شارنيوز- اخبار سقز

امروز ۲۷/۰۷/۱۳۹۷
سه شنبه، ۳ام دی ۱۳۸۷
۱۲:۱۹ ب.ظ

گزارش بازی وبلاگی وبلاگستان سقز در مورد روز جهانی حقوق بشر

اولین بازی وبلاگی وبلاگستان سقز با موضوع حقوق بشر با استقبال گسترده ویلاگ نویسان سقزی به انجام رسید. بازی وبلاگی اصطلاحا به مموعه مطالبی گقته می شود که یک موضوعی واحد نگاشته می شود و هر وبلاگ از وبلاگی دیگری برای نوشتن مطلب دعوت میکند. بهانه برای اولین بازی وبلاگی روز 10 دسامبر 60 امین سالروز تصویب اعلامیه هانی حقوق بشر بود که می توان گفت دغدغه همه فعالین سیاسی، اجتماعی،فرهنگی است و به همین خاطر هم ویلاگنویسان سقزی دعوت دیگر اعضا را برای نوشتن در این باره پذیرفتند و همگی از دیدگاه خود به مقوله حقوق بشر پرداختند تا توجه مخاطبانشان را به این مبحث بیشتر جلب نمایند. در گزارش زیر سعی شده است خلاصه ای از مطالب درج شده در وبلاگ هایی که وارد این بازی شده اند و دیگران را نیز دعوت کرده اند اشاره شود . وبلاگ هایی هم بودند که بدون توجه بازی وبلاگی مطالبی در این خصوص نوشته بودند که در این گزارش به آنها پرداخته نشده است. ویلاگ پرسه در شهر در مطلبی با عنوان آنچه با شنیدن حقوق بشر به ذهنم می آید مینویسد: “همه افراد بشر با حقوق و آزادیهای مساوی و محروم نشدنی به دنیا میآیند”  این جمله ایست که روز 10 دسامبر در سراسر جهان تکرار می شود به اندازه ای زیباست که از هر زبان که می شنوم نا مکرر است.” و در ادامه به عدم رعایت حقوق بشر در نقاطی از جهان اشاره می کند و چنین ادامه می دهد: به نقاطی بر روی نقشه بزرگ کره زمین فکر میکنم که تاریک تر از دیگر جاهای جهان اند. تاریک اند چون حقوق بشر در آنها رعایت نمی شود و کرامت انسان مهم نیست. حقوق بشر من را یاد میله های زندان می اندازد چون نام فعالان حقوق بشر با آن پیوند شدید خورده است، کشورهای غیر دموکراتیک با این افراد به شدت مشکل دارند و معمولا بیش از هر فعال سیاسی- اجتماعی دیگری هزینه پرداخته اند. در همه جا اینطور است.” نویسنده وبلاگ کلبه کوچک من در پست “به عنوان یک انسان در شرایط عادی …” به همین موضوع پرداخته و میپرسد : به عنوان یه انسان در شرایط عادی ، نه به عنوان یک نوجوان که به علت ارتکاب جرم در کودکی مقابل چوبه ی داره ، نه به عنوان یه زن که در بهای حضور در اجتماعی مثل دانشگاه مورد تعرض قرار گرفته]…[ فقط به عنوان یه انسان در شرایط عادی هیچوقت به اصولی که هر روز در مقابل چشمات پایمال میشه فکر کردی ؟” وی در ادامه به نکته جالبی اشاره میکند و مینویسد: “در نظر من اولین حقوق انسان خواه خوداگاه یا ناخوداگاه در خانواده نقض می شه و متاسفانه بستر پذیرش این مسئله رو در جوامع بزرگتر فراهم می کنه ، که تا وقتی کارد به استخوان نرسه و نقض حقوق تا تبدیل شدن به یک فاجعه پیش نره ، خودش رو نشون نمی ده . خود ما بارها دیدیم که به طبع سیستم پدر سلار یا مادر سالار حق سخن گفتن به کودکان داده نشده و ژست یک شخصیت تابع بدون نظر و اختیار از همان بدو تولد به فرد تزریق شده]…[ متاسفانه زنان که پرورش دهنده ی کودکان هستند معمولا اسیب پذیر ترین و بی اطلاع ترین قشر در این مبحث اند که اگر چنین نمی بود برای یاد اوری این کرامت انسانی به انتظار وقوع فاجعه نمی نشستیم ….” نویسنده وبلاگ “نه از جنس خودم نه از جنس شما” در مطلبی با عنوان “تناقض حقوق بشر با حقوق شهروندی؟” مینویسد: ” آن چه با شنیدن اعلامیه جهانی حقوق بشر به ذهن من می آید همان طور که از عنوان مطلبم بر می آید تناقضاتی است که هم از نظر مفهومی و هم گاه از نظر انضمامی آن ویا در عرصه ی فعالیت های حقوق بشری با دیگر مفاهیم مورد دفاع اندیشمندان به چشم می خورد است. ”  وی در ادامه به این تناقضات پرداخته و مینویسد: “اصولا حقوق بشر مفهومی است که ناظر به «حقوق طبیعی»به تعبیر جان لاک  و یا «حقوق اولیه» به تعبیر دانشمندان علم حقوق و یا به تعبیر هانا آرنت به منزله ی «حقوق سلب ناشدنی»(inalienable) در نظر گرفته می شود. یعنی حقوقی که «انسان» به ما هو انسان و تنها به دلیل انسان بودن از آن برخوردار است. وبرای برخورداری از آن نیازی به دارا بودن هیچ ویژگی «اکتسابی» یا «انتسابی» ندارد. اما در مقابل «حقوق شهروندی» به حقوقی گفته می شود که در قانون اساسی یک کشور برای شهرندان در نظر گرفته شده و شرط برخورداری از آن ها «تعلق» به جامعه یا کشور یا سرزمین و عضویت در گروهی از انسان هاست که طی توافقی خواه دلخواه و خواه اجباری با هم دیگر به سر می برند. که در جهان امروزی ما حقوق بشر ناظر به حقوقی است که یک فرد به خاطر تعلق به یکی از دولت ـ ملت ها از آن ها برخوردار می شود.یعنی شما زمانی از حقوق یک فرانسوی برخوردار می شوید که حداقل تابعیت آن کشور و یا «پاسپورت» آن کشور را دارا باشید و تا زمانی که چنین وضعیتی را پیدا ننموده اید نمی توانید درخواست کننده ی چنین حق و حقوقی باشید.” و ادامه از تلاش گروههای حقوق بشری برای تفکیک قائل شدن میان این دو مفهوم نوشته و ادامه می دهد: “بخش زیادی از تلاش و کوشش مدافعان حقوق بشر صرف این می شود که به حاکمان دولت – ملت ها یادآوری کنند که قوانین وضع شده در هر دولت _ملتی نباید ناقض حقوق اولیه ی انسان که در اعلامیه جهانی حقوق بشر ذکر شده باشد. اما می بینیم و شاهدیم که بسیاری از دولت ملت ها به بهانه ی مسولیت ها و وظایف شهروندی بسیاری از «شهروند»ان شان را از حقوق«انسان»ی شان محروم می کنند.” وی در ادامه مطلب مفصل خود به تناقض نمایی میان دو مفهوم “حقوق بشر” و “حقوق بشر” بیشتر پرداخته در ادامه به مبحث نسبیت فرهنگی پرداخته و مینویسد: “یکی دیگر از مسایلی که در مورد اعلامیه ی جهانی حقوق بشر مورد توجه و تذکر است مبحثی به نام «نسبیت فرهنگی» و به تبعع آن «نسبیت قوانین» با توجه به فرهنگ  عرف ها و مبانی تکوینی و تدوینی قوانین در جوامع مختلف است. یعنی برخی کشورها از جمله کشور ایران ادعا می کنند که ما مبانی فرهنگی و عرفی خاص کشور خودمان را داریم و قوانین مان بنا به این مبانی تدوین می شود. اما اگر چنین مطلبی را از هر جامعه ای بپذیریم می بایست در زمان تصویب اعلامیه ی جهانی حقوق بشر نیز در سازمان ملل استدلال آفریقای جنوبی مبنی بر «قانون تبعیض نژادی» آن کشور را نیز می پذیرفتیم. یا مسائلی که دولت اسراییل(حال چه این دولت مشروع باشد چه نامشروع) برای فلسطینیان ایجاد می نماید را نیز بپذیریم. در واقع باید یادآوری کرد که نسبیت فرهنگی تا جایی رواست که ناقض حقوق اولیه ی یک انسان نباشد.”و در انتهای مطلب ریشه تناقضاتی که از دید وی در اعلامیه جهانی حقوق بشر وجود دارد را نه “به خاطر انتزاعی بودن و رویایی بودن” که به دلیل “تناقضات ریشه در سنت های غلط جوامع و نهاد های بشری” دانسته و مینویسد: “در واقع دولت و حاکمیت یا نهاد هایی از جنس خانواده بر مبنای حقوق بشر و نیازهای اولیه ی انسان شکل نگرفته اند. آن ها بر بسترهای دیگری همچون سلطه و اقتدار و مفاهیم روانکاونه ای چون غرایز«اروس» و «مرگ» دارد که به مجال دیگر و فرصتی دیگر نیازمند است.” نویسنده وبلاگ “نخبگان و جامعه” در مطلب خود “به مناسبت شصتمین سالگرد تولد بیانیه حقوق بشر” مینویسد: “بدون شک این بیانیه یکی از بزرگترین دستاوردهای بشر در قرن بیستم است و مطمئنا پیامدهای مثبت فراوانی هم به همراه داشته است اما با وجود آنکه 60 سال از عمر آن می گذرد ما هنوز شاهد وقایع و رویدادهای تکان دهندۀ ناقض این حقوق و تدوام برخی از قوانین حقوق بشر ستیز هستیم که باعث شده هنوز میلیونها نفر از زنان و مردان و کودکان در جوامع مختلف از حقوق اولیۀ خود محروم باشند.” وی در ادامه درباره قوانین حکومتها نوشته و نوشته: “در بسیار از حکومتها از یک سو شاهد مواد حقوقی مناسب و خوبی در قانون اساسی هستیم که اجرا نمی شوند و به عبارتی مسکوت نگه داشته شده اند و در مواردی هم شاهد وجود یک سری قوانین هستیم که علنا پایمال کننده ی حقوق انسانی گروههایی از جامعه هستند.” و ادامه مثالهایی از این نوع قوانین آورده در ادامه از “پایمال شدن حقوق گروههایی از انسانها توسط دیگر افراد جامعه” نوشته و برای مثال از “قتلهای ناموسی، خشونتهای رایج جنسی و جنسیتی، استثمار اقتصادی گروههای به لحاظ معیشتی در تنگنا،” نام میبرد. وی در ادامه  مینویسد: “آگاهی بخشی انسانها و دولتها در مورد این حقوق شاید حداقل کاری باشد که می توان کرد که البته در بلند مدت جزو بزرگترین و بنیادی ترین کارها به حساب آید. چرا که مهم شکل گیری آگاهی است. همواره باید این نکته را به خاطر داشت که «حرف باد است و فکر آتش؛ آتش را باید گیراند باد خود بدان دامن خواهد زد». پس همین آگاهی زمانی خود به کنش تبدیل خواهد شد.” و در پایان به نقش روشنفکران پرداخته و مینویسد: “در پایان میخواهم یک بار دیگر به نقش کلیدی و تعیین کنندۀ نخبگان روشنفکر در ترویج این افکار و فهماندن آنها به جامعه اشاره کنم و اینکه آنها باید در جایگاه و پایگاه نویسنده، روزنامه نگار، معلم و آموزگار و …. به این امر مهم اقدام نمایند(البته اگر خود به درک این امر نائل شده باشند). ” نویسنده وبلاگ ساحت نگاه در مطلب حقوق بشری خود “انکار حقوق بشر انکار کرامت انسان” مینویسد:  “ايرانيان هميشه از  منشور حقوق بشر كوروش هخامنشي كه عده اي آن را نخستين منشور حقوق بشر در جهان مي دانند  با احترام و افتخار ياد مي كنند كه البته جاي افتخار كردن هم دارد چون قرن ها قبل از اين اعلاميه ،كوروش اعلام مي كند « من تا روزي كه زنده هستم ، نخواهم گذاشت كه شخصي ، ديگري را به بيگاري بگيرد و بدون پرداخت مزد، وي را به كار وادارد » و همين اصل با كمي تغييرات در ماده ي چهار  منشور حقوق بشر هم آمده است؛  آن جا كه مي گويد: « هيچ‌کس را نبايد در بيگاری بردگی نگاه داشت؛ برده داری و تجارت برده بايد در تمامی اشكال آن ممنوع گردد »” وی در ادامه مینویسد: “انسان  بسيار ارزشمند است و حقوق او را بايد مراعلات نمود و بايد هستي و وجود او از همه جهات محفوظ و مصون بماند. اگر در جامعه اي به همان نسبتي كه به تكاليف انسان ها توجه مي شود به حقوق آن ها نيز توجه نشود مي توان ادعا كرد كه در آن جامعه انسان كرامت و شرافت ندارد . چون به قول ولتر « بيست سال لازم است تا انسان از حالت گياهي يعني حالتي كه در شكم مادر دارد و حالت حيواني يعني حالتي كه در كودكي دارد به مرحله اي برسد كه نشاني از خرد در او نمايان شود . سي قرن لازم است تا چيز اندكي در باره ي تن او كشف كرد براي شناخت روان او زماني به درازي ابديت لازم است اما براي كشتن او تنها يك لحظه كافي است .»” نویسنده وبلاگ راه رفتن روی یخ در مطلبی با عنوان “راههایی که به مقصد نمی رسند” مینویسد: “صادقانه بر اين باورم كه بخش اعظم تلاش‌هايي كه در جوامع توسعه‌نيافته و غيردمكراتيك صرف دستيابي به حقوق مبتني بر مناسبات طبيعي (زن بودن، اقليت قومي، نژادي، مذهبي و… بودن) مي‌شود به نتايج مطمئن و پيش‌بيني شده نمي‌رسد چون چنين مطالبات خاص‌گرايانه‌اي با ناديده گرفتن امري بنيادي‌تر به نام “دمكراسي” پيگيري مي‌شوند.” و در  ادامه مثال می آورد: “به‌عنوان مثال زنان در جامعه‌ي ما داراي مطالباتي خاص هستند كه آن‌ها را در چارچوب رويكردهاي فمينيستي و حركت‌هاي درون‌جنسي پيگيري مي‌كنند. اين امر تنها ساختار سياسي غيردمكراتيك و ديني موجود را به مقابله و برخورد وانمي‌دارد بلكه ساختارهاي سنتي و مردسالار موجود در بطن جامعه را نيز دچار واكنش كرده و با ساختار سياسي همراه مي‌سازد. به بيان ديگر براي مقابله با تحقق خواسته‌هاي زنان، ساختار سياسي و ساختار متصلب اجتماعي به ناگاه متحد مي‌شوند. در حالي كه اگر زنان جامعه‌ي ما به جاي پيگيري اموري چون برابري ديه با مردان، نقض قوانين چندهمسري، برابري شهادت مرد و زن و… خواستار جامعه‌اي آزاد براي همگان مي‌شدند و خود را با جنبش دمكراسي‌خواهي همراه مي‌ساختند، هم با مشكلات كم‌تري روبرو مي‌شدند، هم خواسته‌هايشان از امكان تحقق‌مندي بيشتري برخوردار مي‌شد و هم مورد سواستفاده‌ي افراد و گروه‌هايي قرار نمي‌گرفتند كه در زير پوشش حمايت از مطالبات زنان به بازتوليد مناسبات گذشته و پيگيري منافع غيرانساني خود مشغول‌اند.” وی در ادامه به اولویت بحث “دمکراسی”  و دستیابی به آن از دیدگاه خود پرداخته و مینویسد: “من مفهومي چون حقوق بشر را نیز از اين زاويه مي‌نگرم و معتقدم براي رسيدن به چنين حقوقي قبل از هر چیز بايد به دنبال تحقق دمكراسی بود كه به‌راستي جز اين راهي نيست.” نویسنده وبلاگ دلشدگان در مطلبی با عنوان “حق برای بشر ایرانی” با طنز به موضوع حقوق بشر پرداخته و مینویسد: “حالا حقوق که ریشه ی ان حق است. یک اصطلاح قدیمی در میان ایرانی ها شایع است که حق گرفتنی است نه دادنی.اما جدیدا شیوه های دیگری در امور حق وحقوق بشر ها در ایران رایج شده است که به بررسی چند نوع از انها می پردازیم: 1_ حق خوردنی : یکی ازشایع ترین انوع حق است که به شدت رایج است و خوردن ان برای طول عمر و دوام وبقای حکومت سود فراوان دارد.2_حق بردنی :این نوع حق معمولا بدون سرو صدا اجرا می شود.مثلا حق شما از داشتن کارخانه را می برند و در بورکینافاسو احقاق می کنند.3_حق دیدنی : این نوع از حق برای مغز و اعصاب ضرر دارد .مثلا حق داشتن امکانات بهداشتی با کادر درمانی انچنانی را فقط می توانید در سریال پرستاران ببینید.4_حق زدنی:مخاطب این نوع حق معمولا افرادی هستند که متوجه حقوق بشر خود نیستند و باید انهارا به زور تفهیم کرد.مثل دانشجویان در کوی .5_حق پریدنی: جوانان مخاطبان اصلی این قضیه هستند انها چون هیج حقی در خصوص شغل و درامد و ماشین و تفریح ندارند و چون از طرف دیگر همیشه زیبا ترین دختر شهر را حق خویش می دانند معمولا حق شان با مغزشان می پرد.6_حق مسلم :حق هسته ای نامرئی مردم ایران که تمام دنیا می گویند حق مان نیست ولی ما میگوییم حق مان است یا انها بشر نیستند یا ما. 7_حق کردنی :ببخشید از تشریح ان معذورم وشما هم حق شنیدن ان را ندارید.” نویسنده وبلاگ “سوتی در سیتی” هم در مطلب طنزی با عنوان “حقوق بشر از زوایای مختلف” به این موضوع از دیدگاه اقشار مختلف جامعه پرداخته و در قسمتی از آن مینویسد: “از دیدگاه یک تشکل زنان    ما از این که نه چهل و هشت صدم،نه چهل و نه صدم ،که به اندازه ی نصف یک بشر در جامعه حق داریم بسیار خرسندیم و هر دم در دلمان قند آب می شود و از این تریبون مراتب رضایت قلبی خود را از طرح امنیت اجتماعی و لایحه ی حمایت از خانواده ابراز می داریم.” نویسنده وبلاگ ری را در مطلب “حقوق بشر” وبلاگش مینویسد: “اولین چیزی که با شنیدن نام اعلامیه حقوق بشر به ذهنم آمد همان کتاب دزیره بود و نقش این اعلامیه در اول کتاب و در اخر داستان  . زمانی که این اعلامیه در فرانسه منتشر شد و در همانجا هم زیرپا گذاشته شد و  سالها بعد در کشوری دیگر این اعلامیه به مثابه یک ارزو به دزیره نشان داده شد …. نقش جالبی در این کتاب ایفا کرد و معنای بزرگی داشت …” وی در ادامه مطلب، به این موضوع از دیدگاه یک “زن” پرداخته و از تجربه شخصی خود مینویسد: فهمیدم زن حق طلاق ندارد . فهمیدم یک دختر در ارث پدر؛ نصف پسر ارث میبرد . فهمیدم یک مادر حق حضانت فرزندش را ندارد و ]….[ پدرم که ناگهان فوت کرد معنی ارث بردن دینی یک تک دختر را به معنای واقعی چشیدم و حقی که حتی به لحاظ قانونی داشتم از لحاظ فقه شافعی از من سلب گردید . بگذریم تجارب گوناگون زندگی خود و اطرافیانم به من فهماند که یک زن حق چندانی ندارد . تمام تضیع حقوق یک زن را از لحاظ حضانت فرزند , ارث؛  چه ارث پدر و چه همسر , حق طلاق , دیه و شهادت را به عینه دیدم و کاری جز افسوس خوردن از دستم برنیامد . زمانی که خواستم حرف بزنم مهر سکوت بر لبانم زدند که مبادا سخنی بگویی  چراکه عملت 30یا30 محسوب میشود. گفتم : پس آزادی بیان ؟! پاسخ شنیدم : بزار لب کوزه و آبشو بخور .”وی در ادامه درباره اعلامیه حقوق بشر مینویسد: “هنوز هم با گذشت سالها از انتشار اعلامیه حقوق بشر و با وجود این سازمان جهانی حقوق قانونی مردم در حال ضایع شدن است . زمانی که پای منافع بزرگ در میان باشد کودکان باید گرسنه بمانند, زنان باید مورد تجاوز قرار گیرند و مردان باید در زندانها شکنجه و اسیر شوند. اعلامیه حقوق بشر همانند یک ارزوست که تحققش دور از دسترس است .” نویسنده وبلاگ دنیای زیبا در مطلبی با عنوان ” گاهی با شنیدن”حقوق بشر”…” از چیزهایی نوشته که با شنیدن حقوق بشر به خاطرش می آید و  نوشته: گاهی با شنیدن”حقوق بشر”اردوگاههای غزه و عراق و افغانستان به ذهنم میاد که مردمش با ترس و لرز رو خاک سرزمین خودشون قدم برمیدارن و اونایی که این ترس رو تو دل این مردم روشن میکنن روی انسانیت قدم برمیدارن و بهش تف میکنن]…[ دخترک زیباروی چشم آبی موطلایی کردی از شهرهای مرزی به ذهنم میاد که به گناه مجذوب پروانه شدن پاش به جنگل ها و طبیعت بی بدیع و پنهان سرزمینش کردستان ناخواسته باز میشه ووقتی چشم هاشو باز میکنه میبینه که جفت پاهاش رفتن وتنها چیزی که براش مونده نصف بدنشه و نگاه های ترحم آمیز دیگران با همه ی اینا وقتی بهش نگاه میکنی یواشکی با سر پایین انداختنی نجیبانه و یه لبخند دخترانه سراسر قلبت رو میدزده. گاهی با شنیدن”حقوق بشر”تاریخ به ذهنم میاد از بدبختی های دوران جاهلیت گرفته تا جنایت بی پایان هیروشیما و ناکازاکی،از آتیش به جون تخت جمشید انداختن تا بدبختی های هندوستان قبل از گاندی و… .گاهی با شنیدن”حقوق بشر”بند۳۰اعلامیه به ذهنم میاد که با اینکه میگه”تفسیر خارج از متن ممنوع”اما تو جای جای دنیا با این ممنوعیت بزرگ هرکسی ساز خودشو میزنه” نویسنده وبلاگ شهرآشوب در مطلب “ما بی حقوقیم” مینویسد: شنیدن مکرر این عنوان[حقوق بشر] در این چند روز بغضی را به گلویم خواند و حلقه اشکی به چشمانم نشاند .یادی تلخ به ذهنم آورد . یاد خودمان ، کشورمان ایران .جایی که به تعداد موهای سرم وشاید بیشتر شاهد نقض حق انسان در آن دیده ام .[…] این جا جایی است که رئیس جمهورش در چنین روزی به خیابان می آید و برای دفاع از حق پایمال شده ی بشر کشوری دیگر فریاد مرگ بر فلان و فلان سر می دهد ولی در کشور خودش دانشجویان به خاطر حرف زدند در غل و زنجیر افکنده می شوند ، ممنوع التحصیل می شود .[…] جایی که حتی ظاهر افراد کنترل می شود و جایی که می خواهند به زور باتوم امنیت را به ما بچشانند.جایی که کوچکترین رفتارهایت زیر ذره بین است” نویسنده وبلاگ “همین نزدیکی” در مطلبی با عنوان “روز جهانی حقوق بشر ” مینویسد: 60 سال پیش از این، با صدور اعلامیه‌ی حقوق بشر در سازمان ملل متحد، بشریت وارد مرحله‌ی جدیدی از تمدن شد. اگرچه‌ پس از صدور این اعلامیه‌، همچنان حقوق بشر نقض میشود[…]وجود این سند از آنرو اهمیت دارد که‌ میتوان چون مرجعی خدشه‌ناپذیر بدان ارجاع داد و هر کجا حقوق کسی زیر پا نهاده‌ شود به‌ استناد این اعلامیه‌ خواست که‌ حقوقش محترم شمرده‌ شود.[…] ذات این اعلامیه‌ بر ضد دیکتاتوری و تفکر فاشیستی است و از همین رو حاکمیت‌های مستبد و فاشیست – همچون آلمان نازی-از بزرگترین نقض‌کنندگان آن بوده‌ و هستند. مهمترین وسیله‌ برای تضمین و پاسداشت حقوق بشر در هر جامعه‌ای فعالیت تشکل‌های مدنی و غیردولتی خصوصا تشکلهای حقوق بشری است که‌ از سوی حاکمیت‌های استبدادی شدیدترین برخورد با چنین تشکل‌هایی صورت می‌گیرد. در وبلاگ در این مورد آمده است:60سال پیش در چنین روزهایی ،اعلامیه جهانی حقوق بشر به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل رسید وبر اساس یافته های فکری بشر ودستاورد های مکاتب مختلف سندی تهیه شد که حداقل های حقوق انسانی رادر روابط افراد با دولتها وروابط انسانها با یکدیگر مشخص می سازد.این سند با صراحت اعلام می دارد حق حیات ،امنیت،ازادی عقیده وبیان،برخورداری از سطح زندگی مرفه وایمن،شناسایی حیثیت وکرامت ذاتی همه انسانها،رفع تبعیض،برقراری عدالت،صلح و..افراد وجامعه در این ارتباطات پاس داشته شوند.کد خبر: 1448




    مطالب مرتبط:


۲ دیدگاه

  • َشبگرد
    َشبگرد: ۱۰-۳-۱۳۸۷ . ۳:۰۴ ب.ظ :

    سلام
    خوبید منم تو بازی بودما
    امیدوارم هرچه زودتر بازی جدیدتری رو اجرا کنید

    پاسخ دهید

    • رحمان جوانمردی
      رحمان جوانمردی: ۱۰-۳-۱۳۸۷ . ۳:۳۴ ب.ظ :

      این حرکت زیبا باعث افتخار همه‌ همشهریان در هر بقطه‌ جهان است. موضوع بااهمیت حقوق‌بشر از جنبه‌های مختلف مورد بررسی اهل قلم و اهالی بلاگستان سقز قرار گرفته‌ است. استقبال فوق‌العاده‌ای که‌ از این بازی شده‌ است، نه‌تنها تحسین هر خواننده‌ای را بر می‌انگیزد بلکه‌ باعث بیداری و آگاهی همشهریان به‌ حقوق فردی و اجتماعی خواهد شد. دست مریزاد و پاینده‌ باشید.

      پاسخ دهید