شارنيوز- اخبار سقز

امروز ۲۵/۰۷/۱۳۹۸
پنج شنبه، ۲۴ام بهمن ۱۳۹۲
۸:۳۳ ب.ظ

کمدی غم انگیز

نویسنده ی مقاله
مریم سلطانی راد

در روزهای بهمن که دولت همه را خندان می خواهد هنرمندان فرصتی می یابند تا با حضور در برنامه های مناسبتی راه های اسان تری برای پاره نشدن رشته های انس و الفت با مردم بیابند و دیدن برنامه هایی با ابتکاراداره ی  ارشاد اسلامی عجیب نیست. دیدن بنر تبلیغاتی نمایش ” بوکی سحراوی ” کاری از گروه تئاتر اناهیتا در این روزها چیزی نیست که با بی تفاوتی از کنار ان عبور کنیم چرا  که اعضای این گروه از هنرمندان قدیمی شهر سقز هستند و بخش اعظمی از ماندگاری هنر پرزحمت تئاتر مدیون کوشش بی دریغ و گاهی بی مزد این دوستان است . دوستانی که در عین حال امید اینده ی تئاتر شهری محسوب می شوند که در دوره های گوناگون میزبان اتفاقات بزرگی چون جشنواره ی تئاتر کردی و جشنواره ی شهروند بوده است. 

وظیفه ی خود می دانیم تا شبی را به تماشای نمایش این دوستان  اختصاص دهیم که ضمن حمایت از هنرمندان عزیزمان دیداری نیز با علاقمندان تئاتر و دوستان حاضر در سالن تازه کنیم و خاطره ای بسازیم برای سالهای دور. در بدو ورود از تغییر سیاست در نحوه ی دریافت بلیط به وجد می اییم و بدون فکر کردن  به حاشیه هاییش این عمل زیبا را می ستاییم  . برنامه با نیم ساعت تاخیر شروع می شود که گناه ان قطعا – به قول مجری –  به گردن زنده بودن برنامه است ! چرا که آنهایی که تئاترشان را سر وقت اجرا می کنند بدون شک از قبل ان را ضبط کرده و همچون فیلم پخش خواهند کرد. 

نمایش “بوکی سحراوی” همان “راز عروسک”  است که بارها دیده ایم . که البته چون قبل از امدن از محتوای ان خبر داشتیم اشکالی را متوجه برگزار کننده گان نمی کند ، چیزی که متوجه ان نمی شویم این است که مخاطبان این نمایش را چه گروه سنی تشکیل می دهند . از حرکات فیزیکی و میمک صورت بازیگران به این نتیجه می رسیم که بیشتر هدف نمایش مخاطبان خردسال است ! مدتی بعد با شنیدن هر انچه از دهان بازیگران بدون هیچ ابایی خارج می شود که ذکر انها حتی به منظور قانع کردن مخاطب از توان من خارج است _ در می یابیم  که نه تنها  نمایش برای کودکان نیست بلکه  کاش به والدینی که قصد همراهی فرزندانشان را داشتند بابت محتوای نمایش هشدار می دادند .  تا والدینی که عمری کودکان خود را از گفتن کلمات رکیک و نام بردن از نبایدهایی  که  ذکرشان در هیچ اجتماعی پذیرفته نیست منع کرده اند! مجبور نشوند ساعت ها دنبال توجیه برای توضیح رفتار عمو های هنرمند بگردند. چرا که حرکت  بازیگری  که دستش را در دماغش چرخانده و به سمت مخاطبان پرتاب می کند و یا مواردی به مراتب بدتر از این به راحتی فابل توجیه نیست! قضیه به اینجا ختم نمی شود حتی اگر به حداقل های موجود در سقز راضی باشیم و ارمانی به مسائل نگاه نکنیم، باز هم دلمان نمی خواهد فرزندانمان تئاتر کمدی را با بر سر هم کوبیدن ، لگد زدن به همدیگر، دستشویی رفتن های پی در پی!  و انجام رفتار نامتعارف بشناسند و خندیدن را با مسخره کردن کسانی که معلولیت دارند(اشاره به جک های مجری برنامه و حضور مردی با قوز و چشمان لوچ ) یاد بگیرند! 

گذشته از تمام اینها ایا حرمت تئاتر و صحنه تا این حد شکسته که انچه را که قبح ان به حدی است  در مهمانی خصوصی  و در بین دوستان نزدیک نمی توان گفت و انجام داد بروی صحنه اجرا کرد. 

anahita

یاداوری این نکته خالی از لطف نیست که مخاطبی همچون من با علم به موانع، نبود امکانات و هزار مشکل دیگری که بر سر راه اهالی هنر نمایش است ، به سالن تئاتر می رود و قطعا بر صحنه ی اجرای  نمایش کمدی انتظار دیدن مفاهیم سنگین  فلسفی و جامعه شناختی  را ندارد! اما خواست اینکه با قصه ای روان و شوخی های متعارف ، به شعورش توهین نشود انتظار زیادی نیست. همان طور که در سال های اخیر هم نمونه های مناسب بسیاری را به خصوص در تئاتر شهروند شاهد بودیم . 

انکار نمی کنم که با استناد به انچه در صفحه ی فیسبوک این گروه نوشته شده و همین طور همچنین صدای خنده ی حضار؛ این نمایش با اقبال عمومی رو به رو شده اما این سوال را نمی توان به سادگی پاسخ داد که ایا سلیقه ی مخاطب و تلاش برای راضی نگه داشتن مخاطب به هر قیمتی اینچنین بازیگران را به ورطه ی لودگی و … کشانده؛ یا این که هنرمندان ! ما کارهایی از این جنس را به نام نمایش کمدی به خورد مخاطب تشنه هنر می دهد، سلیقه ی مخاطب را تا این حد تقلیل داده است؟ .

جواب هر چه که باشد تغییری در این حقیقت  ایجاد نمی کند که این بازی، قطعا بازی باخت باخت است …

کد خبر: 6897


۱۰ دیدگاه

  • مختاراصغری
    مختاراصغری: ۱۱-۲۵-۱۳۹۲ . ۵:۴۵ ب.ظ :

    باسلام واحترام خدمت تمامی هنرمندان عزیز، بالخص نمایش وباتشکر از نطق خوب خانم سلطانی عزیز که بیاناتشون مسیری برای انتقاد از گروههای تئاتر شهرستان سقز ایجاد کردند که بتوانم بنده هم حرف دلم و پیشنهادم را برای عزیزان بیان نمایم .
    به نظر بنده هر کار هنری باید هدف داشته باشد ومسیری رابرای رسیدن به این هدف مشخص نماید. متاسفانه تئاتر در سقز مانند محیط یک ساعت شده که برای هربیننده ای کاملا گویاست که از 3 عقربه و12 ساعت تشکیل شده وجاهای عقربه ست که عوض می شود ونتیجه ای ازاین فراتر ندارد وفقط تکرار وتکرارست.
    در سقز هم متاسفانه یک شخص وارد تئاتر می شود چند نقش تکراری ویا نمایشنامه های تغیییر یافته بافیلمها ی ماهواره ای ویا… را در هم می آمیزد وبعد از 2 یا 3 سال برروی پوستر های آنچانی به اسم نویسنده وکارگردانش برمی خوریم .
    هدف چیست؟
    آیا این هدف یک هنرمند است که فقط مردم مارو که از فرط اینکه جایی برای تفریح ندارند وسینمایی ندارند که بااشتباه گرفتن سینما وتئاتر برای خندیدن خود وخانواده خود حضور می یابند.تا چند ساعتی شاد باشند حتی اگر هم به آنها…. ما این گونه تئاتر ونمایش را باچیزهای دیگری قاطی کرده ایم که مردم ما فقط سوال می کنند آیا تئاتر شما کمدیست؟ یانه. اگر کمدی یا همون … باشد بلیط بگیرند یا حتی اسپانسری کنند وبگن که شهر سقز فقط همین ها رو میخاند نه چیز دیگر.آ یا درک ما از تئاتر فقط اینه ؟ نه اینطور نیست.
    فرهنگ ما بیشتر ازاین حرفهاست مردم ما ذلایق بهترین هان
    لطفا وخواهشا در نویسندگی وانتخاب نمایشنامه بیشتر تلاش
    کنید. به خدا مردم ما فهیم تر ازاین حرفهان .چون تا حالا هم چند مورد تئاترروی سن رفته ومردم ما بااستقال زیادی ازآن وارد سالن شده اند -البته فن تئاتر سخته وطاقت فرسا ولی بیایید بیشتر تلاش کنیم ممنون ازهمه تون دستمریزاد خسته نباشید

    عضو شويد تا بتوانيد نظر دهيد. ]

    • هیوا
      هیوا: ۱۱-۲۶-۱۳۹۲ . ۱۲:۲۹ ق.ظ :

      طنز نوعی ایینه است که نظاره گران عموما چهره هرکس به جز خود را دران تماشا میکنند.وبه همین دلیل است که در جهان این گونه ازان استقبال میشود وکمتر کسی ان را برخورنده میداند.
      ما درجهانی زندگی میکنیم که متاسفانه ادمهای به ظاهر روشنفکر نما همچون دست اندازهای شهرداری قبل وجود دارند که به مزاج شورای جدید خوش نیامد واولین کارشان برداشتن ای دست انداز ها بود…چون احتمالا به جلوبندیشان اسیب میرساند..ما برای مردمی تئاتر اجرا میکنیم که با فرهنگ نشستن در سالن سینما غریبست و مثل شما نه تالار وحدت رفته ونه سینماهای انقلاب را بلد است بلکه مردمانی هستند با هزارا ن دغدغه های فکری ومشکلات روحی که با دیدن منظره توالت رفتنهای مکرر تازه میداند که باید رفت وبر کاسه نشست وارام گرفت..!
      اینجا سرزمین واژه های وارونه است …مردم ما با رومئو وژولیت غریبه اند ..انها فرق هملت واملت را فقط در مزه اش میدانند..انها چخوف را نمیشناسند انها درد دارند!!!؟؟انها دلشان را باخته اند راهزنانی در لباس زنی زیبا بدون انکه بدانند دلشان راغارت کرده اند..ما به مردم توهین نکرده ایم و شعورشان را پایین فرض نکرده ایم؟؟!!
      ما دردشان را میدانیم.
      ما بیرون گود ننشستیم وبگیم لنگش کن!!؟
      ما دستمان را در دماغمان میچرخانیم و یاداور میشویم که اینجا طنز است نه ایستگاه ادای روشنفکری…
      شما توکار خودتون چه گلی به سر این مردم زدید که الان دیوار از دیوار تئاتر ان هم ازنوع طنزش کوتاهتر گیر نیاوردی ؟؟بهتر بلدی بفرما..
      کلمه لودگی هم لایق کسانی میباشد که دست اندازن…فقط باعث میشوند که ادم را ازانعطاف کمکها مطلع سازندوگرنه راه ادامه دارد..
      شما هم همان طبل روشنفکریتان را بنوازدید.

      عضو شويد تا بتوانيد نظر دهيد. ]

      • زارع
        زارع: ۱۱-۲۶-۱۳۹۲ . ۸:۰۶ ب.ظ :

        بنده هم فرصت شد به اتاق خانواده نمایش را ببینم ضمن آنکه باید به اجرای خوب کاک غریب در بخش اول اشاره می کردید. باید بگویم این نوع حرکات و الفاظ بازگو کردن آن در جمع دوستان هم کراهت دارد چه برسد به صحنه تئاتر! انتظارمان بیشتر بود

        عضو شويد تا بتوانيد نظر دهيد. ]

        • ناشناس
          ناشناس: ۱۱-۲۷-۱۳۹۲ . ۱۲:۰۵ ق.ظ :

          واقعا” از صحبتهای این خانم که راجع به نمایشنامه آناهیتا نوشته اند کسب اطلاعات کردیم ایکاش شهر ما دونفر اینچنین باآگاهی در مورد تاتر داشت تا این ……………

          عضو شويد تا بتوانيد نظر دهيد. ]

          • ادریس دلارامی
            ادریس دلارامی: ۱۱-۲۸-۱۳۹۲ . ۶:۱۷ ب.ظ :

            با سلام
            خانم سلطانی راد :
            پیشا پیش تبریک صمیمانه مرا به جهت بازگشایی این سایت بپذیرید.
            قبل از آنکه بنویسیم، با ید اندیشه کنیم . واین اندیشه وزن داشته و نامتعارف با موضوع نباشد. کسانیکه نظرات خود را مطرح میکنند بصورت حرفه ایی و به دیدگاه نقد به منظر نمایش می نشینند ، ابتدا بایستی بعد از آشنایی با نام تئاتر پیگیر نشانه ها و سبکهای این هنر باشند و مطالعات دقیقی بر روی آن انجام دهند . ضمن آشنایی با این سبک ها باید بدانیم که هنر تئاتر هنر محدویت ها و دست و پا بسته ایی نیست . امروزه برخورد با دنیای بیرون ، کاستی های ارتباطی نیز از بین رفته و هنرمندان بیشتر و بیشتر با هم در ارتباط هستند و همین امر موجب گردیده تا از جهان کوچک اجراهای نمایشی فرار و هرروزه اجرایی نو از هنر نمایش ببینیم .
            و اما نمایش بوکی سیحراوی ،دارای یک چهارچوب به لحاظ ساختار دراماتیکی میباشد و با توجه به اینکه کارگردان نویسنده دوم نمایشنامه است به مثال یک رهبر ارکستر تصمیم میگیرد و با دانش و زعم خود نوع سبک اجرایی را به لحاظ عناصر نمایشی انتخاب و خود حاکم مطلق صحنه نمایش خویش است . این کارگردان علیرضا اسماعیلی با در اختیار داشتن بازیگرانی مستعد و هنرمندانی توانا در گروه تئاتر آناهیتا از پتانسیل کافی در زمینه بازیگری برخوردار و به واقع موفق عمل کردند. هنرمندانی چون وریا شاکری به حقیقت بدون آنکه دیالوگی بگوید و حتی زمانیکه به خواب رفته کمدی موقعیت خلق میکند ،به طوریکه صحنه را بخوبی در تصرف و نبض تماشاچی را در اختیار دارد . سارو کریمی شخصیتی را بازی میکند که در نوع خود و ژانر این نمایش نامبر وان است . کمال ، هاوره ، هیوا، سامان و… همه نمایش بازی کردند و ما نیز به عنوان یک تماشاچی و مخاطب حرفه ایی تئاتر را احساس کردیم و همگی خسته نباشند.
            البته جاهایی از کار میتواند بهتر باشد و قطعا کارگردان براین امر واقف است .
            چی بس در همین شهر از کسانی دعوت به عمل می آید و بنام هنر تئاتر بر روی همان صحنه تئاتر می روند وبه عنوان یک کاراکتر میکروفون دستشان میگیرند تا دیالوگ بگویند واز هر دری سخنی به میان آید و بلیط ده هزارتومانی برای یک نمایش به فروش برسانند . حال مطلبی برایش نوشته نمی شود، داد هیچ کس هم از اصحاب رسانه در نمی آید و… سر آخر دست مریزاد میگویند .
            شما در ابتدا نمایش مذکور را به نمایش خردسال تشبیه میکنید در حالیکه نمایش کودک ،زبان خاص خود را دارد و این نوع از اجرا بازیگران ویا گوینده یا راوی با تماشاچی بصورت مستقیم در ارتباط و به نوعی میتوان گقت تماشاچی نیز بخشی از نمایش به حساب می آید . پس نتیجه میگیریم شروع این نمایش عاری از یک تئاتر کودک یا به قول شما نمایش خرد سال است و در این ژانر حرکت نمی کند .
            دوما”نمایش کمدی چیست :
            قبل از آنکه به تعریف نمایش کمدی بپردازم ، شکل گیری نمایش کمدی و پیدایش آنرا به اختصار عرض می کنم .
            يونانيان نمايش را از حالت مذهبی خارج کردند و آن را به يک هنر مجزا تبديل نمودند.آن ها در ابتدا نمايش هايشان را به شکل تراژيک اجرا می کردند. اما به مرور زمان ژانری به وجود آمد که در آن به وسيله ی شوخی و طنز٬ مسائل و مشکلات مردم مطرح می گرديد.اين ژانر را کمد ی ناميدند و بدين ترتيب بخشی اساسی در تئاتر به وجود آمد. کمدی تا زمانی که مسيحيت ظهور کرد محبوب بود اما با ظهور مسيحيت و پيروزی رم بر آتن تئاتر و به خصوص کمدی در تاريکی به خواب رفت اين تاريکی تمام روشنی ها را به خواب می برد.خوابی طولانی و هزار ساله در تاريکی قرون وسطی.دورانی که علم هنر در زنجير دين بسته بود. هزار سال در زنجير بودن و سکوت … اما بالا خره زمان آن رسيد که مردم اين زنجير را گسستند و فرياد زدند . بانگ اين فرياد روشنی آورد و رنسانس آغاز شد. شکوفايی علم و هنر٬معماری و مجسمه سازی و نقاشی به همراه دريا نوردی و قدرت يافتن دوباره ی ادب در غرب. و دوباره تئاتر و دوباره کمدی.
            نمايش كمدي، گونه‌اي از نمايش است كه حين ارائه تصاوير هجوآميز از جهات منفي و “ناهنجار” زندگي، عيبها و مفاسد جامعه و حقايق تلخ اجتماعي را غلو شده، يعني پست‌تر از آنچه كه هست نمايش مي‌دهد، تا خصوصيات ، صفات و مشخصات آنها بارزتر و آشكارتر نمودار شود. اين پژوهش به دو بخش تقسيم شده است كه هدف هر بخش آن، معرفي و شناسائي مقوله‌هاي كمدي و كمدي ايراني است . بخش نخست ، شامل تاملاتي درباره تعريف و تفسير كمدي واژه‌شناسي، خصوصيات ، كاروژه‌ها، انواع كمدي و معرفي چند گونه نمايش كمدي است . بخش دوم، به كمدي ايراني و انواع نمايش شادي‌آور مي‌پردازد. اين بخش نيز تاملي درباره مضحكه، تقليد، بقال‌بازي، تخته حوضيˆ سياه‌بازي، خيمه‌شب‌بازي، لوده‌بازي، تيپهاي كمدي ايراني، كمدي معاصر ايران و همچنين فهرستي از نويسندگاني كه دست به قلم برده و نمايشهايي را در دوره خود در زمينه كمدي به رشته تحرير درآورده‌اند، شامل میشود.
            واما گزارشی که تهیه شده از سوی شما نشانه بی دانشی در شناخت تئاتر است و اگر به تاریخ اجراهای چون هملت نگاه کنی با همه سبکها اجراشده از تراژیک تا کمدی و… و شمای گرامی هنرمندان تئاتر را بصورت غیر مستقیم محکوم به بی دانشی میکنید و مثالی از جشنواره تئاتر شهروند را به جهت اماره مطرح میکنید که این یا بی انصافی است یا فاقد شناخت از تئاتر سقز .
            بنده به عنوان سرپرست گروه تئاتر یونا و حمایت از همه هنرمندان تئاتر در سقز عنوان میکنم زبان تئاتر بسیار برنده است و اگر قشری فرهنگی بخواهد نقدی داشته باشد با جان و دل پذیراهستیم و در راستای سازندگی نقدهای همه اقشار برای پیشرفت تئاتر بکار می بریم ولی اگر از درگاه دیگری به جهت تخریب سخن به میان آید از حقوق خود در جایگاه یک هنرمند تئاتربه سختی دفاع خواهیم کرد.
            و امید می رود اندیشه هایمان را با هم حرکت دهیم و به فعالیت های شخص و یا یک گروه که در راستای فرهنگ و هنر حرکت میکنند سنگ اندازی نکنیم و ابتدا با دانش وارد مقوله نقد شویم و آنوقت به عنصری برای سازندگی پیرامون هنرخود بپردازیم .
            ادریس دلارامی سرپرست گروه تئاتر یونا

            عضو شويد تا بتوانيد نظر دهيد. ]

            • neda aghamiri
              neda aghamiri: ۱۱-۲۹-۱۳۹۲ . ۶:۲۵ ب.ظ :

              تئاتر از هنگامی که از آئین گسست و در درون تالارهای تاریک در بسته محبوس شد، همواره و به دلایلی خاص یک سرگرمی روشنفکرانه باقی مانده است؛ چرا که در درون خود تعداد محدودی تماشاگر می‌پذیرد و حضور این تعداد محدود نیز مستلزم صرف وقت و هزینه بالایی است و این بالاخص در تئاتر ما که دارای تالارهای نمایشی کمتر و به تبع آن تنوع اجرایی کمتر است،‌ بسیار بیشتر خود را نشان می‌دهد. مخاطب تئاتر ما یا اغلب از روشنفکران است و یا از کسانی که به واسطه رفتن به تئاتر می‌خواهند خود را روشنفکر جلوه دهند.
              حال یک سوال؟چرا کارگردانان بجای یک نمایشی که فرهنگ را به مردمانمان بیاموزند برای فرزندانمان بدآموزی داشته باشند.و روشنفکران را به فکر بیاندازد.

              عضو شويد تا بتوانيد نظر دهيد. ]

              • شهروند
                شهروند: ۱۱-۳۰-۱۳۹۲ . ۴:۲۱ ب.ظ :

                زنده باشي خانم سلطاني راد. آب رو ريختي همونجا …..

                عضو شويد تا بتوانيد نظر دهيد. ]

                • ناشناس
                  ناشناس: ۱۲-۲-۱۳۹۲ . ۱۰:۵۶ ق.ظ :

                  باسلام، بهتر نیست به جای موضع گرفتن، قدری هم به سخن منتقدان بیاندیشیم؟

                  عضو شويد تا بتوانيد نظر دهيد. ]

                  • زهرانصرالهي
                    زهرانصرالهي: ۱۲-۶-۱۳۹۲ . ۷:۱۵ ب.ظ :

                    من تاتري بودم وحتي بااساتيد اين حرفه درجشنوارها حضور داشتم
                    كمدي هم كار كردم صحبتم با آقاي ادريس است خلق به قول شما دراماتيك لحضه اي با چه قيمتي پس قداست تاتر كجا رفته اين بوق كرنا براي چه است اگر تاتر سقزيه فول خانم سلطاني اين عزيزان هستند براستي بايد آموزش را پيگير باشند

                    عضو شويد تا بتوانيد نظر دهيد. ]

                    • بماند
                      بماند: ۱۲-۸-۱۳۹۲ . ۴:۱۴ ب.ظ :

                      خانم سلطانی راد به درستی دست روی درد مشترک اکثر تئاترهای چند سال اخیر گذاشتید. متاسفانه دوستان تئاتر ما خیال میکنند هر چیزی که با لودگی و اداهای غیر معمول و الفاظ آنچنانی قاطی شود می شود یک کار هنری ، به توجیه خودشان هم درد جامعه را بیان میکنند. دوستان گرامی همه ی شما هنرمند هستید و شکی در این نیست، آیا نمیشود انرژی و عمر و سرمایه خود را برای هدفی والاتر به کار بگیرید؟ با هنر هم میشود خدمت کرد هم خیانت. با شمشیر هم میشود دفاع کرد هم میتوان قتل کرد

                      عضو شويد تا بتوانيد نظر دهيد. ]