وار موانع و امکانات مشارکت مردم کردستان را کرده اند.
        ولی نگاه امنیتی دولت و حکومت نسبت به کوردستان یک عامل عینی و قابل لمس نیست که مانع همکاری و همیاری مردم شود… ما با عملکرد خود میتوانیم این اعتماد و اطمینان را به او بدهیم که خطری از جانب ما تهدیدش نمی کند و نه ما قصد ستیز و براندازی و تجزیه طلبی داریم….. هر چند تجزیه طلبی بخودی خود بد نیست و اگر با عقل و تدبیر و راستی و خودکفایی همراه باشد کمک بزرگی به دولت مرکزی
        است

        پاسخ دهید

        • ابوبکر
          ابوبکر: 9-21-2014 . 2:45 ب.ظ :

          ادامه:
          ببخشید من چون با موبایلم مینویسم گاهی کلماتی جا میماند.
          گفتید در قانون ساز و کارهایی هر چند محدود برای مشارکت مردم با هم هست…. خوب این بسیار خوب است ما می توانیم از این فرصت های کوچک استفاده کنیم و مشارکت خود را با کارهای ساده و عام المنفعه شروع کنیم بدون در خواست ریالی از دولت و خود را در این رابطه امتحان کنیم….. اصلا شورای شهر یک فرصت دولتی است که برنامه خارج از کشور است که در ایران عنوانش و اعضایی برایش تعیین شده اما یکسره آن را به دولت سپرده ایم و استفاده ای برای مردم ندارد
          اشاره کرده اید به سرمایه اجتماعی
          ما برای جمع آوری این سرمایه آیا نمی توانیم از صاحبان سرمایه و همچنین از دولت قرض بگیریم ؟ آیا نمی توانیم مثلا قسمتی از تولیدات و محصولات خود را در کشورهای همسایه بفروش برسانیم با قیمت بالاتری که پرداخت میکنند یا اینکه اجازه بدهیم تولیدات بعضی کشورهای همجوار در سقز و شهرهای استان بفروش برسد و از فضایی که در اختیار آنها قرار میدهیم و یا با استفاده از ماشین های حمل و نقل از خودمان که در اختیارشان میتوانیم بگذاریم درآمدی فراوان بعنوان سرمایه اولیه جمع کنیم؟
          بانه یکی از شهرهای پر افتخار کوردستان است که مردمش استقلال رای و عملشان بیشتر از دیگر شهرهای کوردستان است یعنی زیاد متکی به دولت و حکومت مرکزی نیستند و بر توانایی های خود تکیه دارند و سعی میکنند راههای دیگری برای کسب درآمد و تامین هزینه های زندگی خود جستجو کنند نمونه بارزش بازارهای آنها مملو از جنس های متنوع و مرغوب تر از کشور بطوری که از بیشتر نقاط ایران خریدار دارد…..

          پاسخ دهید

          • ابوبکر
            ابوبکر: 9-30-2014 . 4:04 ب.ظ :

            ﺩﺭﻭﺩ ﺑﺮ ﺁﻗﺎﯼ ﺭﺿﺎﻧﯿﺎ ﮐﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ دارند

            پاسخ دهید

            • توسلی
              توسلی: 10-5-2014 . 10:38 ق.ظ :

              آقای رضانیا از شما تشکر میکنم که با نقدی عالمانه و محکم با ابن نوشته رو به رو شدید. با نوشته های اینجنینی وزن واقعی افراد و کارهایشان مشخص میگردد. امیدوارم همچنان در این فضا حضور داشته باشید و ما را از اندوخته های علمی تان بهره مند سازید. از آقای نویسنده هم سپاسگزار خواهیم بود اگر کاستیهای کارشان را بپذیرند و به گسترش چنین مواجه ای کمک کنند.

              پاسخ دهید