شارنيوز- اخبار سقز

امروز ۰۵/۰۷/۱۳۹۹
جمعه، 20th فوریه 2015
11:17 ق.ظ

زبان مادری و اهمیت آن در نظام آموزشی

نویسنده ی مقاله
ترجمه و تلخیص: کاوه قادری

معلمان و همچنین سیاست گذاران آموزشی همواره در جستجوی مناسب ترین، کارآمد ترین، وتاثیر گذارترین روش های ارتقای نظام آموزشی و یادگیری هستند. جالب آنجاست، هر گاه مشکلاتی در فرآیند آموزش ایجاد می شود این دانش آموزان به حاشیه رفته هستند که غالبا مورد سرزنش قرار می گیرند و استدلال هایی از این دست مطرح می شوند: آنها بنیه مالی ضعیفی دارند؛ آنها قادر به حرف زدن نیستند؛آنها نمی دانند چگونه مطالعه کنند؛ و … . اما آیا ریشه‌ی این مشکل خود نظام آموزشی نیست؟ اگر نظام آموزشی از زبانی استفاده می کند که فهم آن برای دانش آموزان ناممکن است، آیا نباید نظام آموزشی را سرزنش کرد؟ 

در بسیاری از کشورهای در حال توسعه بخش اعظمی از کودکانی که وارد مدرسه می شوند، زبان مادری شان غیر از زبان آموزش است. بسیاری از نظام های آموزشی در دنیا طرفدار استفاده از زبان بین المللی و یا زبان ملی هستند چرا که به باور آنها یادگیری این زبان به کودکان در ادامه زندگی شان یک مزیت رقابتی خواهد داد. در این نظام های آموزشی که متون و منابع درسی به زبانی غیر از زبان مادری است، گاها حتی معلم هم خواه به میل خود و خواه به اجبار از صحبت کردن به زبان مادری اجتناب می کند. کودکانی که در مناطق دور افتاده روستایی زندگی می کنند و در منزل تنها در معرض یک زبان (زبان مادری) هستند با چالش بزرگی در فهم زبان مورد استفاده در آموزش مواجه هستند. بر اساس پژوهش بانک جهانی 50 درصد از کودکان دنیا در نظام های آموزشی تربیت می بینند که زبان آموزشی مدرسه به‌ ندرت (اگر نگوییم هیچ گاه) در خانه مورد استفاده قرار می گیرد که این بزرگترین چالش برای شعار ‘آموزش برای همه’ سازمان ملل است؛ این نظام آموزشی در نهایت منجر به افزایش ترک تحصیل و افزایش تکرار در فضای آموزشی می شود.  

مشخص کردن زبان مورد استفاده برای تدریس به کودکان همواره از مهمترین مسائلی است که وزارت آموزش و پرورش هر کشور می باییست درباره آن تصمیم گیری کند. زبان و یا زبانهایی که در محیط آموزشی به کار می روند به طور قابل توجهی بر توانایی و فرصت یادگیری کودکان تاثیر می گذارد. اما متاسفانه سیاست گذاران مسائل آموزشی همواره از تاثیرات زبان آموزش بر کودکان غافل مانده‌اند. اجتناب از زبان مادری همچون زبان آموزش غالبا یا به دلایل سیاسی است و یا به دلیل نبود درک درست از نقش آن در تسهیل فرآیند آموزش. 

در نظام های آموزشی دو یا چند زبانه باید چهار مسئله را به خاطر داشت:

1. ضروری ست که کودکان از بدو تولد تا سن 12 سالگی زبان مادری را تا حد پیشرفته فرا گیرند که این خود در یادگیری های بعدی آنها را کمک می کند؛ 

2. کودکان معمولا به 5 تا 7 سال زمان برای یادگیری زبان دوم نیاز دارند و پس از آن می توان انتظار داشت که موضوعات مختلف را منحصرا در قالب این زبان دوم یاد بگیرند؛

3. یادگیری زبان اول مبنا و اساس یادگیری ‘اصولی و نظام مند’ زبان دوم است؛

4. کارآمدتری نظام های آموزشی دو زبانه در دنیا همواره سعی دارند که زبان مادری تا هر سن و سطحی که امکان داشته باشد زبان اول آموزش باشد.

نظام آموزشی زبان مادری- محور

نظام آموزش زبان مادری- محور شیوه‌ای از آموزش است که زبان مادری همچون زبان آموزش به کار می رود و در یک گذار تدریجی و برنامه‌ریزی شده زبان دوم و یا زبان خارجه جایگزین زبان مادری می شود ویا همگام با آن پیش می رود. در برخی موارد این نظام آموزشی ممکن است در قالب نظام آموزشی دو زبانه و یا چند زبانه بگنجد. نظام آموزشی زبان مادری- محور به ویژه در برنامه‌های آموزشی اولیه، پیش دبستانی، و مقاطع اولیه تحصیل (پایه اول تا ششم ابتدایی) کارآمد و تاثیرگذار است.

مزایای نظام آموزشی زبان مادری- محور

زمانی که محتوای آموزشی جدید در قالب زبانی ناآشنا ارائه می گردد، بخش اعظمی از زمان صرف تفهیم همان محتوا در قالب زبانی آشنا می گردد امری که باعث اتلاف بخش اعظمی از زمان کلاس می شود. افزون بر این آن دسته از دانش آموزانی که قادر به فهم و تکلم به زبان دوم نیستند از پرسیدن سوال و مشارکت در بحث های کلاسی عاجز می مانند.

ارتقای دسترسی به آموزش

در قیاس با کودکانی که زبان آموزشی آنها زبان دوم یا زبان خارجه است احتمال اینکه کودکانی که زبان آموزش آنها زبان مادری است در زمان مقرر به مدرس بروند و در مدارس به طور منظم حضور یابند بسیار بیشتر است. همچنین احتمال اینکه این دانش آموزان مدرسه را به طور دائم و یا به طور همیشه ترک کنند بسیار کمتر است.

تجزیه و تحلیل داده‌ها در 22 کشور و 160 گروه زبانی نشان می دهد که کودکانی که زبان مادری شان زبان آموزش بوده تمایل بیشتری به ثبت نام و حضور در مدارس داشته اند و در همین حال عدم استفاده از زبان مادری در نظام آموزشی یکی از بارزترین دلایل ترک تحصیل بوده است (اسمیتس و دیگران، 2008). پژوهش دیگری که در مالی انجام گرفته نتایجی مشابه را به همراه داشته است (بندر و دیگران 2005). از این رو می توان گفت که احتمال حضور و مشارکت کودکان در مدارس تا حد زیادی متاثر از درک و فهم آنها از زبان آموزش و زبان متون درسی دارد.  

پیشرفت و ارتقای مهارت های خواندن و یادگیری

بر اساس پژوهش های انجام گرفته توانایی فرد در زبان مادری تا حد زیادی بر توانش زبانی و پیشرفت یادگیری فرد کمک می کند (بال و دیگران، 2010). کودکان وقتی که به‌ زبان آموزش تکلم می کنند سریعتر یاد می گیرند، چرا که آنها از قبل دارای گنجینه‌ای از واژگان، ساختارهای زبانی، و همچنین قادر به ادا و تلفظ کلمات هستند.

دانش قبلی فرد یادگیری مهارت خواندن و درک متن را تسهیل می کند و این به نوبه‌ی خود یادگیری نظام مند را تسهیل می کند. به طور مثال بر اساس یک پژوهش که در یک نظام زبان مادر- محور در کامرون مشخص شد که کودکانی که به‌ زبان مادری شان آموزش دیده‌اند (زبان کوم)، از کودکانی که زبان آموزش برای آنها زبان انگلیسی بود عملکرد به مراتب بهتری (125% به طور میانگین) در دروسی همچون ریاضی، زبان انگلیسی داشته‌اند (چائو و والتر، 2011).

بر اساس پژوهشی دیگر که توسط یونیسف (2011) انجام گرفت، در ویتنام 68 درصد از کودکان کلاس اولی که در نظام زبان مادر– محور تعلیم دیده‌اند به نمرات عالی دست یافته‌اند، در حالی که این درصد برای کودکانی که زبان آموزشی آنها زبانی غیر از زبان مادری شان بود تنها 28 درصد بود. 

تسهیل یادگیری زبان دوم/خارجه

یادگیری و تسلط بر زبان مادری پیشرفت شناختی کلی فرد را ارتقاء می دهد که این فرد را در یادگیری زبان دوم کمک می کند. از آنجا که زبان و یادگیری بسیار به وابسته‌اند، یادگیری زبان مادری یادگیری زبان دوم/خارجه را تسهیل می کند، چرا که بسیاری از مهارت های زبانی از زبانی به زبان دیگر قابل انتقال هستند.

ارتقای بازدهی آموزشی

با داشتن تعداد کمتری از دانش آموزان که نیاز به تکرار دارند، ترک تحصیل می کنند و یا از یادگیری عاجزند می توان اذعان داشت که نظام آموزشی زبان مادر- محور کم هزینه‌تر و مقرون به صرفه‌تر می نماید. بر اساس پژوهش بانک جهانی هزینه نظام آموزشی زبان مادر- محور به میزان 28 درصد کمتر از نظام های آموزشی است که در آنها زبانی غیر از زبان مادری زبان آموزش است (بندر و دیگران، 2005). 

ارتقای اعتماد به نفس و هویت کودکان

با یادگیری زبان مادری، فرهنگ بومی کودکان و سنت های آنها ارزشمند تلقی شده و تقویت می شود. کودکان اعتماد به نفس بیشتری داشته و احساس خوشایندی نسبت به هویت خود خواهند داشت و در نهایت عملکرد بهتری در یادگیری خواهند داشت (بال، 2010).  یادگیری زبان مادری و استفاده از آن در نظام آموزشی همچنین باعث اعتلای فرهنگ بومی شده و مناسبات میان نظام آموزشی، خانواده و جامعه را تحکیم می بخشد.  

منابع: 

1. Smits, J., J. Huisman, et al. (2008). Home language and education in the developing world, UNESCO. http://unesdoc.unesco.org/images/0017/001787/178702e.p df.

2. Ball, J. (2010). Enhancing learning of children from diverse language backgrounds: Mother tongue-based bilingual or multilingual education in the early years, UNESCO.http://unesdoc.unesco.org/images/0018/ 001869/186961e.pdf.

3. Bender, P., N. Dutcher, et al. (2005). In Their Own Language…Education for All. Education Notes, World Bank. http://siteresources.worldbank.org/ EDUCATION/Resources/EducationNotes/EdNotes_Lang _of_Instruct.pdf.

4. Chuo, Kain Godfrey and Walter, Steve (2011). The Kom Experimental Mother Tongue Education Project Report for 2011.

5. UNICEF (2011). Action research on mother tongue-based bilingual education: Achieving quality, equitable education. http://www.vn.one.un.org.

6. Jim Cummins, Bilingual Children’s Mother Tongue: Why Is It Important for Education?

7. Carole Benson, The importance of mother tongue-based schooling for educational quality 

 

کد خبر: 12890