شارنيوز- اخبار سقز

امروز ۰۲/۰۱/۱۳۹۸
چهارشنبه، ۱۴ام بهمن ۱۳۹۴
۱:۴۰ ق.ظ

آسیب شناسی حضور تحصیلات تکمیلی در سقز

نویسنده ی مقاله
حسام الدین خاکپور

«از برای تقریر حقیقت و تقلیل مرارت»

تبلیغات وسیع در میدان های اصلی شهر برای آوردن تحصیلات تکمیلی در این شهرستان کوچک، چشم هر عابری را به خود معطوف می کند. نوشتار کوتاه زیر می کوشد به زبانی ساده به آسیب های حضور قارچ گونه رشته های مختلف خاصه در سطح تحصیلات تکمیلی بپردازد. قبل از داخل شدن در موضوع، توجه خواننده ی گرامی را به متن سخن رانی آقای عباس کاظمی با عنوان” مک دونالیزه شدن دانشگاه” ؛ که در آن به موضوع روزمره گشتن دانشگاه و پايين آمدن بهره‌وري آن در جامعه ايران، می پردازد. قبلا متذکر شده باشیم که منظور از این نوشتار فرد یا افراد خاصی نیست، صرفا نقد چنین وضعیتی و پیامدهای مترتب بر آن می باشد.

*اولین صدمه ای که چنین وضعیتی امکانا برای یک شهر بوجود آورد، تضعیف بنیان های هویتی تحصیل کردگان می باشد. همگان بر این امر اذعان دارند که هویت در تعامل با غیر برجسته می شود و بروز پیدا می کند، به عبارتی دیگر تا حضور دیگری به عنوان هویت رقیب وجود نداشته باشد، سوژه بر تقویت هویت خود و بن مایه های فرهنگی آن تاکید نمی ورزد. به زبانی ساده تر تا برای انسان کُرد، فارس و ترک و عربی وجود نداشته باشد، تعاملی با هویت های رقیب صورت نگیرد، عملا مجال بروز هویت کُردی در میان جمعی که استاد کُرد، هم کلاسی کرد، کارمندان دانشگاه کُرد باشند؛ وجود پیدا نمی کند و این مهم در آینده جریان بی هویتی را تشدید می کند.

* آسیب دیگری که از این پروژه برمی خیزد، موضوع سرایت بی انگیزگی برای رفتن به دانشگاه های معتبر، نزد دانش آموزان می باشد. آفتی که چند سالی است، سیستم آموزش و پرورش را مختل و به پوسیدگی کشانده است. در حالت دم دست بودن دانشگاه، هم دانش آموز و هم دبیران به نوعی دچار بی انگیزگی شده و نفس این پیامد به عدم مسئولیت پذیری در حوزه ی عمومی و در انجام به نوعی به پوچ گرایی در جامعه منتهی می گردد. دانش آموز چنین اذعان می دارد که چه بخوانم و چه نخوانم، دانشگاه دم دستم موجود است، مدرک هم که یکی است چه در دانشگاه های طراز اول گرفته شود چه در دانشگاههای چرندآباد! جای بس اندیشه است. کسانی که در این گونه پروژه ها ذی نفع اند دائما از این سخن دم می زنند که شما چه در دانشگاه علامه تحصیل کرده باشی، چه در پیام نور و آزادِ نزد ما، هیچ فرقی نمی کند!!!! اینان اگر وضع بر همین منوال باشد، تا چند سال آینده، پایشان را از گلیم خود خارج کرده و بر طبل نادانی خود زده و فریاد می آورند چه در اکسفورد و اکستر و سوربن تحصیلات داشته باشی چه پیش ما، زیاد تفاوت ندارد، تازه اینجا بهتر است چون هر شب نزد آغوش گرم خانواده ات می آرامی و می توانی همراه تحصیل دستی در بازار نیز داشته باشی…

* اگر خواسته باشیم سویه ی اخلاقی این چنین اعمال را نیز واکاویم، متصدیان چنین امری دچار بی اخلاقی محض شده اند. جدای از اینکه شکی نیست که غالبا مبلغان و مجریان چنین برنامه هایی برای دخل و کیسه و شهرت استادی بدین کار مبادرت می ورزند و این عین بی اخلاقی است، از طرف دیگر نیز، اگر مقداری کانتی بدین مساله پرداخته باشیم، باز ثابت میگردد این افراد دچار بی اخلاقی شده اند. کانت با قاعده ی زرین اخلاق که در آن بدین مسأله می پردازد: که چنان رفتار کن که دوست داشته باشی رفتار تو به یک قاعده کلی برای همگان تبدیل گردد. به عبارتی دیگر قول و عمل شما زمانی اخلاقی است که بخواهید به همانگونه که شما قول و عمل داشتید با شما، برخورد گردد. ناگفته پیداست که این افراد برای خود و خانواده ی خود چنین امری را نمی پسندند. یعنی هیچ کدام دوست ندارند فرزندانشان در چنین دانشگاه هایی تحصیل کند و یا در چنین بحران بی انگیزگی پرورش یابد. بنابراین تامل در پیامد اخلاقی این امر واجب است.

* کوتاه سخن اینکه وجود دانشگاه آزاد و پیام نور علاوه بر اینکه در سطح کارشناسی نیز مخرب بوده، در سطح تحصیلات تکمیلی دیگر قوز بالا قوز می گردد. سوال اینجاست آیا واقعا ما چینین اساتیدی برای تحصیلات تکمیلی داریم ؟؟؟ آیا به گفته عباس میلانی می خواهند در دوره ی پسامدرک گرایی ، فضا را برای حضور افرادی که توان و طاقت ادامه تحصیل را در دانشگاه نداشته، و چون دستی بر قدرت و سیاست داشته، فضای علمی را از دست نخبگان بربایند؟؟؟ و در این حالات باید اذعان داشت، آفتی است که سکوت و نپرداختن به آن از جانب بعضی از نخبگان، این شبهه را بخاطر می آورد که اینان نیز در این امر ذی نفع بوده و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

کد خبر: 17903


۱۷ دیدگاه

  • salar
    salar: ۱۱-۱۴-۱۳۹۴ . ۸:۴۲ ق.ظ :

    من موافقه خیلی از این رشته ها نیستم و بیشتر به اون نکته که اشاره به تحصیلات کارشناسی کردین نقد دارم. یکم شهرهای اطراف سقز رو ببینید لطفا

    پاسخ دهید

    • ZODIAC
      ZODIAC: ۱۱-۱۴-۱۳۹۴ . ۱۰:۱۰ ق.ظ :

      احسنت … حرف دل ما زدی
      وا اسفا

      پاسخ دهید

      • شهروند
        شهروند: ۱۱-۱۴-۱۳۹۴ . ۱۱:۰۱ ق.ظ :

        به حق آقای خاکپور گرامی نکات بسیار ارزشمندی را ذکر کردید. ای کاش هدف از این کارها واقعا پیشرفت و ترقی کردستان و شهرمان بود…ای کاش به فکر سواد جوانانمان بودیم…این افراد با انجام چنین کارهایی فقط به فکر این هستند که گرنتهای پژوهشی بگیرند ،اگر توانستند مقاله ای چاپ کنند و از این راه جیب خود را پر کرده و سودی ببرند. بنده دانشجوی دکترا در دانشگاه تهران هستم. خواستم در دانشگاه آزاد سقز واحد بگیرم تا چیزهایی که یاد گرفته ام را به همشهریان و عاقهمندان همزبانم بیاموزم. با مراجعه به آنجا وقتی رزومه و مقالاتم را دیدند و فهمیدن که چه خبر است و احساس خطر کردند خیلی راحت گفتند احتیاج نداریم. در واقع مدیر گروهشان تحصیل کرده یکی از دانشگاههای سطح 2-3 کشور و بومی سقز نیست.کسی که از یک شهر دیگر است چرا باید برای سقز تصمیم بگیرد؟؟مگر ما کم با سواد و تحصیل کرده در خود شهر داریم؟؟؟ برای خودم واقعا افسوس خوردم که محل زندگیم به این صورت اداره میشود آن هم جایی که از همه جا پاکتر باید باشد. در حال حاضر هم با همان مدارک و رزومه در دانشگاههای دولتی تهران و چند دانشگاه دیگر مشغول به تدریس هستم در حالی که دوست داشتم به هم زبانان خودم در جایی که سطح علمیش 10 برابر اینجا پایین تر است مشغول باشم. بهر حال امیدوارم این گند کاری ها روزی تمام شود و همه چیز جیب دوستان نباشد بلکه آینده جوانی که درس میخواند را در نظر بگیریم.

        پاسخ دهید

        • همشهری
          همشهری: ۱۱-۱۴-۱۳۹۴ . ۱۱:۱۲ ق.ظ :

          هر چند حقایقی در صحبتهای شما وجود دارد اما نباید یکطرفه به قاضی رفت. حداقل کارکرد دانشگاه در جامعه ما این است که جوانان در کوچه و خیابان ول نمی گردند و کمتر وقت خالی برای دچار شدن به آفات اجتماعی دارند آیا شما آقای خاکپور قبل از رفتن به دانشگاه هم چنین نظری داشتید؟

          پاسخ دهید

          • محمد
            محمد: ۱۱-۱۴-۱۳۹۴ . ۱۱:۲۲ ق.ظ :

            کسانی که مخالف گسترش تحصیلات تکمیلی چه در مقطع کارشناسی و چه در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا هستند ماجرا را تنها از یک دریچه می بینند و آنهم فرد نگرانی است که از فراوان شدن مدرک تحصیلی و افراد تحصیلکرده هراسان است.
            دلیل این موضوع هرچه باشد، توجه به این عامل ضروری است که وقتی زیرساختهای اولیه همانند نیروی انسانی متخصص، فضای مناسب آموزشی، فضای کارگاهی و آزمایشگاهی لازم و زیرساخت اینترنتی کافی جهت بهره برداری از منابع روز علمی وجود داشته باشد، دلیلی برای عدم جذب دانشجو وجود ندارد، حال در دانشگاه آکسفورد باشد یا واحد بقول نویسنده “چرندآباد”.
            حال اینکه این فارغ التحصیلان در چه بخشی مشغول به کار شوند یا دچار بحران اجتماعی یا شخصیتی خاصی شوند موضوع بحث در سایر ارگانها و نهادهای اجتماعی است.
            هدف در نظام آموزش عالی مبحث lifetime education یا آموزش از گهواره تا گور است که فعلا در حال انجام است.

            پاسخ دهید

            • ایرانی
              ایرانی: ۱۱-۱۴-۱۳۹۴ . ۱:۳۹ ب.ظ :

              آقای خاکپور چرا صورت مساله رو دارین از بیخ پاک می کنین؟!
              -تعامل کردها باهم دیگه باعث بی هویتی میشه؟! تا الان با فارس و ترک و… تعامل داشتیم هویتمان را به دست آوردیم؟!
              -بنده تحصیلات تکمیلی را در همون دانشگاه های به قول شما معتبر سپری کردم، چه گلی بر سر من و امثال من زدن؟! فقط کافیه فراخوان عضو گیری هیئت علمی بدن! ببینید چند نفر دکتری از همون دانشگاه های معتبر میان؟! مشکل بی انگیزگی و فرسودگی دانشجویان و دانش آموزان ما وجود دانشگاه در شهر خودشون نیست!! وجود بی سامانی و بی ثباتی در بازار کار و اقتصاد کلان کشور هستش
              -شهری مانند سقز با 3 هزار و خورده ای سال قدمت نبایستی دانشگاه داشته باشه؟؟! چون همه کردین و شکوفا نمیشیم؟؟!!
              – افراد دلسوز اگر خدمتی به این شهر می کنند “دچار بی اخلاقی” میشن و اگرم کاری نکنند بی لیاقت خطاب میشن!
              از شارنیوز میخوام در انتشار مطالب بیشتر دقت فرماید.
              به امید کشوری آباد با تفکرات سازنده

              پاسخ دهید

              • کاوه
                کاوه: ۱۱-۱۴-۱۳۹۴ . ۷:۴۴ ب.ظ :

                بنده در دانشگاه ارومیه با اون همه اساتید و دکتری تخصصی در مقطع ارشد بازم به مشکل بر میخوردیم حالا اینجا………………..

                پاسخ دهید

                • ناشناس
                  ناشناس: ۱۱-۱۵-۱۳۹۴ . ۴:۰۸ ق.ظ :

                  انصافا” خوب نوشتید آقای دکتر
                  من در مدیریت مالی آزاد قبول شدم ولی به خدا در حد کارشناسی تدریس کردن هم نیستند هیات علمی مدبریت دانشگاه آزاد
                  یکیشون که پاور پوینت میاره و خاطرات شرکتهای صنعتی بزرگ نرفته اش را تعریف می کند و آن یکی جملات چارلی چاپلین و نیچه…
                  وضعیت اسفناکی است.

                  پاسخ دهید

                  • کریمیان
                    کریمیان: ۱۱-۱۵-۱۳۹۴ . ۱:۱۶ ب.ظ :

                    ایکاش یکمی از ادبیات بیهقی و طبری فاصله می گرفتید و فقط بخاطر ثقیل کردن متن از شیوایی نوشته نمیزدید. فراموش نکنید مهمترین برآیند مقاله باید این باشه که خواننده چیزی دستگیرش بشه ولی در مورد این متن باید هرجمله رو 5 بار خوند تا مفهومش استخراج بشه!

                    پاسخ دهید

                    • ناشناس
                      ناشناس: ۱۱-۱۶-۱۳۹۴ . ۱:۵۰ ق.ظ :

                      سپاس دكتور گيان دستان خوش بيت ، به راستي زور جوان بوو

                      پاسخ دهید

                      • دیدبان
                        دیدبان: ۱۱-۱۶-۱۳۹۴ . ۲:۳۷ ب.ظ :

                        جانا سخن از زبان ما گفتی

                        پاسخ دهید

                        • سارا
                          سارا: ۱۱-۱۶-۱۳۹۴ . ۲:۳۸ ب.ظ :

                          نقدتان بجا بود…… جناب خاکپور بایستی کلان نگر بود و بالایی ها را نقد کرد

                          پاسخ دهید

                          • حسن
                            حسن: ۱۱-۱۶-۱۳۹۴ . ۱۱:۲۷ ب.ظ :

                            استاد ملکیان این عنوان را برا این موضوع نگفته/ تقریر حقیقت و تقلیل مرارات

                            پاسخ دهید

                            • وريا
                              وريا: ۱۱-۱۷-۱۳۹۴ . ۷:۵۹ ق.ظ :

                              با سلام
                              انصافاً نقد واردي بود.
                              هرچند كه بايستي بيشتر هم به اين موضوع پرداخت
                              خود به عنوان كسي كه يك مقطع از تحصيلات عالي ام را در اين دانشگاه و با همين شرايط گذرانده ام، موضوع برايم بسيار ملموس است.

                              پاسخ دهید

                              • رزگار
                                رزگار: ۱۱-۱۹-۱۳۹۴ . ۶:۴۳ ب.ظ :

                                ده‌س خوش کاک حیسام به راسی وایه!

                                پاسخ دهید

                                • حسینی
                                  حسینی: ۱۱-۲۰-۱۳۹۴ . ۹:۰۵ ب.ظ :

                                  سلام و درود بر جناب خاکپور عزیز و تشکر از انتخاب بحث بسیار به جایی که به آن پرداخته اند . لازم است نکته ای را عرض کنم و آن اینکه متاسفانه سطح آموزش و خدمات آموزشی و امکانات آموزشی در دانشگاههای معتبر و به نام هم بسیار پایین آمده و نظر به بسیاری از مخاطراتی که در دانشگاه و مخصوصا خوابگاهها(خودگردان) پیش آمده بسیاری از خانواده ها را مجبور کرده تا فرزند خود (مخصوصا دختر) رو در جلو چشم خود و در همین دانشگاههای دسته چندم!!! مجبور به نحصیل نمایند.

                                  پاسخ دهید

                                  • احسان
                                    احسان: ۱۱-۲۲-۱۳۹۴ . ۱۰:۳۶ ب.ظ :

                                    سلام
                                    خاک پور عزیز فرمایشاتت متین ، اما کل ایران چنین وضعی دارد .درنتیجه دانشگاه آزاد وپیام نور سقز نیز برای دورنشدن فرزندانمان دراین حد خوب است.

                                    پاسخ دهید