شارنيوز- اخبار سقز

امروز ۰۳/۱۲/۱۳۹۶
شنبه، ۲ام آبان ۱۳۹۴
۱:۳۵ ق.ظ
روایت یک تولد

قرار است بهترين روز زندگي ات باشد … 

نویسنده ی مقاله
مریم سلطانی راد

دردهايت هنوز نيامده اما نشانه هاي امدن جنين پديدار شده، با شادي سوار ماشين مي شوي، در راه همسرت فيلم مي گیرد تا تك تك جزييات اين روز تاريخي در ذهن ات بماند، روزي كه قرار است بهترين روز زندگي ات باشد. در بدو ورود موبايل و لباس و همه ي وسايلت را تحويل مي دهي مادر و همسرت اجازه ندارند كنارت باشند بي انكه كسي همراهي ات كند به بلوك زايمان هدايت مي شوي انگار به نقطه اي پا مي گذاري كه هيچ ارتباطي با دنياي بيرون ممكن نيست، ماماي مسئول فرم اطلاعاتت را پر مي كند و وارد بخش مي شوي! 

هنوز انقدر هشياري كه تك تك جزييات اتاق را ببيني، تخت هايي كه پرده هايشان جدا شده و هيچ حايلي حريم خصوصي بيمار را پاسداري نمي كند، دستشويي كثيف است و حتي شلنگ و صابون و دستمال كاغذي ندارد… در كنارت زني مدام جيغ مي كشد و انچه را كه در انتظارت است برايت مصور مي كند. دو زن ديگر در دو تخت ديگر هستند كه جنین يكي مشكوك به مرگ است و  جنین ديگري در شكمش مرده! دلشان كسي را مي خواهد كه اين درد را با او قسمت كنند، اما در كنارشان تنها غريبه ايست، كه دردش براي خودش كافيست! او مي گويد و تو نمي شنوي، تنها حواست به عقربه هاي ساعت است و هر چه فاصله ي دردها كمتر مي شود خوشحال تر از اينكه لحظه ي تاريخي نزديك است. در بین حرفهایشان داستان های ترسناکی از عدم رسیدگی به زنان و شرایط وخیمی که ممکن است برای نوزاد پیش بیاید صحبت می کنند حرفهایشان را جدی نمی گیری اما هر چه بیشتر می گذرد فضای اتاق بیشتر به انچه تعریف شده شباهت پیدا می کند.

هر چند وقت يك بار چهره ي جديدي براي چك كردن وضعيتت مي ايد، بعد از چند ساعت دكتر ويزيتت مي كندو موارد لازم را تجويز مي كند، ماماها با ورود دكتر حاضر و با خروج او به اتاق كناري كه در ان بساط گفتگويشان گرم است بر مي گردند،. مامايي كه مسئول رسيدگي به توست در اتاق حضور ندارد و هر چند ساعت يكبار براي چك كردن ضربان قلب جنين بازمي گردد، در فاصله ي امدن و رفتن هايش ماما ها و كاراموزان ديگر از سر كنجكاوي وضعيتت را بررسي مي كنند، سرمت را دستكاري مي كنند و معاينه ات مي كنند، انگار هيچكدام با ديگري هماهنگ نيست، بوي كثافت و تعفن سطل اشغال هاي پر، سرمايي كه از كولر مستقيم به تن و بدن عرق كرده ي بيمار مي خورد، عدم حضور ماما و … و اينكه نمي داني وضعيتت چگونه است و در چه مرحله اي هستي هر لحظه بيشتر از قبل به سختي شرايط مي افزايد، درد ها لحظه به لحظه بيشتر مي شوند از مستخدمي كه هر بار كه زمين را تي مي كشد دمپايي بيماران را با تي مي برد اسم ماماي مسئول را مي پرسي و از او مي خواهي كه  صدایش كند، گاهي جواب نمي دهد و گاهي مي ايد غرغر مي كند، سر زن كناري كه جيغ هاي جگر خراش مي كشد داد مي زند و بر مي گردد به جمعي كه لابد براي حضور در انجا مسئولتر است. 

كم كم خون و … دشك را خيس كرده و تحمل سرماي كولر سخت تر مي شود به همراه چند مريض ديگر از ماما مي خواهي كو لر را خاموش كند با لحن تحقير اميزي مي گويد كه هوا گرم است و نمي شود كه انها گرمشان شود. تحمل لحنش از تحمل سرما سخت تر است. 

كم كم مطمئن مي شوي كه با اين ماما به جايي نمي رسي ساعت تعويض شيفت را از سرايداري كه بيشتر از همه در اتاق حضور دارد سوال مي كني و دعا مي كني قبل از به پايان رسيدن شيفت مامایت زايمان نكني و كسي مسئول و باوجدان كارهايت را انجام دهد.

لحظات در شرايطي كه نه كسي از عزيزانت كنارت هست نه مامايي كه وجودش باعث اطمينان و امنيت شود نه چيزي كه با ان سر گرم شوي سخت تر از هميشه مي گذرند. شيفت عوض مي شود و ماماي جديد بعد از معاينه دكتر را صدا مي كند تا اطلاعات غلطي كه ماماي قبلي در پرونده ات درج كرده و شرايط بحراني ات را به او نشان دهد!!!از صحبت هاي بين ماماي جديد و دكتر مي فهمي كه براي اينكه در شيفت او به اتاق عمل نروي با اطلاعات غلط قضيه را طول داده است، بعد از ده ساعت درد كشيدن بدون هيچ توضيح قانع كننده اي به اتاق عمل برده مي شوي !!!! برايت لباس مي اورند تا بپوشي، نه توانش را داري نه كسي كنارت هست كه كمكت كند. در راهرو خانواده ات را مي بيني كه بعد از ده ساعت انتظار با خوشحالي و تبريك گويان به طرفت مي دوند !!!! كسي هنوز به انها نگفته كه جريان از چه قرار است! در اتاق عمل دوباره بايد تمام سوال ها را همراه با درد زايماني كه هر لحظه شديدتر مي شود پاسخ دهي، از پرستاري كه در اتاق عمل است كمك مي خواهي و او با گوشزد كردن اين كه انجام اين كار جزو وظايف او نيست با بي ميلي كمكت مي كند تا لباس هايت اماده ي عمل باشند، متخصص بيهوشي و مرد ديگري در اتاق مرتب جك هاي مسخره مي گويند و سر ندانم كاري در فرو كردن سوزن و … همديگر را دست مي اندازند، انقدر سرگرم حرف زدنند كه فرصت اينكه بگويند قرار است پشتت را ضدعفوني كنند را ندارند!!!!چيزي مثل اب سرد به پشتت پاشيده مي شود و برق از سرت مي پرد! وقتي از انها مي خواهي براي خلاص شدن از دردي كه حالا ديگر فايده اي ندارد عجله كنند بر ميزان خوشمزگي شان افزوده و ياداوري مي كنند بچه دار شدن تو به انها ربطي ندارد، اما متاسفانه وقت براي پرسيدن اينكه دليل حضورشان جز رسيدگي به تو چه چيزي ديگري مي تواند باشد مناسب نيست!!!!

.. دكتر مي گويد نيم ساعت طول مي كشد، اشناست و وجودش قوت قلبي است. 

تمام مدت چشمت به ساعت است. 

دكترهاي اينجا عادت ندارند به مريض قوت قلب بدهند، بيشتر ترجيح مي دهند با همكارانشان حرف هاي روزمره بزنند و يا مريض را با سكوتشان ديوانه كنند تا اينكه به او بگويند كودكش دارد به دنيا مي ايد و سالم است … 

صداي گريه در اتاق مي پيچد روحت پر مي كشد، احساس مي كني با ديدن لحظه ي تولد نوازدت همه ي درد هاي بي فايده همه ي رفتارهاي زشت و بي توجهي هاي چند ساعت گذشته را فراموش خواهي كرد. 

نوزاد را به تو نشان نمي دهند و قشنگترين لحظه اي كه قرار است مرهمي براي تمام سختي هاي اين روز باشد لحظه اي كه قرار است هميشه به ياد داشته باشي و لبخند بزني دود مي شود و به هوا مي رود و جايش را به استرسي بي پايان مي دهد و اين سوال كه چه مشكلي داشت كه نشانش ندادند؟

ساعت ٥ دقيقه به چهار صبح است شش ساعت از عمل گذشته، ٥ دقيقه ي ديگر انتظارت به پايان مي رسد و مي تواني بنشيني و چهره ي نوزادت را درست ببيني، اما ان حس زيبا ان لحظه ي جاويدان به اين راحتي ها نمي تواند جاي ان همه خشم و نارضايتي را پر كند. 

رفتار پرستارهاي بخش بهتر و مسئولانه تر است. كمي احساس ارامش مي كني اما نه انقدر كه بتواني بخوابي. هر چند اگر قصد خواب داشته باشي صداي جيغ زن هايي كه چند اتاق انطرف تر از درد به خود مي پيچند و تو مي داني لابد مامايشان در اتاق بغلي چاي مي نوشد، صداي گريه نوزادان گرسنه و كلافه از بي تجربه گي مادران و صداي مريض هايي كه تازه اورده مي شوند اين اجازه را نمي دهد. 

شب دوم است دو نوازد جديدي كه به اتاق اورده شده اند مرتب گريه مي كنند، پس از مدتي ان دو ارام مي گيرند و نوزاد تو. شروع به گريه مي كند، زيرش را خيس كرده و سرگرم عوض كردن پوشكش هستي كه سر پرستار به اتاق امده و نوزاد را از دستت مي قاپد و بي هيچ سوال يا توضيحي سرنگي پر  از مايعيبی رنگ را در گلويش خالي مي كند!!! مات و مبهوت تكرار مي كني كه چكار مي كند و او بي انكه جوابي بدهد از اتاق بيرون مي رود!!!! بعد از چند دقيقه نوازاد استفراغ شديدي مي كند!!! سراسيمه سراغ سرپرستار مي روي و از ان چه به خورد نوازد دو روزه ات داده اند مي پرسي خود را ملزم به پاسخگويي نمي داند سرش را بلند نمي كند بعد كه مي بيند ول كن قضيه نيستي ادعا مي كند با تجويز دكتر اطفال اين كار را كرده در حالي كه هيچ دكتري نوزاد  را ويزيت نكرده، اسمش را مي پرسي تا قضيه را پيگيري كني اما جوابي نمي دهد 

تا صبح از ترس چشم از نوزاد بر نمي داري … 

كارهاي ترخيص تا ١٢ ظهر طول مي كشد در راه همسرت فيلم ميگيرد اما تو مي داني كه دلت مي خواهد تك تك ان لحظات را فراموش كني حدود ساعت يك در خانه هستي،بعد از دو روز بلخره احساس امنيت مي كني شايد بتواني كمي هم بخوابي … 

در حوزه ي بهداشت و درمان يكي از مهمترين عواملي كه تا كنون به عنوان دليل بي كيفيتي در خدمت رساني به بيماران عنوان شده كمبود امكانات و به روز نبودن تجهيزات بيمارستاني است و اين عامل هميشه به عنوان مهمترين دليل نارضايتي بيماران از خدمات دريافتي شناخته شده است. اما كافيست براي موردي نه چندان مهم راهت به بيمارستان بيفتد تا متوجه شوي نبود امكانات اخرين دليل بي كيفيتي خدمات است. 

به عنوان مثال ساليان سال است كه زايمان روند طبيعي خود را طي كرده و در سخت ترين شرايط، حتي در خانه و با امكانات بدوي براي بشر امكان پذير بوده است، شايد در سال هاي اخير پيشرفت هاي پزشكي به سهولت اين عمل كمك كرده و بر امنيت جاني مادر و نوزاد افزوده باشند، اما در لحظاتي بحراني كه مادر مي داند مهمترين بخش موفقيت در به دنيا آوردن نوزادش قوت قلب و صبر است، بخش رواني مسئله پررنگ تر مي نماياند. 

مادري كه در انتظار به دنيا اوردن فرزندي است، بيشتر از اطمينان حاصل كردن از اينكه امكانات مورد استفاده ي او بروز ترين تجهيزات دنياي پزشكي است، به امنيت و اطمينان از اينكه خود و نوزادش را به دست پزشك و پرستاري دلسوز و قابل اطمينان مي سپارد، احتياج دارد. مادري كه در اتاق زايمان، با بي حوصلگي، بي توجهي و تحقير ماما مواجهه باشد در مجهزترين بيمارستان دنيا احساس امنيت نخواهد كرد. 

بسياري از مواردي كه مي توانند در كيفيت درمان موثر باشند لازمه شان تنها هزينه اي اندك اما مديريتي مقتدر و اگاه به جزييات كار است، در اينكه در برخي از موارد نبود امكانات راه را بر انجام اقدامات مورد نياز بيمار مي بندد شكي نيست، اما كاش نبود وجدان كاري و بي مسئوليتي را با برچسب بي امكاناتي سرپوش نگذاريم.

کد خبر: 16147


۳۱ دیدگاه

  • شهروند
    شهروند: ۸-۲-۱۳۹۴ . ۲:۴۸ ب.ظ :

    دل نوشته ی زیبای بود با سه پاس

    پاسخ دهید

    • مهدی سیدی: ۸-۲-۱۳۹۴ . ۵:۳۷ ب.ظ :

      سپاس خاتوو مه‌ریه‌م بۆ ئه‌و شێوازه‌ نووسینه‌ت که‌ به‌ وردی و به‌ قووڵی چووی به‌ گژ ته‌واوی ناله‌باری و ناڕێکییانه‌ی که‌ له‌ به‌شێ له‌ کۆمه‌ڵگاکه‌مان دا هه‌یه‌.
      منیش زۆر به‌ داخه‌وه‌م که‌ دایکان و خوشکانمان وه‌ها گیرۆده‌ی ئه‌و بارودۆخه‌ن.
      ده‌مزانی شپرزین به‌ڵام نه‌مده‌زانی تا ئه‌م ڕاده‌یه‌.

      پاسخ دهید

      • آزاد
        آزاد: ۸-۲-۱۳۹۴ . ۸:۱۹ ب.ظ :

        متن بسیار تاثیر گذار و دردناک است.متاسفم برای پزشک و پرستاری که تمام فکرشان پول درآوردن است نه خدمت صادقانه

        پاسخ دهید

        • محمد پور
          محمد پور: ۸-۳-۱۳۹۴ . ۱۲:۴۳ ق.ظ :

          غرغر نه قر قر
          تازه شما برای یک اتفاق خوب آنجا بوده اید اگه قرار عمل قطع یکی از اغضای بدن بود و رفتارهای زشت و بدتری میدید که دیگه تا سالها از یادتون نمیرفت مدیریت بیمارستان امام ضعیف است پزشکان ما انگار آن ۷ سال کوه کنده اند و دیگران خورده اند…. پرستارهایمان فقط داد و بیداد میکنند در حال که در بیمارستانهای دولتی تهران و تبریز خیلی با آرامش جوابگو هستند خلاصه این داستان سر دراز دارد

          پاسخ دهید

          • صدیق مجدجانی
            صدیق مجدجانی: ۸-۳-۱۳۹۴ . ۱:۵۸ ق.ظ :

            دەستان خۆش بێ بۆ ئەم نووسراوە جوانە. بەڕاستی دەردی دڵی ئێمەشتان نووسیوە. بە ئیجازەتان لە فەیسبووک شەیرم کرد.

            پاسخ دهید

            • شافعي
              شافعي: ۸-۳-۱۳۹۴ . ۸:۳۱ ق.ظ :

              با سلام
              بسيار زيبا اتاق زايمان و رويدادهاي آن را به تصوير كشيده اي.كاملا گويا و واقعي.قلمتان پرتوان

              پاسخ دهید

              • آزاد
                آزاد: ۸-۳-۱۳۹۴ . ۵:۴۵ ب.ظ :

                تحليل بسيار زيبائي بود.
                اين روزها هيچكس اعصاب درست حسابي نداره، نه بيمار ، نه كادر بيمارستان.روزي نيست كه بدون اعصاب خوردي از بخش بريم بيرون. هرچند من دورادور مي بينم اما باز نمي دونم حق رو به كي بدم.

                پاسخ دهید

                • شیوا
                  شیوا: ۸-۳-۱۳۹۴ . ۱۰:۲۶ ب.ظ :

                  مریم عزیز، منم مثل همه زنهای دیگریکی از قربانی های اون شکنجه گاه وکشتارگاه هستم لحظه به لحظه ی این کابوسها رو از نزدیک لمس کردم وهنوزم تلخی وسردی اون ثانیه ها رو حس میکنم اما نه با امید دیدن جگرگوشه،با ناامیدی از کورتاژ جنینی که نتونستند کاری براش بکنند. وتنهاوتنها به قول شما بخاطر دادن اطلاعات اشتباه به دکتر محکوم به تحمل شرایط مرگ بار اتاق عمل شدم،
                  ممنون از همه صداقت تون.

                  پاسخ دهید

                  • زمانه
                    زمانه: ۸-۴-۱۳۹۴ . ۷:۰۸ ب.ظ :

                    دقیقا اتفاقاتیه که برای من هم پیش آمده و چه زجر آور.

                    پاسخ دهید

                    • پرستار
                      پرستار: ۸-۴-۱۳۹۴ . ۱۱:۰۲ ب.ظ :

                      بنده اهل سقزم و تحصیلات عالی آموزش پرستاری رو دارم در تهران مدرس دانشگاه هستم سوالی دارم به راستی اگر به بانک می رفتید همین توقعات را داشتید سرکار خانم یادبگیریم توقعاتمان را با انتظاراتمان تطبیق دهیم.
                      حرف برای گفتن زیاد است اما مطمن باشید حق با شما نیست چون هیچ اطلاعی ندارید و اگر خواهان اطلاعات هستید باید به مراکز دیگر مراجعه کنید

                      پاسخ دهید

                      • ناشناس
                        ناشناس: ۸-۶-۱۳۹۴ . ۴:۰۱ ب.ظ :

                        شما كه در تهران مشغول به تدريس هستيد ايا صلاحيت قضاوت در اين مورد رو داريد؟

                        پاسخ دهید

                        • آزاد
                          آزاد: ۸-۶-۱۳۹۴ . ۷:۵۰ ب.ظ :

                          از یک مدرس دانشگاه آنهم تحصیلکرده ی آموزش پرستاری انتظارنظربهتری می رفت, بیمارستان بانک نیست جناب, ضمنا توقعات با انتظارات یک معنی دارند و آنها را با چه چیزی باید تطبیق داد با بی امکاناتی با بی مدیریتی با بی مهری با کم دانشی , واگرمراکز دیگرهم چنین باشند پس همه جا بد است و باید برای تغییر ریشه ای اقدام شود وچنانکه گفتید حرف برای گفتن زیاد است اما مطمئن باشید توجیه شما خوب نیست

                          پاسخ دهید

                          • هیوا
                            هیوا: ۸-۷-۱۳۹۴ . ۱۲:۱۳ ب.ظ :

                            سقزی و شهروند تهران. اگر راهت اتفاقا به بیمارستان سقز كه بیشتر شبیه خرابه است بیفتند این حرف را نخواهی زد.

                            پاسخ دهید

                            • امید
                              امید: ۸-۲۷-۱۳۹۴ . ۹:۳۲ ق.ظ :

                              متاسفم برای این فرد تحصیل کرده و مدرس دانشگاه …!!!
                              وبا این قیاس مع الفارق شون……
                              بانک….وبیمارستان….!!!!

                              پاسخ دهید

                            • احمد محمدی
                              احمد محمدی: ۸-۵-۱۳۹۴ . ۴:۴۴ ب.ظ :

                              جای تأسف بسیار است . . مشابه کلام این نوشته ی زیبا را حتماً همه ی ما حداقل یکی دوبار از زبان نزدیکانمان تاکنون شنیده ایم . وضعیت اسفناک امکانات بهداشتی و بدتر از آن برخورد بسیار ناشایست پرستاران و کارکنان هردو بیمارستان سطح شهر با بیماران ، دل هر شهروند دلسوزی را به درد می آورد . . نمی دانم چرا همه ی آنها مراجعه کنندگان و بیماران را وامدار و مدیون خود می دانند و ذره ای خود را ملزم به رعایت حقوق و تکریم آنها نمی دانند . تداوم این وضع ، براستی ، دردناک و ناامید کننده است . مسئولین پرادعا و متولیان امر بهداشت ، در این موارد باید پاسخگو باشند . . .

                              پاسخ دهید

                              • دایکی محمد
                                دایکی محمد: ۸-۷-۱۳۹۴ . ۵:۱۹ ب.ظ :

                                هر چند فشار کاری با توجه بع افزایش زایمانها بر کادر بیمارستانها وارد امده است
                                اما استفاده از دکترهای غیر مجرب الام بیماران را افزایش داده است
                                و متاسفانه عفونت های بیمارستانی هم بشدت شایع شده است
                                ذو ماه فبل برای زایمان به روش سزارین سخت ترین روزهای عمرم را در بیمارستان امام گزراندم از بی توجهی ها و بی احترامیها و …….

                                پاسخ دهید

                                • رضا
                                  رضا: ۸-۷-۱۳۹۴ . ۵:۳۷ ب.ظ :

                                  بنده هم میخواهم خاطره ای بیان کنم
                                  مرداد ماه 94 بود برای روز تولد برنامه ریزی کرده بودیم
                                  رکتر ها گفته بودند قطعا سزارین است
                                  دردهای زایمان یک روز قبل از برنامه ما شروع شد با عجله به بیمارستان رسیذیم و بعد از 20دقیقه بیمار را برای عمل اماده کردند دکتری بی تجربه و تازه کار
                                  سه برابر سزارینهای قبلی بقیه هاش بیشتر بود و
                                  ………
                                  مطب هم نداره تا بهش مراجعه کرد به ناچار در درمانگاه تخصصی نوبت گرفتیم 5ساعت معطل شدیم با یک بچه 7 روزه و یک خانم عمل شده
                                  خود خانم دکنر بقیه ها رو کشید ان هم چه کشیدنی
                                  سر و ته بقیه را بریده و بقیه رو نتونسته بود در بیاورد فرموده بود خودش جذب می شود ان هم بقیه های نایلونی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
                                  ببقیه را یکی از باتجربه هاب تزریقات شهر با مهارت کشید
                                  زخم عفونت کرد به خانم دکتر مراجعه کردیم فرمود باید دوباره زخم را باز کند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1
                                  به متخصص جراحی مراجعه کردیم با دارو بیمارمان را از عمل دوباره نجات داد
                                  و ……………………………….
                                  این عمل و رفتار کارکنان بیمارستان امام سقز با عمل فرزندم و رفتار کارکنان در بیمارستان شمس تبریز رو مقایسه می کردم
                                  ابین کجتپا و ان کجا

                                  پاسخ دهید

                                  • سعدی
                                    سعدی: ۸-۸-۱۳۹۴ . ۱۲:۲۲ ق.ظ :

                                    براستی واقعیتها در مورد این بخش همین است امیدوارم کارکنان شاغل به خودو آیند ودررفتار وبرخورد خود تجدید نظر نمایند.
                                    وتوجیه ندارد!

                                    پاسخ دهید

                                    • مهسا
                                      مهسا: ۸-۹-۱۳۹۴ . ۸:۲۲ ق.ظ :

                                      با سلام کاش فبل از هر اظهار نظری تخصص و شرایط محل ارائه خدمات را بررسی میکردیم بعد از حقوق شهروندی دم میزدیم من نیز در همان مکان زایمان کرده ام ولی قبل از زایمانم در مورد زایمان و درد زایمان مطالعه کرده بودم خانم مریم اگر از روند زایمان ورشته مامایی سر در میاوردن و یا حداقل میدانستند زایمان پروسه ایی طولانی و درد زا است و نوع زایمان و زمان آن به عوامل مختلفی بستگی دارد و میدانستند که برای انجام یک زایمان گاهی 20 ساعت مادر باید درد بکشد و بسیاری از مسائل که اینجا نمشود باز کرد قضاوت عجولانه نمیکردن جای تعجب است که شهروندان از بیمارستانی که حدود 40 سال پیش برای شرایط و تعداد بیماران ان زمان ساخته شده است توقع بیمارستان شمس و امثلاهم را دارند از احساس مسولیت دم زدن در جامعه ایی که اکثر افراد آن بی مسولیتن خنده دار است مگر کدام صنف در مقابل کارش احساس مسولیت میکنه ؟تازه بیمارستان به دلیل ترس از شکایاتشون ممکنه بیشتر از سایر صنفها احساس مسولیت بکنه و لی باز هم انتظار داریم که صنف بیمارستان به دلیل اهمیت جان بیمار بیشتر از دیگران احساس مسولیت کنن

                                      پاسخ دهید

                                      • مریم
                                        مریم: ۸-۲۰-۱۳۹۴ . ۱:۱۱ ق.ظ :

                                        شما هم اگه مطلب رو با دقت مطالعه مي كرديد مي فهميديد كه نقدي به درد زايمتن وارد نيست به اينكه مامايي با اطلاعات غلط پروسه ي زايمان رو طولاني و پرخطر كنه نقد وارده، و ممنونم كه با دفاع غير منطقي تون نشون دادين كه هيچ جاي دفاعي نيست

                                        پاسخ دهید

                                      • امیر
                                        امیر: ۸-۹-۱۳۹۴ . ۳:۰۶ ب.ظ :

                                        با سلام متن جالبی بود برا کسانی که شرایط ماما ها وپرستارها رو اصلا درک نمی کنند و فقط با خود برتر بینی قضاوت می کنند من بر خلاف متن شما در اینجا می خواهم از ماماها و دکترهای زحمت کش تشکر کنم چون واقعا با تمام توان زحمت می کشند و معتقدم از آنجایی که تمام کارکنان این بخش از بیمارستان خانم هستند و غیر ممکن است مادری از جنس خود مریض به عمد بخواهد به مریضی کا از جنس خو او هست کوتاهی یا ضربه بزند این مطالب را فاقد ارزش می دانم واز همه دوستان خواهشمندم از قضاوت بی جا و بدون آگاهی پرهیز کنند

                                        پاسخ دهید

                                      • ناشناس
                                        ناشناس: ۸-۱۰-۱۳۹۴ . ۹:۴۶ ق.ظ :

                                        با سلام مطلب خانم مریم را خواندم و اظهار نظر تعدادی از همشهریان برای کسانی که پزشک یا ماما نستند و از امور پزشکی سر در نمیارن متاسفم که به خود جرات اظهار نظر میدهند این خانم با 24 ساعت حضور در بخش و تعداد محدودی پرسنل در آن شیفت نمیتواند سیستم بیمارستانی را زیر سوال ببرد که سالانه حدو د4000 زایمان با بهترین و دلسوزترین پرسنل بومی این شهر با کمبود امکانات چه از نظر نیرو و تجهیزات کار میکنند را زیر سوال میبرند باید توقعاتمان را بر اساس شرایط و محیط وفق بدیم خانم مریم نمیشه اینجا خیلی مطالب را باز کرد ولی بوی تعفنی که اشاره کردید بوی مایع و خون خود مریض در یک پروسه زایمانی است که شما نتونستید تحمل کنید که از وجود خودتون بوده بماند داد و فریادهای ناشی ازروند زایمان که باز تحملش براتون سخته ولی این پرسنلی که شما خیلی بیرحمانه ازشون یاد کردید در تمام شیفتها باید تحمل کنن

                                        پاسخ دهید

                                        • ناشناس
                                          ناشناس: ۸-۲۰-۱۳۹۴ . ۱:۲۵ ق.ظ :

                                          شايد شمايي كه براي تشخيص وضعيت مكاني به سالها وقت نياز داريد فرق بوي خون و سطل پر از زباله رو ندونيد اما من مي دونم

                                          پاسخ دهید

                                        • مریم
                                          مریم: ۸-۱۰-۱۳۹۴ . ۴:۲۰ ب.ظ :

                                          سلام من مامایی خوندم ولی در دوران تحصیل به دلیل کار سخت انها و مسولیت سنگینی که ماماها دارن بخصوص نبود امکانات کافی در بیمارستانها برای مریض و پرسنل که فشار مضاعفی به اونها وارد میکنه از طرفی انتظارات فراوان بیمار که فکر میکنن با ورود به قرن بیست باید مانند سایر کشورها باهاشون برخورد بشه کار بیمارستان را ول کردم ولی وجدانا اگه در جامعه ۵درصد کارمندهای ادارات مسولیت پذیز باشن همین ماماها هستن اگه مادر یا بچه ایی دچار مشکل بشه از طرف سازمان بهداشت جهانی مورد سوال واقع میشن کدوم کارمند یا کاسبی اینجوری کنترل میشه خانم مریم اگر مشکلات را میدونستن و میدونستن حضور ماما و توضیحات اونها در مراحل مختلف با هم فرق میکنه از طرفی ماما کارمند بانک یا

                                          پاسخ دهید

                                          • مریم
                                            مریم: ۸-۲۰-۱۳۹۴ . ۱:۰۸ ق.ظ :

                                            همه ي شغل ها حساسيت هاي خاص خودشون رو دارن، هر چند نمي شه انكار كرد كه بعضي از شغل ها حساس ترند، اما قرار نيست اشاره به اين حساسيت فقط براي توجيه رفتار نادرست و كوتاهي كساني كه اون شغل رو دارند مورد استناد واقع بشه!!!! اتفاقا بايد باعث مسئوليت پذيري بيشتر مي شد نه دليلي محكم براي تبرئه از بي مسئوليتي

                                            پاسخ دهید

                                          • لیلا
                                            لیلا: ۸-۱۱-۱۳۹۴ . ۲:۵۸ ب.ظ :

                                            ناشناس توضیحتان قانع کننده است خیلی خوب جواب خانم سلطانی راد را داده شده است

                                            پاسخ دهید

                                            • Zarya
                                              Zarya: ۸-۱۳-۱۳۹۴ . ۱۲:۵۰ ق.ظ :

                                              سلام من هم متن را خواندم هم نظرات عزیزان را،درجواب آنهایی که مخالف هستنند باید بگویم ما باید انتقا پذیر باشیم وبه نظرات طرفین مقابلمان گوش دهیم تا تلاش کنیم کاستی را از بین ببریم
                                              بانوشته مریم عزیز موافقم واز ایشان تشکر می کنم امیدوارم نمونه ایشان زیاد شود تانهادها در سقز به خود بیایند.

                                              پاسخ دهید

                                              • وریا
                                                وریا: ۸-۲۰-۱۳۹۴ . ۱۲:۵۳ ب.ظ :

                                                با سلام
                                                متن عالی و بی ایراد بود و تا حدود زیادی منصفانه و نقدی لایق
                                                لیکن نظرات بسیاری از سروران ناشی از همان احساس خود بزرگ بینی ای بود که نویسنده زیرکانه به ان پرداخته است
                                                عزیزان چرا همه از یاد برده ایم همان مامای بی سوادی که چه بسا از دانشگاه ازاد علی اباد کتول فارغ التحصیل شده، برای اینکه استخدام شود به هزار کلک و فریب از سرکردن چادر تا رفتن به مسجد محله و نامه نماینده و نذر و نیاز و غیره تا توصل به پارتی و رشوه را گذرانده و هزار بار با خود عهد کرده که اگر استخدام شود، با وجدان کاری اش فلان کند و بهمان کند و…
                                                ولی تنها 2 سال پس از استخدام حتی خدای خود را بنده نیست چه برسد به وجدان کاری و تعهد اخلاقی
                                                من خود نیز به شخصه بارها این رفتارهای غیرمسئولانه را از تعدادی از کادر بیمارستانی دیده ام به عنوان مثال در باره آمپولی که تزریق می کنند فقط نامش را پرسیده ام که با بی احترامی از پاسخگویی شانه خالی کرده اند
                                                یک نکته دیگر هم که بایستی حتما به تعدادی از پرسنل خدوم بیمارستان گوشزد شود این است که شما فقط کمک دست پزشکان هستید نه خود آنها پس کم فخر فروشی کنید
                                                در انتها حتماً بایستی اضافه کنم که بسیاری از پرستاران زحمت کش هم هستند که واقعاً با ایثار و از جان و دل ادای وظیفه می نمایند که جای بسی تقدیر و تشکر دارد از جمله در همین بخش ان آی سی یو بیمارستان سقز که واقعاً تعدادی از آن ها سنگ تمام می گزارند

                                                پاسخ دهید

                                                • رامتين
                                                  رامتين: ۸-۲۲-۱۳۹۴ . ۲:۴۱ ب.ظ :

                                                  متن بسيار مزخرفي بود. تو هيچ ميدوني پرسنل زحمت كش بلوك زايمان چقد سخت كوش و از خود گذشته اند. اگر مثل مادران ماها چندين زايمان داشتيد حتما به يونيسف شكايت ميكرديد. انتقاداتت بسيار بي اساس و توهين آميز بود. البته چنين توهين هايي از طرف مراجه ذيصلاح قابل پيگيري مي باشد.

                                                  پاسخ دهید

                                                  • غفور: ۸-۲۹-۱۳۹۴ . ۸:۵۵ ق.ظ :

                                                    رامتين عزيز ناراحت نباش منظور خواهر عزيزمان كل پرستاران وكادر بيمارستانها نيست باور كنيد فرمايشات دوست عزيزمان وريا جان كاملا صحيح است فخر فروشى بعضى از بر ستاران وبد اخلا قى انها درد بيمار واطرافيان را صد برابر مى كنداكثر بهياران با تبعيت از اصالت خوانوادكى خود زمان ومكان يا موقعيت اجتماعى در انها تاثير منفى نمى كذارد بيمارستان هم بأنك نيست كسانى كه به بيمارستان مراجعه مىيكنند دراظطراب ودلهره هستند انتظار محبت رادارند هرجند اماكانات هم كم باشد محبت وخوشروى كادر عزيز همه خلع راپر خواهد كرد شغل عزيزان نيز سخت است اما انتظار هم هست كه خوش اخلاق باشند همكى موفق ومؤيد باشيد

                                                    پاسخ دهید