شارنيوز- اخبار سقز

امروز ۰۴/۰۸/۱۳۹۹
پنج‌شنبه، 6th مارس 2014
6:13 ب.ظ
گفتگو با تنها فرزند امجد علی مرادی دراولین سالمرگش

عشق و علاقه ی واقعی وجه تمایز پدرم با بقیه بود

 

مرگ از حقایق مطلق زندگیست. کسی را توان انکار، یا گریز از ان نیست. تنها یادی می ماند و میراثی از انچه در زندگی اندوخته ای و برای ایندگان به یادگار می ماند . گاه خانه ای، گاه سرمایه ای و گاه یادگاری ارزشمند که زندگی فرزندانت را دگرگون کند، نه سرپناهی برای زنده بودن که سرزمینی برای زندگی کردن…

بیگرافی امجد علی مرادی را اینجا بخوانید

13 اسفند ماه، اولین سالمرگ امجد علی مرادی، هنرمند تئاتر سقز بود و با اینکه به صورت رسمی و متعارف برای وی مراسمی گرفته نشد اما با اطلاع رسانی حداقلی، جمعی از هنرمندان و علاقمندان به هنر بر مزار وی گرد آمدند و یاد و خاطره اش را گرامی داشتند. به همین مناسبت هانا علی مرادی تنها فرزند مرحوم امجد علی مرادی که اکنون ساکن نروژ است، گفتگویی  با شارنیوز انجام داده است که در زیر می خوانید.

یکسال از فوت امجد علیمرادی می گذرد وهنر دوستان و اهالی تئاترنه تنها او را فراموش نکرده اند که به صورت خودجوش و بدون هماهنگی بر سر مزار ایشان حاضر می شوند. کدام ویژگی او از نظر شما دلیل تشکیل این حلقه است؟

مرجوم امجد علی مرادی

مرجوم امجد علی مرادی

 اولین دلیلی که برای حضور مردم و محبوبیت پدرم می توانم به ان اشاره کنم قلب پاک و مملواز عشق به مردم،  سادگی و  صفا وصمیتی بود که جزو ویژگی های شخصی پدرم بود و باعث می شد پتانسیل محبوب بودن را داشته باشد. دلیل دوم به رویکرد کلی جامعه ایران  نسبت به هنرمندان برمی گردد. که معمولا بعد از دست دادن هنرمند ارزش واقعی هنر انها را درک می کنند و  جای خالی شان را بیشتر از نقش و تاثیری که در زمان حیات بر جامعه دارند،  اجر می نهد. 

از جواب شما ایا می شود این را استنباط  کرد  که از توجه جامعه یا مسئولین نسبت به پدرتان گله مند باشید ؟

البته من لطف مردم را در این زمینه نا دیده نمی گیرم و حضورشان در این مقطع هم باعث دلگرمی است، اما این رویکرد که تا هنرمندی از بین ما نرود سیل توجه و محبت را به سمت او روانه نمی کنیم رویکرد درستی نیست برای مثال  زمانی که پدر در قید حیات بود، گاه در زندگی شخصی و گاه اجتماعی با مشکلات فراوان رو به رو می شد. قطعا برایش  بهتر بود، اگر این چنین استقبال و دلگرمی را در زمان حیاتش می دید و کسانی به همین شکل در کنار او بودند . 

به عنوان کسی که تجربه ی کار  در تئاتر دارد، وجه تمایز امجد علیمرادی با هم دوره هایش  را در چه می بینی که او را به قطب تئاتر سقز تبدیل کرده بود؟

اشتیاقی که به صورت ذاتی و خود جوش در پدرم بود و اینکه علیرغم نداشتن تحصیلات اکادمیک، با حضور در کلاسهای اساتید بزرگ ایران چون نصیریان و فنی زاده و …. تجارب زیادی کسب کرده بود. عشق و علاقه ی واقعی وجه تمایز او با بقیه است.

امجد علیمرادی پدر تئاتر سقز بود و همینطور پدر شما، این دو نقش در کدام بخش های زندگی با هم درتقابل بوده  و چه وقت با هم موازی حرکت کردند؟

اینکه پدرمن ، پدر تئاتر سقز نیز بوده برای من بسیار ارزشمند است، چرا که از بچگی من را با تئاتر و  مطالعه اشنا و عجین کرد. ارزش هایی که همیشه با من خواهند ماند . برای مثال اولین کتابی که پدر برای من خواندند  کتاب شازده کوچولو بود ، من را با کیهان بچه ها اشنا کرد، اولین تجربه ی حضور برصحنه ی تئاتر را برایم رقم زد  و اینگونه هنر را به دنیای کودکانه ی من اورد …

 لحظه هایی بوده که از ایفای نقش پدر بر صحنه ای غیر از صحنه ی  زندگی خانوادگی دلخور و ازرده باشی  ؟ 

بیشتر ناراحتی و حسرتی که در مورد پدردر قلب من مانده نه به هنرمند بودن پدر،  بلکه به فاصله ای  برمی گردد که نگذاشت انچنان که باید  و می خواستم از هنر و تئاترش بهره ببرم و بیاموزم. دوری ناخواسته ای  که در این سالها  برایم بسیار سخت بوده است… 

امجد علیمرادی از بنیان گذاران هنر تئاتر در سقز بود که در مدت نه چندان کوتاهی تئاتر، گرایش های سیاسی و دغدغه های اجتماعی اش  را به کناری گذاشت. چه چیزی باعث می شوند  که یک هنرمند قید هنرش را بزند و زندگی دیگری در پیش گیرد؟

پدر من همیشه تفکری سیاسی داشت، اماسیاست باعث ضربه به بنیان خانواده شد  و هنگامی که باورها مانعی برای عواطف، زندگی مشترک و حتی خود زندگی بشوند ترجیح می دهی که انها را از زندگیت دور کنی. بهایی که پدر من برای تفکر و هنرش پرداخت کرد و مشکلات و سختی های زیادی که برای خانواده در بر داشت دیگر از تحمل خارج بود. همین باعث شد که پدرم در مقطعی قید زندگی ایده الش را بزند.

کسانی که در وادی هنر هستند.  کتاب می خوانند، فیلم می بینند. و ارزش هایی متفاوت دارند  به واسطه ی دقت و تامل در جزییات زندگی سختی  بیشتری را متحمل می شوند. حال اگر با ناملاینات اجتماعی و زندگی شخصی مضاعف شود  که تحمل ان غیر ممکن می شود، پدر من هم ضربه ی شدید خورد تا مرز پاشیده شدن خانواده . شاید به همین دلیل در مقطعی همه چیز را کنار گذاشت و خواست زندگی ارام و بی دغدغه ی  ادم های عادی را تجربه کند و زندگیش را از نو بسازد که در نهایت هم نتوانست از  تئاتر دل بکند و به عرصه ی هنر بازگشت . 

شما در خانه ای متولد شدید که تئاتر هم بر سفره ی ان بود و در نهایت هم ان را به عنوان اینده ی شغلی خود برگزیدید . در گرفتن این تصمیم کدامیک موثرتر بودند علاقه به پدر یا جذابیت صحنه؟  

 خوب علاقه ی من به تئاتر متاثراز پدرم بود و همان طور که اشاره کردم اولین بار حضور بر صحنه را در سن ده سالگی در کاری با نام ” پهلوان کچل ”  تجربه کردم که  نقطه ی اغاز عشق من به تئاتر و بازیگری بود، دردوران  دبیرستان  بسیار علاقمند به حضور در هنرستان تئاتر بودم که به دلیل تفکری که رشته ی های پایه را برای دانش اموزان علاقمند به تحصیل مناسب تر می دانست موفق به شرکت در هنرستان نشدم . اما این تصمیم نهایتا در دانشگاه محقق شد و در دانشگاه سوره تهران به تحصیل تئاتر مشغول شدم. hanavamjad (2)

در دوران دانشجویی کارهای بسیاری بر روی صحنه داشتم و در جشنواره های زیادی حضور یافتم .  که  در این میان کار در کنار قطب صادقی در تئاتر شهر از پر افتخار ترین تجربه هایم محسوب می شود. 

در روزهایی که دیگر پدر در کنار شما نیست ، میراتش با شما خواهد ماند؟

در سال های اخیر مهاجرت و دغدغه های زندگی مقداری حضور تئاتر را در زندگیم  کمرنگ کرده. که قطعا تصمیمی همیشگی نیست و مختص این برهه از زمان است. تئاتر همیشه دغدغه ی من بوده و هست و علاوه بر عشق به کار  احساس دین نسبت به پدرم باعث می شود حتما کار بر صحنه را ادامه دهم  و قطعا در برنامه های اینده ام تئاتر جایگاهی ویژه خواهد داشت .

و حرف اخر :

دوست دارم ازبهترین دوست پدرم  “اقای صلاح محمدی” یادی بکنم کسی که همیشه در کنارش بود در همه ی روزهای تلخ و سخت پشتیبان و تکیه گاهش بود واورا تا  لحظه های اخرتنها نگذاشت و حالا هم  که پدر در میان ما نیست بخش زیادی  از اینکه یاد پدرم زنده ماند را مدیون زحمات او هستم و همیشه قدر دان مهربانیش خواهم بود …

کد خبر: 7218


۳ دیدگاه

  • شيرين نمازي
    شيرين نمازي: 3-8-2014 . 1:01 ب.ظ :

    خدا رحمتش كند آدم با وقاري بوداما اين بي انصافي است كه تنها از كاك صلاح نام برديدديگر هنرمندان نامدارتاتر سقز نيز هميشه دركناركاك امجد بودندمثل كاك اسماعيل پاشايي كاك محمدزارع زاده حسن عدناني ادريس دلارامي رضا دباغي وساير تاتريها

    پاسخ دهید

    • ریبوار خاکپور
      ریبوار خاکپور: 3-9-2014 . 1:19 ب.ظ :

      روحش شاد ویادش گرامی

      پاسخ دهید

      • حیران
        حیران: 3-10-2014 . 7:59 ب.ظ :

        فرزندهنرباش نه فرزندپدر – که هنرزنده می کندنام پدر
        ظاهراًشما فرزندهردو هستید(پدرهنرمند)پس شاگردی باش که ازاستادش جلو می زند.امروز لازم است تئاترسنتی ونسبتاً بسته محلی رابادیدگاه جهانی مرتبط سازیم واین وظیفه جوانانی چون شماست که درچنین جو وموقعیتی هستند.امیدواریم دردهه های بعد سقز رامهد تئاترعلمی وبه روز بشناسند.بزرگان نیمه راه رارفته اند،هیچگاه نیمه تمام نیست.

        پاسخ دهید