شارنيوز- اخبار سقز

امروز ۰۶/۰۴/۱۳۹۸
سه شنبه، ۵ام اسفند ۱۳۹۳
۱۲:۲۰ ق.ظ
استاد بیژن کامکار در گفتگو با شارنیوز عنوان کرد:

با قلبی مملو از شادی به تهران بازمی گردم

دو شب به یادمادنی کنسرت موسیقی گروه بامداد به خوانندگی استاد بیژن کامکار به پایان رسید. استاد بعد از هر کنسرت به میان مردم می آمد تا به ابراز احساساتشان پاسخ دهد و با آنها عکسی بگیرد. دقایقی بعد از پایان شب دوم کنسرت فرصت مصاحبه ای کوتاه با ایشان فراهم شد که استاد علی رغم خستگی فراوان با رویی گشاده دعوت شارنیوز را لبیک گفتند که شرح آن در پی می آید:

شارنیوز: ارزیابی شما از مجموعه کنسرت هایی که با گروه بامداد داشتید، به ویژه سه کنسرت اخیر در شهرهای سقز، بوکان و سنندج چیست؟

استقبال بسیار خوب و خارج از تصوری خصوصا در سقز به عمل آمد. همیشه گفته ام مردم کردستان و به طور مشخص، از سقز به آن طرف مردمانی با ادب، bijankamkar2باشخصیت و طرفدار هنر بوده اند، مشخصا می توانم به مهاباد اشاره کنم که همیشه مهد هنر و ادبیات  بوده است. انتظاراستقبال مردم را داشتم اما نه به این صورت. استقبال عالی بود، طوری که با قلبی مملو از شادی به تهران بازمی گردم. 

شارنیوز: کسانی که کارهای شما را پیگیری می کنند همزمان با دیدن شما در جایگاه خواننده ناخوداگاه در جایگاه نوازنده ی سنتور اردوان و پشنگ کامکار ، کمانچه اردشیر کامکار و … را تصور می کنند.این تصویری است که به راحتی از ذهن خارج نمی شود، سوال این ا ست که گروه بامداد توانسته آن تصویر ایده آلی که از شما در موسیقی کردستان وجود دارد را نشان بدهد؟

صد در صد، اتفاقا در سنندج جمعی از دوستان تصور می کردند که من از گروه جدا شده ام که  اینطور نیست و هسته ی اصلی گروه ما، همان گروه کامکار است، هر چند من با گروه های زیادی چون گروه تنبور شمس، بامداد، عارف، شیدا، دستان و چیزی حدود سی تا چهل گروه مختلف کار کرده ام و این اولین بار نیست که با گروهی غیر از گروه اصلی خود،  به روی صحنه می روم.  هدف از این کار،  همکاری و حمایت از جوان هاست، که بعضی از آنها همسن پسرم هستند و جایگاهی چون  فرزندانم را دارند. جدای اینکه تعدادی هم  از شاگردان خودمان هستند و من با کمال افتخار با آنها کار کرده ام. (با لبخند) شاید هم با تصور اینکه پیر شده ام، جویای  نیروی جوانی در کنار این جوانان هستم. 

هر چند گروه بامداد، چنان که خود دیدید، گروهی بینهایت قوی است و اگر کاستی هم در کارش باشد، که نیست، به کمبود تجربه برمی گردد چون بسیاری از چیزها در طی سالیان دراز و کسب تجربه به دست می آید و همه چیز را در کلاس و آکادمی نمی توان آموخت.

شارنیوز: زمانی که خبر  عارضه ی قلبی شما پخش شد،  دوستداران سقزی شما هم با نگرانی پیگیر حالتان بودند، اکنون وضعیت جسمانی شما چگونه است؟

در حال حاضراز لحاظ جسمانی  وضعیت خوبی دارم. هر چند در سال های اخیر به خاطر مشکلاتی که بیشتر از قلبم  به دلیل بیماری های متعددی که در معده ام داشته ام،  رنج فراوانی بردم، درد بسیاری کشیدم و توان جسمی خود را از دست دادم تا جایی که وزنم از 90 کیلو به 47 کیلو کاهش پیدا کرد، اما اکنون پس ازبیش از 7  جراحی سخت و درمان های مختلف، حدود یکسال است که وضعیتم پایدار شده است. ( با خنده) البته اگر مشکل دیگری پیش نیاید. همانطور که در آخرین جراحی ام به طنز به دکترم گفتم که سینه ام را بخیه نکند برای آن زیپی بدوزد، تا برای عمل بعدی آماده باشم …

شارنیوز:به عنوان یک شهروند سقزی علاقمندم بدانم که شناخت شما از موسیقی سقز تا چه اندازه است ایا این شهر و هنرمندانش توانسته اند شناسه ای منحصر به خود در سپهر موسیقی کردی ایجاد کنند؟

به قول کردهای عراق موسیقی کردستان ایران چنان با هم در آمیخته که نمی توان موسیقی سقزی و بانه ای و سنندجی و مهابادی را از هم جدا دانست  مگر آنکه به طور مشخص به آهنگی که  خواننده ای  مهابادی خوانده به عنوان آهنگی مهابادی  اشاره کرد، البته می توان سقز را صاحب اصلی آهنگ هایی که ریتم شش هشت دارد، دانست.  از کارهای مهم خواننده گان سقزی  کارهایی از مرحوم صدیق زهری که در زمان پدر مرحومم به منزلمان می آمد و همچنین خلیل صدیقی و … را به یاد دارم همینطور برداران “زی زی” را که  در زمینه ی موسیقی فولکلور بسیار غنی بودند، در آن زمان خانه ی ما همیشه میزبان مهمان های مهم و توانمندی در زمینه ی موسیقی بود، که از سقز می آمدند.

در آن زمان در سراسر کردستان موسیقی دانی همتای پدرم یافت نمی شد و اوضاع شباهتی به الان که مثلا مهاباد ارکستر فیلارمونیک دارد، نداشت. البته وضعیت موسیقی از نظر کمی بینهایت رشد کرده اما شاید از نظر کیفی در جاهایی ایراداتی داشته باشد، مثلا زمانی دامنه های زاگرس پر بود از شمشال زن، نرمه نی زن و دایره زن، اما متاسفانه امروزه همه کیبورد را ترجیح می دهند. البته مردم در این مسئله بی تقصیر نیستند،چرا که در مواجهه با سازهای سنتی، سازهای جدید را ترجیح می دهند و از موسیقی سنتی حمایت نمی کنند. 

شارنیوز: دوست داریم بدانیم اولین تصویری که از شنیدن نام سقز در ذهنتان نقش می بندد چیست؟bijankamkar1

 علی رغم اینکه “حسن زیرک “اهل بوکان است اما با شنیدن نام او،  کوه ها و دشت های سقز را می بینم چون صدای حسن زیرک طعم و بوی کوههای سر به فلک کشیده ی کردستان را دارد که من سقز را با آنها و طبیعت بکرش می شناسم. 

تصویر خواننده های خیلی قدیمی سقز که چندین سال پیش درگذشتند همچون خلیل صدیقی را به یاد می آورم، مردی که اغلب در سنندج مهمان ما بود تا شاهکارهای به  یاد ماندنی  اش را ضبط کند. اقای “زهری” را به یاد می آورم برادران “زی زی”را که ستاره ی وقت کردستان در موسیقی فولکلور بودند و در کمال تاسف آثارشان ثبت نشده و یادگاری از صدای آن برادران خوش صدا که همیشه برای ضبط به رادیو سنندج می آمدند، موجود نیست.

در کل اسم سقز پس از طبیعت، ادب مردمانش و زیبایی دخترانش برای من تداعی کننده ی “زی زی”، “سید محمد صفایی”، “صدیق زهری”، “رشید فیض نژاد” و … سقزی که این روزها پیشرفت زیادی داشته اما به رنسانسی احتیاج دارد که به دوره ی و سورنا و شمشال و دف که به جمع سازهای کوبه ای در موسیقی سنتی اضافه شده بازگردد.

کد خبر: 12986