شارنيوز- اخبار سقز

امروز ۰۲/۰۸/۱۳۹۸
دوشنبه، ۴ام خرداد ۱۳۸۸
۸:۳۶ ب.ظ

متن کامل سخنرانی سید مصطفی تاج زاده در سقز

سید مصطفی تاج زاده معاون سیاسی وزارت کشور دولت اصلاحات مهمان ویژه مراسم دوم خرداد سقز بود که در سخنانش با همان صراحت همیشگی از دولت نهم و عملکرد آن انتقاد کرد. وی پیش از آنکه وارد بحث اصلی خود شود از مردم سقز به خاطر ابطال انتخابات مجلس ششم عذرخواهی کرد که علی رغم تلاش های بسیار نتوانست نظر شورای نگهبان را در این خصوص تغییر دهد.
تاج زاده به همراه تعدادی از اعضای ستاد 88
مصطفی تاجزاده سخنان خود را با صحبت از انقلاب مشروطه آغاز و وقوع انقلاب مشروطه را نتیجه ی این دانست که نخبگان ایرانی از هرقومی، در آن دوره به این نتیجه رسیدند که علت العلل نابسامانی های کشور – چه در بعد فردی و چه در بعد جمعی – استبداد است و این استبداد است که روز به روز وضعیت جامعه ی ایرانی و شهروندان ایرانی را به قهقرا میبرد و اگر این روند ادامه یابد چه بسا ایران مانند بسیاری کشورهای دیگر تبدیل به مستعمره شود . قانون اساسی، نام مشروطه و اینکه دولت باید مقید و مسئول باشد همه دلیل بود بر اینکه باید به جای اراده ی یک نفر، قانون – که نمایندگان واقعی ملت از همه ی اقوام آن را تصویب می کنند – بر سرنوشت ما حاکم باشد . قانون در برابر استبداد در ایران مطرح شد. با و جود چنین اجماعی در یکصد سال گذشته متاسفانه ما هنوز نتوانسته ایم این استبداد را مهار کنیم. استبداد اسامی و روشهای مختلفی پیدا کرده ولی ماهیت آن یکی بوده که همانا نقض حقوق شهروندان ایرانی به زور و قهر است و از این راه به قول خودشان از امنیت و تمامیت ارضی و وحدت ملی دفاع و کشور را به سمت توسعه پیش ببرند. وی در ادامه گفت : ما بعد از مشروطه به سرعت شاهد این بودیم که کسانی این رویکرد را تئوریزه کردند که بر مبنای آن یک راه برای پیشزفت ایران وجود دارد و آن توسعه ی آمرانه است به این معنا که دولت باید محور توسعه باشد و برای ترقی ایرانیان باید با قاطعیت عمل کند و بهیچ وجه به حقوق شهروندان متعهد نباشد. همزمان دو دسته حقوق در جامعه ی ما مورد تعرض قرار گرفتند ؛ یکی حقوق مدنی و سیاسی از جمله آزادی بیان و قلم، تجمع، تحزب و آزادی انتخابات و یکی هم یکسان سازی ای بود که در دوره ی رضا شاه در بین اقوام ایرانی دنبال میشد… تصور می کردند که تکثر قومی به امنیت کشور لطمه میزند و مانع ترقی ایران می شود. شرایط بین المللی هم در بعضی زمینه ها موید این نوع تفکر بود. به گونه ای که وقتی انقلاب اسلامی پیروز شد الگوی مطلوب تمام گروههای سیاسی ضد شاه، رژیمهای بسته بود. اساساً الگویی که در آن دوره به عنوان الگوی کشورهای انقلابی مطرح بود در استبدادورزی تفاوتی با رژیمهای متحد امریکا و رژیمهای مرتجع نداشتند. تنها تفاوتشان این بود که می گفتند این استبداد متکی بر اکثریت است و آن استبداد، استبداد اقلیت سرمایه دار است… به همین دلیل است که در وقتی که انقلاب اسلامی پیروز شد تمام رژیمهای در حال توسعه – چه متحد امریکا و چه علیه امریکا – در یک چیز مشترک بودند و آنهم این بود که به صورت استبدادی اداره می شدند… الگوی ایده آل شوروی بود که خود را پایگاه و ستاد زحمتکشان جهان می خواند و در عین حال به صورت انسدادی و استبدادی اداره میشد و طبعا کشورهایی که انقلابی بودند از این مدل ایده می گرفتند و آن را دنبال می کردند…. در انقلاب اسلامی هم همین خطر وجود داشت و خیلی فضا فراهم بود تا ما هم به این سمت پیش برویم که نظام استبدادی داشته باشیم. اما واقعیت این است که در این انقلاب، همزمان با عواملی که حکومت را به سمت استبدادورزی سوق میداد عناصری هم وجود داشتند که کشور را سوق میدادند به این سمت که به صورت دمکراتیک اداره شود. وی در ادامه ی سخنان خود با اشاره به سقوط نظام شوروی گفت: فروپاشی نظام شوروی دو پیامد مستقیم داشت. یکی فروپاشی نظام دو قطبی و پایان یافتن جنگ سرد در جهان بود. آمریکا تنها ابرقدرت جهان شد و شوروی در این زمینه جایگاه خود را از دست داد. اتفاق دومی افتاد که اهمیتش از اولی کمتر نبوده اما به آن کمتر توجه شده است (و آن اینکه) با فروپاشی شوروی بسیاری از مفاهیم انسانی که تا پیش از آن به عنوان مفاهیم غربی نام برده میشد مانند حقوق بشر و دمکراسی… این مفاهیم جهانی شد. یک مدل بیشتر باقی نماند و روز به روز هم دارد گسترش بیشتری پیدا می کند به گونه ای که امروز به جرات می توانیم بگوئیم که همه ی ملتهای جهان خواهان حاکمیت بر سرنوشت خویش از طریق انتخابات هستند. پذیرش روش انتخاباتی دیگر اختصاص به فرهنگ، دین، منطقه یا مردم خاصی ندارد و این خواست جهانی است و همه ی کشورها دیر یا زود باید به انتخابات آزاد برسد. نمی شود شهروندان تحصیل کرده باشند و با وجود وسایل ارتباط جمعی ای که در اختیار جهانیان قرار گرفته و هر لحظه ارتباطشان با جهان را برقرار می کند توانایی اینکه حاکم بر سرنوشت خودشان باشند را نداشته باشند. وی در قسمت دیگری از سخنان خود گفت : انقلاب اسلامی مرز بین انقلابهای مخملی و کلاسیک بود. مردمی ترین و کم خشونت ترین انقلابی بود که اتفاق افتاد. هر انقلابی به میزانی که با سختی و خشونت بیشتری پیروز شود به طور طبیعی همان میزان خشونت میورزد برای اینکه استمرار پیدا کند و هر انقلابی که بتواند با کمترین خشونت به پیروزی برسد امید این هست که با همین روش غیر خشن هم کشور را اداره کند. مساله ی دیگر این بود که از همان اول رهبری انقلاب یک چیز را پذیرفته بود – همان حرفی که بهشت زهرا زده بود – که هر نسلی حاکم بر سرنوشت خودش است و چارچوب این را برد به انتخابات. انتخابات در هر کشوری که باشد استبداد در آن کشور نمی تواند باشد. استبداد در کشوری می تواند حاکم شود که در آن کشور انتخابات از جوهره ی واقعی خودش خارج شده باشد مثل زمان رضا شاه … .� این وجوه انقلاب باعث شد که علی رغم فشارهایی که وجود دارد کشور مقاومت کند و استبداد سخت مثل همه انقلاب ها نداشته باشد. عنصر سوم است که در درون حاکمیت این انقلاب، نیروهایی بودند که به آزادی و حقوق بشر و دمکراسی حتی در آن دوره اعتقاد داشتند. خود دولت آقای مهندس موسوی یکی از آنها بود. دولتی بود که در دوره ی جنگ، هشت سال وزیر ارشادش خاتمی بود. دولتی بود که در دوره ی جنگ ضمن اداره ی کشور هرگز فرهنگ و هنر و اصحاب اندیشه را فراموش نکرد. دولتی بود که در دوره ی جنگ به روزنامه ی رسالت بیشترین امتیازات را داد تا این روزنامه که منتقد دولت است بتواند روی پای خودش بایستد و از دولت انتقاد کند. دولتی بود که تمام پدیده های بزرگ فرهنگی که امروز داریم از آن دوره آغاز شد؛ از جشنواره ی سینما گرفته تا موسیقی و از کتاب سال گرفته تا نمایشگاه بین المللی کتاب؛ برای اینکه فکر می کردند این انقلاب یک انقلاب فرهنگی است و با نگاه باز فرهنگی می توانیم اصالتهای این انقلاب و آرمان های مردم را حفظ کنیم. در سی سال گذشته گاهی جریانی که این سه عنصر را منش خود قرار داده حاکم شده و گاهی جریانی که به سمت ایجاد انسداد پیش میرفته حاکم شده است. نگاهی که مثل دوره ی رضا شاه فکر میکند توسعه ی کشور با آزادی های سیاسی از یک طرف و با تنوع قومی از طرف دیگر سازگار نیست. من اسم اینها را شاهنشاهی اسلامی گذاشته ام، همان نگاه احیاء مناسبات شاهنشاهی است بدون مشروطه طلبی. یعنی تنها اسم آن عوض شده و چهارچوب همان است. در مقابل آن نگاهی وجود دارد که معتقد است توسعه و پیشرفت کشور زمانی ممکن و با هزینه کمتری صورت میگیرد که این حقوق – حقوق سیاسی و مدنی در سطح عام و حقوق اقوام در سطح خاص – مورد توجه قرار گیرد و اگر به این دو بپردازیم می توانیم کشوری پیشرفته و با ثبات داشته باشیم. انقلاب اسلامی از این جهت برای دنیا یک مدل است، وگرنه اگر قرار بود که فقط پیشرفتهای فنی و علمی آن هم فقط در چند رشته خاص و عمدتاً نظامی از ما یک الگو بسازد؛ که شوروی در این زمینه با هیچ کشوری قابل قیاس نبود…ولی در نهایت فروپاشید چون نارضایتی عمومی و نقض حقوق شهروندان باعث شده بود که سیستم از درون تهی شود و از درون فرو بپاشد؛با اینکه از منظر نظامی پا به پای آمریکا و جلوتر از همه ی کشورها در قدرت نظامی بود. وی در ادامه به انتخابات دوم خرداد پرداخت و گفت: در دوم خرداد رقابتی بین این دو نگاه ایجاد شد. مثل همیشه اکثریت ملت ایران طرفدار نگاه دوم  هستند. اساساً از مشروطه تا الان پرچمداران و حاملان هر نهضتی که در ایران اتفاق افتاده و کسانی که آن را تا انتها دنبال کردند جریانی بوده که استبداد و نقض حقوق شهروندان را مسئله اصلی کشور دانسته است و با تهدیدو تبعیض مخالف بوده است… استبداد چه دینی و چه غیر دینی جاذبه ای برای ملت ایران ندارد که بخواهند براساس آن بسیج شوند و خون بدهند. زندگیشان را بدهند و فداکاری کنند برای اینکه نهایتاً یک نفر اراده اش بشود اراده ملت و خواست او خواست ملت ایران شود. 2 خرداد در این جهت گیری قرار داشت. 2 خرداد هیچ چیز نبود جز احیای همان آرمان هایی که پدران و مادران ما در دوره مشروطه داشتند و به همین دلیل احساس می کنیم تبار ما تبار مشروطه طلبان است و فکر می کنیم اگر ما در دوره مشروطه بودیم در صف مشروطه طلبان می بودیم؛ همچنانکه فکر می کنیم اگر مشروطه طلبان اکنون زنده بودند در صف اصلاح طلبان می بودند. برای اینکه آرمان ها یکی بود. 2 خرداد ادامه همان آرمان هایی بود که در انقلاب اسلامی دنبال می شد. مهمترین شعاری که این ملت داد استقلال آزادی جمهوری اسلامی بود. آزادی (مد نظرش) بر خلاف آنچه که امروز آقای احمدی نژاد و دوستانشان سعی می کنند القا کنند فقط و فقط آزادی  سیاسی بود، در زمان شاه هیچ محدودیتی در هیچ زمینه ای نداشتیم جز در عرصه سیاست. حقوق قومی هم تضییع می شد اما از منظر حقوق مدنی، آزادی وجود داشت. ادامه سیاست رضا شاه در حذف فرهنگهای قومی وجود داشت اما نه با خشونت رضا شاهی؛ یک آزادی در زمان شاه وجود نداشت. حق انتقاد به اعلیحضرت نداشتیم. حق سوال کردن از درآمدهای نفتی را نداشتیم، حق بحث در مورد مهمترین مسائل کشور را نداشتیم درست مثل امروز که در مورد مسئله هسته ای – که میتواند سرنوشت کشور و هستی کشور ما را به مخاطره بیاندازد – از نظر دولت، صدا و سیما و افراد حق ندارند که این مهمترین مسئله را مورد بحث قرار بدهند تا ملت بدانند که ابعادش چیست و بدانند که در مورد مهمترین مسئله کشور چه تصمیم هایی گرفته می شود و عواقب آن مثبت یا منفی است. چهار سال است جریان توسعه آمرانه و توسعه از بالا، توسعه ای که خودش را در برابر حقوق شهروندان می داند، توسعه ای که نسبتش با آزادی نسبت جن و بسم اله است، توسعه ای که فکر می کند اگر با آزادی بخواهد یکی شود تبدیل به پیتزای قرمه سبزی می شود که اصلاً امکان پذیر نیست، این جریان چهار سال است حاکم است. گفتند نفت را سر سفره مردم می آوریم، نفت که نیامد هیچ، سفره مردم را هم دارند آتش می زنند. به لحاظ اقتصادی، مهمترین شعار اصولگرایان هنگامی که به قدرت رسیدند این بود که گفتند می خواهیم قیمت را تثبیت کنیم و اجازه نمی دهیم دولت 10-15 درصد قیمت بنزین را گران کند. الان در لایحه ای که دولت به مجلس ارائه داده، و مجلس اصولگرا تا کنون در برابر آن ایستاده، اساس این لایحه بر این است که قیمت گازوئیل را 21 برابر، گاز خانگی را 11، برق را 6، بنزین را 4 برابر کرده است. اگر یک روز این اتفاق بیفتد جامعه در چه وضعیتی قرار می گیرد؟ تورم چه کار می کند و مردم چه می شوند؟ در ازای اجرای این لایحه، آقای احمدی نژاد گفتند نقدی 60 هزار تومان به هر نفر می دهند که مثل بقیه ارقام ارائه شده ایشان دروغ بوده و حداکثر 30 هزار تومان به هر شهروند پرداخت کنند و آن هم به فرض که چند ماه پرداخت شود. با یک تورمی که شاید برای اولین بار سه رقمی شود مواجه خواهیم شد. هنوز که این لایحه تصویب نشده و با وجود درآمد 305 میلیارد دلاری کشور در چهار سال گذشته، تورم به 25 درصد رسیده است. در خاورمیانه اول، در آسیا سوم و در جهان رتبه هشتم را داریم. اگر یک بار دیگر آقای احمدی نژاد بیاید فکر می کنم در جهان اول شویم.به لحاظ شعارهای عدالت محوری، امروز تمام آمارها نشان میدهد که فاصله میان فقیر و غنی در چهار سال گذشته افزایش پیدا کرده است. به لحاظ فساد اقتصادی، در چهار سال گذشته 54 رتبه ایران سقوط کرده است. معلوم است هر چه سیستم بسته تر شود فسادهای عجیب و غریب اتفاق می افتد. به لحاظ واردات، برای اینکه نشان دهند تورم را مهار کرده اند، در زمانی که قیمت نفت افزایش پیدا کرده بود، چنان به سمت افزایش واردات پیش رفتند که در چهار سال گذشته دولت نهم، 207 میلیارد دلار واردات داشته ایم. در دوره 8 ساله دولت اصلاحات 166 میلیارد واردات داشته ایم. یعنی سالی 21 میلیارد در برابر سالی 51 میلیارد دلار. با وجود این، معدل تورم در دوره اصلاحات در این 30 سال بی سابقه بود، حال اینکه اکنون به 25 درصد رسیده و با خوشحالی اعلام می کنند که تورم را مهار کرده اند. به لحاظ پایگاه اجتماعی هم به جایی رسیده اند که برای رای آوری به کثیف ترین روش هایی که در ایران بی سابقه بوده و من معتقدم در کشورهای سرمایه داری هم بی سابقه است روی آورده اند. میلیاردها تومان توزیع کرده اند برای اینکه مستقیماً بخرند. دولت هاله آسمانی در سال 84 رسیده است به دولت سیب زمینی در سال 88. با وجود این، همه امکانات را هم به خدمت گرفته اند برای اینکه باز یک نفر را در صندوق پیروز کنند و بگویند که این رای آورده است. به لحاظ بین المللی، به رغم شعارهای رادیکال، ننگین ترین اتفاقات در سی سال گذشته در دوره احمدی نژاد اتفاق افتاد. منتهی چون خبرش را پخش نمی کنند، جامعه ایرانی نسبت به آن بی اطلاع می ماند. برای مثال در داستان ملوان های انگلیسی که به آبهای گرم خلیج فارس تجاوز کردند، صحبت از محاکمه بود، و یک روز همه دیدند آقای احمدی نژاد با وزرایشان  مصاحبه مطبوعاتی دارند. آمدند بیرون فرش قرمز برای ملوان ها پهن کردند و لباس نو و هدیه به آنها می دهند و روبوسی می کنند و اقای احمدی نژاد هم می گوید ان شاءالله موفق باشید. چرا این اتفاق افتاد؟ چرا یک مرتبه در عرض 24 ساعت همه چیز عوض شد؟ برای اینکه دولت انگلستان به دولت ایران اولتیماتوم داد تا ظرف 48 ساعت یا اینها را آزاد می کنید یا اگر آزاد نکنید مسئولیت عواقبش با شماست. خبر این را پخش نکردند و نه در 48 ساعت بلکه ظرف 24 ساعت آنها را آزاد کردند. اسم این را گذاشته اند دفاع از عزت ایران و اینکه اصلاح طلبان مرعوبند. در سازمان ملل آقای احمدی نژاد، 2 بار پای سخنرانی آقای بوش نشست به امید اینکه بالاخره یک هیئتی را آمریکاییها بفرستند پای صحبت ایشان بنشینند و به رسمیت بشناسند. خب آنها نفرستادند. هنگامی که آقای خاتمی به سازمان ملل رفت آقای کلینتون درخواست کرد که آقای خاتمی در هنگام نطق وی حضور داشته باشند. آقای خاتمی گفت من رئیس جمهور ایرانم، اگر آقای کلینتون پای نطق من حاضر می شود من هم  پای نطق وی حاضر می شوم. آقای کلینتون پذیرفت و تعهد داد و آمد. در همین جریان رکسانا صابری، این دختر خانم که جاسوس بود و به هشت سال زندان محکوم شده بود آزاد شد. فرق وی با این همه فعالان دانشجویی، کارگری و زنان که دستگیر می شوند چیست که در مورد وی آقای احمدی نژاد وارد شد و حقوق شهروندی شان را به یاد آوردند و اینجا حقوق شهروندی محور شد و بعد بلافاصله آزادش کردند؟ اوباما درخواست کرده بود و فرق این خانم با ما این بود که یک پاسپورت آمریکایی هم در جیبش داشت. این دولتی است که ادعا می کند ادامه ی نهضت ملی شدن صنعت نفت است. مصدق اگر از ملی شدن صنعت نفت دفاع می کرد همزمان از آزادی انتخابات دفاع می کرد و از حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خودشان. نه اینکه هسته ای، یک پوسته ای باشد برای اینکه بی کفایتی ما و نقض حقوق شهروندان توجیه شود. گفتند ما برای خدا کار می کنیم و کسانی که برای خدا کار می کنند، اختلاف پیدا نمی کنند. امسال آقای احمدی نژاد به رئیس مجلس نامه نوشته و اخطار قانون اساسی داده و ایشان هم جواب دادند که آقای احمدی نژاد یک طنزی گفتند؛ یعنی کار به متلک گویی که در سی سال گذشته سابقه نداشته کشیده است. رابطه ی آقای خاتمی با مجالس پنجم و هفتم که در دست اصولگرایان بود بسیار محترمانه تر از رابطه این مجلس با آقای احمدی نژاد بود.  به لحاظ مدیریتی ما بی ثبات ترین دوره مدیریتی را  در این دوره داشته ایم. گفتند که ما اگر قدرت را به دست بگیریم ایران ژاپن اسلامی می شود، ژاپن اسلامی نشدیم که هیچ داریم کره شمالی اسلامی می شویم. اگر خدای نکرده آقای احمدی نژاد دوباره رای بیاورد تبدیل به زیمبابوه اسلامی هم می شویم. سالانه یک رئیس بانک مرکزی عوض می کنند. آیا در بورکینافاسو هم رئیس بانک مرکزی سالیانه عوض می شود….(این همه به این خاطر است که) خودشان هم نمی دانند که چکار می کنند. در یک چنین شرایطی فرصتی فراهم شده است. فرصت 22 خرداد و انتخابات. انتخابات روشی بدیل ناپذیر است و بشر تاکنون بهتر از انتخابات را برای اعمال حاکمیت خود بر سرنوشتش پیدا نکرده است. کسی را ما به عنوان نامزد معرفی کرده ایم( میر حسین موسوی) که ادامه همان سنت مشروطه، ملی شدن صنعت نفت، انقلاب اسلامی و دوم خرداد باشد و احساس کند رفع نیازهای مردم هیچ منافاتی با توسعه کشور ندارد. ما باید برای توسعه کشور در سطح بین المللی به سمت تنش زدایی و اعتماد سازی پیش برویم، دفاع از محرومین هیچ منافاتی با دفاع از بخش خصوصی ندارد. پرداختن به مسائل اقتصادی با حقوق اساسی شهروندان مغایر نیست. وحدت و امنیت ملی هیچ منافاتی با تامین حقوق و مطالبات اقوام ندارد و او امتحان خود را در دوره ای که ایران در سخت ترین شرایط قرار داشته پس داده است. اگر بتوانیم ان شاءالهس با همت شما این مسیر سخت را پشت سر بگذاریم همان دستاوردهایی که در دوره دوم خرداد آغاز شد و در 8 سال بعد بخشی از آن تثبیت و قسمتی از آن را سعی کردند از بین ببرند میتوانیم برگردانیم به آن دوره ای که بتوانیم یک فردای بهتر را برای خود رقم بزنیم. خوشبختانه مطابق نظرسنجی هایی که تا یک هفته پیش داشته ایم و آخرین نظرسنجی ها در تهران قبل از برنامه های تلویزیونی آقای مهندس میرحسین موسوی، حاکی از پیشی گرفتن ایشان برآقای احمدی نژاد است. در زمانی که آقای خاتمی کاندیدا بودند به فاصله زیادی در رتبه اول قرار داشتند، بعد از اینکه ایشان انصراف دادند آقای احمدی نژاد اول و آقای موسوی دوم بودند. تنها در همین فاصله ای که دیدگاهها  مطرح و ستادها فعال شد و مسافرت ها صورت گرفت و مردم در مورد مسئله انتخابات بحث کردند وضعیت آقای موسوی به یک موقعیت خوبی رسیده و با امکانی که  در تلویزیون وجود دارد و آقای موسوی می تواند صحبت کند، تصور ما این است که اگر این مسیر همینگونه ادامه پیدا کند آقای مهندس موسوی در 22 خرداد امسال ان شاءالله به یاری حق و به همت شما مردم، رئیس جمهور ایران اسلامی خواهد شد؛ یا در مرحله اول و یا در مرحله دوم. کافی است در این مسئله همت کنیم و وظیفه خودمان را به نحو احسن ایفا کنیم و بدانیم گاهی با یک کار کوچک می توانیم تاثیر بسیار بزرگی بگذاریم و خطرات زیادی را در سطح منطقه از ایران دور کنیم و از فرصتهای بوجود آمده حداکثر استفاده را به عمل بیاوریم. برای همه ی شما آرزوی توفیق می کنم.کد خبر: 3456


۸ دیدگاه