شارنيوز- اخبار سقز

امروز ۰۹/۰۷/۱۳۹۹
چهارشنبه، 23rd مارس 2016
1:04 ق.ظ
دیدار نوروزی با عبدالله ستوده پیشکسوت کشتی سقز

مردی با کوله باری از تجربه و افتخار

شارنیوز این بار سراغ مربی پر افتخار کشتی در سقز رفته است. کمتر سقزی ای هست که نام “عبدالله ستوده” برایش آشنا نباشد. کسی که در تمام طول مصاحبه احساس نمی‌کنی هیچ موردی برای نگرانی داشته باشد، برعکس تا دلت بخواهد در صورتش آرامش خاطر وامیدواری موج میزند، بدون هیچ ملاحظه ای از علایقش می گوید و از مدیران ورزشی انتقاد می کند و حتی برای مخفی کردن ناراحتی اش از وضعیت اکنون کشتی سقز تلاشی نمی کند.

برای پی بردن به رمز و رازموفقیت های وی تنها کافی است به آلبوم های متعددش که از سال ۴٨ مشغول به جمع آوری آن شده نگاه کنیم. رازی اگر باشد، همین جاست؛ لابه لای همین عکسها و خاطرات و حتی تکه هایی از روزنامه های وقت مربوط به موفقیت های خودش و شاگردانش.

stude (1)

در ادامه مصاحبه ی شارنیوز را با این استاد کشتی می خوانید:

ابتدا جهت آشنایی مخاطبین با شما یک معرفی کوتاه از خود داشته باشید؟

من متولد ١٣٣٢ هستم و از ۷/۵/۱۳۵۰ کشتی را شروع کردم. مدرک درجه ی دوم کشتی را دارم و معلم بازنشسته ی آموزش و پرورش هستم.

سابقه ی کشتی در سقز به کی برمیگردد و بنیان گذار این رشته در سقز چه کسی بود ؟

سابقه ی کشتی در سقز به سال ١٣٣۴ بر می گردد. درآن زمان یک افسر نظامی به نام “ستوان شاپوری” برای اولین بار این رشته را در سقز بنیان نهاد. وی در آن زمان با وجود تمام کمبودها، پایه های این رشته را در سقز ایجاد کرد و حتی به دلیل نبود تشک، از “گونی و کاه” تشکی ساخت و تمرین دادن و آموزش کشتی در سقز را شروع کرد.

پس از وی سربازی از شهر قوچان به نام “ابراهیم آزمون ” با مدیریت و حمایت آقای طاهری که مسئول تربیت بدنی وقت سقز بودند به آموزش کشتی به جوانان سقز ادامه دادند. بعد از اتمام مدت خدمت آقای آزمون در سقز ، محمد حسین خان اردلان تلاش زیادی را در حفظ انسجام و آموزش پیوسته ی این رشته در سقز انجام دادند.

بعد از مدتی آقایی به اسم “سید الشهدایی” به عنوان معلم ورزش از سنندج به سقز می آید و ادامه دهنده ی روند آموزش و پیشرفت کشتی در سقز می شود که اتفاقا دوران رونق و کشتی آزاد در سقز پس از حضور وی در سقز آغاز می شود. فعالیت آقای سیدالشهدایی تا سال ١٣۴٨ در سقز ادامه می یابد و تا آن زمان کشتی آزاد سقز در سطح کشور حرفی برای گفتن داشت. افرادی چون ابراهیم پرستار، عطا یاعلی، حسن بهارمست و مصطفی فرجی و … کشتی گیران نامی وصاحب عنوان در آن زمان بودند.

بعد از آقای سیدالشهدایی، مرحوم آقای خاکی مسئول کشتی در سقز بودند. بعد از رفتن آقای سیدالشهدایی کشتی آزاد در سقز افت شدید پیدا کرد، شخصا معتقدم عملکرد آقای خاکی و سوء مدیریت هایی که پیش آمد باعث افت این رشته در سقز شد. با مطرح شدن کشتی فرنگی در ایران که رشته ای وارداتی بود و افت کشتی آزاد در سقز شرایط مناسبی را برای کشتی فرنگی ایجاد کرد تا جوانان کشتی دوست در سقز به این رشته گرایش پیدا کنند و علاقه ی زیاد مرحوم خاکی به کشتی فرنگی هم دلیل مضاعفی بود تا توجه بیشتری به رشته ی فرنگی شود و کشتی آزاد سقز دیگر از رونق افتاد و مثل سابق پر فروغ نشد.

stude (2)

شما چند سال به صورت حرفه ای کشتی گیر بودید و فعالیت مربیگری شما از چه سالی شروع شد؟

بنده مدت کوتاهی شاگرد آقای سیدالشهدایی بودم در سقز و ٢ سال بعد از بازگشت آقای سیدالشهدایی به سنندج یعنی سال ١٣۵٠ به سنندج رفتم و ٣ سال کشتی را زیر نظر وی ادامه دادم. بعد از آن برای اخذ مدرک فوق دیپلم به کرمانشاه رفتم و تمریناتم را همزمان با تحصیل ادامه دادم. سپس برای دوران خدمت به تهران رفتم و پس از پایان سربازی به سقز برگشتم و اینجا به عنوان معلم استخدام شدم. از سال ١٣۵٩ در کسوت مربی شروع به آموزش کشتی در سقز کردم که کمی قبل تر از بنده آقای سلیمی و آقای مرادخانی به شیوه ای منظم در حال آموزش و مربیگری در سقز بودند. ما سه نفر به شکلی حرفه ای و با تلاشی مضاعف کشتی سقز را بازسازی کردیم و با وجود شروع جنگ و تعطیلی سالن ها پیشرفت و انسجام تیم های سقز پا بر جا بود و حتی مجبور می شدم با دو و تمرین در حیاط هنرستانی که در آن معلم بودم ، آمادگی بچه ها را حفظ کنم و حتی مدتی هم در باشگاه پوریای ولی “همان حمام حاج صالح در بازار” مجبور به تمرین بودیم. با همه ی این مشکلات سخت افزاری تا پایان جنگ و شروع به کار دوباره ی سالن کاوه و احداث سالن ٢٢بهمن، آموزش و پیشرفت کشتی آزاد و فرنگی در سقز ادامه داشت. بنده پس از سال ٧۵ و عزیمت به سنندج بنا بر اتفاقاتی که پیش آمد تصمیم گرفتم دیگر در کشتی سقز حضور نداشته باشم و تنها دلیل آن حضور مدیرانی بود که به زعم بنده کمکی به این ورزش نمی کردند.

بعد از مدتی نسبتا طولانی دوباره بازگشتید اما بازگشتتان تداوم نداشت، دلیل این کار چه بود؟

در مقطعی حاج علی عظیمی به عنوان رییس هیئت کشتی سقز انتخاب شد. وی دلسوزانه همه ی پیشکسوتان کشتی سقز را دور هم جمع کرد و از بنده هم دعوت کرد با وی همکاری کنم. برنامه ریزی های دقیقی را برای بهبود وضعیت کشتی انجام دادیم و همه چیز داشت مرتب پیش می رفت تا اینکه آقای” فخری” – فرماندار سابق- کاملاً غیر قانونی و بنا بر دستور خودش عملا ” کودتا ” کرد و آقای عظیمی و پیشکسوتانی که داشتند کم کم وضعیت کشتی را سامان می دادند اخراج کرد و خودشان را به عنوان رییس هیئت معرفی کردند و نتیجه ی این کار وضعیتی است که کشتی سقز هم اکنون به آن دچار شده که حتی در سطح استان هم مطرح نیست.

با این اوصاف اگربه شما پیشنهاد ریاست هیات کشتی را بدهند، قبول می کنید؟

خیر. با این تشکیلات ورزشی که در شهرستان هست نمی شود کار کرد چون معتقدم مسئولان تربیت بدنی سنگ اندازی خواهند کرد و نمونه اش کودتای آقای فخری بود که با دوستانش همه ی برنامه های مارا بر هم زدند، فرمانداری که آقای عظیمی ، مهر پویا و قدیمی های شهرستان سقز را از هیئت کشتی اخراج کردند و بدون اندکی اشراف و تخصص در کشتی، خودشان را بر مسند ریاست هیئت کشتی سقز نشاندند.

stodehabd (5)

جالب ترین اتفاقی که در کشتی سقز با آن مواجه شدید کدام بود ؟

به مناسبت دهه ی فجر زمانی که بنده در سنندج بودم، مسابقه ای بین تیم سقز و تیم زندان سقز برگزار شد که تیم زندان با برتری مطلق پیروز مسابقه شد و در آن برهه ی زمانی کشتی گیران آماده ی شهر در زندان بودند و به همین دلیل من همیشه اخلاق را برتر از همه ی ملاکها برای انتخاب و آموزش کشتی گیران لحاظ می کردم.

 در سال ٧۵ برای شما اتفاق ناگواری رقم خورد و با اسید مورد حمله قرار گرفتید. آیا مایل به تعریف ماجرا هستید؟

این اتفاق تلخ ترین خاطره ی ورزشی من است. پس از موفقیت تیم ملی در مسابقات جهانی نوجوانان در تهران – شهریور ۷۵- که بنده هم یکی از مربیان تیم ملی بودم استارت همه ی اتفاقات زده شد و به زعم من همه ی این اتفاقات تحت تاثیر حسادت های افرادی خاص بود و به وسیله ی آنها برنامه ریزی شده بود. بنده در همان سال از طرف آقای طالقانی نایب رییس وقت فدراسیون کشتی مورد تقدیر قرار گرفتم و در این تیم جهانی، من ٢ نماینده از سقز را زیر نظر خودم در سالن ٢٢ بهمن در اردو داشتم، سامان پاشایی و اصغر غلامی. سامان در آن مسابقات موفق به کسب مدال برنز جهان شد و تیم هم قهرمان جهان شد.

در یکی از شب های زمستان سال ١٣٧۵ وقتی که به قصد منزل سالن را ترک کردم، نزدیک سالن ٢٢ بهمن بنده موردحمله با اسید قرار گرفتم و تا مدتها هم از لحاظ روحی و هم از لحاظ جسمی تحت تاثیر این اسید پاشی بودم. در آن شب کسی که دنبال من بود بیرون از سالن یک قوطی اسید را روی صورت و گردن من ریخت و با این وجود هم دنبالش افتادم که متوجه اختلاف حرکتی در پای چپ و راست این فرد شدم و همین اختلاف حرکتی هم باعث شناسایی فرد اسیدپاش شد که در این حادثه ٢ نفر به نامهای آقایان “ج. ق” و “ن.م ” گناهکار شناخته شدند که دستگیر و تحویل مقامات قضایی شدند.

 حال که صحبت از بدترین خاطره شد لطفاً بهترین خاطره ورزشی خودتان را هم بازگویی کنید؟

حضور من در آوردگاه جهانی به همراه تعدادی از شاگردانم بهترین خاطره ی دوران مربی گری و فعالیتم در عرصه ی کشتی بود.

در ضمن در زمان مربی گری بنده، در سقز مسابقات نونهالان کشور برگزار شد و در آن، تیم کردستان پس از مازندران مقام دوم را کسب کرد. از تیم ۶ نفره ی استان کردستان چهار نفرشان سقزی و از شاگردان خودم بودند و موفق به کسب مدال شدند.

شما در حال گردآوری عکسها و مستندات از تاریخ ورزش سقز هستید . چه برنامه ای برای این موضوع دارید؟

بنده مدتهاست با همکاری سایر دوستانم که از پیشکسوتان عرصه ی کشتی بوده اند در حال گردآوری اسناد، عکسها و تاریخ کشتی شهرستان سقز هستم و در مراحل پایانی نوشتن و آماده کردن این کتاب هستم که انشاءالله آن را چاپ میکنم.

stodehabd (4)

stodehabd (3)

stodehabd (2)

stodehabd (1)

کد خبر: 18425