شارنيوز- اخبار سقز

امروز ۱۶/۰۹/۱۳۹۹
شنبه، 21st مارس 2015
11:21 ق.ظ
در نوروز 94

افسوس یک شهر برای پایان طبابت دکتر جلیل وثوقی

اين روزها زمزمه هايي مبني بر بازنشستگي خود خواسته ي دکتر جليل وثوقي متخصص کودکان، به گوش مي رسد، زمزمه  هايي که بسياري از خانواده هايي که کودکي دارند را دلواپس و نگران مي کند. چراکه دکتر وثوقي اگرچه تنها دکتر سقز  متخصص کودکان سقز نيست، اما بدون شک در حرفه ي خود الگويي يکتا و مثال زدني است. 

از همین روست، که سقز با  بازنشستگي دکتر فقداني بزرگ را در پیش رو دارد، چرا که علاوه بر دانش پزشکي و تبحري که با بازنشستگي وی از دسترس drvsoghi (3)شهروندان خارج خواهد شد، تجربه ي چهل و اندي سال طبابطت دلسوزانه که اين روزها همچون  کيمياست، با او به خانه خواهد رفت. 

در استانه ي سال نو، فرصت را غنيمت شمرديم تا ديداري با دکتر داشته باشيم و حقيقت اين امر را که ايا سقز سال جديد را  بي حضور وي آغاز خواهد کرد یا نه، از زبان خود او جويا شويم. 

با رويي گشاده و مهمان نوازی که صمیمیت و گرمی اش در نوع خود بی نظیر است، شارنیوزی ها را می پذیرد.

از باغچه های آراسته و گل های  زیبایی که در گوشه و کنار خانه به چشم می خورد، در می یابی که خانه ساکنینی مهربان با  روحی  لطیف دارد. از  پیشه کردن طبابت می پرسیم و از اینکه چگونه زندگی،  راه شاگرد اول رشته ی ریاضی را را به سمت  پزشکی  کشانیده است؟

می گوید بیش از علاقه ی خودش تقدیر در این انتخاب نقش داشته و داستان اش را اینگونه آغاز می کند:”در  آن زمان می توانستی به هر دانشکده ای مراجعه کنی و محدودیتی برای شرکت های در رشته های مختلف وجود نداشت، من علاقه ی شدیدی به کشاورزی داشتم، چرا که کشاورزی رشته ی قدرتمندی بود و بیشتر تحصیل کرده ها در این رشته، در وزارت خانه ها مشغول به کار بودند، در دانشکده ی کشاورزی تبریز و تهران _که آن زمان در کرج بود_ ثبت نام کردم. علوم تهران را هم زدم که علوم تبریز با کشاورزی تهران مصادف شد و شانسی پزشکی تبریز را انتخاب کردم و قبول شدم. از طرفی در کشاورزی هم رتبه ی سوم را کسب کردم. در همان زمان بود که از دانشکده ی کشاورزی تماس گرفتند و اعلام کردند با توجه به عدم حضور رتبه ی اول و دوم در دانشکده تمام مزایای رتبه ی اول به من تعلق خواهد گرفت. برای ثبت نام راهی تبریز شدم و در روند ثبت نام متوجه شدم دفترچه اماده به خدمت را به همراه ندارم، به ناچار برای تکمیل مدارک دوباره راهی سقز شدم، در  همین سفر بود که به توصیه ی یکی از  اقوام نظرم عوض شد و به جای تحصیل در رشته کشاورزی راهی تبریز شده و در دانشکده ی علوم پزشکی ثبت نام کردم.

از دلیل انتخاب تخصص اش می پرسیم و اینکه چگونه کودکان را برگزید؟

“در حین تحصیل بخصوص در پنجمین سال حضور در دانشکده به تشویق استادانم بیشتر به این رشته گرایش پیدا کردم،  چرا که در این مبحث تسلط بیشتری داشتم و اینکه علاقه ای هم به جراحی نداشتم مزید بر علت شد. پس از اتمام دوره ی  پزشکی مدت 16 ماه در سقز و روستاهای اطراف طبابت کردم، تا اینکه در رشته ی تخصص کودکان پذیرفته و برای دومین بار راهی تبریز شدم”.

از دغدغه ی این روزهای پدر مادرها می پرسیم و از اینکه چرا تصمیم بر بازنشستگی گرفته است، رنگ ناچاری و استیصال به چشمانش می دود و از بار سنگینی می گوید که این روزها به دوش دارد:”تعداد مریض هایم بسیار زیاد است، به جز  همشهریانم از شهرهای اطراف مانند بانه، بوکان و دیواندره که این روزها شاهین دژ و تکاب هم به آنها اضافه شده مراجعینی  دارم که ساعت ها در مطب انتظار می کشند و در ساعاتی موفق به پذیرش شان می شوم که عملا بازگشت برایشان سخت و  پرخطر است، نمی توانم نسبت به این وضعیت بی تفاوت باشم و همیشه بخشی از ذهنم را این مسئله درگیر می کند. از طرفی  دغدغه ای همیشگی با من است که مبادا فشار زیاد، وقت محدود و خستگی بر کیفیت کارم اثر بگذارد.از طرفی نمی توانم  تعداد مریض ها را محدود کنم، نمی توانم دست رد به سینه ی مریضی بزنم که ساعت ها در انتظار نشسته و او را ناامید  بازگردانم”. 

drvsoghi (1)

اضافه می کند:”علاوه بر خستگی و فشار زیاد،  از این که مجبور شوم وقت کسی را برای رسیدگی به دیگری ذخیره کنم آزرده  خاطر می شوم، علی رغم اینکه سال ها تجربه و آشنایی با بیماری های منطقه، دست مرا در صرف وقت کمتر، باز می گذارد اما گاه تعداد مریضانم به 120 نفر در روز می رسد که مدیریت زمان برای این تعداد مراجعه کننده آسان نیست”. 

از  روالی که این روزها دکتر ها در شهرهای بزرگتر در پیش گرفته و بر کار جمعی از پزشکان نظارت می کنند می پرسم که ایا این کار نمی تواند کمکی برای دکتر باشد؟

 متواضعانه پاسخ می دهد که :”همکارها خود همه در سطح من هستند” 

از نگرانی هایی که این روزها از این تصمیم می شنویم برایش می گویم و از اینکه راهی برای کنترل این مشکل وجود ندارد؟ می گوید:”اگر می توانستم روز ی 30 مریض را ویزیت کنم؛ هم برای من بهتر بود هم برای مریض هایم اما به این نتیجه رسیده ام که این مسئله عملا امکان پذیر نیست. 

و اضافه می کند:”بیمارانی دارم که از چندین دکتر  در چندین شهر رانده شده و به سراغ من آمده اند دلم می خواهد وقتم را برای کسانی صرف کنم که واقعا به من احتیاج دارند، این کار در عین  انجام کمکی موثرتر مرا وادار به تحقیق و جستجو می کند. اما بیشتر وقتم صرف بیمارانی می شود که درمان شان حتی نیاز به تخصص نداشته و از طریق پزشک عمومی هم قابل حل است. برای مثال در همین روزها مریضی داشتم که پس از چهار سال و مراجعه به دکترهای متعدد معالجه شد، به هر حال تجربیاتی که در سال های طولانی کسب کرده ام و مریض هایی که قادر به مداوایشان نبوده ام این امکان را برای من فراهم کرده، اما متقاعد کردن والدین به بی اهمیتی مریضی کودکشان آسان نیست چرا که پدر و مادرها همیشه می خواهند مطمئن شوند کودکشان بهترین خدمات پزشکی را دریافت می کند و مهم تر  از آن اعتقاد به پزشک مهمترین عامل در طبابت است”. 

از برنامه ای که برای بازنشستگی اش دارد می پرسیم و اینکه آیا این تصمیم تصمیمی دائمی است، پاسخ می دهد:” می خواهم  مدتی استراحت کنم و مطالب زیادی را که برای تالیف آماده کرده ام کامل کنم. این که برای همیشه خانه نشین شوم برای  روحیه خودم هم خوب نیست. برای منی که در سال 4 الی 5 بار در کنگره های پزشکی شرکت می کنم و پایه ی ثابت این  نشست ها هستم، در صورتی که آنچه را کسب می کنم در کارم استفاده نکنم، تلاشم کاملا بی فایده خواهد بود. و صحبت هایش را اینگونه ادامه می دهد:”در سال های گذشته از فرصتی که در شب های بلند زمستان نصیبم می شد بهره  جستم و مطالبی که پاسخ بیشترین سوال های مشترک در بین مراجعانم بود را به رشته ی تحریر در آوردم، که تا کنون سه بار  تجدید چاپ شده،  اگر وقت اجازه بدهد  دو تا سه هزار صفحه مطلب برای تالیف دارم که این مدت زمان بسیار خوبی برای  پرداختن به آن است. مطالبی درباره ی تجربیاتی که در طول این سال ها کسب کرده ام و پاسخ به سوا لهای بی شماری که والدین دارند که هر کدام مجالی در خور می طلبد، از کفش مناسب برای کودکانشان گرفته، تا اتاق مناسب و خصوصیات اخلاقیشان … “. 

از زمان بازگشت دکتر می پرسیم و این که تصمیمی برای مدت زمان این وقفه دارد، که می گوید تا زمانی که مطمئن شود از فشارها کاسته شد منتظر خواهد ماند. 

واکنش مریضانش به این خبر را جویا می شویم با خنده می گوید: “تعدادی از مریضانم تهدید می کنند که با بسته شدن مطب به  منزلم مراجعه خواهند کرد. و در حال امضای کتابش برای شارنیوزی هاهمین لطف و محبت است که مرا در این شهر ماندگار کرده وگرنه با توجه به سکونت فرزندانم در  پایتخت و خارج از کشور، زندگی در مکانی غیر از اینجا و حتی مهاجرت برایم دور از ذهن نیست، اما آنچه پای مرا می بندد لطف و محبت کسانی است که سرشار از قدرشناسی اند.هر چند در گفتگو با همکارانم همیشه به این نکته اشاره کرده ام که  همیشه 5 درصد ناراضی در جامعه زندگی می کنند که کسی قادر به اصلاح افکارشان نیست، اما در بین مریض های من  اکثریت با کسانی است که به من لطف دارند و برای من هم لذت زندگی در خدمت است”.

از دکتر می خواهیم از تلخی های کارش بگوید،از جذابیت هایش و  از مریض هایی که این روزها برای خود کسی شده اند، با طمانینه پاسخ می دهد:”در طبابت روزهای تلخ کم نیست، گاهی بیماری با بیماری به ظاهر ساده طی فرآیندی نامعلوم فوت می کند و همه در وهله ی اول دکتر  را مقصر می دانند، همیشه سعی من بر این بوده که امکان خطا را به صفر برسانم اما بازنگرانی همیشه ای از وضعیت بیماران وجود دارد طوری که شب ها کنار تلفن می خوابم. بیماران قبلی ام را بسیار ملاقات می کنم خصوصا که سقز شهری کوچک است و در مراجعه به هر مکانی چند نفر هستند که مریضم بوده یا با مریضانم در ارتباط اند. 

در لا به لای صحبت هایش به بیماری های منتطقه ای اشاره می کند از او می خواهیم بیشتر توضیح بدهد، که می گوید:”طبابت این روزها بیشتر منطقه ای شده مثلا در منطقه ی ما سرماخوردگی بیماری شایع است و در جنوب ایران سالک،  

انگل های این منطقه در روده زندگی می کنند و انگل های آن مناطق در پوست. در مجموع شرایط زندگی بر سلامت و نوع بیماری ها تاثیر بسزایی دارد”

نظرش را در باره ی طب سنتی و آنچه مادربزرگ ها و پدر بزرگ ها توصیه می کنند، می پرسیم  که با تاکید مخالفتش را با استفاده از این توصیه ها اعلام می کند و توضیح می دهد:”تعداد زیادی از آنچه در باورهای مردم رایج است با دانش ما در منافات است، مثلا گذاشتن بچه در گهواره، یا اصطلاحاتی مانند “باژله”که بسیاری از بیماری های کودکان را به آن نسبت می دهدند. در حالی که ممکن است آنچه انان به سادگی و با توصیه ی چند فرد به اصطلاح با تجربه از آن چشم پوشی می کنند بیماری خطرناکی باشد و هنگام مراجعه به پزشک کار از کار گذشته باشد. حتی در مواردی مادران جوان را مجبور به استفاده از این تجربیات می کنند که مشکل ساز است. متاسفانه تکیه بر باورهای غلط مشکل همه ی جوامع است و منحصر به جامعه ی ما نیست”. 

نظرش را درباره ی داروهای گیاهی جویا می شویم، که نظری مشابهه با سوال قبل دارد و دلیلش را این گونه توضیح می دهد:”در استفاده از داروهای گیاهی مواردی هست که در عین مهم بودن، معمولا به انها توجه نمی شود، اولا معلوم نیست گیاه توصیه شده دقیقا چه گیاهی است، دوما میزان آلودگی گیاه مشخص نیست، سوما دوز دارویی گیاه چقدر است و مهم تر این که چه مقدار آن باید برای کودک استفاده شود، علاوه بر این موءلفه هایی همچون سن و وزن کودک در تجویز این گیاهان در نظر گرفته نمی شود، و از همه مهمتر ممکن است ماده ی موثر در گیاه در کنار ماده ای باشد که تاثیری مخرب دارد چرا که گیاه برای استفاده  نیاز به تجزیه و جداسازی مواد دارد و در طب گیاهی هیچ یک از مواردی که به آنها اشاره شد به صورت علمی بررسی نمی شود. “

علاقه ی دکتر را به دنیای مجازی جویا می شویم، از مقالات موجود در اینترنت که حاوی مطالب اشتباه هستند گله مند است از اینکه نظارتی بر عدم انتشار این مقاله ها نیست و بیشتر برای ارتباط با فرزندانش که در ایران نیستند پا به این دنیا می گذارد. 

در پایان از علایق دکتر می پرسیم  از اینکه با توجه به موقعیت اجتماعی اش به سیاست علاقه مند است و از اینکه وقت  آزادش را که گویی زیاد هم نیست به چه می گذراند؟

با خنده پاسخ می دهد، سیاست دنیای شکست و پیروز ی است، چیزهایی که به هیچکدام علاقه ای ندارد.وقت آزادش را با پرو رش گل و گیاه می گذراند، که طراوات خانه اش گواهی بر این مدعاست، دیگر لذتش در زندگی گوش دادن به موسیقی است. 

افسوس می خوریم که وقت اجازه ی ماندن بیشتر در کنار مردی که قهرمان کودکان این شهر است را نمی دهد و از ساکنین  خانه ای  که میزبانانی بس مهربان دارد خداحافظی می کنیم. 

کد خبر: 13310


۵۹ دیدگاه

  • پویا
    پویا: 3-21-2015 . 3:58 ب.ظ :

    محفوظ باشی دکتر. هنوز هم به خاطر درمان آلرژی شدیدم مدیونتم

    پاسخ دهید

    • اصلاني
      اصلاني: 3-22-2015 . 12:49 ق.ظ :

      ضمن سلام و ارزوي تندرستي براي ان استاد گرانقدر و تشكر از دست اندركاران عزيزشارنيوز ميخواستم به عرض برسانم كه زحمات و تلاش ان بزرگوارچون كتيبه اي بر دل همه خانواده هاي شهرمان ماندگار خواهد ماند اگرچه به نظر ميرسد كه كلمه بازنشستگي زياد زيبنده نميباشد چون ايشان هنوز بحمدلله چون گذشته پرتوان و كاري ميباشند در هرصورت بنده به سهم خود دست پرتوانش را ميبوسم…جناب دكتر وثوقي در طول طبابت پرثمر خود چون جهادگري بودند و حق بزرگي بر گردن همه دارند من سه بچه خود را تا سن نوجواني فقط در محظر ان استاد معالجه نموده ام …بنظر بنده شايان تقديري بسيار گرانمايه هستند …جايگاهشان همچنان متعالي و طول عمر پرعزتشان صد ساله باد.

      پاسخ دهید

      • افسانه
        افسانه: 3-22-2015 . 2:17 ق.ظ :

        با سلام، ممنون از مصاحبه ارزنده تون با قهرمان بچه های دیروز و امروز شهرمان، واطلاعات رسانی در مورد این خبر ناخوشایند، لطفا اسم کتابی که در مورد پزشکی کودکان که اسمش را نمیدانم ولی از تألیفات دکتر است ودر سقز در دسترس. مردم است اطلاعاتی به اینجانب بدهید

        پاسخ دهید

        • عباس محمودي
          عباس محمودي: 3-22-2015 . 11:49 ق.ظ :

          از اينكه اين خبر رامي شنويم بسيار متاسفيم آرزومي كنيم كه هميشه سالم وتندرست باشند

          پاسخ دهید

          • moghbelh
            moghbelh: 3-22-2015 . 2:52 ب.ظ :

            با تشکراز مصاحبه وگزارش زیباتان وتبریک سال نو وتشکر از زحمات بیش از چهار دهه جناب آقای دکتر وثوقی وآرزوی طول عمروسلامتی برای ایشان وخانواده محترمشان.

            پاسخ دهید

            • فریشته
              فریشته: 3-22-2015 . 2:53 ب.ظ :

              ریز و سلاو بو دکتر وثوقی خوشه ویست، دکتر وثوقی دکتری خو م بو که منال ب