شارنيوز- اخبار سقز

امروز ۲۸/۰۷/۱۳۹۸
دوشنبه، ۲۶ام آبان ۱۳۹۳
۷:۵۶ ب.ظ

کاروانسرای تاجوانچی تکه ای چروک خورده از شناسنامه سقز

نویسنده ی مقاله
محمد باغبانی

در خاطرات نوستالوژیک دوران کودکی بسیاری از ما، به گونه هایی تصاویر مبهمی از کاروانسرای تاجوانچی در بافت تاریخی سقز به یادگار مانده است. این تصاویر گاهی توأم است با غروری عجیب در درون احساس خوب سقزی بودنمان. احساسی که چند نسل با آن زندگی کرده اند، بازنشستگان و کهنسالان دل سوخته آثار تاریخی هم از روزهای خوش این کاروانسرا حکایت ها در سینه دارند. در آرشیوهای میراث فرهنگی سقز این کاروانسرا اینگونه توصیف شده است: کاروانسرای تاجوانچی(سرای اتحاد)در ضلع غربی حمام حاج صالح سقز بقایای کاروانسرایی قدیمی قرار دارد که اکنون بخشهایی ازضلع شمالی آن باقی مانده است. طرح آن شامل یک حیاط مستطیل شکل با آب نمایی در وسط و ردیف حجره هایی بوده که تعدادی از آنها هنوز موجود است ساختمان سرا در دو طبقه بنا شده بود دارای ستونهای استوانه ای آجری و پایه‌ ستونهای مربعی آجری و ردیف قوسهای نیم دایره و تنگ گذاری به صورت دیوار باربر در فضای نیمه باز مشرف به داخل حیاط است و همچنین طبقه فوقانی دارای ردیف ستونهای چوبی سبک معماری منطقه شمال غرب ایران بوده است.(آرشیو میراث فرهنگی)

کاروانسرا در سالهای دور

کاروانسرا در سالهای دور

در برخی از اسناد، تاریخ افتتاح این کاروانسرا را سال 1290 هجری-شمسی و در اواخر دوران قاجاریه ذکر شده کرده اند. آنطور که در مستندات تاریخی آمده تاجران معتبر ایرانی و عثمانی تا اوایل دوره ی رضاشاه که مصادف و همزمان با پایان امپراطوری عثمانی و آغاز جمهوری مصطفی کمال در ترکیه بوده در مراکز تجاری ایران از جمله سقز به داد و ستد می پرداختند.

اما در حال حاضر این بازار کهن ویرانه ای بیش نیست که مأمنی گشته برای مواد فروشان و معتادان و مملو از زباله و نخاله. ضمناً وجود مغازه ها و دستفروشانی که به کهنه فروشی و مرغ فروشی مشغول اند، قلب شهر را به دخمه هایی تبدیل کرده اند که دل هر شهروند سقزی را به درد می آورد. پرسش مهم این است که تا چه زمانی باید دست روی دست گذاشت و ویران شدن یادگار پدران تاجر خود را نظاره گر باشیم. تا چه زمانی باید منتظر باشیم تا شاید از ما بهتران یا موجوداتی از کرات دیگر ناگهان در شهرمان ظهور کرده و سامان دهند همان هایی که ما نتوانستیم ساماندهی نماییم. آنچه تا بحال ثابت شده این است که هيچكس گاري ما را به قطاري تبديل نخواهد کرد و هيچ كس منتظر مهلت خميازه ما نيست و هيچ كس منتظر خواب ما نيست كه به پايان برسد.

آری میراث پدران ما را یهودی ها آمدند و بردند و یادگارهای به یغمار رفته ما توسط آنها، اکنون در موزه های اروپا و اسراییل غاصب خاک می خورند، اگر آنها آنچه که متعلق به ملت ماست بردند و خوردند، باید منصفانه باشد که کاروانسرای به جا مانده از آنها هم نصیب سقز و سقزی هایی شود و این مکان تاریخی بازسازی شده و در نهایت جهت تبدیل آن به آثار ملی تلاش نمود.

ضمناً مالکیت این کاروانسرا متعلق به خانواده های حسنی، وثوقی و تاجوانچی است، شکل گیری این مجموعه نتیجه اتحاد سه خانواده مذکور است و شاید به همین دلیل به آن سرای اتحاد هم می گویند. هرچند پس از رفتن یهودی ها سهم یهودی ها از این بخش بازار به دولت رسیده است. و مطابق شنیده ها این سهم را حدود شش ماه قبلی فردی به قیمت حدود 370 میلیون تومان خریداری کرده است.

مثل اینکه در سالهای گذشته هم تفاهم نامه ای در فرمانداری سقز منعقد شده است که مقرر گردیده بازار 30 درصد، شهرداری40 درصد و میراث فرهنگی 30 درصد هزینه ها را بصورت مشارکتی بپردازند تا این کاروانسرا بصورت سنتی بازسازی گردد. هرچند پیش نیاز این کار تفکیک ملک مذکور است تا ثبت ملی صورت پذیرد و میراث فرهنگی بتواند در آن هزینه نماید. شایان ذکر است چون این سرا در بافت تاریخی شهر است تبدیل کردن آن بر طبق خواسته مالکین به پاساژ غیر ممکن خواهد بود. لذا بدینوسیله اعضای دوره چهارم شورای شهر و شهرداری سقز آمادگی خود را برای هرگونه همکاری جهت بازسازی و احیا اعلام می نمایند.

tajavanchi (11)

tajavanchi (8)

tajavanchi (10)

tajavanchi (9)

tajavanchi (7)

tajavanchi (6)

tajavanchi (4)tajavanchi (5)

tajavanchi (3)

tajavanchi (2)

tajavanchi (1)

کد خبر: 11436




    مطالب مرتبط:


۳ دیدگاه

  • Rahman Javanmardi
    Rahman Javanmardi: ۸-۲۷-۱۳۹۳ . ۱۱:۳۲ ب.ظ :

    عكسها و توجه‌ نویسنده‌ به‌ این كاروانسرا بسیار هم بجاست. دست شما درد نكند.

    لایك من برای تصاویر و موضوع میراث فرهنگی بود.

    اما دو مطلب را در رابطه‌ با این نوشته‌ می خواستم به‌ حساب لایك من نگذارید:

    نویسنده‌ بسیار گرامی در پاراگرفی نوشته‌ است:
    “اما در حال حاضر این بازار کهن ویرانه ای بیش نیست که مأمنی گشته برای مواد فروشان و معتادان و مملو از زباله و نخاله. ضمناً وجود مغازه ها و دستفروشانی که به کهنه فروشی و مرغ فروشی مشغول اند، قلب شهر را به دخمه هایی تبدیل کرده اند که دل هر شهروند سقزی را به درد می آورد.” (از ابتدای گیومه‌ تا آخر از گزارش مذكور نقل شده‌ است رحمان)

    برخورد و دید مجرمانه‌ به‌ معتادین كه‌ مانند معتادین به‌ قند و چربی وو سیگار در زمره‌ مریضهای جامعه‌ ما هستند و معقول نیست آنها را تحقیر كنیم و تازه‌ متعاقب آن آوردن افراد بی بضاعت یا همراه كردن آنها با مواد فروش یك قضاوت تبعیضگرانه‌ است. شهروندان معتاد را نمی توان مجرم دانست چه‌ رسد مرغ و دست فروش یا كهنه‌ فروش را كه‌ نه‌ تنها مجرم و مریض نیستند بلكه‌ بسیار هم با شرافت و زحمتكش هستند. قاعدتا درست كردن و بازسازی یا هر توجهی به‌ این اثر قدیمی و عزیز ربطی به‌ شكل و سر و وضع این انسانها كه‌ نباید داشته‌ باشد. مثلا اگر طلا فروشی بودند بهتر تعمر می كردند. ارتباط عدم توجه‌ مسولین یا مردم شهر به‌ بازسازی یا نگهداری از آن را با حضور مرغ فروشها نتوانستم درك كنم.

    در پارگراف بعدی بسیار غیر مترقبه‌ “یهودیها” دزد و مسئول وضعیت كنونی این كاروانسرا قلمداد شده‌. این رویكرد تبعیض مذهبی و نژادی را از خود بروز می دهد. همانگونه‌ همه‌ مسلمانان را نمی توان مجرم و قاتل دانست با این بهانه‌ كه‌ گروه‌های تندرو سنی و شیعه‌ و یا حكومتهای اسلامی مجرم و مقصر هستند، یهودیها را هم به‌ بهانه‌ دزدی فلان “مستشرق یهودی تبار” نمی توان تعمیم داده‌ و یك كاسه‌ دزد كنیم. پاراگراف مورد نظر با این برخورد انگار خواسته‌ است موضع سیاسی خود نسبت به‌ اسرائیل را هم بیان كند. اسرائیل “غاصب قدس” را غاصب كاروانسرای قدیمی شهرمان كردن هم بسادگی قابل اثبات نیست. تاثر و تاسف برای فلسطینیها یك واقعیت قابل دفاع است اما نباید همبستگی ما برای فلسطین باعث شود در هر داستانی هم آنها را شركت بدهیم و هر سنگی هم از آسمان بسرمان بارید تقصیرش بگردن آنها نمی توان گذاشت. گذشته‌ از این موضوع دزدیهای آثار قدیمی ما مانند هر مساله‌ دیگر اجتماعی و سیاسی كاریست كه‌ باید در مورد آن تحقیق كرد و مادامیكه‌ این تحقیق انجام نشده‌، نمی توان و ممكن نیست تهمت و اتهام به‌ كس یا گروه اجتامعی بزنیم. چی بكجا و چگونه‌ رفته‌ است؟ استنادت می خواهد، گتره‌ای و كیلویی نمی توان هیچ كس را متهم كرد سهل است یك ملت و مذهب بزرگ در جهان را.
    همه‌ پاراگراف در زیر در گیومه‌ آمده‌ است:
    “آری میراث پدران ما را یهودی ها آمدند و بردند و یادگارهای به یغمار رفته ما توسط آنها، اکنون در موزه های اروپا و اسراییل غاصب خاک می خورند، اگر آنها آنچه که متعلق به ملت ماست بردند و خوردند، باید منصفانه باشد که کاروانسرای به جا مانده از آنها هم نصیب سقز و سقزی هایی شود و این مکان تاریخی بازسازی شده و در نهایت جهت تبدیل آن به آثار ملی تلاش نمود.”

    بازهم به‌ نویسنده‌ و ادیتورهای شارنیوز خسته‌ نباشید می گویم و از این گونه‌ گزارشها نیز بشكل بی تعارفی استفاده‌ می كنم. تنها یك بار دیگر تاكید می كنم كه‌ تاریخ، هنر و فرهنگ را نمی توان و نباید به‌ سیاست ورزیهای مرسوم تقلیل داد.

    عضو شويد تا بتوانيد نظر دهيد. ]

    • همشری
      همشری: ۱۱-۲۳-۱۳۹۳ . ۳:۰۸ ب.ظ :

      ویرانه بماند بهتر از فروش به ( ج . ر) و نابود کردن آن توسط شهرداری است .
      . جناب آقای باغبانی عزیز . با سلام و اردات
      ایا صحیح نمی دانی که شماها که در جایگاه شورای شهر هستی و کارهای شهرداری را نظاره میکنید به جای تاسف به باز سازی آن با یک مطالعاتا و پژوهشی و طرح معمارانه آن اقدام کنید.

      عضو شويد تا بتوانيد نظر دهيد. ]

      • سیروان
        سیروان: ۲-۱۹-۱۳۹۴ . ۱۰:۳۱ ق.ظ :

        با سلام و عرض خسته بناشید به شما جناب باغبانی شورای محترم شهرستان سقز و کسانی که به خودشان زحمت داده اند این مقاله را مطالعه کرده و انتقادات سازنده ارائه داده اند.
        بنده با توجه به درک مفهومی از این مقاله عرض کنم که جناب باغبانی به هیچ وجه به هیچکدام از مشاغل شریف اعم از کهنه فروش و مرغ فروش توهین نکرده اند. منظور ایشان از نظر زیبا شناختی شهر و مکان تاریخی و موقعیت بازار نسبت به دیگر نقاط شهر میباشد که باتوجه به اینکه این مکان تاریخی در قلب بازار شهر واقع است باید دارای اهمیت بیشتر و زیبایی هرچه تمامتر باشد و کسانی که در این بازارچه مشغول به کار هستند از نظر زیبایی و انظبات در وحله ی اول مشاغل باشد اما متاسفانه مشاغلی که در این بازارچه هستند به دلیل ظاهر و نیاز شغل هیچ گونه نظم و نظافتی ندارند و چهره محل تاریخی را به مکانی ویرانه تر تبدیل کرده اند. مواد فروشی شغل نیست جنایتی است که در ملا عام صورت می گیرد و هیچ کدام از شماهایی که نسبت به همه چی اعتراض دارید و نظر میدهید هیچ عکس العمل اجتماعی نسبت به این جنایت انجام نمی دهید.همه ما در این مورد مقصر هستیم اما متاسفانه تنها کاری که بلدیم ادعا و لاف زدنی بیش نیست. این جنایت در هیچ کجا مورد پسند عام نیست و نباید در چنین مکانهایی وجود داشته باشد که صد البته در این مکان به لطف همشهریان ارجمند بسیار بیشتر از دیگر نقاط است.
        در پایان از زحمات شما مهندس باغبانی و دیگر کسانی که این جرات و زحمت را به خود می دهند که در این رابطه ها تحقیق میکنند سپاس گذارم. به امید اینکه شهری زیبا و جامعه ای فرهیخته در انتظارمان باشد….. sirwan.sewa

        عضو شويد تا بتوانيد نظر دهيد. ]