شارنيوز- اخبار سقز

امروز ۲۷/۰۷/۱۳۹۸
دوشنبه، ۱۳ام بهمن ۱۳۹۳
۱۱:۲۳ ق.ظ
ویدیو

“ژانی گه ل” روایتی موسیقایی از تراژدی شنگال

تصوير شنگال، تصوير جگر پاره پاره اي است كه ازظلم و بيداد هزاران زخمه خورده است. ظلمي كه نه در تصوير مي گنجد، نه در كلام، نه در شعر و نه در موسيقي. هر چند هنرمندان بسياري در توصيف اين رنج به زبان هنر خود كوشيده اند و علي عابدي يكي از ان هاست. كسي كه موسيقي را به خدمت گرفته تا گوشه اي از اين رنج را بازگو كند، هر چند قضاوت اينكه چقدر به اين هدف نزديك شده با مخاطبان است، اما شنيدن حرف هاي خواننده و آهنگ ساز “ژانی گه ل” خالي از لطف نيست. 

کسانی که پیگیر کارهای شما هستند بر این باور اند که شما تبدیل به مرثیه خوان کردستان شده اید روزی برای حلبچه و امروز هم برای شنگال! آیا این تعبیر درست است؟

این تعبیر می تواند درست باشد اما اين که تاریخ با ملت کرد اینگونه برخورد می کند تقصير من نيست، اما نمی توانم نسبت به این اتفاقات مهم بی موضع باشم. حلبجه، شنگال، انفال و برادر کشی ها همه بخش هاي ناخوشآیند تاریخ ما هستند که هرازگاهی تکرار می شوند و من هم چون تمامی وجدان های بیداری که در این جامعه زندگی می کنند، نمی توانم بی تفاوت از کنار اين مسائل بگذرم. هرچند كارهاي من جنبه ناسونالیستی نداشته و بیشتر بشر دوستانه است و تنها با نگاهی انسانی به این اتفاقات ساخته شده است به طوريكه اگر همكاري لازم به عمل مي آمد، دوست داشتم برای مردم بیگناه سوریه هم قطعه ای بسازم.

چه کنم در میان ملتی زندگی می کنم که همواره با تراژدی هایي بزرگ روبه روست و فرصت فکر کردن يا نوشتن یک سمفونی آرام و رمانتیک فراهم نمی شود. چرا كه در روزهاي صلح هم احزاب و سياست مداران كرد چنان تراژدي هايي مي آفرينند كه جنگ آنان را بنده است.

بدون شك، دوست داشتم به جای مرثیه خواني به دختران و پسران تمرین والس بدهم، از زیبایی های جهان بخوانم و بسرایم! اما متاسفانه سهم جغرافياي من از شادي همين قدر است. 

هر چند رویدادهای خوب هم در تاریخ ما کم نیست، اما زودگذر بوده و مجالي براي كار نمي دهد! با اين وجود شايد قطعه ي”حماسه” که چند سال قبل در قالب موسیقی کلاسیک ساختم بازتاب همين روزهای خوب بوده باشد. بلاخره اتفاقاتي اميد را در ما زنده نگه داشته است. 

aabedi

حضور شما در این قطعه به عنوان خواننده قدری تعجب برانگیز بود. چه شد که خودتان دست به کار خواندن شدید؟

حضور من به عنوان خواننده مسبوق به سابقه است اما خود را خواننده نمی دانم و بیشتر مایلم به عنوان آهنگ ساز و تنظیم کننده در عرصه موسیقی فعالیت کنم، اما براي خواندن اين قطعه دلايل خاص خودم را داشتم. اول اينكه این آهنگ داراي شرايط خاصي است و پیدا کردن خواننده ای که حتي اگر از لحاظ فکری با مضمون آهنگ همسو نباشد، باز هم بتواند احساس آن را به درستی به شنونده منتقل كند، سخت است، چرا كه اگر احساس به خوبي منتقل نشود، آهنگ كيفيت لازم را نخواهد داشت، حتي اگر خواننده به لحاظ موسیقایی درست عمل کند.

دوم اینکه متاسفانه تعداد خواننده هایي که یک شبه به واسطه حمایت رسانه ای یا سیاسی به عرصه خوانندگی وارد می شوند، هر روز بیشتر می شود و پیدا کردن کسانی كه بتوانند از عهده کار به درستی برآیند سخت است. همينطور كه از نتيجه ي اغلب كارهايي كه به خوانندگان مختلف مانند تارا رسول، کامران عمر ژاله و … سپرده ام راضي نيستم و معتقدم اين خواننده گان نتوانسته اند به خوبي حق مطلب را ادا كنند. از طرفي نمی توانم قطعه ای را به خواننده هایی بدهم که همیشه در خیابان ها پرسه می زند و کوچکترین موضعی نسبت به این وقایع تلخ ندارند. 

این آهنگ چه ویژگی خاصی دارد که موجب تمایز آن از سایر کارهای شما می شود؟

ایزدی های ساکن شنگال بسیار مظلوم تر از مردم حلبجه بودند، کسانی که در طول تاريخ همواره مورد ظلم و ستم بوده اند در حالي كه هيچگاه آزاری برای کسی نداشته اند. به همین دلیل اتفاقی که برای آنها افتاد من را بسیار متاثر کرد و من هم تمام تلاش خود را کرده ام که مظلومیتشان در آهنگ به خوبي نشان داده شود علاوه بر اينكه این آهنگ در قیاس با آهنگ حلبجه، وجوه بصری بیشتری دارد تا جايي كه شاید بتوان از آن برای تیتراژ یک فیلم یا سریال با موضوع مرتبط استفاده كرد. 

قدری در مورد شعر آهنگ توضیح دهید. آیا توقع شما را برآورد کرد؟

شعر بسیار رئال و همه فهم است و بیشتر جنبه روایت گری دارد تا جنبه های هنری. زبان همه فهم و ساده ای دارد که درک آن برای تمامی اقشار جامعه ميسر است. 

این مزیت است یا عیب؟ 

شاید کاک احمد یاسینی می توانست کلام بهتری انتخاب کند. این شعر به جای آنکه پر از تشبیه و استعاره باشد شعری است که آشکارا تراژدی انسانی که اتفاق افتاده را تعریف می کند و همچنان که گفتم توده مردم را نشانه گرفته است. من هم به همین دلیل آن را انتخاب کردم تا مردم در جریان ابعاد مختلف این تراژدی قرار بگیرند.در کل ارزیابی مثبتی از شعر دارم.

aabedi1

ممکن است در مورد کلیپ هم توضیح دهید؟ چه میزان خود را در اختیار کارگردان قرار دادید و براساس ایده او جلو رفتید؟

کلیپ را بر اساس ایده خود و هنرجویان همراه در این کار طرح ریزی کردیم، تمامی عکس های استفاده شده را خودمان انتخاب کردیم و حتی با نرم افزار های مخصوص ضرب آهنگ ها را با تصویر هماهنگ نموديم.

چه اصراری داشتنید که حتما کلیپ تهیه کنید؟

با توجه به اینکه ما هیچ تلویزیون ملی و مستقلی نداریم و همگی حزبی هستند، هر کدام به فراخورموضع سیاسی خود بر روی آهنگ ها تصاویری می گذارند، که کاملا در تضاد با ایده شکل گیری آن قطعه هنری است، مثلا زمانی که آهنگ شهید پخش مي شود، هر گروهی به نفع خود آن را مصادره می کند. تجربه هاي قبلی باعث شد دست به کار تهیه کلیپ شویم و به کمک کارگردان اثر قابل قبولی آماده شد.

استفاده از تصاویر درناک یا وحشتناک استانداردهای دارد به شکلی که رسانه ها تا حدی می توانند تصاویر خشونت آمیز منتشر کنند با این توجیه که موجب عادی شدن این اتفاقات در اذهان می شود. اما این نوع تصاویر در کلیپ شما استفاده شده است.

رئال بودن اثر مهم بود و ما سعی کردیم همه جوانب این تراژدی نشان داده شود حتی در کلیپ عکسهایی از کشتار شیعیان هم وجود دارد که تفاوتی میان انها و کردها نيست. تصاویر و شعر با هم همخوانی دارند و در جاهایی هم هر دو به واقعه حلبجه هم اشاراتی دارند حتی قصد داشتیم به وقایع تاریخی دیگری هم اشاره کنیم که محدودیت های موجود ما را منصرف کرد.

در هر صورت من تصاویر را خلق و دستکاری نكرده ام، تنها آنچه واقعيت داشت را در کلیپ گنجاندم تا به سهم خود واکنشی نشان داده باشم چون به نظرم” کردستان روژ هه لات” در برابر فاجعه شنگال چنان كه لازم بود واکنش نشان نداد و بیشتر تظاهرات و عکس العمل ها در مورد کوبانی بود.

هزینه های کار چطور تامین شد؟

بخش عمده ای از کار داوطلبانه بود كه توسط هنرجویان، پسرم و دیگر دوستان انجام شد اما جدای از این ها حدود 6 میلیون تومان هزينه شد، که 4 میلیون آن را با وامي تامین کردیم که بازپرداخت آن به عهده خودم است و مابقی را هم دوستان کمک کردند. البته همواره از اینکه حمایت مالی از این نوع کارها صورت نمی گیرد و منابع دولتی چه در کردستان و چه در ایران همواره صرف هنر سیاسی می شود، متاسف بوده ام .

کد خبر: 12645