شارنيوز- اخبار سقز

امروز ۰۶/۰۷/۱۳۹۹
چهارشنبه، 15th جولای 2015
9:57 ب.ظ

در خدمت و خیانت آموزشگاه‌های زبان انگلیسی

نویسنده ی مقاله
کاوه قادری

از در وارد می شود. عاجز از ادا کردن چند جمله به زبان مادری اش، به صرافت یادگیری زبان انگلیسی افتاده است. در منزل هم که به احتمال زیاد مدام در معرض شبکه‌های فارسی زبان قرار دارد. چه ملغمه‌ای ؟! کردی، انگلیسی، و فارسی. دغدغه‌ی اولیای گرانقدر هم علی الظاهر فقط لهجه ست! پدرش می پرسد به نظر شما لهجه‌ “بریتیش” خوبه یا “امریکن” یا … . 

خودکشی زبانی  

خودکشی زبانی وضعیتی است که در آن والدین که‌ خود گویشوران زبان اقلیت در یک کشور هستند عامدانه تصمیم می گیرند که زبان مادری را به کودک آموزش نداده و در عوض بستری را فراهم آورند که در آن کودک به یادگیری زبان اکثریت و یا زبان انگلیسی بپردازد (بک و لام، 2012: 1).  در هر وضعیتی از بین رفتن یک زبان  خاص معلول عوامل گوناگونی (درون فردی، بین فردی و بین فرهنگی) است. ساس مجموعه‌ای از عوامل فرهنگی، تاریخی، و سیاسی را ذکر می کند که بر گسترش عدم استفاده از زبان مادری و گرایش به زبان غالب تاثیر مستقیم دارند. جالب آنکه وی عوامل فرهنگی (و نه سیاسی) را به عنوان اصلی ترین عامل خودکشی زبانی مطرح می کند و بر این باور است آنجا که هیچ گونه فشاری وجود ندارد والدین آگاهانه و با آزادی تام زبانی غیر از زبان مادری را ترویج می دهند  (ساس، 1992 به نقل از بک و لام، 2012: 2).  بک و لام نیز عوامل بین فردی را که به نوعی همان عوامل فرهنگی هستند شاخص ترین عامل خودکشی زبانی می دانند. هر چند در جامعه‌ای که اکثر افراد در آن دارای هویت مستقل نیستند و بیشتر تصمیمات آنها متاثر از تفکر جمعی غالب است دیگر عوامل درون فردی جایگاه و نقش بارزی ندارند.  

دوره حیاتی فراگیری زبان مادری

نظریه دوره حیاتی فراگیری  زبان مادری که در طول چند دهه از قالب یک فرضیه به صورت یک نظریه درآمده  مبتنی بر این باور است که یادگیری زبان مادری مبنا و پایه‌ای زیست شناختی دارد. در واقع میتوان گفت که توانایی فراگیری زبان مادری در سن خاصی (از بدو تولد تا پنج یا شش سالگی) ایجاد شده و رشد می یابد (فرامکین و دیگران: 2007: 53). در این دوره‌ی حیاتی روند فراگیری زبان به سهولت و سرعت انجام می گیرد. پس از این دوره فراگیری دستور زبان دشوار است و در اکثر مواقع افراد هیچ وقت به طور کامل دستور زبان و واژگان آن را پس از این دوره یاد نمی گیرند. کودکانی که در این دوره از زبان محروم باشند با اختلالات زبانی عدیده‌ای روبرو می شوند. این عبارت معنای دیگری هم دارد و آن هم این است که کاهش ارتجاع عصبی ناشی از افزایش سن باعث ایجاد اختلالاتی در یادگیری زبان می شود (پنفیلد و رابرت، به نقل از پالیر: 1998: 1).  می توان گفت افرادی که در این دوره حیاتی از زبان مادری به طور کامل یا نسبی محروم می شوند در فراگیری زبان مادری خود دچار اختلالات عدیده‌ای می شوند که به ندرت قابل جبران است.   

زبان مادری به مثابه شاخصه‌ی هویتی

شیوه برقراری ارتباط کودک با والدین، اعضای خانواده، خویشاوندان، تاریخ، فرهنگ، و دین به واسطه‌ی زبان مادری فرد شکل می گیرد. زبان مادری راه ارتباطی کودک با فرهنگ جامعه‌اش است، فرهنگی که نهایتا هویت فرد را شکل می دهد. در واقع زبان مادری یکی از شاخص ترین ابزارها برای حفظ و ارتقای فرهنگ و مناسبات آن است. کودکانی که زبان مادری شان را نمی دانند، اعتمادشان را به خود، خانواده‌، زبان، و تاریخ و فرهنگ خود از دست می دهند. برقراری ارتباط به زبان مادری با دیگر افراد کمک زیادی به شکل گیری هویت فرد می کند و در واقع اشکال گوناگون هویت در کودکان (فرهنگی، اجتماعی، ملی، و جنسیتی) همگی پیوند عمیقی با زبان مادری دارند. زبان مادری و در واقع اولین آواها و صداهایی که فرد می شنود و قبل از به دنیا آمدن با آنها آشنا می شود در شکل گیری ذهنیات وعواطف فرد کاملا تاثیرگذار است. درک و تصور کودک از جهان پیرامونی اش، فراگیری مفاهیم و مهارتها، و درک او از ماهیت هستی با زبانی شروع می شود که برای اولین بار به او تعلیم داده می شود. در واقع از آنجا که دوران کودکی مهمترین دوره در شکل گیری شخصیت و هویت فرد دارد باید گفت که در این فرآیند زبان بارزترین نقش را دارد. 

زبان مادری و رشد شناختی و هوشی

بر اساس پژوهش نورمحمدی (2008) رابطه‌ای نزدیک بین زبان مادری و هوش وجود دارد. زبان مادری نقشی تعیین کننده در شکل گیری قدرت درک، استدلال، و روابط اجتماعی فرد دارد. بر اساس نتایج پژوهش نورمحمدی و بر طبق نظریات پیاژه‌ و ویگوتسکی اگر چه اندیشه و ذهن مبنا و اساس رشد شناختی و هوشی افراد است اما زبان هم نقشی تعیین کننده در شکل گیری آن دارد. نقش زبان مادری در میزان ضریب هوشی افراد هم مورد تایید اکثر پژوهشگران است. نقش زبان مادری در فرآیند شکل گیری هویت افراد هم بر کسی پوشیده نیست.  زبان مادری همچنین نقشی اساسی و تعیین کننده در رشد ذهنی و عاطفی کودک دارد. رشد روانشناختی و شخصیتی کودک تا حد زیادی به میزان برقراری ارتباط او از طریق زبان مادری بستگی دارد. 

معایب دوزبانگی و چندزبانگی زودرس 

دوزبانگی و چندزبانگی به خودی خود مسئله‌ای نیست که بتواند افراد را با چالش هایی جدی مواجه کند اما زمان شکل گیری آن حائز اهمیت است. اینکه کودک زیر پنج سال به طور همزمان در معرض سه زبان قرار گیرد، نه تنها کمکی به ارتقای هوش و سایر مهارتهای شناختی افراد می کند،  بلکه حتی اختلالات زبانی زیادی را هم ایجاد میکند که تا زمان زیادی قابل ترمیم نیستند.  این کودکان غالبا گرفتار آمیزش زبانی می شوند و غالبا زبان آنها ترکیبی از این سه زبان بوده و در عین حال هیچ یک هم نیست. کودکانی که در معرض دو یا چند زبان قرار می گیرند غالبا زبان مادری خود را یک سال و (حتی گاها بیشتر) از هم نوعان خود فرا می گیرند. از این گذشته مسئله‌ی دیگری که حائز اهمیت است این است که زبان مادری در فرآیند یادگیری زبان دوم و سوم مبنایی مناسب است و در واقع زبان مادری نه تنها یادگیری زبان مادری را مختل می کند بلکه به درک و فهم بهتر آن کمک می کند. 

شیادی شیک و آکادمیک

شان وارینگ در کتاب زبان، جامعه، و قدرت (2004: 11-13) اظهار می دارد استفاده از زبان تخصصی و آکادمیک و واژگان تخصصی و ناآشنا یکی از شیوه‌هایی است که به‌ گوینده چنان قدرتی می دهد که مخاطب ناآشنا و مستاصل را وادار به هر کاری می کند. موسسات آموزش زبان غالبا با سوءاستفاده از ناآگاهی افراد، چنان زیرکانه و “علمی” (!) در باب مزایای یادگیری زبان انگلیسی و “نظریات نوین تدریس”  (به زعم خودشان !) برای والدین سخن می رانند که والدین بیچاره گمان می کنند اگر همان روز فرزند دلبندشان را در آن آموزشگاه خاص ثبت نام نکنند در آینده دچار خسران جبران ناپذیری خواهد شد. حال اینکه اینان زبان انگلیسی را چگونه و با چه‌ شیوه‌ای آموزش می دهند خود جای بحث دارد. 

منابع

1. Christophe Pallier, (1998), “Critical periods in language acquisition and language attrition”.

2. Fromkin, Victoria et al, (2007), An Introduction to Language, Rahnama Publications: Tehran.

3. Rezvan Noormohamadi, (2008), “Mother Tongue, a Necessary Step to Intellectual Development”.

4. Beck, David and Lam, Yvonne (2012), “Language loss and linguistic suicide: A case study from the Sierra Norte de Puebla, Mexico”.

5. Wareing, Shan, (2004), “Language, Society, and Power, Routledge: New York. 

کد خبر: 14769