شارنيوز- اخبار سقز

امروز ۳۰/۰۶/۱۳۹۹
یکشنبه، 22nd فوریه 2015
8:34 ب.ظ

زبان مادری، زبان هیجان و رویاهای کودکی

نویسنده ی مقاله
غفور احراری

زبان وسیله ای است برای برقراری ارتباط و فهمیدن و فهماندن دیگران و برآوردن خواسته ها و نیازمندی ها که عده ای از افراد – چه در کشورهای پیشرفته و چه در قبایل بدوی – آن را به کار می برند. زبان – چه مادری و چه غیر از آن – نیز به همین منظور ابداع شده و مورد استفاده قرار می گیرد. کودکی که تازه زبان باز کرده درک می نماید که بیان ترکیب اصواتی که کلمه ی شیر را می سازند می تواند گرسنگی وی را برطرف نماید. این ساختار بعدا گسترش یافته و پیچیده تر می شود. به نظر می رسد زبانی که بیان و درک آن خیلی راحت است یکی از سخت ترین و پیچیده ترین ساختارهایی است که کودکان عادی و گاهی حتی ناتوان و معلول ذهنی معمولا می توانند حداکثر تا 5 سالگی آن را بیاموزند و بر ساختار های آن مسلط شوند. که البته منظور همان زبان مادری است که اطرافیان کودک در همان اولین ساعات زندگی با وی به کار می برند.

زبان مادری زبان هیجانات است و ریشه در رگ و خون و عمق وجود فرد دارد. زبان مادری هویت و شناسنامه ی فرهنگی کودک محسوب می شود. کودک در اولین روزهای زندگی خود با این زبان دنیا را می شناسد و به محرک های اطراف پاسخ می دهد. این زبان سنگ بنای شناخت کودک و اولین پنجره به دنیای اطراف است. تاکید بر پاسداشت و زنده نگهداشتن آن امری منطقی می باشد. اما همواره باید به طبیعت زبان و اقتضای زمان توجه داشت.

همان طور که گفته شد زبان وسیله ای برای رفع نیازها و برقراری ارتباط می باشد. اما این که گفته شود زبان مادری باید حتما در اولویت باشد و خواندن و نوشتن آن از اهم واجبات است و اگر کسی نتواند با زبان مادری خود بخواند و بنویسد بی سواد محسوب می گرد، شاید چندان منطقی نباشد. در دوران کودکی این زبان مادری است که می تواند کودک را برای درک دیدگاه اطرافیان و رفع خواسته ها کمک نماید. با رشد جسمی و شناختی و نیز لزوم ارتباط با دنیایی وسیع تر، که فراتر از محدوده ی زبانی مادری است، یادگیری و فهم زبان های دیگر جهت گسترش شناخت، پیشرفت در زندگی و گسترش ارتباط با دنیای بزرگتر- زبان دوم و زبان خارجی- ضرورت می یابد. و این امر روزنه های دیگری به بیرون از ذهن فرد باز می کند. فردی که به چندین زبان مسلط است می تواند به همان میزان کانال ارتباطی داشته و از زیبای های زبان ها و ادبیات سایر ملل و اقوام بهره ببرد.  

من به فرزند خود همراه با یادگیری مهارت های گفتاری و شنیداری زبان مادری (کردی)، زبان های دیگری چون فارسی، انگلیسی و عربی نیز آموزش می دهم، چون معتقدم هر کدام از این توانایی ها می تواند همانند پله ای موفقیت و را در حال و آینده تضمین نمایند. در حال حاضر زبان انگلیسی زبان جهانی است و برای برقراری ارتباط با دنیای امروز فرد ناچار است این زبان را بداند، زبان فارسی نیز به عنوان زبان رسمی محدوده ی جغرافیایی خاصی که ایران نام دارد، می تواند دیدگاه ملی او را روشن تر سازد، که در مدارس به طور رسمی آموزش داده می شوند. در مورد زبان کردی (مادری) باید بگویم این زبان– به هر دلیلی – نمی تواند گذرگاهی برای پیشرفت و ترقی فرد باز نماید. و اگر تنها به آن بسنده شود نمی تواند درک وسیعی از دنیا را به وی ارائه نماید. هر چند که می دانم به طور رسمی در سیستم آموزشی ما تدریس نمی شود، اما کودک خود را مجبور نمی کنم که باید نوشتن و خواندن آن را بداند. اگر خودش علاقمند بود می تواند در آینده با خواندن چند کتاب و مجله در این مهارت ها نیز سرآمد شود. به عبارت دیگر زبان به دلیل برقراری رابطه و رفع نیازها ایجاد شده است و کاربردی ابزاری دارد. اگر توانست وظیفه خود را برآورده سازد؛ چه بهتر و اگر نه باید کنار گذاشته شود. 

زبان ها هم مانند انسان ها، متولد می شوند، رشد می کنند و حتی می میرند. گاهی زبانی خاص به دلیل سلطه ی زبانی دیگر از بین می رود – زبان مصری پس از ورود اسلام – و گاهی با زبان دیگر مخلوط شده و در کنار آن به حیات خود ادامه می دهد. زبان پویا و متغیر باشد و زبان همواره در حال داد و ستد با زبان دهای دیگر است. برخی ها از این که زبانشان با واژه های بیگانه آمیخته شود نگران هستند در حالی که طبیعت زبان بر تغییر و دگرگونی بنا نهاده شده است. به ویژه در دنیای کنونی که مرزهای فیزیکی چیزی جز خطوط قراردادی سیاسی نیستند، این تغییرات ناگزیر می نماید. دیگر نمی توان در مرزها دیوار کشید و ورود خروج افراد از دروازه های شهر را کنترل کرد. اگر افراد احساس کردند که زبانشان در زمان حال قادر به برآورده ساختن نیازهایشان نیست، ناچار هستند آن را تغییر دهند.

 البته جا دارد از موضوع دیگری سخن به میان آورده شود آن هم از خود بیگانگی فرهنگی و زبانی است مثلا برخی افراد با دیدن شکوه و ابهت – ظاهری یا واقعی – برخی از فرهنگ ها و زبان ها، که گاهی به دلیل سلطه مالی و نظامی پیش آمده است به کلی زبان و فرهنگ خود را فراموش کرده و از زبان مادری خود دست می کشند و به دامان زبان بیگانه پناه می برند، و آن را مظهر تمام خواسته ها و زیبایی ها قلمداد کرده و از داشتن زبان مادری خود احساس حقارت می نمایند. و گاهی از اصطلاحات خاص آن زبان به جای زبانی که آن را مایه شرمساری و حقارت می دانند به کار می برند. البته از خود بیگانگی تنها به جنبه های اجتماعی زندگی چون فرهنگ و زبان محدود نمی شود، بلکه در موضوعات  روان شناختی هم این مسئله نمود یافته و مشکلاتی را موجب شده است. که جا دارد اندیشمندان حوزه علوم انسانی به مطرح ساختن آن و ارائه ی راه کار بپردازند.  

به طور خلاصه این که زبان وسیله ای است پویا و متغیر برای رسیدن به اهداف چون برقراری ارتباط، فهم دیگران و برآوردن نیازها و چنان چه نتواند اهداف مذکور را برآورده سازد و با تغییرات انطباق یاید، این زبان  چه مادری باشد و چه غیر مادری، به نظر می رسد اصرار و پافشاری برخی برای زنده کردن و استفاده از آن راه به جایی نمی برد و  بدون هیچ تعصبی باید گفت راهی جز نابودی ندارد.

کد خبر: 12981