شارنيوز- اخبار سقز

امروز ۱۰/۰۷/۱۳۹۹
سه‌شنبه، 22nd دسامبر 2015
12:43 ب.ظ
چند جمله از تحریریه شارنیوز

برسد به “زایید”

“زاهد” مان را به سربازی فرستادیم. بعد از چند سال کار بی وقفه و بی جیره و مواجب، زاهد شریف پور برای مدتی از اهالی شارنیوز دور خواهند ماند تا در وادی دیگری مدتی را به خدمت بگذراند. او یکی از بهترین خبرنگاران استان است که در آینده نامش بسیار بیشتر از اکنون شنیده خواهد شد. برای -به قول خودمان- “زایید” چیزی نداریم بدرقه راهش کنیم جز دعای خیر و اینکه از هم کنون که ساعاتی است از ما دور مانده دلتنگش شده و برای دیدار مجددش لحظه شماری می کنیم. همرزمانش در شارنیوز به رسم رفاقت برایش چند جمله نوشته اند تا یادگاری هایی از آنها با خود داشته باشد:

عرفان

چیا: زاييد جان رفتي و با رفتنت ( البته سربازي ) دلمان برایت تنگ مي شود. شارنيوز با وجود تو حال و هوا ديگري برايمان داشت. هرچند يه مدت ديگه از لوس بازي هایت خبري نخواهد شد اما وجدانا بعد از بازگشت باشكوهت و پاسداري از مرزهاي كشور، تا سه سال خاطرات سربازي را برایمان تعريف نكن. دوستت داريم زاييد

فرهاد: زاهد جان امیدوارم این “کلاوچه‌رخان” زیاد طول نکشه ! سربازی رفتن هم عالمی داره انشالله یه جای خوش آب و هوا مثل خاش میفتی و بهتم خوش میگذره، فقط یادت نره ما دوستات تو شارنیوز بفکرتیم. قوری ز قلم قلم ز قوری تو دوست مایی گوگولی مگولی…در ضمن به جون سردبیر، جون به سرمون کردی تا رفتی سربازی

مازیار:از قديم و نديم گفتن احساس نا امني از خود نا امني بدتره، ربطش به سربازي اينه كه از ١٨ سالگي كه به عنوان مشمول يك عضو فراري نيروي هاي نظامي كشور به حساب مياي همه اش با يه جور حس ناامني زندگي مي كني تا اين كه مي رسي به خود نا امني. خب زاهد جان اينا رو گفتم تا توجيه كنم وضعيت الانت لا اقل بده و بد تر نيست. شارنيوز بدون تو يه شاخش لنگه و قدرت شاخ شدنش يك چهارم تقليل مي ره. برو زود دهن اون دشمناي مام ميهنو بزار كف دستشون دستت درد نكنه.

ابراهیم: ئایی زایید … امسال ما بیشتر با خبر سربازی تو گذشت … یه روز می رفتی یه روز نمی رفتی … یه روز قهر بودی یه روز آشتی … دیروز میگفتی میرم فرداش میگفتی هنوز معلوم نیست … خلاصه خداروشکر از نق و نوق تو بالاخره خلاص شدیم … هرچند فعلن دلمان به حالت تنگ خواهد شد … البته تا اطلاع ثانوی

کیوان: تو هم نشی “فرات”، 24 ماه خدمت کنی و 30 سال واسمون داستاناشو تعریف کنی آآ. این دم رفتنی هم یه چیزی بهت بگم روشن شی. سربازی رفتن مثل دوران حاملگی می مونه، تا میبیننت که اومدی مرخصی ازت میپرسن چه ن ماهی ؟

مریم:

داشت سايت خبريمون پسري

پسر با ادب و باهنري

اسم او بود شريف پور زاهد

ننشسته به كنارش عاقد

صاحب يك فقره فوق ليسانس

صادره از تبريز نه از بيزانس

پسري مرد عمل با جربزه

در پي لقمه اي نان نه خربزه

حال اما شهر سقز در عزا

دم بختان تف كنند بر اين قضا

رخت سربازي به تن كرده، ژل اش را نبرد

بعد از اين جاي خبر نامه به ليلي ببرد

قلمش چون باقلوا خوشمزه و شيرين است

شارنيوز از رفتن بي موقعش غمگين است

مي سپاريمش ولي ما به خدا

نرود در صف خونين شهدا

کد خبر: 17289


۳ دیدگاه

  • ناشناس
    ناشناس: 12-23-2015 . 10:39 ق.ظ :

    چه با ذوق … هر کدام از شما شیرین سخنان شکرنویس یه پا نویسنده اید در حد و اندازه سردبیر و مدیر تحریریه باید خیلی خوش به حال سردبیر باشه با این نویسندگان خوش ذوق ما که تو تهران کشته یه چیکه قریحه ایم ولی …

    پاسخ دهید

    • فرشید
      فرشید: 12-23-2015 . 7:19 ب.ظ :

      اقای شریف پور امیدوارم موفق باشی همیشه یاداشت های که میگذاشتی جالب بودممنون از مدیر سایت خبری شارنیوز برای اخباردرستی که اطلاع رسانی تشکر میکنم همیشه سربلند وسر افراز باشید.

      پاسخ دهید

      • وریا
        وریا: 12-28-2015 . 1:50 ب.ظ :

        کاک زاهد عزیز امیدوارم به سلامتی دوران خدمتت رو طی کنی و هر چه سریع تر برگردی.
        از اهالی شارنیوز هم بابت کار خوبی که برای رفیقشون کردن باید تشکر کرد.
        ولی خداییش این اخری رو نمی شه شعر قلمداد کرد خواهشاً برش دارین.
        ممنون

        پاسخ دهید