شارنيوز- اخبار سقز

امروز ۰۵/۱۲/۱۳۹۸
شنبه، ۱۶ام آبان ۱۳۹۴
۱:۱۲ ق.ظ

چالش های موجود در مسیر توسعه و راهکارها 

نویسنده ی مقاله
کامل سیدی مقدم

   آنچه حائز اهمیت بوده و اینجانب را وادار به نوشتن چند سطری در این باره نموده است احساس نیاز و خواسته میباشد . این خواست و نیاز در ادوار مختلف از دغدغه های بشریت از ابتدا تا کنون و دارای سطوح متفاوت بوده است . احساس به نیاز تحول را ایجاد نموده و در واقع چنین پروسه ای توسعه را می طلبد  پس میتوان اذعان نمود هر آنچه در دنیای ما ثابت و لاتغییر است همان نیاز به تغییر و دگرگونی است که توسعه را در پی خواهد داشت و این به مثابه دینامویی برای جامعه بوده که همگان را بیاری بسیج نموده و رشد آنرا نیز تعیین می نماید هر چند پتانسیل ها و مزیتهای نسبی و حتی چالشهایی نیز به لحاظ جغرافیایی و اجتماعی و … بسیار موثر واقع میگردند. 

لازم بذکر است بدون هیچگونه محافطه کاری و بدور از هر گونه جو زدگی باید اذعان نمود که اکنون شاهد عقب ماندگی و نابسامانی در بخشی از مناطق بوده که توزیع فقر در آنجا داشته و در مقابل توزیع ثروت در سایر مناطق داریم که علاوه بر مدیران و برنامه ریزان ومجریان ،مردمان آن سرزمین ها نیز در عدم توسعه شریک هستند. 

رشد و نمو و توسعه ابعاد مختلفی داراست و اساس آنرا تشکیل میدهد .عدم اجرای یکی از آنها و یا تزلزل در آن ،منجر به تخریب بقیه میگردد همانگونه در ابتدا با رشد موزونشان این بنا را بیشتر محکم میسازند. 

پایه واساس توسعه دارای ابعاد بشرح ذیل است. 

الف-امنیت و آسایش(حفظ مالکیت حقیقی و حقوقی،حفظ حریم خصوصی و …. برای همگان). 

ب-عدالت اجتماعی(فرصتهای یکسان برای همگان به نسبت ظرفیتشان). 

ج-توسعه سیاسی. 

د-توسعه اقتصادی – صنعتی. 

در چنین جامعه ای طبقات و قشرها با درک صحیح و عملکردهای فردی و جمعی شرایط را بیش از پیش برای توسعه مهیا و روح جدید در کالبد آن  می دمند. 

در عصر حاضر با پیشرفت تکنولوژی و علوم ارتباطات ،اطلاع رسانی همگانی بر اثر آن صورت میگیرد .لذا هر گونه تعلل در توسعه ،اگر هم توسط بخشی از جامعه صورت بگیرد قطعا” بخش دیگر آن مجبور به تکاپو و حرکت اما با تحمل و کار بیشتر بوده و نمی تواندخود را با دیگر مناطق توسعه یافته در حالت عقب ماندگی و نابسامانی ببیند و لذا خود را برای بازسازی و عمران مهیا می نماید. 

در این راستا توسعه بشکل جهانی و فرامنطقه ای و فراگیر نمایان و محرز گشته و عملکرد جهانی را میطلبد.سازمان ملل از سال 1990 میلادی اقدام به ایجاد پروگرامی مشترک برای کشورها تحت برنامه توسعه سازمان ملل (UNDP) با هدف توسعه انسانی با ایجاد شاخصهایی برخواسته و تا امروز حتی شاخصها نیز در حال گسترش و توسعه می باشند. 

نخست باید بگوییم توسعه انسانی در ارتباط با فراز و فرود درآمد ملی است و درباره محیطی خلاق که مردمان آن با استفاده از ظرفیت ها و راهنمایی برای مولد ثروت در کمال آرامش بسر می برند بررسی می نماید و در واقع این مردمان سرمایه اصلی جامعه بوده که بدین گونه توسعه برای آنها که راهنمایی شده اند و به سوی زندگی شرافتمندانه که ارزش واقعی آنرا دارند برنامه ریزی میکند و این پایه و اساس توسعه است که شامل : 

راهنمایی به زندگی و سلامتی دراز مدت(امید به زندگی)و دسترسی به استاندارد ملزومات مورد قبول و توانایی مشارکت در زندگی اجتماعی است . بدین ترتیب بدون در نظر پایه اصلی توسعه، اساسا” هدف بی ارزش بوده و بیشتر فرصتهای  باقی مانده در زندگی نیز غیر قابل دسترسی می گردد.بنابراین برای بهبود و ارتقاء ،نیاز به برنامه ریزی و ارایه راهکار بوده و بر اساس توسعه ،برنامه عمران سازمان ملل (UNDP) ،شاخصهایی را با قابلیت  اندازه گیری با هدف بهبود آنها طراحی نموده است  زیرا هر آنچه را میتوانیم بهبود دهیم که قادر باشیم اندازه گیری نماییم. 

شاخصهای اندازه گیری : 

الف-شاخص توسعه انسانی .HUMAN DEVELOPMENT INDEX(HDI) .

 ب-شاخص فقر انسانیHUMAN POVERTY INDEX(HPI)  . 

ج-شاخص توسعه مرتبط با جنسیتGENDER-RELATED DEVELOPMENT INDEX(GDI). 

  شاخص توسعه انسانی (HDI): شاخصی است برای نشان دادن میانگین پیشرفت یک کشور که خود از سه بعد تشکیل و به ارزیابی وضعیت توسعه انسانی در کشورهای دنیا می پردازد و شامل موارد ذیل می باشد : 

-برخورداری از زندگی طولانی و سالم (امید به زندگی). 

-داشتن تحصیلات (تحصیلات رایگان از دوره ابتدایی تا دوره متوسط و عالی برای همگان). 

-برخورداری از سطح مطلو ب زندگی (برابری قدرت خرید و درآمد). 

حتی این شاخصها را کلی و جامع ندانسته و شاخصهای مهم دیگری را نیز در نظر گرفته اند از جمله: 

جامعه مدنی- تمدن و فرهنگ-دمکراسی(مردم سالاری)-عدم تمرکزگرایی-آموزش- بحران اقتصادی –رشد اقتصادی-اصلاحات اقتصادی- اجرای امرار معاش مداوم برای همه- محیط زیست- امنیت غذایی – شیوه حکومتها-بهداشت –حقوق بشر-بیعدالتی- مشارکت افراد جامعه- امنیت و آسایش-توسعه روستایی – مشارکت استانی- علوم و تکنولوزی-همبستگی اجتماعی- صبر و حوصله و تحمل انسانی و بالاخره ایتم جوانان بوده که در هر کشوری قابل اندازه گیری بوده و بالطبع رشد و نمو آنرا میتوان مورد ارزیابی قرار داد. 

بر اساس آمار برنامه عمران سازمان ملل (UNDP) شاخص توسعه انسانی (HDI)در سال 2007-2008 در بین 177 کشور دنیا ، ایران رتبه 94 را دارا میباشد.لازم به یادآوری است بسیاری از شاخصها بالا حتی گزارش نشده است. 

  شاخص فقر انسانی(HPI) :شاخصی است که محرومیت و عدم برخورداری از تندرستی را بر اساس نسبت افراد که احتمالا” به سن 40 سالگی نرسیده اند مورد سنجش قرار می دهد و همچنین آموزش را بر اساس نرخ باسوادی بزرگسالان و سطح زندگی مطلوب با میانگین افراد کم وزن بدون دسترسی به آب شرب و نسبت کودکان زیر پنج سال که نسبت به وزن خود کم وزن هستند مورد سنجش قرار میدهد. 

شاخص فقر انسانی در سال 2004 برنامه عمران سازمان ملل (UNDP)، ایران در بین 102 کشور جهان مرتبه  35 را دارا می باشد. 

  شاخص توسعه مرتبط با جنسیت(GDI) :از شاخصهای دیگر برنامه عمران سازمان ملل(UNDP) از سال 1995 ببعد با طراحی شاخص مرتبط با جنسیت بوده که میزان عدم توازن جنسیتی نابرابریها در موفقیت بین زنان و مردان را نشان می دهد. 

رتبه شاخص شاخص توسعه مرتبط با جنسیت  نسبت به شاخص توسعه انسانی در بین 156 کشور دنیا ،ایران دارای رتبه 95 میباشد. 

شاخص دیگر نیز در گزارش آمده است و آن مقیاس توانمندسازی جنسیتی (GEM) است که میزان فعالیت زنان در زندگی سیاسی و اقتصادی آنان را نشان می دهد که میتوان به سهم زنان از کرسی پارلمان-قانونگذاران و متخصصین و مدیران و کارمندان زن و حتی استقلال اقتصادی زنان را نیز در بر میگیرد. 

شاخص توانمندسازی جنسیتی (GEM)  با میزان 0.347 ،جایگاه ایران با رتبه 87 را در بین 93 کشور نشان میدهد. 

از دغدغه های دیگر برنامه عمران سازمان ملل (UNDP) ،  شاخص میزان تولید گاز CO2  بوده که ایالات متحده امریکا به لحاظ بیشترین تولید کننده در جهان رتبه اول و ایران دارای رتبه سیزدهم میباشد. 

این در حالیست که بسیاری از موارد نقض دیگر مانند  زبان ،نژاد ،دین ،مذهب و …. در ابران وجود دارد  باعث عدم دستیابی شهروندان به حقوقشان میگردد و همچنین برخی شاخصها مورد اندازه گیری قرار میگیرد که بسیار اندک و حتی در سطح پایین ارزیابی میشود لذا سطح رفاه و امکانات و دسترسی به زندگی استاندار در همان سطح ابتدایی نیز  باقی می ماند. 

شاخصهای برنامه عمران سازمان ملل(UNDP) در برگیرنده طبقات مختلف جامعه با پارامترهای متفاوت و جامع دسته بندی گردیده و مورد ارزیابی قرارمیگیرند و میتوان آنرا بعنوان ابزاری مناسب و کارآمد و مرجع مورد اعتماد در برنامه ریزی ها بجهت رشد و توسعه جامعه و کشور و همچنین جوابگویی مطالبات شهروندان،مورد مطالعه و اجراء قرارداد و تاخیر در این راستا عقب ماندن از قافله توسعه و رشد جهانی است و مطمئا” در آینده نیاز و خواست های جوامع تغییر نموده و شاخصها نیز پیچیده تر و گسترده تر میشوند و در حال حاضر برنامه عمران سازمان ملل(UNDP) دراین باره موسسه ای را با اهدافی تحت عنوان دروازه های توسعه هزاره (MDG)تاسیس نموده و هشت گام را تا سال 2015 برای کشورها  بشرح ذیل طراحی نموده است. 

گام اول: ریشه کنی فقر و گرسنگی. 

گام دوم:دسترسی همگانی به آموزش ابتدایی. 

گام سوم:ترویج برابری جنسیت و افزایش قدرت و اختیار زنان. 

گام چهارم: کاهش مرگ و میر کودکان. 

گام پنجم:بهبود و سلامتی مادران. 

گام ششم:پیکار با ایدز /HIV،مالاریاو سایر امراض. 

گام هفتم:تضمین محیطی قابل تحمل. 

گام هشتم:توسعه و گسترش مشارکت جهانی برای پیشرفت و ترقی. 

  آنچه مطرح شد در واقع مکانیزم و ابزار حرکت و هدف مورد پذیرش در بالاترین مرکز تصمیم گیری جهانی بصورت نهادینه شده بوده که شاخص های آن دارای وابستگی و ارتباط خاص است بعضا” ارتقاء یکی یا تعدادی از آنها علاوه بر اینکه شاخص کلی را افزایش نداده بلکه موجب افت آن نیز شده که لازم است جهت اقدامات اصلاحی دقت کافی صورت بگیرد.بعنوان نمونه در کشور تاجیکستان رشد کشت پنبه موجب افزایش درآمد ملی شد اما بدلیل استفاده بی رویه و ناقص از سموم شیمیایی جهت مبارزه با آفات پنبه ،منجر به آلودگی منابع آبی آن مناطق شد و در نتیجه نه تنها توسعه انسانی را با داشتن رشد شاخص در آمدها افزایش نداد بلکه موجب کاهش آن نیز شد. 

در راستای توسعه ،چالشهایی نیز در مسیر توسعه که شامل عوامل بیرونی و درونی بوده شاهد هستیم. 

   عوامل درونی چالشها: 

1-  جنگ و عوامل ماندگار آن. 

2-  نگاه امنیتی و سیاسی و بدور از تسامح و گذشت. 

3-  مدیریت پنهان و غیر شفاف و ناکارآمد و غیر جوابگو. 

4-  انتصاب مدیران غیر بومی و عدم آشنایی آنان با مختصات منطقه و عدم ارتباط با مردم. 

5-  انتصاب مدیران غیر متخصص و تحمیلی. 

6-  اجرای سیاست انحصارگرایانه و تنگ نظرانه در سطح مدیریت بالا. 

7-  عدم تمرکزگرایی در کشور و بالطبع به حاشیه راندن سایر مناطق. 

8-  عدم برخورداری سایر مناطق از ارتباطات سریع و کارآمد(راهها،لجستیک،مخابرات و …). 

9-  عدم برنامه ریزی کلان و درازمدت و استراتژیک برای سایر مناطق. 

10-       عدم سرمایه گذاری به نسبت مزیت های نسبی در کشور. 

11-    عدم آموزش (عالی،تخصصی،کارآفرین). 

12- عدم اجرای سیاست تجاری،بازرگانی در مناطق مرزی کشور. 

13-عدم اختصاص بودجه های کارآمد به مناطق محروم کشور. 

14-   عدم توازن در توسعه سیاسی –اجتماعی و صنعتی کشور. 

15-   ضعف سیستم های مالی (بانکداری و …)- حسابرسی و… 

    عوامل درونی چالشها: 

1-  عدم رغبت شهروندان به تولید و سرمایه گذاری در مناطق عقب مانده. 

2-  عدم رغبت شهروندان به سرمایه گذاری درازمدت در مقابل سرمایه گذاری کوتاه مدت و زودبازده. 

3-  عدم رغبت تحصیلکردگان و متخصصین به بازگشت بدلیل عدم برخورداری بسبت به مرکز. 

4-  عدم مشارکت دادن زنان و جوانان در جامعه. 

5-  عدم استقبال و پشتیبانی از نیروهای بومی. 

6-  عدم رغبت شهروندان به آموزش و ارتقاء بدلیل بلااستفاده و کاربرد نداشتن در آن مناطق. 

7-  فقدان روحیه همکاری در بین مردم. 

8-  مهاجرت روستائیان به شهرها و در واقع حذف تولیدکنندگان در بخش عظیمی از جامعه و تبدیل آنان به مصرف گرایی بدلیل عدم برخورداری روستاها از حداقل امکانات و رفاه موجود در شهرها. 

9-  عدم پذیرش و جایگزینی زندگی شهری توسط روستائیان مهاجر در شهرها. 

10-   عدم همبستگی اجتماعی در حذف پدیده های غیر متعارف اجتماعی. 

11-   عدم مشارکت در سرنوشت خویش. 

12- عدم پشتکار در حرفه و شغل خود. 

13-   قانون گزیری در اثر عدم اجرای قانون و یا اجرای ناقص قانون و بعضا” ناعادلانه. 

14-سیاست زدگی و اقبال مردم به سیاست ورزی بدلیل سیاسی شدن امورات آنان. 

15- تعصبات و احساسات غالب بر عملکرد مطلوب و منطقی. 

  شناخت این عوامل دارای اهمیت خاص بوده که شناسایی آنها و اقدام اصلاحی برای آنها نیاز به تمرین و ممارست داشته و نمی توانند تا ابد نیز ادامه داشته و تغییر ننمایند. 

نکته مهم دیگر آنست که نمیتوان مشکلات و نابسامانیهای خود را در خارج مجموعه دنبال نموده و برای آن فرمول پیشنهاد نموده بلکه باید در درون جامعه با ائتلاف نهادها و سازمانها و مردم موارد را نهادینه کرده و نسبت به ارتقاء آن گام برداشت هرچند تا کنون برخی در این جهت گامهایی را برداشته ولی قطعا” برخی در این راه ناکارآمد بوده اند که دستیابی جامعه به سطح رفاه مناسب ،منتج عملکرد آنان بوده است و متعاقبا” نوعی قهر نیز در بین شهروندان بدلیل ناکارآمدی ببار آورده است. 

در پایان از همگان مستدعیست برای دوباره زیستن و ارتقاء سطح رفاه بر اساس استانداردهای جهانی برنامه ریزی نموده و عملکرد توزیع فقر را از کارنامه خود حذف و بجای آن توزیع ثروت را برای جامعه و کشور بدون در نظر گرفتن زبان،دین و مذهب،نژاد ، قبیله ، آراء و عقیده به ارمغان بیاوریم که در واقع تضمین کننده منافع  همگان است. 

کد خبر: 16378


یک دیدگاه