شارنيوز- اخبار سقز

امروز ۰۴/۱۲/۱۳۹۷
سه شنبه، ۱۵ام مهر ۱۳۹۳
۱۰:۵۷ ب.ظ

آشفتگی بصری

نویسنده ی مقاله
بختیار خسروی

بینایی به عنوان مهمترین حس، می‎تواند به ما آشفتگی دهد و یا سبب آرامش را فراهم کند. در پدیده‎های گوناگون ، وجود تعادل میان فرم و رنگ است که زیبایی، تعادل، آرامش و حظ بصری می‎آفریند. درک زیبایی و لمس آرامش تنها در گستره مخاطبان خاص و هنردوستان خلاصه نمی‎شود و چه بسا می‎توان تمامی اقشار جامعه را ،البته در سطوح مختلف ، با مقوله زیبایی، نظم، لذت بصری و آرامش آشنا کرد. برپایی نمایشگاههای هنری و جشنواره‎ها مجالی است برای اهل هنر تا در کنار معرفی آثار خود، به ارتقای سواد بصری مخاطبان نیز بیندیشند. بازگشت رویداد مهم فرهنگی جشنواره تئاتر کوردی به میان ما را باید بسیار نیک پنداشت و می‎بایست تمامی پتانسیلهای موجود را به کار گرفت تا از جوانب مختلف، درخور و شایسته میزبانی چنین عنوانی بماند. هر گونه اتفاق فرهنگی و هنری نیازمند اطلاع رسانی است و آن نیز به شیوه‎های بسیار گوناگونی فراهم است. در رویدادهایی همانند جشنواره که نیازمند فضاهای گسترده‎ای است و هر سال نیز تکرار خواهد شد، انتخاب گونه مناسب شیوه اطلاع رسانی و ماندگاری آن برای دیگر دوره‎ها، هم ایجاد ثبات خواهد کرد و هم با دیگر اتفاقات جاری در سطح شهر نیز متمایز خواهد ماند. در یک جشنواره هنری اینچنین آیا تنها توجه به اجرای تئاتر مهم است یا تمام جوانب فضا باید سنجیده شوند؟ اگر میزان حضور و سطح کیفی متون و اجراها را در جشنواره تئاتر به عنوان بطن و محتوای جشنواره بپذیریم، فضای دیداری و نحوه مدیریت و هماهنگی‎ها را به عنوان شکل و ظاهر جشنواره می‎توان نامید. خواسته یا ناخواسته، خاطرات بصری ذهن آدمی بیشترین سهم را در ثبت وقایع دارند و این مهم ما را ملزم می‎سازد تا به منظور ایجاد ماندگارترین خاطرات، به مقوله تاثیرات بصری محیط اطراف عنایت بیشتری داشته باشیم. امروزه گرافیک محیطی به عنوان یکی از علوم تاثیرگذار به اتفاق علوم دیگری همانند فیزیک، جامعه شناسی، الکترونیک، شیمی و روانشناسی با چاشنی خلاقیت به دنبال آن است تا بیشترین اثرگذاری را در مخاطبان ایجاد کند. عدم توجه به گرافیک محیطی در فضای جشنواره تئاتر کوردی نه تنها ایجاد حظ بصری نمی‎کرد بلکه چشم را نیز آزار می‎داد. عدم وجود پیکتوگرام و بوردهای مناسب سبب آشفتگی شده بودند . بنرها و پوسترهای “از هر در سخنی” هیچگونه هماهنگی با کلیت جشنواره نداشتند و نشان از اعمال سلیقه‎های گوناگون دست اندرکاران داشتند. طراحی صحنه که از اصول تئاتر به شمار می‎رود و بر لزوم شناخت عوامل بصری تاکید دارد، می‎بایست در همه جا مورد عنایت باشد مثلا بی‎توجهی به طراحی فضای نشستهای نقد و بررسی، سالن انتظار و فضای کارگاهی ویژه. وجود بی‎نظمی در اجرای برنامه‎ها و یا در میان مخاطبان را نمی‎توان به تنهایی به مجریان جشنواره نسبت داد، تاثیر ناخودآگاهی که آشفتگی و بی‎نظمی و بی‎هدف بودن طراحی فضاها و چشم اندازها بر روان آدمی می‎گذارد نیز سهم بسیار دارند. آثار و تجربیات پیشین نشان می‎دهند که این پدیده، ارتباطی با نوع مکان با کاربری خاص و یا حتی مخاطبان خاص ندارد. مطب یا بانک یا هر فضای عمومی دیگری را که در فضاهای شلوغ و پرجمعیت قرار دارند را مورد بررسی قرار داده‎اند{ در جاهایی که از طراحی داخلی ساکن و آرام و منظم پیروی شده‎است، شاهد مراجعین با صبر و آرامش بیشتری هستیم.} این نتیجه‎گیری را به هر مکان دیگری می‎توان ارتباط داد به خصوص در زمانهایی همانند جشنواره که ممکن است تعداد مخاطبین از ظرفیت مکان بیشتر باشد.

در دنیای امروز تعاریف جدیدی از هنرها و محدوده اختیارات آنها می‎شود. دیگر اصرار و پافشاری بر مشخص کردن مرز میان هنرها به آسانی امکان پذیر نیست و سمت و سوی خلق آثار هنری نیز به گونه‎ای است که میل به ادراک بیشتر و افزایش دانسته‎ها نسبت به دیگر مقوله‎های هنر و اجتماع، بیش از پیش دیده می‎شود همانا که دستاوردهای هنری تاثیرگذاری بیشتری را نیز سبب خواهند شد. جای خالی صاحبنظران و فعالان دیگر شاخه‎های هنری همانند نقاشان، گرافیستها، موزیسینها، عکاسان، معماران و .. در فضای جشنواره تئاتر کوردی بسیار به چشم می‎خورد. چه بسا حضور بخشی از این اساتید می‎توانست در قالب کمیته‎های فنی و تخصصی، می‎توانست فضای جشنواره را از بسیاری کاستی‎ها برهاند. اما چیدمان دانسته‎ها و تجربیات هنرمندان مختلف در به ثمر نشاندن رویدادی بزرگ همانند جشنواره، اگرچه سهل نیست بلکه در شرایط کنونی محال به نظر می‎رسد. دلیل آن را در بسیاری نکات می‎توان یافت. فریادهای “من هنر هستم “و برافراشتن پرچمهای یکی از یکی بزرگتر انجمنها و اشخاص مشتاق هنر، مجالی برای اختلاط و سمت و سو دادن به هیچ جریانی را نمی‎گذارد. انگار که ساختن برج و باروهای فاخر و به شمار نیاوردن دیگری، نشان از بزرگی و عظمت است. به قولی پیش از ورود مقوله تئاتر و جشنواره و هر رویداد دیگری می‎بایست ابتدا فرهنگ آن را وارد کرد. تا زمانی که فرهنگ و ادراک جمعی به این نتیجه نرسد که هدف از چنین اتفاقاتی بسیار وسیع‎تر و گرامی‎تر از خودنمایی‎ها و بر طبل کوبیدنها و بر فرق‎سر کوبیدنها است، اتفاقی فرهنگی رقم نخواهد خورد.

کد خبر: 10788




    مطالب مرتبط:


۳ دیدگاه

  • كاوه
    كاوه: ۷-۱۶-۱۳۹۳ . ۱۱:۲۱ ب.ظ :

    زنده باشي آقاي خسروي. از خواندن اين يادداشت لذت بردم. اميدوارم مسئولين چنين جشنواره هايي هم آن را مطالعه كنند و به كار بندند. با فاصله گرفتن از اين جشنواره جاي خالي چنين نقدهايي به خوبي حس مي‌شود.

    پاسخ دهید

    • مجنون 258
      مجنون 258: ۷-۱۹-۱۳۹۳ . ۳:۴۲ ق.ظ :

      سلام
      دستت دردنكنه كاك بختيارعزيز
      حقيقتاً نقد جالبي بود
      .
      نمك در كام دوست، شيرين تر از شهد و شكر گردد !!!!
      جگرهٰااا خون شود، تا يك پسر مثل پدر گردد !!!!!!
      .
      (درود بر شرافت پدران زحمتكش)

      پاسخ دهید

      • سور
        سور: ۷-۱۹-۱۳۹۳ . ۱۱:۳۰ ق.ظ :

        متاسفانه هنرمندان جامعه ما انسانهایی تک بعدی هستند و همین امر آنان را از معنای اصیل هنر و هنرمند بودن دور میکند و بیشتر هنرمند نما هستند..نقاشان .گرافیستها..عکاسان و معمارانی که تاتر نمی بینند و تاتریهایی که به نمایشگاه نقاشی نمی روند و بی تفاوت از کنار هم می گذرند….

        پاسخ دهید