شارنيوز- اخبار سقز

امروز ۰۴/۱۱/۱۳۹۷
سه شنبه، ۱۷ام فروردین ۱۳۹۵
۷:۲۱ ق.ظ

نقدی بر عملکرد شهرداری

بهنام نیک سرشت

تعامل شورا و شهرداری:

اهرم و بازوی اصلی تنه برومند یک شهر، شورا است و قلب نبض حیاتی یک شهر ، شهرداری است، با تعامل و هماهنگی این دو اعضای جدای ناپذیر همواره شهری بی نظیر تشکیل خواهد شد، در زمان تصدی شهردار سابق ( جناب عثمان رحیمی) شعار جالبی داشت که در یک قاب تابلویی واقع در ابتدای پل جهاد سازندگی نوشته ای زیبا به چشم می خورد:

شهر زیبا ساختنی است نه یافتنی…

به راستی با یک تأمل به یاد ماندنی جمله فوق در شهرستان سقز افتخارآمیز میدرخشید، در گوشه و کنار این شهر باستانی حقیقت به چشم میخورد خیابانها و کوچه ها رنگ و بوی دیگری داشت، تا جاییکه هر سوی این شهر انگار مأمور ویژه ای در حال پاسداری بود شهروندان با دیدن چنین نظم و ترتیب خاص جامه ای از (شهر ما خانه ما) را با روح و ذات خود آمیخته بودند و در حفظ و نگهداری شهر جامه ای از جنس غرور بر تن داشتند، به یاد دارم از یکی از فامیلانم که کارمند شهرداری بود پرسیدم که شهر سقز با چنین مدیریتی قابل تحسین است جواب داد که شهردار وقت در نظم و انظباط شهری بیش از اندازه وسواس است میگفت کار و خدمت شهردار وقت و ساعت مشخصی ندارد گاها پیش میامد ساعت ۳ نیمه شب عملیات بازدید از نقاط شهر توسط خود شهردار انجام میگرفت و در طی بازدید وجب به وجب این شهر را بررسی میکرد و تمام ایرادهای جزئی و کلی را یادداشت میکرد و باید فردای همان روز در اوقاط خاص بدون مزاحمت بازاریان و وسایل حمل و نقل شهری،تمام موارد یادداشت شده را در اسرع وقت با نیروهای موتوری و خدمات شهرداری تماما بی کم و کاست باید در حضور خودش به فرجام میرسید.

رمز موفقیت یک مدیر شهرداری متعهد بودن و داشتن مهارت کافی در امور شهری است. اینجا هم مجدد اذعان مینمایم که به راستی مدیریت یک هنر و خلاقیت است نه یک دانش…

آراستگی و نظم‌ و انظباط یک شهر که هر بیننده و مسافری را تحت تأثیر قرار میدهد به تخصص و خلاقیت یک شهردار وابسته است با بیانی دیگر شهروندان و مسافران منتقدین واقعی یک شهر هستند شهروندانیکه موشکافانه به اوضاع داخلی شهر مینگرند استفاده از نظر و پیشنهاد آنان کمک‌ شایانی به شهرداری و اعضاء شورا میکنند، شهردار حاذق و‌هدفمند با استفاده از شور شورایی و‌ تخصص آنان و تعامل با نخبگان شهری میتواند شهر را به الگو و نگین منحصر به فرد مبدل نماید در غیر اینصورت همواره چهره شهر سست و‌ بی روح و‌ رو به افول خواهد کشید‌.

چند موضوع ذیل به عنوان یک تحقیق یا خاطره ناخوشایند میتواند موید عملکرد شهرداری سقز باشد:

۱. حدودا یک دهه پیش در زمان تصدی شهردار وقت که اسمش مسکوت بماند در خصوص خیابان موتوری (شهرداری ناحیه ۳ سابق) خیابان جنب میوه و تره بار به مرکز جمع آوری زباله و فضولات حیوانی تبدیل شده بود و این در حالی بود که این خیابان علاوه بر تردد عده کثیری از مردم به خاطر میوه و غله، محل تردد دانش آموزان دخترانه متوسطه از محله شریف آباد به محله بهارستان بالا بود از میان انبوهی از زباله و فضولات که عبور میکردند خطر ابتلا به بیماری های پوستی، گوارشی و آسم وجود داشت مدتها بود این خیابان مسئولی نداشت که اسفالت شود تا اینکه روزی با یکی از دوستام موضوع را به شهردار وقت در میان گذاشتیم، شهردار با کمال بیخیالی موضوع را پیش و پا افتاده خواند و از ما خواست از مغازه داران میوه و تره بار و غله استعلام بگیریم که تا چه اندازه این موضوع اسفالت برای آنها ضرورت دارد با پیگیری این موضوع تقریبا تمام اعضای مغازه داران تمایل به همکاری و اسفالت خیابان مذکور بودند، استعلام را به شهردار محترم تقدیم‌ نمودیم بعد از رؤیت استعلام  جواب داد که جذب چنین اعتباری از استانداری غیر ممکن است ولیکن  به لحاظ اهمیت موضوع از طریق استانداری پیگیری خواهد شد به خاطر اصرار ورزیدن بر این موضوع ما را هم در جریان پیگیری قرار داد و حتی از ما خواست جهت جذب اعتبار از سوی استانداری ما را به عنوان‌ نماینده محله شریف آباد به استانداری معرفی کرد و با مراجعه به استانداری ضمن اصرار و پافشاری و ضرورت اسفالت بالاخره در سال ۸۳ قریب به صد میلیون تومان از سوی معاونت مالی استانداری اعتبار جذب و طی‌ مصوبه ای به شهردار وقت تقدیم گردید، پس از پیگیریهای مکرر شهردار وقت از ما خواست بایستی کمکهای مردمی محله شریف آباد و میدان میوه و تره بار تا سقف ۷۰ میلیون تومان جمع آوری شود تا عملیات تسطیح و اسفالت انجام گیرد و این در حالی بود که با بررسیهای به عمل آمده از سوی کارشناسان استان و شهرستان سقز معلوم گردید که خیابان مذکور جزء خیابانهای اصلی ماشین آلات خود شهرداری بود و شهرداری قانونا موظف به اسفالت خیابان مزبور بود از طرفی دیگر بنده همراه با دوستم مصرانه اعتبار فوق را از استان جذب نمودیم، متأسفانه اسفالت این  خیابان مدتها مسکوت ماند و اعتبار جذب شده هم به شیوه اسرارآمیزی  در شهرداری سقز ناپدید گردید و بعدها در زما

ن ظهور شهردار بعدی خیلی راحت به لیست بدهکاری شهرداری سقز افزوده شد، این تنها نمونه‌ای بود از هزاران اعتبار جذب شده که بسی از این اعتباران شهری چه راحت حیف و میل میشود، اخلاص، تقوا، تعهد، ایمان و وجدان کاری هم باید از خصوصیات یک شهردار موفق باشد، لازم به ذکر است که خیابان فوق با مدیریتی حاذق انکار ناپذیر در زمان شهردار وقت جناب عثمان رحیمی اسفالت گردید.

– چندی پیش شهرداری سقز برای خدمات بخش موتوری به ۳ راننده پایه یکم جهت رانندگی ماشینهای سنگین نیاز داشت، چند نفر برای این کار ثبت نام نمودند که نهایتا تعداد کمی از آنها به عنوان واجد شرایط اصلی انتخاب شدند تا از آنها آزمون عملی رانندگی به عمل آید در رأس این آزمون اعضاء شورای شهر و مسئول محترم بخش موتوری هم نظارت داشتند بعد از آزمون تقریبا همه اعضای شرکت کننده در آزمون عملی مردود اعلام شد غیر از یک نفر که مسلما سفارشی از معاونت خدمات شهری بود انتخاب گردید جالب اینکه بعد از گذشت چند ماه نفراتی دیگر برای اینکار جذب شده بودند که اصلا آزمونی از آنها به عمل نیامده بود یا اصلا واجد شرایط نبودند، متأسفانه چنین روابط و خویش سالاریهایی هنوز هم در قسمتهای مختلف شهرداری به وضوح به چشم میخورد، و تکریم ارباب رجوع که در هر اداره سرلوحه و نماد کاری به شمار می آید در شهرداری رنگ‌ و‌ بوی دیگری دارد، شاید تعریف و خاطره ای دیگر ،نماد تکریم را آنچنان که هست به وضوح بیان دارد؛

مدتی پیش جهت انجام کاری به شهرداری سقز مراجعه کردم پس از تأیید درخواستم از سوی جناب شهردار و اخذ شماره دبیرخانه به قسمت مربوطه مراجعه کردم سلام کردم خیلی به سختی جواب داد به نظر میرسید که کارمند مربوطه پشت دستگاه کامپیوتر سخت مشغول وظایف محوله است قریب به یک ربع منتظر ماندم با اشاره و به زحمت جواب میداد صبر بفرمایید، خیلی کنجکاو شدم که مشغول چه کاری است؟! به نحوی خودم را به میز کارش نزدیک کردم طوری که متوجه نشود از پهلو به مانیتور نگاه کردم دیدم سخت مشغول بازی کامپیوتریست به حالت تأسف به کارمند نگاه کردم و عرض کردم آفرین… احسنت به این کارمند نمونه…  شما دارید ورق بازی میکنید یا امور ارباب رجوع را انجام میدهید؟! این اداره با داشتن چنین کارمندی همواره مباهات و افتخار می آفریند، با دیدن این صحنه تأسف بار اداره را ترک و از خواسته خود منصرف گردیدم…

چنین نمونه های بارزی به شیوه بدیهی تری شاید در هر اداره قابل مشاهده باشد و کمیت و کیفیت این نوع تکریمها به نوع مدیریتهای مدیر آن اداره یا تصمیمات و برنامه هایی که از بالاترین مقام به سطوح پایین تر آن نهاد تدوین شده است بستگی دارد…

–  موضوعی که میخواهم عرض کنم نمونه ای از هزاران نمونه کارکرد و نوع تکریم اداره شهرداری شهرستان سقز میباشد و‌ پژواکی دیگر از امور شهرداری شهر سقز را به تصویر میکشاند؛ مدتی پیش بنده برای یک سری امور اداری به شهرداری سقز مراجعه نمودم و‌ مثل همیشه مشتاق و کنجکاو نحوه دانش برخورد و‌ تکریم و نحوه انجام کار در این اداره شدم، وارد اتاقی شدم که با مسئول آن‌ اتاق حدود ۳ نفر کارمند دیگر وجود داشت متوجه شدم که یک‌ رفتگر تقریبا مسن وارد اتاق شد با صدای بلند و‌مؤدبانه سلام کرد‌ کسی جوابش سلامش را نداد بعد از چند ثانیه جواب دادم علیک السلام‌ و‌ رحمه الله، من که روی یک صندلی نشسته بودم بلافاصله پیش بنده آمد و نامه موضوع شخصی خود را دستم داد گفتم چرا نامه را به من میدهی‌؟! گفت در این اداره هر کس جواب سلام ما را نمیدهد راهنماییش کردم تا نامه اش را به مسئول مربوطه نشان دهد مسئول داشت تلفنی صحبت میکرد و رفتگر هم ایستاده به نمایش طولانی صحبت کردن مسئول نگاه میکرد ناگه صدا کردم بشینید مسئول تلفنش ضروری تره صبر کن تلفنش تمام شود، مسئول محترم تلفن را گذاشت و با نگاه تمسخر آمیز به کارگر نگاه کرد گفت چرا با این لباس کار  به این اداره مراجعه کرده ای؟ جواب داد نمیشد در هنگام خدمت بروم منزل لباس عوض کنم  بیشتر اوقات به خاطر موقعیت کاریم با این لباس شهرداری به ادارات مراجعه میکنم ، مسئول محترم به کارگر مسن اشاره میکرد که دور باستد، کارگر با کمال شرمندگی سرش را بالا برد و گفت خدایا شکرت…مسئول دستور داد کارگر را به بیرون از اتاق راهنمایی کنند و‌ پرونده کارگر را از بایگانی بیاورند از کارگر پرسیدم مشکلت چیه گفت مریضم دکتر گفته دیسک کمر دارم به سختی کار میکنم درخواست مبلغی عل الحساب دارم که باید عملم کنند( موضوع اینجا عدم‌ تکریم ارباب رجوع و استهزا کردن به یک خدمه شهرداری و عدم توجه به وضعیت سنی و جسمانی این کارگر زحمت کش) دنباله همین موضوع که قدم به قدم کارگر را میپاییدم اشاره دارد به ناکارامدی و عدم تخصص و دانش کارمندانیست که معلوم نیست  با چه نوع گزینشی استخدام شده اند، ادامه…

کارگر جهت اخذ پرونده اش به یکی از بایگانهای این قسمت مراجعه کرد شخص بایگان وقت زیادی را صرف پیدا کرد

ن پرونده کرد که متأسفانه اثری از پرونده این کارگر زحمت کش نبود بنده هم جلو رفتم گفتم چطور ممکن است نام‌ و اثری از این کارگر در پوشه بایگانی شما وجود ندارد؟! همین که داشت زیر میز و تاق و پیرامون خودش را جهت پیدا کردن پرونده میگشت آخرین جوابی که به کارگر داده شد پرونده ات موجود نیست تا پیدا کردن پرونده هفته آینده مراجعه فرمایید کارگر بدبخت دست از پا کوتاهتر به سر پستش برگشت، این مراحل اداری درخواست یک رفتگر محله بود که به احتمال زیاد به جای مداوای خودش باید یک عمر دنبال پرونده و کاغذ بازی و نخود سیاه باشد، جالب اینجاست دو نفری که در قسمت بایگانی کار میکردند کاملا میشناختم و حداکثر مدرک آنها تحصیلات راهنمایی بود و یکی از آنها کفاش ماهری بود که تا چندی پیش در میدانهای شهر مشغول به کار بود اصلا قصد توهین به کفاش یا شغلهای مشابه منظور نیست، جای تعجب نیست که از طرفی در بیشتر ادارات افرادی ناکارامد و عدم دانش و تخصص استخدام شده اند و از طرفی دیگر جوانهایی با تحصیلات عالیه به امید حداقل دست مزد اداری و پایین ترین سمت یک اداره صدها آزمون استخدام‌ کشوری ثبت نام میکنند و ناامید و‌ سرگشته زمینه انواع ناهنجاریهای اجتماعی از بی عدالتیهای یک جامعه نشأط میگیرد تمام عمر را صرف درس و تحصیل نموده اند حال در میادین شهر به انتظار نیازمندیهای روزنامه و استخدامیهای روز به هزار درد دیگر گرفتار میشوند چرا که منشأ بسیاری از مفاسد اخلاقی و اجتماعی، بی کاری است،

چرا باید افرادی با پایین ترین مدرک تحصیلی حتی لازم باشه به پستهای حساس و‌کلیدی دست میابند و افراد کارامد و مدارک عالیه با افسوس و حسرت نداشتن حداقل شغلی شرمندگی خانواده و  جامعه را باعث شوند؟! چرا باید به واسطه اشخاصی چون جناب آقای … معاونت خدمات شهری چنین افراد ناکارامدی که بی شک از فامیلان و قوم و خویش خود میباشد راحت جذب میشوند افراد مجرب و توانا سرگردان مایه شرمندگی خود و خانواده میشوند؟! بسیاری از این مسئولین سزاوار چه عذابی باید باشند؟! به امید اینکه نمایندگان و مسئولین با نظارت بر امور ادارات و رفع هر نوع روابط و نابسامانی و فساد اداری  شاهد خدمات اررنده و انسان دوستانه باشیم…

تحقیق فوق صرفا در قالب نقد و انتقاد از صاحب نظران و مسئولین محترم شهرمان تهیه گردید، باشد که در راستای بهبود و آبادانی شهرمان‌ تمهیدات بیشتری به عمل آید چرا که شهرمان زمینه و پتانسیلهای بیشتری برای توسعه و عمران و آبادنی داراست و با برنامه ریزیهای کارشناسی شده و بهینه و مدیریتهای متبحر و حاذق بستر بیشتری برای غنی شدن و آبادانی و جود دارد…

 ۱۳۹۵/۱/۷

کد خبر: 18667






۷ دیدگاه

  • همشهري
    همشهري: ۱-۱۷-۱۳۹۵ . ۱۱:۴۳ ق.ظ :

    باسلام
    دوست عزیز شما یک چیز را فراموش کردید در زمان شهردار وقت به دلیل وام مسکن و بافت فرسوده درآمد شهرداری ۱۰ برابر زمان حال بود پس قاعدتا می بایستی کارهای خیلی بیشتر از آن چیزی که می بینید انجام می شد در حال حاضر شهرداری به دلیل اوراق مشارکتی که زمان آقای رحیمی فقط برای منافع خودشان آورده بود درگیر هست خواهشا کور کورانه قضاوت نکنید

    پاسخ دهید

    • شاهد عینی
      شاهد عینی: ۱-۱۷-۱۳۹۵ . ۳:۱۲ ب.ظ :

      با تشکر ویژه از سایت شارنیوز که وقایع شهرداری را بیان میکند من از نزدیک شاهد این وضعیت متاسفانه اسف بار شهرداری بودم ،تنها چیزی که نیاز هست وارد شهرداری سقز بشی بند پ هست واصلا به تخصص ومهارت ورزومه کاری شما کاری ندارند .

      پاسخ دهید

      • سیروان
        سیروان: ۱-۱۹-۱۳۹۵ . ۸:۳۲ ق.ظ :

        دیگرسقز هیچ وقت شهرداری مثل اقای عثمان رحیمی به خود نخواهد دید مردی لایق وشاسیته وباسابقه ومردمی ، و او بداد این شهررسید خداوند بهترین نعمت خود رانصیب اوکند واگرهم اشتباهی کرده است خدا اوراببخشد که مردم حالا میفهمند که چه نعمتی راازدست داده اند

        پاسخ دهید

        • هیوا
          هیوا: ۱-۱۹-۱۳۹۵ . ۱۱:۵۱ ق.ظ :

          استارت همه پروژه ها در زمان آقای رحیمی زده شد ولی متاسفانه این شهردار هیچ پیشرفتی در توسعه شهر نداشته و دوباره برگشتیم به دوران قبل از آقای رحیمی.

          پاسخ دهید

          • فززاد
            فززاد: ۱-۲۱-۱۳۹۵ . ۱۱:۳۰ ب.ظ :

            واقعا جای عثمان رحیمی عزیز خالیست و تفاوت رو ما چون در یه شهر دیگه هستیم به وضوح مبدیدیم وقتی بعد حدودا هر دو ماه یکبار که برمیگشتیم خیلی معلوم بود که شهر تغییر کرده و قشنگ شده …جات خالییه اقای عثمان رحیمی دوست داشتنی

            پاسخ دهید

            • Azad
              Azad: ۱-۲۲-۱۳۹۵ . ۴:۳۹ ب.ظ :

              سلام و درود بر شما
              اکثر قریب به اتفاق اشخاصی که با شهرداری مراجعت می نمایند ناراضی هستند؛ به دلیل بروخورد نامناسب یا تاخیر در اننجام وظیفه ای که قانونا و شرعا مزد آن را می گیرند و موظفند در نهایت احترام آن را انجام دهند؛
              شاید دوستان شهرداری بیان دارند در هر اداره و ارگانی امور فوق وجود دارد، یقینا حق با ایشان است ولی به یقین می توان بیان داشت در هیچ اداره ای به شدت و رقت شهرداری نبوده و نخواهد بود؛ ناگفته نماند در میان کارمندان و اعضای محترم شهرداری هستند کسانی که بی شک کارمندی لایق ، محترم و کار بلد هستند؛ لکین متاسفانه در اقلیت هستند چنین اشخاصی
              متاسفانه از سوی شهردار، معاونت های محترم و اعضای گرانقدر شورای نسبت به برخورد کارمندان با ارباب رجوع ها کمترین نظارتی وجود ندارد؛ به نحوی که بعضا کارمندان برای رییس، معاون و یا اعضای شورای شهر تره هم خورد نمی کنند. دلیل آن هم عدم وجود شایسته سالاری است؛ متاسفانه اشخاصی به واسطه ارتباطات و به بیانی خودمانی تر آشنا و آشنا بازی وارد شده و چون پشتشان هم محکم است اندکی احساس وظیفه و تکلیف نخواهند کرد؛
              امید آنکه شورای شهر و شهردار محترم در فرصت باقی مانده یادبود و نام نیکی از خود به جای گذارند
              پاینده باشید

              پاسخ دهید

              • ماد
                ماد: ۱-۲۴-۱۳۹۵ . ۱۰:۵۶ ب.ظ :

                سلام
                اقای … حدودا ۹۰ نفر از دوستان و فامیل های نزدیک خود را در شهرداری استخدام نموده و در جواب سوال برخی از اعضا شورای شهر جواب دادن بنابه سفارش ریس ادارات بعضی استخدام هارو انجام داده ، حال سول من این است جوانان سقز چه گنای کردن که باید چوب پارتی بازی شهردار فعلی رو بخورند ؟؟؟ چون تا ۱۰ سال دیگر سهمیه استخدامی شهرداری سقز از ازمونهای استانداری کردستان ۰ می باشد . خیلی متاسفم

                پاسخ دهید