شارنيوز- اخبار سقز

امروز ۰۸/۰۷/۱۳۹۹
شنبه، 31st ژانویه 2015
9:50 ب.ظ

وحدت؛ استراتژی سیاسی یا تمرین مدارا؟

نویسنده ی مقاله
فرهاد امین‌پور

1. مقوله‌ی وحدت مذاهب اسلامی را به عنوان گفتمانی که در چند دهه‌ی اخیر در میان بسیاری از کشورهای اسلامی مورد توجه قرار گرفته‌است به‌طور کلی می‌توان در دو سطح بررسی کرد: سطح اول در روابط میان کشورهای اسلامی که دارای اقلیت‌ها و اکثریت‌های شیعه یا سنی هستند و سطح دوم در وضعیت سیاسی، فرهنگی و اقتصادی حاکم بر هرکدام از این اقلیت‌ها و نسبت‌شان با حکومت‌های مرکزی که به نوعی اکثریت مذهبی را نمایندگی می‌کنند؛ دو سطح نسبتاً متفاوتی که به شکل عجیبی در هم تنیده‌ و به مناسبات سیاسی، فرهنگی و حتی اقتصادی حاکم بر منطقه‌ی خاورمیانه و جهان اسلام در چند دهه‌ی گذشته شکل داده‌است. البته در این میان نباید وضعیت کشورهایی مانند سوریه و بحرین را از نظر دور داشت که نسبت یادشده در آن‌ها معکوس است، یعنی دارای اقلیت مذهبی حاکم و اکثریت مذهبی تحت سلطه می‌باشند.

به‌راستی چرا با وجود اظهار علاقه‌مندی تعداد زیادی از کشورهای اسلامی به تحقق این امر، روز به روز بر دامنه‌ی اختلافات مذهبیِ منتهی به رقابت‌‌های سختِ سیاسی و حتی نظامی در هر دو سطح مورد نظر افزوده شده و ظهور گروه‌های افراطی مذهبی، در حال تبدیل شدن به یک الگوی سیاسی، فرهنگی و نظامی پایدار در خاورمیانه و در میان کشورهای اسلامی است؟ آن‌چه وحدت مسلمانان خوانده می‌شود چگونه محقق می‌شود و نزدیک شدن و همزیستی مذاهب اسلامی به چه الزامات و زمینه‌هایی نیاز دارد؟ چگونه می‌توان زمینه‌‌ها و بسترهای یادشده را ایجاد کرد؟

2. بر اساس آن‌چه باورمندان به این گفتمان ادعا می‌کنند هدف از وحدت به معنای یکی شدن شریعت و قوانین و ترک و تعطیل کردن مباحثات و مناظرات علمی در میان مذاهب اسلامی نیست. به گفته‌ی این گروه‌ها، با حفظ وحدت و یکپارچگی نیز ‌می‌توان به مناظره با بهره‌گیری از روش‌های علمی و رعایت آداب گفتگو پرداخت و این‌کار منجر به شناخت صحیح یکدیگر و تقریب و در نتیجه وحدت می‌شود.

اما آن‌چه در عمل اتفاق افتاده است گسترش شکاف و معطوف شدن هرچه بیشتر میل طرفین از مناظره و گفتگوی علمی به سوی تخاصم و برخوردهای آشکار و رقابت‌های نظامی و تسلیحاتی و بروز جنگ‌های نیابتی در کشورهایی مانند سوریه، عراق، لبنان و یمن بوده‌است. ظاهراً رویکرد یادشده حامل یک تناقض درونی است زیرا با توجه به وجود نظام‌های سیاسی اغلب اقتدارگرا در کشورهای اسلامی، ماهیت و منطق گفتگو همواره نسبت به مرزهای سیاسی آن‌ها تغییر کرده و این اکثریت غالب است که در نهایت، شرایط گفتگو و چگونگی رسیدن به وحدت را تعیین و با توسل به توان سیاسی و تبلیغاتی خود بر اقلیت تحمیل می‌کند؛ امری که در روابط میان این کشورها به بهانه‌ای متقابل برای نادیده‌انگاری و سرکوب اقلیت‌ها تبدیل شده‌است. بر همین اساس اکثر کشورهای مسلمان و درگیر در این وضعیت، همواره از اقلیت‌های مذهبی درون مرزهای خود و هم‌چنین اقلیت‌های مذهبی ساکن در کشورهای رقیب، به عنوان کارتی برای فشار، گرفتن امتیاز و تحمیل شرایط مورد نظر خود استفاده کرده‌اند.

3. وحدت‌گرایی قبل از آن‌که یک گفتمان برآمده از نیاز به هم‌زیستی مسالمت‌آمیز، احترام متقابل، به رسمیت شناختن حقوق دیگری و درک ضرورت‌های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی دنیای جدید و معطوف به تغییر مناسبات زندگی سیاسی و فرهنگی در میان مسلمانان باشد، یک استراتژی سیاسی برای قدرتمند شدن مسلمانان در برابر دشمنان خارجی است. به بیان دیگر پیش از ظهور برخی نوگرایان دینی مانند سیدجمال اسدآبادی و ضرورت پرداختن به آن‌چه او بیداری اسلامی و اتحاد مسلمین برای مبارزه با استعمار، گسترش نفوذ غرب و جلوگیری از تضعیف مسلمانان در برابر فرهنگ و مدرنیته‌ی غربی و سلطه‌ی دیگر ادیان می‌نامید، دغدغه‌ای برای ایجاد وحدت و همگرایی در میان مسلمانان به شکل آشکار و به مثابه یک نیاز وجود نداشته‌است. به عبارت دیگر زمینه‌های ظهور چنین گفتمانی، قبل از هر چیز حاصلِ ترس از دیگری و تحمیل شده از بیرون است.

4. مسلمانان برای نزدیک شدن هر چه بیشتر به یکدیگر و رسیدن به همگرایی، قبل از هر چیز به بازاندیشی در ساختارهای سیاسی، گسترش دمکراسی، نهادینه ساختن فرهنگ رواداری و احترام به یکدیگر و به رسمیت شناختن قانونی حقوق همه‌ی اقلیت‌ها از جمله اقلیت‌های مذهبی نیاز دارند. تجربه نشان داده است که حتی در نظام‌های سیاسی غیردینی که از دیکتاتوری و اقتدارگرایی رنج می‌برند خطر بروز جنگ‌های فرقه‌ای و مذهبی وجود دارد. وضعیت دردناکی که امروزه در کشورهایی چون سوریه و عراق دیده می‌شود نمونه‌های آشکاری برای اثبات این موضوع است. به بیان دیگر آن‌چه بیش از هرچیز می‌تواند به تداوم وضعیت نامطلوب کنونی کمک کند اقتدارگرایی منتهی به سرکوب و بزرگ شدن گسل‌های فرهنگی، مذهبی، قومی و… است که نتیجه‌ای جز بازتولید خشونت و افراط‌گرایی ندارد. به باور این قلم، نخبگان سیاسی و رهبران کشورهای اسلامی بهتر از هر زمان دیگری این واقعیت را درک کرده‌اند که عزت، رفاه، سربلندی، هم‌زیستی و هر آن‌چه وحدت و همگرایی مسلمین خوانده می‌شود تنها از رهگذر گسترش فرهنگ مدارا، احترام متقابل، شفافیت و پاسخگویی و دخالت مردم در سرنوشت‌شان ممکن خواهد شد. نیاز به تغییری که باید دید آیا حکام کشورهای مسلمان به آن تن خواهند داد یا هم‌چنان ترجیح می‌دهند در مقابل حفظ قدرت‌شان به وضعیت خطرناک و دردناک کنونی ادامه دهند.

کد خبر: 12612