شارنيوز- اخبار سقز

امروز ۰۵/۰۷/۱۳۹۹
شنبه، 26th مارس 2016
6:56 ب.ظ
گفتگوی نوروزی علی پرتوی با شارنیوز

“انقلاب فرزندان خود را می خورد”

علی پرتوی یکی از مهمترین بازیگران انتخابات اخیر بود اگرچه شاید شیوه بازی وی معطوف به نتیجه ای خاص نشد اما مباحثی که از زمان اعلام ورود به انتخابات تا آخرین روز رای گیری پیرامون وی شکل گرفت نشان داد سال های خاموشی نتوانسته از ضریب نفوذ اجتماعی-سیاسی وی بکاهد و هنوز پیروان وفاداری دارد. ماجرای اعلام حمایت و سپس تکذیت حمایت وی از یکی از کاندیداها یکی از مهمترین حواشی انتخابات مجلس را رقم زد. او اکنون مسئول حزب کارگزاران سازندگی در کردستان است و در گفتگویی نوروزی اش با شارنیوز، هم از انتخابات گفت و هم از گذشته و آینده!.

این مصاحبه به صورت مکتوب انجام شد!

ali partavi

از آخرین حضور شما در مجلس به عنوان نماینده سردشت و پیرانشهر چند سالی می گذرد و تصور بر این بود که شما بازنشستگی را اختیار کرده باشید چه شد که بعد از این مدت سکوت دوباره عزم ورود به میدان کردید و تصمیم به کاندیداتوری گرفتید؟

پس از بازنشستگی و بعد از ۱۳ سال غربت و دوری از استان (برخلاف میل باطنی)، از آذربایجان غربی به کردستان نقل مکان و در بانه سکنی گزیدم. بر اساس ضرورت تنی چند از معتمدین پیرانشهر از همه اقشار در منزل بنده، کاندیداتوری در پیرانشهر و سردشت را برای دوره هشتم بر من تحمیل نمودند هرچند که وضعیت چندان مناسب نبود اما علاقه وافر به خدمت به مردم، مرا ملزم به شرکت نمود. در این دوره سیاستهای دولت آقای احمدی نژاد باعث شد تا خدمات نمایندگان کمترین جلوه را داشته باشد لذا به عنوان اعتراض با تعدادی از نمایندگان تصمیم بر عدم حضور در مجلس نهم را گرفتیم. در این ایام سکوت، به عزیزانی که نیاز داشته اند مشاوره داده ایم اما به تصور شما بازنشستگی اختیار کرده ایم البته در مسلک عشق، بازنشستگی معنایی ندارد ما عاشق مردممان هستیم و به عشق آنان می زییم و در هر شرایط خدمتگزارشان هستیم و اگر قبول نکردند دعاگویشان خواهیم بود، علی ایحال از چندماه پیش میزبان تعدادی از مردم شریف سقز و بانه که طالب نامزدی اینجانب در انتخابات هستند، بوده ایم.  پافشاری آن عزیزان حقیر را متقاعد نمود که باز بر اساس نیاز و ضرورت برای خدماتبی شائبه و بی منت قدم علم کنم. بنده اشتیاق زیادی به مقام دنیایی ندارم اما خود را مدیون مردم می دانم و در انتظار فرصتی بودم تا دین خود را ادا و با اخلاص خادمی مردم شریف و وفادار سقز و بانه را بپذیرم و لیکن مصلحت بر این نبود.

 به همان نسبت که اعلام حضورتان در عرصه انتخابات بحث برانگیز شد رد صلاحیتتان هم پرحاشیه بود آیا تصور می کردید که رد صلاحیت شوید؟ به نظرتان چه عواملی در رد صلاحیت شما موثر بود؟

از انجا که سوابق بنده در کردستان و در طول انقلاب اظهر من الشمس است و در طول خدمت ۳۵ ساله ام در پست های مختلف و حساس در خدمت اسلام و انقلاب بوده ام و عشق به اسلام و مردم را با عمل به اثبات رسانده لذا رد صلاحیتم را به خواب هم نمی دیدم و اگرهم می دیدم تصور نمی کردم بند ۱ ماده ۲۸ (عدم التزام عملی به اسلام و جمهوری اسلامی) و بند ۳ ماده ۳۰ (وابستگی تشکیلاتی به گروهکها و احزاب غیرقانونی) برایم اعمال شود در صورتیکه کارنامه ای درخشان دارم که هویت بنده را مشخص خواهد کرد و هیات های نظارت شهرستان و استان شناخت کافی از حقیر داشته و خود بهتر از دیگران به اعتقادات دینی و وفاداری بنده اشراف دارند و این چنین ما را متهم کردن جای بسی تعجب است بدون شک موضوع رد صلاحیتم شائبه نگرش اصلاح طلبانه است نه عدم التزام، زیرا شهادت دوست و دشمن و صغیر و کبیر بنده از سابقون بوده ام و کسی که در کردستان ۳۵ سال در مناصب های کلیدی مسئول باشد که برای احراز آن باید جامع الشرایط بود لذا عدم التزام و یا وابستگی تشکیلاتی وصله نامناسبی است که عاملان آن پایه در مرجع قضایی و در پیشگاه باری تعالی پاسخگو باشند. در هر صورت باتوجه به شناخت نظام و مردم و سوابق و … بنده باید صلاحیت آنان را تایید میکردم اما چه کنیم که انقلاب فرزندان خود را می خورد.

 تا چند روز مانده به انتخابات هم شایعه تایید صلاحیت شما وجود داشت و یا دائماً در سقز- تهران برای مذاکره در تردد بودید چرا این رفت و آمدها به نتیجه نرسید؟

در مرحله اول اعلام صلاحیت،  تا ساعت ۱۲ شب بیست و ششم بنده تایید و آقای بیگلری رد صلاحیت شده بود. در فاصله ۱ساعت از ۱۲ تا ۱ شب، همه چیز تغییر کرد. مقامات امنیتی و سیاسی اظهار داشته اند که مراجع چهارگانه کردستان چیزی در مورد شما ننوشته اند اما در آذربایجان غربی مرقوم فرموده اند “قوم گرایی افراطی”، که این شائبه ای بیش نیست چون بنده فرماندار و نماینده مناطق کردنشین بوده ام و باید از مطالبات و حقوق حقه آنان دفاع کنم و برابر قانون مجازم و دلیلی بر رد صلاحیتم نیست و هیات نظارت هم اذعان داشته که موارد جزئی در پرونده بوده و رفع شده است. تعداد زیادی از مسئولین و صاحب نظران که در مورد رد صلاحیت اینجانب حساس و پیگیر بودند اکثراً تایید صلاحیت بنده را اعلام کردند، اما در عمل نتیجه عکس آن بوده و خود حدیثی بخوان از این مجمل.

انتشار خبر اعلام حمایت شما از یک کاندیدا و سپس تکذیب آن یکی از مهمترین حواشی انتخابات بود ممکن است خودتان یکبار ماجرا را تعریف کنید؟ اینکه شما نظری مخالف با اعضای حزبتان هم گرفتید قدری عجیب بود چرا تصمیم گرفتید حزبی که خودتان دبیر اول آن هستید را نادیده بگیرید؟

با عنایت به موقعیتی که حقیر دارم نمی توانم مختص به قشر خاصی باشم برای همه کاندیداها احترام قائل بودم و هواداران آنان را از دوستان خود می دانستم فلذا نمی توانستم از یک کاندیدای خاص حمایت کنم، قبل از شروع تبلیغات رسمی اعضای حزب کارگزاران سقز و بانه به اعضای ستاد انتخاباتی اینجانب و تنی چند از اصلاح طلبان در سقز جلسه ای داشتند، ساعت ۹ شب از تهران به سقز رسیدم در بدو ورود مرا به جلسه خواستند حضور پیدا کردم تصمیم بر این داشتند تا از فرد مورد نظر بالشخصه از کسی حمایت نکردم حزب هم طبق تصمیمات شورای مرکزی می بایست کاندیدای مورد نظر استان در سقز و بانه از کاندیدایی حمایت نکرد و بنده با نظرات حزب مخالف نبوده و تصمیمات آنان را نادیده نگرفتم بلکه اختیار تام دارم اما تحمیل کردن حمایت به نام محمد علی پرتوی از فردی خاص کار حزبی نیست.

قدری از فضای انتخابات دور شویم شما عضویت در حزب کارگزاران سازندگی یکی از احزاب اصلی اصلاح طلب را پذیرفتید چرا در این مقطع اقدام به این کار کردید؟ پیش از این نیز امکان کار حزبی وجود داشت چرا قبلا این کار را نکرده بودید؟

بنده از سابقون جناح چپ و به قول امروز اصلاح طلبم و شروع فعالیتم به سال ۶۷ یعنی دوره سوم مجلس بر می گردد آن زمان فعالین سیاسی به نام چپ و راست (مجمع روحانیون مبارزو جامعه روحانیت مبارز) فعالیت داشتند و حزبی شکل نگرفته بود. حزب کارگزاران توسط ۱۶ نفر از اعضای هیات دولت آقای رفسنجانی در اسفندماه سال ۱۳۷۴ آغاز به کار کرد که یک سال از عمر دولت دوم آقای رفسنجانی باقی مانده بود از آنجا که مجلس چهارم دولت جناح راست و با دولت تضاد داشت با واکنش منفی جناح راست روبرو شدند که این اقدام را دخالت قوه مجریه در قوه مقننه قلمداد کردند وزرای امضا کننده بیانیه را تهدید به استیضاح کردند و حتی طرح بررسی کفایت رئیس جمهور را مطرح در نهایت با فرمان رهبری مبنی بر حضور نداشتن وزیران در حزب غائله فروکش کرد و فعالیت حزب در حد درون حزبی کاهش یافت و توسعه پیدا نکرد. در پایان دوره دهم ریاست جمهوری، بازسازی حزب ضرورت پیدا کرد هسته اصلی حزب در جریان انتخابات یازدهم، حزب را با همان هدف اولیه «عزت اسلامی، تداوم سازندگی و آبادانی ایران» نوسازی کردند تا با کار مستقل حزبی و تشکیلاتی و آموزش نیروهای سیاسی و اجرایی از تجربه های گران و تلخ تحمیلی بر ملت ایران جلوگیری و از اعتدال، اصلاح و سازندگی دفاع شود. این بار حزب کارگزاران همه گیر و سراسری شد و تاکنون در۳۲ استان تشکیل شده و ما نیز در کردستان همزمان فعالیت را شروع کردیم. تشکیل هسته اولیه، شناسایی افراد واجد شرایط، معرفی به شورای مرکزی، گزینش و تشکیل شورای استان و نهایتا شهرستانها بیش از یک سال زمان می خواهد و بلاخره اولین جلسه شورای استان در مورخ ۱۳۹۳/۱۲/۱۱ در سنندج منعقد و فعالیت حزب با اهداف ملی حزب اعم از:partavi

۱- تلاش در جهت تحقق عزت اسلامی، تداوم سازندگی و ابادانی ایران

۲- تلاش در جهت تحکیم ارزشها، دستاوردها و آرمان های انقلاب اسلامی

۳- دفاع از اسلامیت و جمهوریت نظام، مشارکت مردم و آزادی های مصرح در قانون اساسی

۴- تلاش در جهت توسعه فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و استقرار عدالت

شروع شد با این اوصاف مشخص می شود که اولاً شروع فعالیت حزبی در این مقطع نبوده و به گذشته بر می گردد و دوماً اگر ذهنیتی هست با این شرح ذهینت برطرف شود.

در آینده چه کار خواهید کرد؟ آیا حضور شما را در عرصه های مختلف سیاسی اجتماعی بیشتر خواهیم دید؟

ما همیشه مترصد فرصتی بوده و هستیم تا به خلق خدا خدمت کنیم، قدمی برداریم، چالشی را رفع و چاله ای را پر کنیم و راه را هموار نمائیم برای قانون مداری، توسعه اجتماعی، رفع تبعیض، برقراری عدالت اجتماعی، گسترش مشارکتهای مردمی و استفاده از استعدادهای خدادادی جوانان مستعد اگر خداوند این فرصت را داد نعمتی است که باید از آن برای زاد و توشه آخرت استفاده کرد نباید لحظه ها را از دست دهیم تا حسرت آن را بخوریم باید از تک تک لحظه ها استفاده کرد تا مراد مقصود حاصل آید، در هر حال اگر هدف توسعه همه جانبه است پسباید در عرصه ماند باید مشارکت کنیم زیرا یکی از راه های رسیدن به پیشرفت و توسعه، مشارکت مردمی است و ما نیز عضوی ناچیز از این مردمیم و به مصداق “کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیه” باید در قبال خود و جامعه خویش احساس مسئولیت کنیم.

باتوجه به سابقه طولانی در عرصه های مختلف مدیریتی ارزیابیتان از عملکرد تیم مدیریتی روحانی در کردستان چیست؟

خود مستحضر هستید که آقای روحانی در شرایطی بسیار حساس و با خزانه خالی دولت را تحویل گرفتند دولت ایشان با دست خالی شروع و بسیار شروع کردند. مسئله برجام را سرانجام رساندند موفقیت هایی را بدست آوردند در این شرایط حساس و با این امکانات و … انتظاری بیش از این عقلائی نیست اما از تیم مدیریت در استان انتظار بیشتری می رفت چون کردستان از حیث سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نابسامان تر و حساس تر است خدمت بیشتری می طلبد بیکاری، فقر و محرومیت بیداد می کند به فرمایش حضرت حسن (رض) فرمودند «اگر حاجت مومنی را بردارم دوست دارم از آنکه هفتاد سال به اعتکاف نشنیم و عبادت نمایم» البته انان نیز در حد توان تلاش کرده اند قدردان خدمتشان هستیم اما باید عزم را مصمم تر و نیت را خالصتر کنند تا امانت عظیم مسئولیت را به سر منزل مقصود برسانند.

کد خبر: 18507


۲ دیدگاه

  • احمد کرمی
    احمد کرمی: 3-27-2016 . 7:25 ب.ظ :

    بیانات ومطالب واهداف حاج علی پرتوی بسیارزیباو روشونگرانه ومردم محور بودن .ارزوی موفقیت وسربلندی وسعادت رابرای آن بزرگ مرد را داریم.

    پاسخ دهید

    • فرهاد
      فرهاد: 3-28-2016 . 9:14 ب.ظ :

      خیلی جای تاسف است که یک نماینده بعد از سه دوره نماینده شدن نتواند با جملاتی صریح و اشکارا حمایت یا عدم حمایت خود را از یک کاندیدا اعلام نمایید ؟؟؟!!!

      پاسخ دهید