شارنيوز- اخبار سقز

امروز ۰۳/۰۶/۱۳۹۸
دوشنبه، ۹ام آذر ۱۳۹۴
۹:۳۰ ب.ظ
نقد

به بهانه ی اجرای نمایش “چیروکی شاره که م “

نویسنده ی مقاله
سامان سیدابراهیمی

چه باید کرد تا همه چیز نمایش ، هم تازه و نو باشد هم با معنا و هم لذت بخش ؟ “گوته”

درام چیست ؟!

بیش از دو هزار سال پیش ارسطو در کتابی به نام بوطیقا تلاش کرد تا ماهیت ، شکل و کارکرد درام را تئوریزه کند . از آن زمان تاکنون درام شناسان متعددی تلاش کرده¬اند تعریف دقیق و ثابتی از درام ارائه دهند ؛ هرچند به دلیل ماهیت سیال و وابستگی درام به خلاقیتِ در حال تغییر ذهن انسان، نتوانسته اند تعریفی نهایی و مطلق ارائه دهند . البته این نکته خود از اعجاز درام است زیرا باعث می شود نامیرا باشد و مدام در شکل های تازه ای زنده شود. با این حال درام ویژگی هایی دارد که از زمان پیش از ارسطو تا کنون، و در میان تمام اقوام مختلف ثابت و مشترک بوده است. از جمله عناصر تغییرناپذیر درام کاراکترپردازی دراماتیک ، کنش دراماتیک ، ریتم ، فضا و … که بسته به سبک اجرا ، تغییراتی به خود می گیرد اما در تمام سبک ها و شیوه های اجرا وجود داشته و استفاده از آنها اصول پایه ای و ضروری کار است.

و حال پس از تماشای نمایش چیروکی شاره که م ، پرسش آغازین دوباره مطرح می شود که واقعاً درام چیست؟ آیا درام مجموعه ای از صحنه های غیر مرتبط است که در آن بازیگران هم چون گروه سرود مدارس ابتدایی می ایستند ؛ شعارهایی را به شکل دکلاماسیون برای تماشاگران می خوانند و گاه حرکاتی انفرادی یا جمعی انجام می دهند که هیچ ارتباطی با موضوع قصه ندارد ؟!

به ناچار بازمی گردیم به تعاریف ساده و مشترک درام . تئاتر مجموعه ای از کنش های دیداری و شنیداریست که بر مبنای مولفه های شناخته شده شکل می گیرد . مجموعه ای از اعمال نمایشی که منجر به خلق اثری دراماتیک می گردد. این همان کنش نمایشی معروف است که باید از آغاز تا پایان، ساختار ثابت و تکرارپذیرش در گذر زمان را به تماشاگر عرضه کند. لازم نیست بر اساس رویکردهای پدیدار شناسانه و هستی شناسانه به مقوله ی زیبا شناسی بپردازیم تا دریابیم که اثری زیبا باید دربرگیرنده ی هماهنگی (هارمونی) – سودمندی – خیر – و لذت باشد و صد البته ساختاری متناسب با محتوا. نویسنده و به تبع آن کارگردان هر نمایش باید اندیشه ای برای تجسم بخشیدن ، داستانی برای گفتن ، عملی برای نمایش دادن و نکته ای برای اثبات داشته باشد. همچنین دیالوگ ها باید معرف زمان و مکان – خصوصیات فردی و روانی شخصیت ها – افکار نویسنده (طرح) – ارتباطات ونسبت های فردی و جمعی – روند تکمیلی درام – و فضا سازی باشند.

این در حالیست که در اثر مذکور اندیشه ی مشخص دراماتیکی وجود ندارد. هیچ کدام از اصول و قواعد ساختاری درام در هیچ سبک مشخصی رعایت نشده است و نتیجتاً بیننده نه با اجرایی دراماتیک بلکه با اجرایی مشابه یک جنگ شادی مواجه است که در مدارس و اعیاد دهه¬ی هفتاد ایران بسیار باب بود. البته با موضوعاتی مشابه موضوعات مطروحه در تئاتر.

بر خلاف آنچه برشت می پنداشت و بنا بر شواهد امر ، در گونه ی صرفاً روایی ، خود نویسنده رویدادهای داستان را تفسیر می کند و مجالی برای به چالش کشیدن ذهن تماشاگر باقی نمی گذارد. این درحالیست که تماشاگر باید خود در باره ی رویدادها داوری کند ، اوست که باید معنای نهایی نمایش را دریابد و احساس کند تجربه ای شاعرانه ، عاطفی و عقلانی – یا پیامی بزرگتر از تجربه های بنیادین زندگی واقعی – را بدست آورده است. در واقع هرچه این پیام ها ناخودآگاهانه تر باشد تاثیر نظام های ارزشی که عرضه می کند عمیق تر و نیرومندتر است. مرحله ای که در آن تجربه ی زیبا شناختی از نظر توان دگرگون سازی به حد تجربه ی خلسه ی عرفانی یا دینی نزدیک می شود.

در هنر اجرای نمایش هر چیز و هر حرکتی آمیخته با معناهای واقعی ، استعاری و نمادین نهفته ای است که بسیار فراتر از نقش ظاهری آن می باشد. به عنوان مثال آکساسوار ساده ای همچون تابلوی عکس پدر خانواده می تواند معانی گوناگونی را منتقل سازد ، در غیر این صورت زائد و بیهوده به نظر خواهد رسید. این تابلو در سطح معنای واقعی تنها عکس پدر خانواده است. در سطح شخصیتی باید معرف درونیات و روان فرزندانش باشد ، در سطح تم داستان تعریف یا توضیحی درباره ی پیشه ی خانوادگی و در سطح استعاری مثلاً نمادی از بیهودگی کسب و کار خانوادگی.

باید در نظر داشت که هر کدام از اشخاص بازی نماینده ی گروه خاصی از افراد جامعه می باشند. بازیگر نقش جوان! نماینده ی بخش بزرگی از جوانان شهر است ؛ بازیگر نقش دانشجو نماینده ی تمام دختران دانشجو و همینطور است : نقش راننده و کاسب و … . با این تفسیر ، اعمال و سخنانی که بر زبانشان جاریست را می شود به کل جامعه تعمیم داد ، که البته آزردگی خاطر همشهریان را به دنبال خواهد داشت. عباراتی همچون “خرهایی که هر روز خرید می کنند” و ” آقای نا انسان ” و … یا به تصویر کشیدن اهالی شهر که دائماً در حال چشم چرانی ، غیبت کردن ، خیانت ، چاقوکشی ، قتل و دروغگویی هستند. شهری که تماس با فوریتهای پلیسی جواب نمی دهد و فوریتهای پزشکی مشغول است . از سوی دیگر اگر رویداد را چنان ترتیب دهیم که یک دیدگاه را بر دیگری آشکارا برتری بخشد، مخاطبان متوجه شده و شاید تنفر یا انزجار آنها را برانگیزد. فلذا درامی که آشکارا تبلیغی یا بر پایه ی باوری ویژه باشد جه بسا موجب نقض غرض گردد.

استفاده از توان تاثیر گذاری گونه ی اجرایی هپنینگ می توانست گره از کسالت و رخوت صحنه های تکراری بردارد ؛ اما سادگی و زمختی این شکل اجرایی روی مرز حساسی بین امر اصیل و ابتدایی و کار صرفا آماتور حرکت می کند. هپنینگ که معنایش گاه رویداد است و گاه زمان رخداد رویداد، در دنیای درام اساساً واجد خصیصه ی غیر کلامیست ؛ اگر کلامی هم باشد به شکل مالوف سخن بکار گرفته نمی شود و به ندرت نقش محوری دارد. همچنین عدم ارائه ی طرحی مبتنی بر علت و معلول و نبود اعمال نمایشی ناقل داستان ویژگی دیگر این گونه ی اجراییست.

آنچه نام¬دارترین کارگردانان آوانگارد درام به دنبالش بوده اند ، تجربه ی اشکال تازه و بدیع اجرایی به کمک نیروهای حرفه ایی و آزموده در فضایی کارگاهی بوده است. چنین کارگاهی برای ثبت اجرایی ماندگار باید توان کافی و تجربه ی لازم را دارا باشد. در چنین کارگاهی تمام مسئولیت بر عهده ی کارگردان و طراح اثر است زیرا اوست که مسئول ایده پردازی و انتخاب حرفه ای و مناسب صحنه ها، ژست ها، کنش ها، و سایر عناصر درام است. زمانی که فرآیند خلق اثر – همچون مکتب تاشیسم در نقاشی – مهم تر از خود اثر به نظر می رسد ، همفکری ، مشورت و بهره گیری از بازیگران حرفه ای راهگشای تیم اجرایی خواهد بود. البته این بدان معنا نیست که پس از تکمیل فرآیند ، بازیگران با تجربه را جایگزین بازیگران جوانی کرد که خود اثر را خلق کرده اند. و اما فالش ترین بخش این اثر پخش نما آهنگ پایانی آن است . این ویدیو نه یک بخش ضروری از یک اثر نمایشی منسجم ؛ بلکه تنها خام ترین شکل بهره گیری از عناصر تصویر و موسیقی در یک نمایش دراماتیک است. از جمله همان عناصری که تقریبا تمام درام شناسان روی آن متفق¬القول اند. بینشی که کوچکترین شعاع نور، کمترین آکساسوار و محدودترین تصویر روی صحنه ی نمایش ، باید هدفی نمایشی و در راستای ساختار، شکل و مضمون اثر داشته باشد. باید اعتراف کرد که ویدیوی پخش شده بیشتر شبیه تبلیغات یک کاندید انتخاباتی است تا بخشی معنادار از اثری دراماتیک .

در پایان – هرچند که در باره ی نواقص و اشکالات این اثر می توان دو بسته کاغذ A4 را سیاه کرد – برای گروه اجرایی آرزوی موفقیت کرده و امیدوارم بازیگران جوان و مستعد این اثر ، نقد را تعبیر به غرض شخصی نکنند و بکوشند تا جایگاه حقیقی خود را در دنیای فریبنده ی درام بیابند.

کد خبر: 16788


۱۰ دیدگاه

  • وریا عرفانی
    وریا عرفانی: ۹-۱۰-۱۳۹۴ . ۸:۳۴ ق.ظ :

    شنیده ها حاکی است که این تاتر مجوز نمایش نگرفت و فقط توسط رانت کارگردان به روی صحنه رفت… و این داستان از جشنواره به بعد همچنان ادامه دارد…

    عضو شويد تا بتوانيد نظر دهيد. ]

    • کریم
      کریم: ۹-۱۲-۱۳۹۴ . ۱۰:۵۱ ق.ظ :

      درسته- این نمایش توسط شورای ارزشیابی هنری که توسط هنرمندان سقزی اداره می شود به دلیل سبک کردن وجه هنری و ارزشهای سقز اجازه نمایش نگرفت اما کارگردان با رانت از طرف شورای ارزشیابی سنندجی ها اجازه نمایش گرفت.

      عضو شويد تا بتوانيد نظر دهيد. ]

    • ناشناس
      ناشناس: ۹-۱۰-۱۳۹۴ . ۱:۵۲ ب.ظ :

      من تاتری نیستم اما این برادرخیلی کارشناسانه نظردادن ودرست می فرمایند … کی دست تزاین نوع اجراهای بیهوده می دهندخداشاهداست کن این نمایش دیدم خجالت کشیدم که سقزی هستم ما تماشاگران کورنیستیم تینقدر فهمیده هستیم که شهرمان رابشناسیم بادردها رنجها ومعظلات آشنایم چه لزومی دارد یکباردگرآن هم آن دردها بازگو شود. اتفاقان سقز ازخیلی ازشهرهتی ایران ازاین لحاضها که درنمایشت نسان دادی کمتراست یاشما آخوندهای شهررا درتابلوعروسی مسخره کردی وخیلی چیزهای دیگرکه شایان نیست بگم من نمی نویسم اما مسول این کارها کیه چراکسی صداش درنمیادمن درتعجبم چطوری اجازه همچین نمایشی صادرشده والله……………

      عضو شويد تا بتوانيد نظر دهيد. ]

      • آرمان
        آرمان: ۹-۱۰-۱۳۹۴ . ۳:۴۶ ب.ظ :

        حق با نویسنده است. در این شهر کمتر هنر و هنرمندی دیده می شود که به اصل و ریشه هنر پی برده باشد و خالق باشد .

        عضو شويد تا بتوانيد نظر دهيد. ]

        • ناشناس
          ناشناس: ۹-۱۲-۱۳۹۴ . ۲:۰۲ ب.ظ :

          درودبرسقزیهای اصیل وهنرمندان کردستان بنده لقمان هستم حدودده سال است دربوکان مشغول فعالیت تاترهستم ولی واقعیتس هرچندکارضعیفی ازآقای اسماعیلی درجشنواره کردی دیده بودم ولی با این دعوتی که ایشان ازتاتریهای بوکان داشتندممنون اما خدایش کاربسیارضعیف نحیف ودورازشان تاتربود اصلان تاترنبودبلکه عده ای راآموزش رقص وهمچنین ناسزا گفتن و,, , من بسیارمتاسف شدم خدا راشاهد میگیرم اگرما همچنین نمایشی راسرصحنه ببریم دربوکان تاعمرداریم ازروی صحنه رفتن محروممان می کردندماازبوکان ازجان ماایه گذاشتیم تاتر ببینیم اما,,,,,,,,,,,,,

          عضو شويد تا بتوانيد نظر دهيد. ]

        • ناشناس
          ناشناس: ۹-۱۰-۱۳۹۴ . ۸:۵۱ ب.ظ :

          نمایش چیروکی شارکم تمام شد،ولی مثل درخت چنار کاری بزرگ ولی بهره …. بود. چهره شهر سقز را خیلی بنحوی بسیار بد نمایان نمود. بهتر بود بجای به تصویر کشیدن معضلات و نقاط ضعف شهر و همشهریان ، به نمایش نقاط قوت بپردازه ، و باعث افتخار شهر بشود … ولی این بارهم نشد… مثل دوازدهمین جشنواره تئاتر کوردی سقز…

          عضو شويد تا بتوانيد نظر دهيد. ]

          • ئازاد
            ئازاد: ۹-۱۱-۱۳۹۴ . ۸:۵۵ ق.ظ :

            من نمایشەکەم نەدیوە بەڵام ئەم بابەتە شتی جوانی تێدا بوو دەس خۆش

            عضو شويد تا بتوانيد نظر دهيد. ]

            • ناشناس
              ناشناس: ۹-۱۲-۱۳۹۴ . ۸:۵۸ ق.ظ :

              باسلام خدمت سقزهنرپرور
              حیدرفتحیان هستم کاربسیارضعیفی بود من درتعجبم کارهای فاخری را ازاسماعیلی دیدم اما جناب اسماعیلی چرا؟؟؟خوب معلوم است وقتی شما ۴۰یا ۵۰نفربازیگروعوامل داشتید این یک سیاست کاری شماست که جلوه دهید که مردم استقبال کردند اما دوست عزیز هنرمتد فرهیخته براستی ازشما بعید بود این کار بسیار بسیار ضعیف وزننده باتشکر

              عضو شويد تا بتوانيد نظر دهيد. ]

              • شریف پور
                شریف پور: ۹-۱۶-۱۳۹۴ . ۶:۱۵ ب.ظ :

                من شب آخر این نمایش بهمره خانواده به دیدنش رفتم ؛ به شخصه بهترین نمایشی بود که تاحالا تو سقز دیدم اما باوجود اینکه شب اخر حدود چندصد نفربدلیل نبود جا برگشتند و با استقبال زیادی روبرو شد بری من جای تعجبه که سایت شما اینطوری به این فعالیت هنری مینگره درحالی که قبل یا در حین ان 13 شب اجرا حتی یک خبر کوتاه هم درج نکردید و حالا که نمایش تمام شده به این نقد اکتفا کردید…به هیچ وجه این رسالت خبری نیست در رابطه با این نقد هم بگم که مگر سقز غیر این است؟ چرا سعی میکنیم چشممان را ببندیم؟ چاقوکشی طلاق-اعتیادو..مگر این چند وقته کم اتفاق افتاده؟؟ اتفاقا تلنگر بسیار به جایی بود که در قالب هنر اجرا کردند…شارنیوز عزیز با این خبرتون واقعا به رسالت خبری در مقابل همشهریانتان و شعارهایتان برای دموکراسی شک کردم ؛ هرچند که میدونم احتمالا مانند موارد دیگه این نظر روهم درج نمیکنید ولی اصلا درست نیست که مسائل شخصی رو وارد کار خبریتون بکنید و فقط نظرات منفی در مورد این نمایش درج کنید…

                عضو شويد تا بتوانيد نظر دهيد. ]

                • ناشناس
                  ناشناس: ۹-۱۷-۱۳۹۴ . ۷:۳۳ ب.ظ :

                  ??????
                  دوستان و عزيزان و هنرمندان عرصه تئاتر
                  تئاتر براي اينكه رونق بگيرد و تبديل و يك كالا در سبد خانواده ها شود ،ابتدا به ساكن ميبايست كه مردم را به خود علاقه مند نموده و خود را ارزشمند و موثر نشان دهد.
                  بحثها و گفتگو هايي كه در حول حوش هنر تئاتر شكل ميگيرد را اهالي آن أعم از كارگردانها و بازيگران و غيره تشكيل ميدهند و مردم تئاتر را با دست اندر كارانش ميشناسند.
                  بد است
                  بد است كه ما با رفار و كردارمان تئاتر را لگد مال كنيم.
                  رفتار برخي از عزيزاني كه در كنار تئاتر ايستاده اند بيشتر از كمك شان آن را كم ميكند و رتوش و اصلاح آن به عهده خود ماست.
                  بسيار هستند افرادي كه بيشتر فضاي تئاتر را محفلي براي رسيدن به مقاصدي گنديده و پلاسيده و هرزگاهي كج روي هاي خود تبديل ميكنند و ما بينيم و دم نميزنيم.
                  امروز من در مقابل خانواده اي و يك بازاري كه براي درد و دل پيشم آمده بودند تا از يكي از اعضاي تازه در بين ما آمده هنر شكايتي كنند .ميبايست بد رفتاريها و كج روي هاي يك نفر را پاسخ ميدادم و مادري به من گفت اين تئاتر پس محلي است براي رشد چنين موجوداتي بي بنيه.
                  نگاه مردم را نبايد نسبت به تئاتر خراب كنيم.
                  بايد دملهاي چركي اخلاقي و كساني كه از تئاتر سو استفاده ميكنند تا به مقاصد غير اخلاقي و كلاه برداري و غيره برسند را از بدنمان جدا كنيم.
                  براي انتخاب همكاران سخت گير باشيد و عاشقان را دعوت كنيم نه آنها كه براي قهر از خانه و دوستان به جمعمان آمده اند.
                  … واتفاقات بدی درروز گذشته در گروه افتاد خوداداره ارشادهم درجریان بود متاسفم??????????

                  عضو شويد تا بتوانيد نظر دهيد. ]