شارنيوز- اخبار سقز

امروز ۰۸/۰۷/۱۳۹۹
یکشنبه، 7th دسامبر 2014
1:44 ق.ظ
به بهانۀ 16 آذر

دانشجو، دانشگاه و جامعه

نویسنده ی مقاله
زاهد شریف پور

نامگذاری روزها و هفته ها تقریباً در تمامی کشورها یک رسم است مانند روز کارگر، روز زن، روز صلح و… . ایران نیز از این امر مستثنی نبوده و در این میان دانشجو را نیز از سایر اقشار جدا نکرده و روزی هم به این قشر اختصاص یافته است. اما در اصل هدف از هرنوع نامگذاری استمرار آن حرکت، جریان و یا رویداد است و اینکه این راه بایستی ادامه پیدا کند. 16 آذر یکی از این رویدادهاست که در تاریخ ایران ماندگار شده و به دانشجو اختصاص یافته است. در این روز یادی می شود از سه تن از دانشجویان دانشکدۀ فنّی دانشگاه تهران ( شهیدان احمد قندچی، آذر شریعت رضوی و مصطفی بزرگ نیا ). همۀ ما در مورد چند و چون اتفاق آن روز شنیده ایم و هدف این یادداشت بازگویی ماجرا نیست. 

علی شریعتی در مورد آنان می گوید: « …این سه یار دبستانی که هنوز مدرسه را ترک نگفته اند، هنوز از تحصیلات شان فراغت نیافته اند، نخواستند – همچون دیگران- کوپن نانی بگیرند و از پشت میز دانشگاه به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خویش فرو برند. از آن سال چندین دوره آمدند و کارشان را تمام کردند و رفتند، اما این سه تن ماندند تا هرکه را می آید بیاموزند و هرکه را می رود سفارش کنند، آنها هرگز نمی روند و همیشه خواهند ماند، آنها شهیدند… ». 

دانشجو به عنوان قشر با سواد و فرهنگی جامعه افزون بر شخصیت اجتماعی که دارد باید الگویی باشد برای رفتار و تفکر دیگران که این مهم باید در علم و عمل وی نمود پیدا کند. در یک جامعۀ دموکراتیک برپایۀ اصل ” یک نفر، یک رأی ” هیچ قشری بر سایر اقشار برتری ندارد و هرکدام بایستی در چهارچوب قانون و برحسب حقوق و تکالیف خود بایستی عمل کنند، اما در ایران به دلایلی از جمله عدم فعالیت احزاب در سطح ملی، نبود مطبوعات مستقل، عدم فعالیت سندیکاها و اتحادیه های مختلف و … وضعیت تا حدودی متفاوت است و از سوی دیگر در ایران کمتر کسی حاضر خواهد بود وقت و توان خود را در امور و فعالیت های فرهنگی- اجتماعی و سیاسی هزینه کند و به نوعی به کار دراز مدت به صورت آهسته و پیوسته بپردازد اما این امر در مورد مقاطع خاصی مانند انتخابات سراسری که معمولاً احساسات موجب بسیج عمومی می شود متفاوت است در نتیجه این نقش بیشتر بر دوش دانشجویان و تا حدودی روزنامه نگاران مستقل خواهد افتاد و در طول تاریخ – چه در داخل و چه در خارج ایران- نیز دیده ایم که بیش تر تغییرات و تحولات و جهش های فکری از دانشگاه شروع شده است و در دانشگاه است که ابعاد شخصیت فرد شکل می گیرد و مؤید این امر شخصیت تنوع طلب و تحول طلب دانشجو می باشد.

هم اکنون جامعۀ دانشگاهی و دانشجویی ایران بسیار گسترده است و به راحتی نمی توان حتی در مورد کلیات آن نظر داد. گسترش آموزش عالی در ایران از طریق دانشگاه های دولتی، آزاد، پیام نور، علمی کاربردی و… در مقاطع مختلف تحصیلی باعث شده است که نتوان به راحتی در مورد آنان گفت و نوشت و اگر دانشگاه را به عنوان یک سیستم در نظر بگیریم ابتدا باید این سؤال را از ذهن گذراند که هر فرد به چه دلایل، انگیزه ها و مقاصدی وارد دانشگاه می شود؟ پس از ورود به دانشگاه، آن محل چه تأثیری بر وی خواهد گذاشت؟ و نهایتاً خروجی آن چیست؟ در شرایط فعلی و گسترش آموزش عالی، عوامل دیگری همچون مشکلات اقتصادی، نبود فرصت شغلی در آینده و … دانشگاه رفتن می تواند تنها یک امید برای تأخیر در بیکاری جوانان به حساب آید. پس عملاً می بینیم که انتخاب بهترین و دلبخواه ترین مسیر برای یک جوان مفهومی نخواهد داشت چراکه اکثراً نه سرمایه ای دارند و نه تجربۀ کار فنی و می توان گفت در این انتخاب مختار نیست. در اینجاست که علایق و استعدادهای وی مجال شکوفایی نخواهند داشت.

اثرات محیط را هم اگر بخواهیم بر دانشجو بررسی کنیم، کافی است مقایسه کنیم مراکز دولتی را با سایر مراکز از لحاظ خدمات، امکانات و فضاهای آموزشی و تراکم دانشجویان که با هم متفاوت هستند، هنگامی که دانشجو به دانشگاه وارد می شود تا حدودی از درگیری های ذهنی وی کم خواهد شد، اما پس از مدتی با این واقعیت روبرو می شود که بعد از فارغ التحصیلی با مشکلاتی از جمله شغل، مسکن، ازدواج و … درگیر خواهد بود و این در شرایطی است که روز به روز از ارزش تحصیلات کاسته می شود و بهترین حالت ممکن هنگامی است که تناسبی وجود داشته باشد در بین رشتۀ پذیرفته شدۀ دانشگاهی و علایق دانشجو در غیر این صورت فرد متوجه خواهد شد که علی رغم آن همه مشقّات نه تنها به چیزی که طالب آن بود دست نیافته بلکه علایق و توانایی های خود را در مسیری دیگر صرف کرده است. این موارد را اگر در کنار هم بگذاریم به نوعی باید به دانشجو حق داد که نه تنها نسبت به اطرافیان و جامعه بلکه حتی نسبت به خود نیز بی تفاوت باشد و این است سرآغاز یک بحران دیگر : « بی تفاوتی، عدم آگاهی و نبود احساس مسئولیت در دانشجو » و یک بیگانگی اجتماعی به تمام معنا.

بدون شک محیط دانشگاه و دانشجو دو عنصر تأثیرگذار بر فرهنگ هر جامعه اند. علاوه بر اینکه سهم به سزایی در پیشرفت و هدایت جامعه برعهده دارند. تأثیر مثبت و مطلوب دانشگاه و دانشجو بر جامعه در گرو فعلیت یافتن هویت واقعی دانشجو و دانشگاه است و اگر این هویت به درستی پیدا نگردد نه تنها طرفین بلکه جامعه نیز ممکن است به سمت انحراف پیش برود.

در مواجهه با این مشکلات، توجه به موارد زیر ضروری می نماید:

– فعال نمودن انجمن های مستقل دانشجویی در قالب انجمن های علمی، فرهنگی و سیاسی جهت خروج دانشجویان از حالت انفعال، به گونه ای که مجال برای حضور همۀ جریان ها وجود داشته باشد تا دانشجو بتواند آزادانه حرف بزند، نقد کند و به چالش بکشاند.

– تلاش در راستای آشتی دادن جوانان و دانشجویان با کتاب و کتابخوانی در جهت ایجاد روحیۀ پرسشگری. چرا که پرسشگری و کنجکاوی کلید دانش و توسعۀ معرفت بشری است تا جایی که دانشجو بتواند لا اقل در رشتۀ تحصیلی خود سؤال تولید کند و قادر به یافتن مجهول در رشته اش باشد.

– بازنگری و بازبینی در قوانین جذب دانشجو به گونه ای که این کار در راستای تأمین نیروی انسانی مورد نیاز در بخش های مختلف باشد.

کد خبر: 11730