شارنيوز- اخبار سقز

امروز ۰۴/۱۲/۱۳۹۷
جمعه، ۴ام مهر ۱۳۹۳
۹:۴۸ ب.ظ
محمد علی پرتوی:

نقشی در ابطال انتخابات مجلس ششم در سقز و بانه نداشته ام

722125_5G2EpTH0محمد علی پرتوی نماینده اسبق مجلس شورای اسلامی طی بیانیه ای به یادداشت اصلاح طلبان سقز واکنش نشان داده است. پرتوی از سوی بیگلری -نماینده مجلس- برای فرمانداری سقز مطرح شده است. متن کامل بیانیه وی در پی می آید:

چندی پیش یادداشتی منسوب به جمعی از فعالین سیاسی اصلاح طلب سقز در سایت شارنیوز منتشر شد که به دنبال آن بعضی از کاربران محترم نیز اظهارنظر فرمودند در حقیقت اگر اصرار دوستان نبود و حجت بر من تمام نمی شد و اگر باور نمی کردم گاها که سکوت صدای گورستان است، سکوت را بر نوشتن و پاسخ دادن ترجیح می دادم زیرا به قول معروف شکیبایی در هر دعوایی دواست و طبعا مشکلات مردم آنچنان زیاد است که فرصت مناقشه  رسانه ای را نمی دهد چون هم هدر دادن زمان است و هم نتیجه ی خوشایند نیز از آن حاصل نمی شود.

لازم است به خاطر داشته باشیم که با یک روش غلط می توان با واقعیت ها مقابله کرد و آن را در مسلخ رویاهای ذهنی خود قربانی نمود. اما در حقیقت زمان و وقایع برگشت ناپذیرند لذا قصد مجادله ندارم بلکه روشن کردن پاره ای مسائل از طرفی به راقمین آن نوشتار کمک می کندتا احیانا بارگناهانشان .کم تر شود و از طرفی دیگر سبب می شود تا خوانندگان محترم موضوع را دوجانبه و جامع تر مورد مداقه قرار داده و داوری کنند.

از مضمون مطلب نمایان بود که نگارندگان به قصد تخریب قلم فرسایی و قضاوت کرده اند و متاسفانه هیچ کس را از قلم نینداخته اند. یکی را به خاطر اصول گرایی اش آن دیگری را به خاطر اصلاح طلب نمایی اش، استانداری را به خاطر بی انگیزگی و بنده را به خاطر گذشت تاریخ مصرف، حال قضاوت کنید جز خودشان چه کسی باقی مانده است؟

در اینجا لازم است اذعان کنیم که صافی های ادراکی ما قبل از قضاوت در مورد دیگران باید در مورد خودمان نیز صادقانه حکم دهد شاید اشتباه از ما باشد وگرنه اینگونه برداشتها و اینچنین همه را بکجا زیر تیغ محاکمه قرار دادن اصلا منصفانه نیست. البته ایشان می توانستند لحن و گفتارشان را به نحوی موثرتر بیان کنند و به درجه ای ارتقاء دهند که مخاطب را دچار رنجش نکنند تا به ایشان پاسخ مثبت دهند زیرا قلمرو شخصی دیگران را به سخره گرفتن و انتشار آن شایسته اخلاق سیاسی(به قول خودشان) نیست. این مسائل ما را به حقیقتی ساده و اجتناب ناپذیر رهنمون می سازد که تجربه به انسان می آموزد که چگونه با دیگران تعامل کنیم، مهربان باشیم، به آنها ارج نهیم و برای عقایدشان احترام بگذاریم و صد البته که این روش ها، الگوهای منطقی و منسجمی را می طلبد که فقط در سایه گذشت زمان و کسب تجربه و پایبندی به ارزشهای اخلاقی به دست می آید فلذا آنانکه به بهای کسب تجربه، عمری از آنها گذشته است، برخلاف نظر آنها تاریخ مصرفشان تمام نشده است، بلکه برعکس تاریخ مصرف آنها تازه شروع شده است! اما افسوس که آنها بد حکم داده اند.

ما به تجربه یاد گرفته ایم که می توان با افراد گوناگون که دارای اعتقادات مختلف و چهارچوب های فکری متفاوتند، رابطه عقلانی و انسانی برقرار کرد ودراعماق قلب خود خواستار ایجاد روابطی پایدار بود و این امر به یک استراتژی و الگوی ذهنی خاص نیاز دارد تا دریچه ذخایر ذهن را گشوده و محتوای آن را که لبریز از عشق و مهربانی است خارج کرده، به سوی دیگران ارسال کند و این الگوها همان ادبیات دهه شصت و پایین تر و امروز و فردای من است.

در اینجا سوال بی جواب من از ایشان این است که چرا باید اسیر حدسیات و فرضیات خودکامانه خود شویم؟ چرا با عبارات مبهم و در لفافه سخن گفتن، در غبار ذهن دیگران گم شویم بدون شک مبهم و کلی گویی و یک طرفه به قاضی رفتن رابطه واقعی ما را به نابودی می کشاند آنوقت مردم عادی باید بهای این جدال نافرجام را بپردازند و چه سود که اگر همه انرژی، استعداد و کمالات خود را در این کلمات جاری کنیم و اذهان دیگران را نسبت به نماینده مردم که برای جامعه منشا خیرند مسموم کنیم. همه ما می دانیم که کلام مانند گلی است که هر روز در دست بادی است و به سهولت می توان با آن بازی کرد و از آن استفاده و سوء استفاده کرد و به قول حافظ: آن گل که هر دم در دست بادی است     گو شرم باد تازعندلیبان

بدیهی است هر عاقلی باور دارد که به شیوه غرض و مرض اندیشیدن و قضاوت کردن حقیقت، تیره و تار، صداقت، تباه و از شرافت جز “شر” و “آفت” چیزی دیگر باقی نمی ماند. بیگمان به دلیل دوری نویسندگان یا نویسنده از این ارزشها است که متاسفانه تاکنون نتوانسته به جریان روزمره زندگی راه یافته تجربه یک مسئولیت اجتماعی را حس کند. تا گره از کار دیگران، بدون شعار و همهمه بگشاید، اما صرفا با نوشتارهایی گزنده، دیگران را آزار می دهد و گاها بعضی مسئولین همفکر خود را با توصیه های غیرمسئولانه و بهانه های غیراخلاقی در محدودیت و معذوریت قرار دهد زیرا در دیدگاه ایشان دنیا لایه ای از تاریکی است و لذا همه توجه اش را صرف آن جهت کرده است و فقط به تصورات ذهنی خود استناد می کند و آنها را به گونه ای به تصویر می کشد که عاقبتش نزاع سیاسی و نهایتا خشم و عصبانیت خودش است. ولی ایکاش وقایع را در ذهنش آنگونه مجسم می کرد که به روحیه اش حالت مثبت و سازنده می بخشید آنگاه نامبرده نیز در عرصه خدمت به مردم بدون تنش و هیاهو با تواضع همراه با جریان عادی و نظم جامعه مشارکت می کرد و به جای شعار، مسئولیت پذیری را تجربه می کرد چون مسئولیت پذیری یکی از بهترین مقیاس های تشخیص توانایی و پختگی شخص است.

نویسندگان یا نویسنده مطالب مورد اشاره، اینجانب را متهم به ابطال انتخابات دور ششم سقز و بانه می کند