شارنيوز- اخبار سقز

امروز ۰۳/۰۷/۱۳۹۹
یکشنبه، 13th سپتامبر 2015
8:30 ق.ظ

کـودکـان خـسـتـه از جـنـگ و حـق زیـسـتـن 

نویسنده ی مقاله
احـمـد  مـحـمـدی  

( برای « ئـایـلان » و « گـالـیـپ » و مـادرشـان «  ریـحـان » )

هتل ها و رستوران های مدرن و مجلل در کنار بافتی سنتی و باستانی در قالب خانه هایی سفید رنگ و چسبیده به هم ، کوچه هایی تنگ و منتهی به دریا و کشتی های تفریحی و توریستی ، هرساله گردشگران بسیاری را از اقصی نقاط گیتی ، جهت گذراندن تعطیلات تابستانی و گرفتن حمام آفتاب  به سواحل آرام و زیبای شهر کوچک و تاریخی بدروم ( Bodrum ) ، واقع در آخرین نقطه ی جنوب غربی ترکیه می کشاند . بندری باستانی در استان Mugla ( موگلا –  موغله ) در منطقه ی اژه که پنجره ی خانه هایش هر روز رو به پهنه ی آبهای مدیترانه باز می شوند . اما امسال و بویژه در چند ماهه ی اخیر ،  این شهر بندری غیر از توریست های متمول خارجی ، میزبان غریبه هایی دیگر نیز بوده است . چهره هایی رنجور و هراسان که هیچ شباهتی به جهانگردان تشنه ی تفریح و خوش گذرانی ندارند . 

آوارگان و پناهجویان عمدتاً سوری ، گریخته از بمب و آتش و مرگ ، با پیمودن صدها کیلومتر مرز خاکی و با تحمل مشقات سفر ، این روزها سواحل بدروم را دروازه ای یافته اند برای رفتن به جزایر یونانی آن طرف مدیترانه و در نهایت ورود به کشورهای ثروتمندتر اروپایی . گرچه عبور از دریا بازی مرگ و زندگی است و مدیترانه خشمگین تر از همیشه ، این روزها ناجوانمردانه از کوچک و بزرگ قربانی می گیرد ، لیکن هر طور شده از این راهگذر آبی باید گذر کرد ، چون جز این راه دیگری نمانده است . 

قاچاقچیان انسان که همه ترک و عرب و یا یونانی تبارند فرصت را غنیمت شمرده و هر روز در کمین اند . اینان با قایقهای نه چندان مجهز خود ، روزانه کالای خون و متاع جان ترانزیت می کنند . در مقابل ، پناهجوی آواره ، رانده از همه جا ، نا آشنا و غریب هر آنچه را که طلب کنندش ، می پردازد و اغلب هم در این راه ، هم مالش به یغما می رود و متأسفانه هم جانش به فنا . . . این داستان تکراری بدروم در چند ماه گذشته بوده است .

 در روز های اخیر اما وقوع یک رویداد تلخ ، نام بدروم را یک بار دیگر جهانی ساخت . نظیر این واقعه در ساحل بدروم گرچه بارها اتفاق افتاده و حادثه ای این چنین ، دیگر آنقدر تکراری و معمول گشته که کسی را نمی آزارد ، لیکن نوع وقوع این رخداد موجب گشت به یکباره نام بدروم ترکیه در صدر اخبار دنیا قرار گیرد .

صبح روز چهارشنبه دوم سپتامبر 2015  (  همین چهارشنبه ی هفته ی پیش ) ، وقتی ماهیگیر برای صید روزانه اش ، نزدیک ساحل شد از دور جسمی کوچک و رنگین ، توجهش را به خود جلب کرد . جسم ،  از دور همچون عروسکی می نمود با لباسهای رنگارنگ ، که در کف ساحل افتاده بود و هر از گاه موجی کوچک ، قسمتی از آن را شستشو می داد . با خود اندیشید :  یعنی امروز مدیترانه آنقدر مهربان گشته که غیر از قوت روزانه ، می خواهد عروسکی نیز به او هدیه دهد ؟ حتماً دختر خردسالش از دیدن این هدیه ی دریایی کاملاً به وجد خواهد آمد . با این فکر شیرین ، قدم هایش را تندتر برداشت و وقتی کاملاً نزدیک شد . . .  ناگهان قلبش فرو ریخت ! ، عروسک خیالش به یکباره محو شد و هرآنچه در ذهن  ساخته بود ، در یک آن ناپدید شد . .  پسر بچه ای دید با تنی سرد و چشمانی آرمیده بر کف ساحل ، با پیراهنی قرمز ، شلوارکی آبی و کفشهایی تیره . دستهایش در امتداد بدن بی روحش کشیده شده و پاهای بی جان و خسته اش به نرمی دراز شده بودند . یکی از گونه های پسرک در ماسه های کناره فرو رفته بود و با هر موج دریا ، مقداری آب شور ، صورت و قسمتی از سرش را می پوشاند . گویی شب پیشتر ، تمام ماهیان بزرگ و کوچک دریا طی ضیافتی باشکوه ، جسد بیجان این طفل کوچک را روی شانه های خویش تا ساحل همراهی کرده و روح پاکش را بدرقه ی آسمان ها نموده و او را این چنین جلو چشمان خفته ی خشکی نشینان به نمایش درآورده تا سند محکم دیگری باشد بر بیرحمی و قساوت جنگ ! . .  

وقتی پلیس محلی و ساحل نشینان خبردار شـدند و قبل از آنکه جسد عروسک جابجا شود ، « نـیـلوفـر دمـیـر » عکاس گـمنام یک آژانس خـبری کوچک به نام دوغـان ، توانـسـت با دوربـین خود ،  عکسی از ایـن جـسـم کوچک بی روح بردارد . او هیچوقت فکر نمی کرد روزی با فشار دادن شاتر دوربین ساده اش ، یکی از تراژیک ترین مرگ های قرن را به تصویر بکشد . پس از آن دمیر با رشادت تمام و بدون تأمل ، تصویر پروانه ی مرده ی داستان ما را وارد دنیای مجازی نمود و همین امر کافی بود تا تنها ظرف چند ساعت ، این تصویر میلیون ها بار در شبکه های اجتماعی و رسانه های بزرگ و کوچک دنیا بازنشر شود . وجدان های آگاه و احساسات پاک انسانی در چشم برهم زدنی ، جوشیدن گرفت و به یکباره سیلی از پیام ها ، گفته ها و فریادها به راه افتاد و کل فضای رسانه ای را در بر گرفت . یک روز بعد از آن در سوم سپتامبر ، اغلب ژورنال های برجسته ی جهان همچون ایندیپندنت ، ال موندو ، رویترز ، اسوشیتدپرس و . . . این تصویر را به صورت تمام قد روی جلد اول خود نمایش دادند و در بالای آن تیتر زدند :  جسد کودک آواره ی کوبانی ، تمام دنیا را به لرزه درآورد . آنها تصویر تکان دهنده ی این کودک بی جان را دلیل دیگری از ناتوانی ، استیصال و بی ارادگی سازمان ملل و دولت های منطقه ای و قدرت های بزرگ در پایان دادن به بحران سوریه ،  معرفی نمودند .  

 « ئایلان ( ئالان ) کوردی » ( Aylan Kurdi ) پسر سه ساله ی اهل کوبانی و  « گالیپ » ( غالپ  Galip ) برادر پنج ساله اش که به همراه مادرشان « ریحان » در آبهای مدیترانه در نزدیکی ترکیه طعمه ی امواج دریا شدند ، قرار بود زندگی بهتری را در جایی دیگر از دنیا ، بدور از جنگ و خونریزی شروع کنند ، اما قرار آنها هیچوقت عملی نشد و طوفان بی رحم ، حق زیستن را از آنان ستاند . جسد ئایلان ، تنها و بی جان صبح روز دوم سپتامبر در ساحل بندر بدروم پیدا شد .  به همراه آنها  11  نفر دیگر از مجموع 23  نفر سرنشینی که در قایق بودند به کام مرگ فرو رفتند و تنها 9 نفر توانستند جان سالم به در برند . انتشار تصویر جسد ئایلان ، در مدت کوتاهی موجی از همدردی نسبت به پناهجویان در سراسر جهان به راه انداخت و انتقاد علیه دولت های اروپایی را به بالاترین حد خود رساند . 

عبدالله کوردی پدر خانواده که در این سفر مرگبار زنده مانده ، برای اینکه بتواند زندگی بهتر و آینده ای روشن و مطمئن تر با حداقلی از آسایش و امنیت را برای خود ، همسر و دو پسر خردسالش فراهم نماید ، در ماه ژوئن ( سه ماه قبل ) از طریق خواهرش که سالها در ونکوور کانادا می زیست ، از کشور کانادا تقاضای پناهندگی نمود ، لیکن این درخواست او با مهری تمام از جانب اداره ی مهاجرت کانادا رد شد . پس از آن عبدالله هر کاری کرد تا بتواند خانواده اش را از جنگ و نیستی برهاند اما هر بار با در بسته مواجه می شد و ناامید به خانه باز می گشت . تا اینکه به ناچار و با رنج بسیار ، پذیرفت خود و خانواده اش را در ازای پرداخت 3000 دلار ، به دست سوداگران انسان بسپارد . مقصد آنها جزیره کووس ( Koos Island ) در یونان بود ، قایق در همان نزدیکی های بدروم دچار طوفان شد و آنها هیچگاه به مقصد نرسیدند . عبدالله می گوید : « بچه هایم زیباترین بچه های دنیا بودند » و کیست که این گفته را باور نکند . او می گوید « بـه ئـایـلان قـول داده بـود تـا بـرایـش دوچـرخـه بـخـرد . . . » 

داستان زندگی « ئایلان کوچولو » آنقدر کوتاه و مینیمال است که تنها در سه خط می توان آن را نوشت . زندگی او در بحبوحه ی جنگ داخلی سوریه آغاز گشت ، همزمان با حمله ی کـفـتـارهای داعش به کوبانی ، راه رفتن و حرف زدن را آموخت و در نهایت در شبی تاریک میان امواج سهمگین دریا ،  دست در دست برادر و سینه به سینه ی مادر ،  جهان را برای مردمانش وانهاد و رفت . 

تاکنون 15123 کودک در جنگ خانمانسوز سوریه جان باخته اند . بخشی از این تعداد ، کودکان کوردی هستند که در حین فرار و به هنگام آوارگی از فرط گرسنگی ، سرما و یا گرمای زیاد تلف شده اند . « ئایلان و گالیپ کوردی » نه اولین آنها و نه آخرینشان خواهند بود . .  تاریخ ،  سکوت مرگبار سازمان ها و نهادهای بین المللی و عدم تصمیم گیری قاطع دولت های مدعی در مورد پایان جنگ در سوریه و عراق و نسل کشی کردها و ظلم به آنها را هیچگاه از یاد نخواهد برد . . براستی کودکان شنگال ، کوبانی ، قندیل و . . . به کدامین گناه ناکرده ،  باید از حق حیات محروم شوند ؟ 

بدون شک « ئایلان کوردی » ، امروز زیباترین ، پاک ترین و بی گناه ترین غریقی است که تمام دریاهای روی زمین تاکنون به خود دیده است .  مرگ او رنجی دیگر است بر شانه های رنجور مردم کورد . . . 

. . .  بـنـوه ئـایـلان گـیـان ، رولـه ی شـیـریـنـم

کوری خنکاوم ، گولی ژاکاوم ، کورپه ی نه خشینم

لای لای ئـالان گــیــان

بـه رزایـی کـویـسـتـان

چــیـای نـیـشـتـمـان ،

       بــنـوه ئـایـلان گـیـان  . . . .

 

         احـمـد  مـحـمـدی   –   دبـیـر ریـاضـی                         شـهـریـور  94 

کد خبر: 15747






۱۸ دیدگاه

  • محمد عزیز مرزی
    محمد عزیز مرزی: 9-13-2015 . 8:31 ب.ظ :

    سپاس و ریز بو کاک ئه حمه دی خوشه ویست و تیبینی و بوچوونی ئینسانیه که ی .
    شانازی ئه که م به وه ی که شاره که مان ئاوا ماموستاییکی به هه لویست و بیرمه ندی هه یه
    هه لبه ت له بیرمان نه چیت روژانه ده یان و سه دان ئایلانی بی وینه له م ولاته جوانه به رده وام تیائه چن

    پاسخ دهید

    • احمد محمدی
      احمد محمدی: 9-14-2015 . 9:21 ق.ظ :

      ریزم هه یه بو کاک عه زیزی خوم ، سپاست ئه که م بو ئه وه ی که نووسراوه که ت خوینده وه . . به لی کاک عه زیز گیان ، بی گومان هه روایه ، مندالانی وه کوو ئایلان که هه ر روژ له ولات و نیشتمانمان دا بی گوناح و بی تاوان تیا ئه چن ، ژماره یان به داخه وه یه کجار زوره و قه ت ئه و ه مان نابی له بیر چیت . . . هیوادارم هه ر سه رکه و توو بن . . .  

      پاسخ دهید

    • سینا محمدی
      سینا محمدی: 9-13-2015 . 11:40 ب.ظ :

      سلام آقای احمد محمدی
      روایت شما از این رویداد تلخ و تاریخی همانند وصف داستان درامی است که در ابتدا ذهن خواننده را به همراه پاکی، زیبایی و سادگی به پرواز درآورده و در انتها نیز با تیرگی ، زشتی و پیچیدگی فرود می آورد اما گویی در این جا فرود جای خود را به سقوط داده. سقوطی دردناک و غیر قابل باور. همین موضوع منجر به این می شود که نتوان سرنوشت آیلان را در قاب یک درام ساده و قابل فهم گنجاند.هر بار که تصویر جسم بی جان آیلان را در ذهن مرور می کنیم این ﻣﺴﺌله بیشتر نمایان می شود.تصویری که قلب جهانیان را از جا کند و ذهن های بیداری همچون شما را برای نوشتن چند کلام جهت بیداری مردم سوق داد.امیدوارم سرنوشت آیلان زنگ هشداری برای جامعه بشریت و تصویر هولناک خاموش او آخرین پرده از اکران ظلم و ستم بر روی این کره خاکی باشد.

      پاسخ دهید

      • احمد محمدی
        احمد محمدی: 9-14-2015 . 11:27 ق.ظ :

        سپاس بو ئه و بیر و بوچوونه جوانه ت کاک سینا گیان . . هیوادارم سه ربه رز بیت . . .

        پاسخ دهید

      • احمد محمدی
        احمد محمدی: 9-14-2015 . 9:11 ق.ظ :

        بنده این دلنوشته ی کوتاه را در تاریخ یکشنبه 15 شهریور ( یعنی 4 روز بعد از حادثه ی ئایلان ) به دوستان عزیزم در شارنیوز تحویل دادم تا در صورت امکان آن را منتشر نمایند و البته خدمت ایشان عرض نمودم با توجه به ظرف زمانی مخصوص به این نوشته ، بهتر است در زودترین زمان ممکن در سایت قرار داده شود ، اما متأسفانه یک هفته بعد این مطلب را در سایت مشاهده می کنیم . . این براستی جای تأسف دارد ، مطالبی مانند این مطلب که به اتفاق ویژه ای اشاره می کنند اگر در زمان مناسب در مقابل چشم خواننده قرار نگیرند دیگر نمی توانند تأثیر آنچنانی از خود به جا بگذارند و این امر متأسفانه نفس نوشته را زیر سؤال برده و آن را قدیمی و کم ارزش جلوه می دهد . بنده همین نوشته را یک روز بعد از تاریخ فوق یعنی اواخر روز 16 شهریور به سایت « سخن معلم » ارسال نمودم که بلافاصله یک روز بعد از آن شاهد بودیم که مطلب ارسالی بدون کم وکاست ، روی سایت قرار گرفته بود . . گذشته از این ، همراه این نوشته چند تصویر نیز جهت درج در ضمیمه ی آن تقدیم شارنیوز شده بود که متأسفانه خبری از آنها نیست ، حتی یکی دو سطر آخر نوشته نیز که حاوی دو خبر بود در اینجا نیامده است که این هم جای بسی تعجب است . . ضمن آنکه بنده همیشه زحمات بسیار دوستان خوبم در شارنیوز را ارج نهاده و تلاش و رفتار حرفه ای ایشان را ستوده ام اما صادقانه می گویم این شیوه ی برخورد جای ایراد و انتقاد دارد . بارها نوشته ام وجود شارنیوز در سقز غنیمت بزرگیست ، اغلب همشهریان جهت گرفتن اخبار و وقایع شهر و همچنین رؤیت مقالات و تحلیل ها در زمینه های مختلف ، حتماً در شبانه روز به شارنیوز سر میزنند و انتظار دارند بهترین شیوه ی خبررسانی بدور از سلیقه نگری و محافظه کاری را مشاهده نمایند ، به این امید که شارنیوز عزیز همچنان محبوب همشهریان سقزی باقی بماند . . . بار دیگر زحمات بدون چشمداشت شارنیوزیهای زحمت کش را ارج می نهم و در تداوم این راه برایشان آرزوی موفقیت دارم ، در ضمن تولد فرزند گرامی مدیریت محترم شارنیوز را تبریک می گویم . . .  

        پاسخ دهید

        • آزاد
          آزاد: 9-14-2015 . 12:34 ب.ظ :

          درود وسلام بر شما کاک احمد محمدی بسیار زیبا ودرامی تاریخ مردمی رابه تحریر درآوردید که دلهای انسانهای دوست دار انسانیت را به در می آورد.

          پاسخ دهید

          • حسام
            حسام: 9-14-2015 . 7:07 ب.ظ :

            جانا سخن از زبان و قلم لال ما گفتی

            پاسخ دهید

            • هیوا
              هیوا: 9-15-2015 . 2:12 ب.ظ :

              با اینكه مدتی از كوچ این پروانه زیبا می گذرد اما مطلب زیبا و تاثیر گذار شما دوباره قطره اشكی را بر روی گونه هایم غلتاند.

              پاسخ دهید

              • احمد محمدی
                احمد محمدی: 9-16-2015 . 11:07 ق.ظ :

                به لی کاک هیوا گیان هه ر وایه که جه نابت ئاماژه ت پی کردووه ، به داخه وه نووسراوه که زور درنگ له سه ر مالپه ری شارنیوز دانراوه ، راستییه که ی ئه من ئه و نووسراوه م له ناخی دلمه وه نووسیبوو و زورم پی خوش بوو دوستانی شارنیوزیش هه روا له گه لیا هه لس و که وتیان بکردایی ، به لام بو دیتنی نوسخه ی کامل و ته واوی ئه م نووسراوه جه نابت ئه توانی سه ریک بده ی له مالپه ری « سخن معلم » . . . زور سپاس .

                پاسخ دهید

              • اوین- دبیرستان نمونه الزهرا
                اوین- دبیرستان نمونه الزهرا: 9-16-2015 . 3:33 ب.ظ :

                خیلی مچکریم آقای محمدی عزیز _ عده ی کمی می تونن اینجوری درباره ی ظلم و… واکنش بدن خیلیا کرد بودن رو فراموش کردن ، شما وظیفه تون رو انجام دادین، از اینکه دانش آموزتون بودم افتخار میکنم

                پاسخ دهید

                • اوین- دبیرستان نمونه الزهرا
                  اوین- دبیرستان نمونه الزهرا: 9-16-2015 . 8:56 ب.ظ :

                  خیلی مچکریم آقای محمدی، واقعا آفرین کرد بودن رو فراموش نکردین! راستی شاعرم هستین!!!!!!!!
                  از اینکه دانش آموزتون بودم خوشحالم،
                  سال تحصیلی94/93 دوم تجربی ب

                  پاسخ دهید

                • اسو
                  اسو: 9-17-2015 . 12:33 ق.ظ :

                  ممنون ازخبررسانيتان من كه حين خواندن نوشته بالااشكم برروي مانيتوركامبيوترم جاري شد.چندي بيش يك نفرهندي كه م\هبش بودايي ست ازشن ساحل يك مجسمه ازأيلان درست كرده بودتابه مسلمانان درس انسانيت بياموزد

                  پاسخ دهید

                • خالد شیخی
                  خالد شیخی: 9-18-2015 . 12:20 ق.ظ :

                  ده‌ستان خوش بی کاک ئه‌حمه‌دی خوشه‌ویست کاره‌ساتیکی دلته‌زین و ناخوش بوو که پیویسته ئه‌م جوره کارانه میژوویی بکرینه‌وه.
                  کاره‌که‌ی ئیوه‌ی به‌ریزیش هه‌م کاریکی مرودوستانه بوو هه‌م وه‌سفیکی ریک‌وپیک و هه‌م میژووکارییه‌کی شیاو.

                  پاسخ دهید

                  • احمد محمدی
                    احمد محمدی: 9-19-2015 . 1:17 ق.ظ :

                    ریزم هه یه بو کاک خالیدی خوشه ویست ، سپاسی بوچوونه که ت ده که م . . سه رکه وتوو بن . . .

                    پاسخ دهید

                    • صدیق مجدجانی
                      صدیق مجدجانی: 9-24-2015 . 2:28 ق.ظ :

                      دەست خۆش بێ کاک ئەحمەد! بە ڕاستی هەرچی زۆرتر سەبارەت بەم
                      ڕووداوە دڵتەزێنە بنووسرێ هێشتا هەر کەمە و برینەکانمان ساڕێژ نابێ. سپاس

                      پاسخ دهید

                      • ابوبکر
                        ابوبکر: 10-10-2015 . 9:34 ب.ظ :

                        از رو کشور برادرمان ترکیه رد شدن که برن در آغوش غیر مسلمان ……ولی ئایلان بیگناه را آبها به سمت ترکیه کشاند و در آغوش مامور مسلمان ترک قرار داد …..این برای همه ما کوردهای مسلمان درس عبرت باشد .

                        پاسخ دهید