شارنيوز- اخبار سقز

امروز ۱۰/۰۷/۱۳۹۹
یکشنبه، 8th مارس 2015
10:39 ب.ظ

تعاملی خالی از تدبیر، یا فرهنگیانی عاری از تزویر!

نویسنده ی مقاله
ساسان حجازی

در سده بیست و یکم که محصول و نتیجه انقلابات گوناگون فرهنگی ، علمی و صنعتی می باشد ،سخن گفتن از مهم بودن جایگاه امر آموزش و پرورش به فرمایش شیخ شیرازی آب در هاون کوبیدن است! امروزه،هم وطن شاغل در بخش کشاورزی و ……….خوب ضرورت اشتغال به تحصیل را درک نموده که مایل و راغب به این گشته،که کودکان خرد سالش را به جای همراه نمودن با گله و…. به مدرسه بفرستد و با این کار شرایط شغلیش را بر خود کمکی سخت تر نماید.( با علم به اینکه درجوامع سنتی دیدگاه مربوط به تولید بچه و زاد و ولد تقریبا اقتصادی بوده)!

بگذریم از اینکه انقلاب 57 تا حدود زیادی مرهون تحرکات و فعالیت های موجود در بخش آموزش و پرورش آن زمان بود و وجود این تحرکات را می توان در مراسم گرامی داشت هر  ساله در روز سیزده آبان مشاهده نمود. و این روز و مرور خاطرات آن به برنامه ای همه ساله تبدیل گشته که خود غنیمت است ولی متاسفانه این بخش از جامعه که خود گرامیداشت این روز را هر سال در خیابان ها و معابر عمومی جشن می گیرد و برای آن سال یاد برگزار می نماید، بنا به دلایل زیادی نتوانسته است ازاین ظرفیت بهره بجوید. پرداختن به  این مقال و آسیب شناسی آن در این چند سطر نمی گنجد و شاید هم بضاعت علمی بنده کفاف آنرا ننماید!  

بهانه نگاشتن این سطور مرهون تحرکات مدنی چند روز گذشته جامعه فرهنگیان سراسر ایران می باشد،حرکاتی که نیروی محرک آن ، خود سیاست های جاری و تصمیمات گرفته شده در وزارت آموزش و پرورش و یا به تعبیری دقیق تر سیاست های کلی دولت های متعدد می باشد.

چه شده که دولت های متعدد هر ساله به بهانه گرامیداشت روز سیزده آبان خیابان ها را از وجود معلمین و دانش آموزان مزین می نمایند ولی کمترین توجه را به این بخش معطوف می دارند؟!

بنا به یک ضرب المثل قدیمی، هر چقدر پول بدهی به همان میزان هم آش خواهی خورد !

سوال اینجاست که چرا مسئولین حاضر نیستند از دیگ آموزش و پرروش آش بخورند؟ یا می توان سوال را به گونه ای دیگر مطرح نمود، آیا دیگ آموزش و پرروش قابلیت پخت آش را دارد؟ آیا آش آموزش و پرورش مسموم است یا خیر؟ یا مسئولین برای خود دیگ جداگانه ای دست و پا نموده اند و دیگ آموزش و پرروش بی آشپز مانده!؟

هر چه هست ، بی اهمیتی به این وزارت خانه پر طمطراق به جا مانده از امیر کبیر می باشد، که گویا به دلیل وارداتی بودن سیستم آن، مورد بی مهری قرار گرفته.ولی جالب اینجاست که بخش های نفت ، صنعت،بانک داری و….. هم از محصولات کشورهای آن طرف آب می باشد و کلا وارداتی هستند، پس چرا آنها مورد بی مهر و بی تفاوتی قرار نگرفته اند؟

در جواب بارها شنیده ایم که می گویند وزارت فخیمه مصرف کننده !( وزارت آموزش و پرورش) وزارتی که در ماه و سال و ….. فقط باید به آن منابع مالی تزریق نمود و بس ! 

حلوای نقد به از نسیه ! 

بخشهای نفت و صنعت و بانکداری نقد هستند، و سرمایه گذاری در آنها سودی چند برابری و به عینه دارد.به نوعی نگاه به آموزش و پرروش نگاهی بنگاه مابانه است تا نگاهی و برخوردی از سر تامل و دور اندیشی که طاقتی بس سخت خواهد خواست.هستند مشتریانی که برای خرید از بخش صنعت نفت صف کشیده اند،کوره های ذوب فلزاتی در سراسر دنیا موجود می باشند که خود را برای انواع کانیات این مرزو بوم گرم نگه داشته اند و…… . بهره بردن از تولیدات سیستم آموزشی حداقل صبری به درازای دوازده سال خواهد خواست که گویا فکر به ره نبرده مسئولین طاقت چنین صبری را ندارد!

این مطالب را گفتم که جمعیت بیش از یک میلیون نفری فرهنگیان عزیز را از چشم امید به مصوبات و خروجی های هیئت دولت نا امید گردانم ، البته آن ناامیدی نه که منجر به یاس و سر خوردگی گردد. بلکه باید به فکر چاره بود و راهی و اندیشه ای نو طرح نمود.هر چند هدفم پرداختن به آن نیست و بالاخص پیدا نمودن را ه پاره ای مستلزم تکیه  به خرد جمعیست .

فرهنگیان و همکاران ارجمند همانند سایر تحصیل کردگان این مرزو بوم از تولیدات همین سیستم آموزشی هستند و به حتم خود معترف به حامل بودن نقاط ضعف این سیستم ،همانند سایر شهروندان هستند.

بزرگترن خلل وارد به حرکات صنفی فرهنگیان ارجمند ، عدم یک دست بودن در این خواسته ی صنفی می باشد که رفع این عیب وابسته و متکی به مصرف داروی خاصی نیست، فقط و فقط نیاز به دیدی جامع و مبتنی به منطق را می طلبد.

عدم حمایت از خواسته های صنفی به حتم صدمات جبران ناپذیری را به بدنه جامعه و خانواده همین عزیزان خواهد رساند. پس رفتاری از سر پایبندی به قوانین و مقررات و مسئولیت های مدنی در برابر جامعه و خانواده امری ضروری از جانب لایه تحصیل کرده جامعه که در وزارتی به نام آموزش و پروش انباشته گردیده در خور توجه می باشد.به یقین همکارانی که حاضر به طرح مطالبات خود و خانوداه هایشان نمی باشند توانایی ساختن و پرداختن جامعه ای که توان رقابت با جوامع رو به رشد امروزی را داشته باشد عاجز خواهند بود.

( البته پرداختن به این قضیه مجالی دیگر خواهد خواست که به امید ایزد منان به آن نیز خواهم پرداخت)

آنچه بیش از همه  مرا به نگاشتن این سطور واداشت ،نوع عکس العمل مسئولین وزارت مربوطه نسبت به حرکات صنفی چند روز گذشته همکاران بود.در واکنش به خواسته های به حق فرهنگیان عزیز تنی چند از مسئولین در اظهار نظراتی خالی از تامل و ژرف اندیشی مطالبات صنفی فرهنگیان را د رحد افزایش دستمزد دیده و به آن نگریسته اند،در اینجا لازم است که به این مسئولین محترم چند نکته متذکر گردم.

1. اولا خواسته های صنفی فرهنگیان تنها به افزایش و تحول در سیستم دریافتی ها محدود نبوده و آنها مطالباتی در سایر زمینه ها نیز دارند که تحول در دریافتی ها نیز یکی از این موارد می باشد.

2. اینگونه که از فحوای سخنان مسئولین وزارت آموزش و پرروش و تعدادی از نمایندگان مجلس بر می آید ، مسئولین وزرات قصد کرده اند و دست سخاوت گشاده اند تا از طریق برگزاری مسابقه ای به نفرات برتر حقوق و مزایایی اضافه نمایند.

مسابقه مد نظر که به ظاهر دولت محترم قصد تهیه لایحه برای آنرا دارد تا در روزهای پایانی سال که همه قصد رفتن به سفر تعطیلات عید رادارند به مجلس تقدیم نماید، همان نظام رتبه بندی فرهنگیان می باشد.

البته رتبه بندی و تعریف افراد در سیستم های اداری بر اساس میزان توانایی هایشان امری معقول و مدرن می باشد. هر چند که باید پرسید مگر تا الان این رتبه بندی و طبقه بندی در مهمترین سیستم اداری کشور وجود نداشته که بعد از گذشت چند دهه از طراحی آن، حال به فکر آن افتاده اند. مگر این همه مدیر و مدبر در این سیستم آموزشی و پرورشی که منصب های اداری و مدیریتی را به نوبه و تقریبا ارثی متصدی می شوند چگونه انتخاب گردیده اند!؟

سوال اصلی که چند روزیست ذهن مرا به خود واداشته این است که چرا باید فرهنگیان برای داشتن یک زندگی در خور شان حتما رتبه بندی شوند؟ مگر در سایر بخش ها هم ،با سطح درآمد و زندگی سایر کارمندان اینگونه برخورد گردیده است؟ تا ما نفردومی باشیم ؟ جواب دادن به این سوال فلسفی! ذهنی استقرایی نمی خواهد و دانش آموزان پایه ششم ابتدایی هم قادر به تجزیه و تحلیل این داده ها می باشند!

آنچه که باید مورد توجه مسئولین محترم قرار گیرد این می باشد که در وهله اول اخلاقا و قانونا ملزم به تامین معیشت و رفاه فرهنگیان در حد متوسط و معمول جامعه و هم رده با سایر کارمندان دولت می باشند.و در ادامه نیز فضای رقابت و ترقی را برای تک تک کارمندان ،تحت هر عنوانی که رتبه بندی هم می تواند یکی از آنها باشد فراهم نمایند.به حتم این گونه برخورد نمودن با خواسته های بحق فرهنگیان خالی از هر گونه ادب و نزاکت و تعقل می باشد و به عینه تعبیر به برخوردی از سر توهین و خالی از ادب می باشد.

پس، از جناب آقای دکتر فانی خواهشمند است قبل از پیچیدن هر نوع نسخه ای بهتر آن است که با جامعه فرهنگیان و همکاران خود مشورت نموده و سخن آن ها را بدون واسطه و مستقیم شنیده و به خواسته های آنان عمل نماید.به حتم تنها با این شیوه مدیریتی قادر به اجرای تحول بنیادین در آموزش و پرورش مملکت خواهد بود.

سخن آخر،آنچه که خواسته بحق تک تک فرهنگیان می باشد رعایت عدالت و برابری با سایر کارمندان دولت می باشد و بس.

 

کد خبر: 13174