شارنيوز- اخبار سقز

امروز ۰۶/۰۱/۱۳۹۸
دوشنبه، ۹ام آذر ۱۳۹۴
۶:۳۷ ق.ظ
به مناسبت روز جهانی منع خشونت علیه زنان

مختصری در باب زنان و از رنج هایی که می برند

نویسنده ی مقاله
عبداله لطیف پور

خشونت و قساوت علیه زنان پیشینه¬ای بس دور و دراز دارد . غیر از دوران کوتاه و اولیه ی زندگی بشر که آن را دوران مادر- شاهی می¬گویند ،تاریخ حیات انسان متاسفانه مشحون است از بی رحمی و بی حرمتی و ظلم و شقاوت و قساوت نسبت به زنان و بانوان جامعه و با این وجود تواریخ عمومی به خاطر سلطه و اتوریته ی زبان مذکربر آن ها ، موارد بسیاری کمی از رفتارهای غیر انسانی و غیر اخلاقی با زنان را ثبت کرده اند اما همان مقدار کمی هم که به قلم کاتبان در آمده است تا حدودی عمق فاجعه را نشان می¬دهد .

بعد از دوران روشنگری در غرب وتکامل عقل استقرایی بشر و رشد اندیشه های اومانیستی از یک طرف و مبارزه منسجم و متشکل زنان برای دستیابی به برخی از خواست ها و حقوق پایمال شده ی خود ، نخستین بار در مغرب زمین زنان به برخی از خواست ها و حقوق و مطالبات خود مانند حق رای و انتخاب کردن و انتخاب شدن و سایر حقوق انسانی و مدنی خود در سطح مردان دست یافتند وزنان بدون هیچ گونه احساس کمبود و حقارتی دوش به دوش مردان در فعالیت های اقتصادی و فرهنگی و سیاسی به صورت برابر و مساوی شرکت می کردند و کسی نمی توانست به صرف زن بودن و یا مسائل جنسیتی زنان را مورد آزار و اذیت و شکنجه قرار دهد .

در ایران هم زنان متاسفانه چه در جهان اسطوره ها و چه در تاریخ باستان و چه بعد از اسلام جایگاه و پایگاه چندان بلندی نداشته اند . غیر از چند مورد معدود و محدود که ازز نانی به خاطر ویژگی های فردی ، خانوادگی و هنری خود به نیکی یاد می شود اما زن در کلیّت خود تابعی از مرد است و کوچک تر از او و بایستی تمام و کمال در خدمت منویات همسرش باشد .

در آیین زرتشت با وجود اینکه حق مالکیت به زنان داده می شد و زنان به آموزش تشویق می شدند اما محدودیت ها همچنان باقی بود و بر اطاعت محض زن از شوهر تاکید می شد . در ارداویرافنامه که شرح سفر روحانی زرتشتی به جهان دیگر است آمده است که « وقتی در دوزخ با زنی روبرو شدم که زبان بر گردن همی کشید و در هوا آویخته بود » که ظاهراً جرم او عدم تمکین و اطاعت از شوی و تحقیر او بوده است .

در دین اسلام هم علی رغم اینکه شخص نبی مکرم اسلام برای زنان احترام خاصی قائل بود و معتقد بود خود ذات باری محبت به زنان را در دل او نهاده و نهادینه کرده است « حبّب الّی محبه ثلاث ؛ النسا و الطیب و الصلاه و لکن قره عینی فی الصلاه » و حتی برخی از عرفای مسلمان همچون محی الدین بن عربی و مولوی با عظمتی بی نظیر از زنان یاد می کنند به صورتی که مولوی زنان را جلوه ی خدا می داند و می فرماید « جلوه ی حق است او معشوق نیست / خالق است او گوییا مخلوق نیست » و ابن عربی در مواردی زنان را برتر از مردان می داند و معتقد است زنان علاوه بر جنبه ی فاعلیت حضرت حق ،صفت قابلیت او را نیز دارند و مردان از آن محروم اند .» اما با این وجود متاسفانه زنان در جوامع اسلامی هم آن شان و مقامی را که باید داشته باشند ندارند . هنوز کم نیستند افرادی در جامعه که رانندگی کردن زنان را برنمی تابند در حالیکه عرفای مسلمان جایگاه ولایت را که از اجّل مقامات در عرفان هست برای زنان شایسته می دانستند .

طبیعتاً امروز در جهان جدید آگاهی و تکامل بشر و خصوصاً خود قشر نسوان ، اجازه آن همه سوءاستفاده های تاریخی از زنان را به مردان نمی دهد یعنی دیگر مردان نمی توانند دختران را زنده به گور کنند ، ممنوع ا زارث و ماترک خود کنند و… اما با این وجود موارد تعدی و تجاوز و فشارهای روحی و روانی بر زنان و کار اجباری و ازدواج اجباری و محدود کردن های بی مورد آنان در جامعه و منع تحصیل و کار و… متاسفانه هنوز ریشه کن نشده وبه خاطر این فشارها هر ساله شاهد موارد فراوانی از خودکشی وخود سوزی زنان در جامعه ی خویش هستیم .

متاسفانه در جامعه ی ما برخی از افراد و گروه هایی که برای حقوق زنان تلاش می کنند در نخستین قدم با دین و مشخصاً دین اسلام در می افتند و گناه همه ی این ظلم ها را بر گردن اسلام می اندازند که متاسفانه این طرز تفکر و نگاه غیر تاریخی ،غیر واقعی و غیر اخلاقی و غیر منصفانه است . آن هایی که نگاهی گذرا بر وضعیت حقوقی زنان در جوامع و ادیان مختلف داشته باشند و جایگاه و پایگاه زنان را در میان مسلمانان بعد و قبل از اسلام بررسی کنند متوجه می شوند که اسلام از تمامی مکاتب و مذاهب پیشین در برخورد با زنان تسامح بیشتری داشته است . اسلام به زور بر زنان مسلمان حجاب نپوشانید بلکه حجاب زن ایرانی قبل از اسلام شدیدتر از حجاب زنان مسلمان بود و لابد قصه ی برخورد خلیفه ی دوم را با زنان ایرانی که چادر آن ها اورا حیرت زده کرده بود شنیده اید .

در جهان های مترقی و مدرن هم اگرچه زنان به بسیاری از حقوق و آزادی ها و مطالبات اساسی خود دست یافته اند اما باز هم به شیوه هایی دیگر مورد اذیت و آزار قرار می گیرند که به نظر می رسد بزرگترین شکنجه و آزار برای آن ها نگاه های صرفاٌ مادی و انتفاعی و… نسبت به آن ها باشد و ارزش انسانی نسوان متاسفانه در مواردی تاحد شئی شدگی و ابزار و کالا شدن تقلیل یافته است و از آن ها همچون کالایی لوکس و مصرفی و تبلیغاتی استفاده می شود و به قول مولانا » تو ز قرآن ای پسر ظاهر مبین / دیو آدم را نبیند غیر طین » .

اما آنچه بر زنان در این سال ها و در برخی از کشورهای شرقی و اسلامی می رود چیز دیگری است . به نظر می رسد با توجه به اینکه این جوامع در حال گذار از یک مرحله به مرحله ای دیگر هستند و به تعبیر جامعه شناسان در مفصل فرهنگی قرار گرفته اند بیشترین شکست ها و آسیب ها را این افراد متحمل می شوند . بسیاری از بانوان که به افق های باز چشم دوخته اند و از طریق جهان های مجازی و ماهواره و فیلم و… با این جهان ها ارتباط و علقه پیدا کرده اند وقتی سعی بر این همانی و تشبیه و تمثل به این جهان ها را دارندبه شدت از جانب فرهنگ خود مورد تحقیر و توهین و حتی تکفیر قرار می گیرند چون فرهنگ و جامعه ی ما نمی تواند در بسیاری از موارد به مسائل فرهنگی غرب خود را تطبیق بدهد . در فرهنگ های شرقی هنوز هم غیرت ، ناموس و به تعبیر داریوش شایگان « حیا و حریم و حرمت »رنگ نباخته اند و مردم در ارتباطات و بر برخی از ارتباط ها حساس اند بنابراین مشکل زمانی درست می شودکه افرادی بخواهند به راحتی و یک شبه به این سنت ها و فرهنگ ها پشت کنند و طبیعتاً در صورت پناه بردن به آغوش فرهنگ بیگانه از آغوش پر مهر فرهنگ مادری خود محروم می گردند .

تغییرات فرهنگی کند و آرام صورت می گیرد و حتی در جوامع اسلامی کسانی هم اگر بخواهند یکسره از فرهنگ خود بگذرند باید صبور باشند و قدم به قدم حرکت کنند چون عمل جراحی کردن و برداشتن یک فرهنگ و پیوند زدن یک جزء جدید به کالبد فرهنگ پیشین عملی پر ریسک وخطرناک است . از طرفی دیگرآن هایی که برای توجیه و تجویز خشونت ها و رفتارهای غیر انسانی خود با زنان دست به دامن ادیان و مذاهب و اسلام می شوند و با معتقدند با مسلمانان صدر اسلامی این همانی دارند نیز سخت دراشتباه اند چون مسلمان روشنفکر امروزی بی حرمتی به زنان و مادران را با پیروی از اسوه و الگوی حسنه ی خود هرگز برنمی تابد چون ایشان مکرراً در بیانات و احادیث خود تاکید دارند که « آن هایی که بر زنان غالب می شوند و قهر می ورزند جاهلانند »

شاید دوستانی که مطالعاتی در فقه و حقوق اسلامی داشته باشند با خواندن این یاداشت مختصر ،ما را به کتمان برخی واقعیت ها در مورد رفتار ناشایست برخی از نویسندگان مسلمان در مورد حقوق زنان متهم کنند . بنده به آن ها تا حدودی حق می دهم و من هم این موارد را خوانده و شنیده ام اما این تناقض ها را برای خودم از طریق نظریه ی قبض و بسط تئوریک شریعت حل کرده ام و معتقدم اسلام واقعی با اسلام تاریخی فرق دارد . بنده معتقدم اسلام واقعی در تکامل خود شکل می گیرد نه در بازگشت به گذشته ی خود .

ملخص کلام اینکه : زنان در گذشته و در تمام دنیا جز در دورانی بسیار محدود زندگی مشقّت باری داشتند . براساس قانون تکامل و رشد عقلانی بشر و حق طلبی نسوان این دوران سیاه بالاخره در غرب به پایان رسید و زنان به برخی از حقوق اساسی خود دست یافتند . جنبش های آزادی و برابری خواهی زنان منحصر به غرب نماند و در بسیاری از کشورهای جهان ریشه دوانید و زنان را نسبت به حقوق خود آگاه کرد . در ایران بعد از مشروطه زنان برخی از حقوق و آزادی ها را برای خود مطالبه کردند اما متاسفانه تندروی هایی که با اصحاب دین در این میان صورت گرفت کار را نیمه تمام گذاشت وبسیاری از شخصیت های دینی در برابر آن ها ایستادند .

علی رغم اینکه برخی طرفداران حقوق زن مشکل زنان را در مذاهب و ادیان می بینند اما در حقیقت مذاهب و ادیان در حد خود به بهبود وضع زنان کمک کرده اند و از جمله اسلام و شخص پیامبر اسلام برای زنان جایگاهی ویژه قایل بود .

لازم نیست زنان برای مطالبه حقوق خود در نخستین قدم با دین در بیفتند بلکه باید از طریق همین دین و با استناد به سخنان و رفتار پیامبر اسلام و عرفای مسلمان حقوق انسانی خود را فریاد بزنند البته با ذکر این نکته که در جغرافیای شرق زن نمی تواند دقیقاً همان روابط و رفتارها و آزادی ها را داشته باشد که زن غربی دارد چون فرهنگ شرق دقیقاً مانند کالبدی است که هر عضوی را نمی تواند بگیرد و با آن بسازد و طرفداران حقوق زن هم باید این مهم را مد نظر داشته باشند .

برای اینکه هرروزه شاهد برخوردهای غیر اخلاقی و غیر انسانی با زنان نباشیم به نظر می رسد توجه به موارد ذیل خالی از لطف نباشد .

1) زنان باید ر هنگام مطالبه ی حقوق برحق خود از رفتارهای احساسی و شعار دادن و درافتادن با مبانی اعتقادی و دینی خوداری کنند .

2) آگاهی زنان جامعه بر حقوق خود چه آنچه در مذاهب و ادیان آمده و چه در قوانین دیگر بیشتر گردد .

3) باید تلاش شود وابستگی اقتصادی زنان به مردان کمتر شود.

4) زنان باید فرهنگ و زیبایی های معنوی فرهنگ شرقی را بشناسند و در کنار استفاده و احترام به فرهنگ غرب برخی از خطرات در افتادن به فرهنگ های غربی را هم متوجه باشند .

5) زنان خصوصاً قشر تحصیلکرده باید فعالیت های گروهی و منسجم و قانونی داشته باشند و در جاهایی که می بینند قانون حقوقشان را نادیده گرفته با آرامی و از طریق مدنی به مخالفت و مبارزه بپردازند .

6) زنان هرگز نباید آزادی را به آزادی در پوشش تقلیل دهند و باید افق های دور تر را نظاره گر باشند .

7) زنان روشنفکر مانند برخی از فمینیست های رادیکال هرگزمردان را در تقابل خود قرار دهند بلکه باید مردان را هم با خود همراه می کنند .

کد خبر: 16765


یک دیدگاه

  • احمد محمدی
    احمد محمدی: ۹-۱۰-۱۳۹۴ . ۵:۲۸ ب.ظ :

    ده س خوش کاک عبدالله ، زور جوان و ریک و پیک ئاماژه تان به گیر و گرفته کانی بواری ماف خوازی ژنان له کومه لگا دا کردووه ، هیوادارم سه رکه وتوو بن . .

    پاسخ دهید