شارنيوز- اخبار سقز

امروز ۰۱/۰۷/۱۳۹۹
پنج‌شنبه، 26th ژوئن 2014
9:22 ب.ظ

بررسی تاثیر رسانه های نوپدید بر پدیده طلاق در سقز

محمد کرمی

بررسی تاثیر رسانه ها (رسانه های نوپدید)بر پدیده طلاق و راهکار عملی کاهش آن بر اساس  رویکرد” تفکر انعکاسی”   (مطالعه موردی : شهرستان سقّز )

        

 نا بسا مانی و از هم گسیختگی کانون خانواده به عنوان اصیل ترین و مقدس ترین نهاد اجتماعی ،یکی از مسائل نگران کننده جامعه امروز است . طلاق یکی از این نوع از هم پاشیدگی نهاد خانواده است . موضوع طلاق امروز، از جمله غم انگیز ترین پدیده های اجتماعی است که عواقب بسیار ناگواری را برای افراد جامعه و خانواده ها به دنبال داشته و می تواند موجب بروز بسیاری از آسیب های اجتماعی گردد. طلاق در گذشته نه چندان دور در منطقه سقّز و کردستان به طور کلی ننگ آور تلقی می شد، اما اکنون دیگر نه تنها یک رسوایی خانوادگی نیست ،بلکه به عنوان یک پدیده عادی و روز مره پذیرفته شده  و در مواردی زوجه به عنوان یک امر تجاری به آن می نگرند. اهمیت پرداختن به این موضوع زمانی آشکار می گردد که  سن بیوه گی  در سقّز به سن 15 سالگی کاهش یافته ، و در مطالعه پرونده این نمونه آماری افرادی یافت می شوند که ، با  وجود سن زیر 20 سال ، دارای سومین تجربه طلاق و ازدواج مجدد می باشند . موضوع مهمی که ذهن بسیاری از محققان و اندیشمندان را به تامل وا می دارد که جهانی شدن و رسانه های نوپدید، در بحران آفرینی و ظهور و افزایش اینگونه پدیده ها ، چقدر موثر بوده و بهترین راهکارها ی عملی مقابله با آنها را کجا و چگونه جستجو نماییم ؟

امواج جهانی شدن و نفوذ رسانه ها دیگر مخصوص کشور یا منطقه خاصی نبوده و حد و مرزها را از بین برده و درهم تنیدگی و فشرده گی زمان و مکان برای دور افتاده ترین افراد و مناطق هم ، همچون بسیاری از مناطق شمال و برخوردار امکان پذیر گردیده است ،کشور های همچون کانادا و ژاپن که سرد مدار سواد رسانه ای هستند ،موضوع و محتوی سواد رسانه ای را بخشی از عناوین درسی مدارس خود قرار داده اند (امیری،1387: 29). دیگر سواد رسانه ای خاص افراد تحصیل کرده و رشته خاصی به حساب نیامده و می تواند همه افراد جامعه را از کودکان تا افراد کهنسال در سرتاسر جهان  را در بر بگیرد. برای پی بردن به اهمیت موضوعات تربیتی کافی است که این سوال را مطرح نمود که اگر این مشکل ( آسیب های اجتماعی همچون طلاق) در جامعه مورد کنکاش و بررسی علمی و اقدامات عملی قرار گیرند چه نتایج مثبتی را برای جامعه به دنبال خواهد داشت ؟و یا اگر این معضل همچنان نا شناخته و یا مورد غفلت قرار گیرند چه نتایج مخرب و زیان باری را برای حال و آینده جامعه به بار خواهد آورد ؟

با وجود اینکه در کشور ما نزدیک به 22 سازمان از جمله بهزیستی ،آموزش و پرورش ،قوه قضائیه ،شهرداری شوراها ، بهداشت و درمان و ….. پیگیر موضوعات اجتماعی بوده و سالیانه میلیاردها تومان بودجه هزینه می گردد، متاسفانه آسیب های اجتماعی همچون : کاهش سن بیوه گی به زیر 17 سال ،افزایش طلاق و کاهش ازدواج …. کاملا ملموس و آشکار می باشند (شجاعی ،1392). در ۶ ماهه دوم سال ۹۱، آمار طلاق رو به افزایش بوده و آمار ازدواج کاهش یافته است . طلاق های عاطفی که این روزها در میان زوج های ایرانی روند رو به رشدی دارد، آمار دقیقی از طلاق های عاطفی در میان زوج های ایرانی نداریم، اما یکی از مهمترین علل اینگونه رفتارها، تغییر در سبک زندگی و فردگرایی افراد ناشی از تاثیر موج جهانی شدن وهجوم و محاصره خانواده ها توسط رسانه های دیجیتالی، به تقلید از فرهنگ غربی است(حسن زاده ،1392). تحقیقاتصورت گرفته در زمینه اوقات فراغت جوانان نشان می دهد که تنها ۱۵ درصد  جوانان ورزش می کنند و ۷۳ درصد جوانان اوقات فراغت خود را با تماشای تلویزیون (ماهواره)، کار با کامپیوتر (اینترنت) و خواندن کتاب پر می کنند(حسن زاده ،1392). جوانان و خانواده ها به دلیل صرف وقت زیاد در مقابل کانال های رسانه ای و تاثیر تصاویر و پیام های رسانه ای و نداشتن سواد لازم و پایه رسانه ای ، متاسفانه از آثار تخریبی و آسیب های اجتماعی ناشی از آن بی اطلاع  ،و تعداد بسیار کمی از این جوانان دارای تفکر انعکاسی در مقابله با رسانه ها بوده و کمتر قادرند منافع و مضرات و طبیعت رسانه ها را معنا و تحلیل نمایند . مخاطبان اندکی اطلاع دارند که رسانه ها در بینش و رفتار آنها موثر بوده و به آن شکل می دهند ( امیر انتخابی، رجبی،1387 :81).  هم صدا و محکم بیان کنیم، این وضعیت نگران کننده است ، دیگر حرف بس است ،مدیران فقط به عنوان وظیفه اداری به آن نگاه ننمایند، همایش با مقالات بنیادی صرف کافی نیست، ما با بحران روبرو هستیم ، جامعه و معضل، نیازمند جراحی و التیام بخشی  است. مجریان، مدیران، استادان، همه و همه، فوت وقت جایز نیست ،همگی اقدام کاربردی پیشنهاد دهیم.

فرضیه ها : 1- بین رسانه های نوپدید و پدیده طلاق  رابطه وجود دارد

              2 – بین تاثیر گذاری شبکه های ماهواره ای  و پدیده طلاق رابطه وجود دارد

            3 – بین دسترسی به  محتوی سایت های اینترنتی  و پدیده طلاق رابطه وجود دارد

           4 – بین میزان دستیابی و نحوه استفاده از  موبایل و پدیده طلاق رابطه وجود دارد.

روش پژوهش :

روش تحقیق مورد استفاده  مطالعه موردی است ، به طور مختصر “مورد ” شرحی از یک موقعیت یا یک مشکل  است که فرد یا  سازمان با آن مواجه می باشد . این روش در مطالعات رفتاری در حال افزایش می باشد ، زیرا این روش به صورت عالی یک وضعیت را بسیار دقیق توصیف می کند . از نظر هدف ، مطالعه فوق یک تحقیق کاربردی است ؛ زیرا هدف اصلی یا فتن  راه حلی برای مشکل یا معینی از زندگی واقعی می باشد.  با توجه به موضوع جامعه آماری کلیه خانواده های که در سال 92 ( از ابتدای فروردین تا پایان اسفندماه ) برای طلاق به داد گستری شهرستان سقّز مراجعه و پرونده تشکیل داده بودن را در بر می گیرد .  با توجه به حجم جامعه آماری و تعیین نمونه آماری با استفاده از فرمول کو کران  تعداد  160  نفر با استفاده از  روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای و رعایت کلیه نسبت ها ( توافقی  –نفقه – تمکین و…)  و قابلیت تعمیم پذیری نتایج  استفاده گردید .  در پایان تعداد 150 نفر همکاری لازم و پرسشنامه ها را تکمیل نمودند.

ماهیت سواد رسانه ای :با پیدایش انقلاب تکنولوژی در دهه ی 1980 ، جهان به مرحله جدیدی گام نهاد که در آن رسانه ها ضمن گام بر داشتن در مسیر تکامل و تنوع ، به یکی از اجزای جوامع بشری تبدیل شدند و به منظور محافظت مخاطبان ،رسانه های امروزی باید سواد جدیدی را در قالب و نظام های مختلف به آنان آموخت که چیزی فراتر از سواد سنتی در نظام های آموزشی رایج در کشور ها است. توانایی و قدرت دسترسی، تحلیل، و ارزیابی و انتقال اطلاعات و پیام های رسانه ای که می توان در چهار چوب های مختلف چاپی و غیر چاپی عرضه نمود را سواد رسانه ای می گویند(کانسیداین ،1379 ،3). سواد رسانه ای با توانمند کردن انسان بر درک نحوه کار رسانه ها و نحوه معنی سازی آنها ، ماهیت و اهداف تولید پیام رسانه ها و تاثیرات و تکنیک های رسانه ای گوناگون، او را از مصرف کنند گی خارج کرده و در برابر اثرات رسانه ها مقاوم می سازد (کانسیداین ،نقل از کرباسیان، 1392).

شر(2005)،به پنج مفهوم کلیدی در سواد رسانه ای اشاره می نماید .این مفاهیم شامل : عدم شفافیت-  رمزها و قواعد – رمزگشایی مخاطب – محتوی و پیام – و انگیزه می باشند . بر اساس این مفاهیم ، سواد رسانه ای باید مخاطبان را به توانمند های معینی مجهز نماید .

در واقع امروزه ، ما در یک دنیای رسانه ای زندگی می کنیم و تحت نفوذ امواج مختلف رسانه ای قرار داریم. باید توجه داشت که رسانه ها در قالب برنامه های تهیه شده، پیام های متنوعی را به مخاطبان ارائه می نمایند و هر پیامی ، ارزش ها و اهداف و سبک های زندگی مورد نظر خود را به نمایش می گذارند. لذا خانواده ها و فرزندان آنها و کلیه افراد جامعه ،به منظور کسب مهارت و توانایی ،درک و تفسیر و تحلیل منطقی این پیام و سبک های القايی ، نیازمند سواد رسانه ای می باشند . سواد رسانه ای به دنبال آن است تا در فرد توانایی استفاده از رسانه ها را آموزش دهد و به طوری که فرد بتواند ضمن درک و تحلیل و ارزیابی پیام های رسانه ای مختلف ، پیام ها و برنامه های مثبت و منفی و سازنده را کسب نمایند .

ضرورت آموزش سواد رسانه ای :انسان به عنوان یک موجود فرهیخته در قرن بیست و یکم متاثر از موج های جهانی شدن و رشد فزاینده ی فرد گرایی ،سبب گردیده تا در انجام کارها منافع مادی و معنوی خود را در نظر گرفته و سپس اقدام به انجام کارها می نمایند . استفاده از رسانه ها هم از این قاعده مستثنی نیست . ماهواره ها اینترنت و موبایل و …سبب گردیده که روزانه چندین ساعت همراه و همگام با آنان سپری نمایند ، لذا با استفاده از فرمول های منطقی و هزینه – فایده ، ضروری است که مخاطبان میزان ، مسیر ، نوع و اهداف همراهی با این رسانه ها را در یک چهار چوب مفهومی ،ارزشی متناسب با پیوند ها و باورهای فردی و اجتماعی خود را طراحی و اجرا نمایند .

“باری دونکان “عضو انجمن سواد رسانه ای کانادا در ضرورت آموزش سواد رسانه ای دلایل زیر را بیان نموده اند : “رسانه ها بر حیات فرهنگی و سیاسی ما سلطه دارند – تقریبا همه اطلاعات ، جز مواردی که آنها را به طور مستقیم تجربه می کنند ،رسانه ای شده اند  – رسانه ها قادرند ، مدل های رفتاری و ارزشی پر قدرتی خلق کنند  – سواد رسانه ای ، می تواند مصرف رسانه ای ما را لذت بخش تر کنند – رسانه ها ،بدون فعال کردن بخش  خود آگاه ،بر ما اثر می گذارند .علاوه بر دلایل فوق “دن بلیک ” یکی از پژوهشگران عرصه سواد رسانه ای در ضرورت آموزش سواد رسانه ای این موارد را بیان نموده اند : “1- ما در یک محیط میانجی و با واسطه زندگی می کنیم . 2 – سواد رسانه ای بر تفکر انتقادی تاکید می نمایند . 3 – وجود سواد رسانه ای بخشی از حیات یک شهروند فرهیخته است 4 – سواد رسانه ای مشارکت فعال را در یک محیط اشباع شده رسانه ای ترویج می دهد . 5 – آموزش سواد رسانه ای به ما کمک می نمایند تا فن آوری های ارتباطی را بهتر درک و فهم نماییم ( قاسمی ،1368) .  با عنایت به موارد بیان شده، و تاثیر رسانه ها در عصر معاصر و زندگی انسانها، سبب گردیده جوامع مختلف به این نوع از علم روی خوشی نشان داده و برای دریافت و آموزش آن برنامه ریزی و تدارک لازم را لحاظ نمایند . اگر سواد رسانه ای متناسب با ویژگیهای سنی ، جمعیت شناختی و تربیتی مخاطبان آموزش داده شود  یاد گیرندگان و فارغ التحصیلان تواناییهای را کسب می کنند که آنها را قادر می سازد تا

 

 

 

 

1- توانایی استفاده از تکنولوژی روز مانند ، ماهواره، اینترنت و موبایل…

2- توانایی نتیجه گیری در مورد روابط علت و معلول میان گزارشهای رسانه ها و واکنش عمومی

3 توانایی تشخیص تاثیر تحریف ،کلیشه سازی، تبلیغات و خشونت در رسانه های دیداری

4- توانایی تشخیص ،تفسیر و به وجود آوردن تصویر های بصری

5- توانایی مصرف انتقادی و نه منفعلانه از رسانه ها

6- توانایی اتخاذ رژیم مصرف رسانه ای

7 توانایی تجزیه و تحلیل اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی رسانه ها

 

منبع : (شکر خواه ، 1368، 3).

با عنایت به مطالب بالا، تفاوتی اساسی در درک ما از رسانه ها به وجود آمده است. در گذشته درک ما از رسانه ها بیشتر شامل جابجایی پیام و انتقال اخبار به افراد و پر کردن اوقات فراغت انسانها ، محدود می گردید ، اما امروز سطح ارتباط و شیوه های ارتباطی رسانه ها با افراد در گوشه و کنار جهان کاملا متحول و اهداف گسترده و پیچیده ای را دنبال می نمایند. آمار ها نشان می دهند که فیس بوک بیش از 600 میلیون عضو ، و مو تورهای جستجوگر روزانه میلیاردها جستجو انجام می دهند ،ویکیپیدیا در حدود 280زبان و ماهانه حدود 400میلیون نفر کاربر دارد(فکوهی ،1390). در یک جستجوی ساده گیرنده های ماهواره ای بیش از 2000 کانال ماهواره ای با زبان های مختلف را پیدا می کنند ، که در این میان فقط 123 شبکه ماهواره ای فارسی زبان در قالب فیلم و سریال ، اخبار ،موسیقی و کارتون برای مخاطبان فارسی زبان پخش برنامه دارند . نسل جدید موبایل ها ، کار کردهای بسیار فراتر از یک برقراری ارتباطی ساده را برای کاربران خود انجام می دهند . با عنایت به حرکت پرشتاب رسانه ای و فن آوری اطلاعات موجود در اطراف و اتمسفر پیرامون ما ، باعث گردیده که زمان و مکان به سهولت و سرعت پیموده شده و فضا و روابط فردی و جمعی ما را تحت تاثیر قرار دهد . لذا بهترین ابزار مقابله با رسانه ها (جنگ نرم)آموزش سواد رسانه ای است .

تفکر انعکاسی :تعلیم و تربیت در قرن بیست و یکم ، برای فراگیران فرصت ها و چالش هایی را به وجود آورده است که می طلبد برای دستیابی به درجات بالای فرهیختگی ، به مهارتها و تواناییهای خاصی مجهز گردند . تعلیم و تربیت در این قرن دیگر به معنای جمع آوری اطلاعات و دانش نیست ، بلکه منظور از آن شرکت فعال یادگیرندگان در کسب تجارب و معنا بخشی به آن تجارب می باشد . بر همین اساس تفکر انعکاسی مهمتر از تفکر انتقادی است ، زیرا در این نوع تفکر ، یادگیرندگان با شرایط و موقعیتی روبرومی گردند که به گذشته بر گشته و در باره افکار خود بیندیشند.ا

اندیشیدن یافلسفیدن ،را در فلسفه آموزش و پرورش های نوین با واژه هایی همچون تفکر انعکاسی و تفکر انتقادی بیان می نمایند . اگر چه هر دو واژه به نقش فعال یادگیرندگان در فرایند یادگیری اهمیت می دهند ، اما با همدیگر دارای تفاوتهایی هم می باشند. دیویی (1933)، تفکر انعکاسی را توجه دقیق ،فعالانه و مستمر به اطلاعات و زمینه های حمایت کننده از آن و در نظر گرفتن نتایج و تبعات آن اطلاعات می داند. یادگیرندگان با استفاده از این نوع تفکر یاد می گیرند که نسبت به یادگیری خود اگاهی داشته و آن را کنترل نمایند . این نوع تفکر دقیقا همان چیزی است که در روان شناسی پرورشی تحت عنوان “فراشناخت” (تفکر در باره تفکر )بیان می گردد. منظور از فرا شناخت ،آگاهی فرد از شناخت و تفکر خویش و کنترل و تنظیم آن است . در تفکر انتقادی ،کمک می گردد که یاد گیرندگان با استفاده از برخی مهارت های شناختی به نتایج مطلوبی دستیابی پیدا نمایند . به عبارتی دیگر ، تفکر انتقادی نوعی تفکر هدایت شده است ، ز برا تاکید آن بر روی پیامد و نتایج مطلوب است . در حالی که تفکر انعکاسی بخشی از فرایند تفکر انتقادی است که مشخصا بر روی فرایند های تحلیل و قضاوت در باره رویداد ها به کار می رود (فولاد چنگ ،1385).  اگر هدف اصلی آموزش و پرورش را یادگیری و معادل تغییر رفتار نسبتا پایدار چه در حوزه اندیشه و چه رفتار عملی یاد گیرندگان تعریف و تصور نماییم ،تفکر انعکاسی به عنوان یک سازه مطلوب آموزشی ، کمک می نماید تا فراگیران به آنچه در قالب پیام یا تفکر از طریق رسانه های مختلف برای آنان تهیه و ارائه می گردند ، اندیشیده و اقدام به قضاوت و تحلیل و انتخاب نمایند، و از چالش های مختلفی که رسانه ها در مسیر بالندگی آنان فراهم می آورند ، با مهارت های آگاهانه و کنترل شده آنها را به فرصت های مطلوب زندگی عصر ارتباطات تبدیل نمایند .

مفهوم پدیده طلاق :طلاق در لغت به معنای رها کردن و آزاد کردن است (گواهی ،1373). و در اصطلاح ،یعنی گسستن پیوند ازدواج با لفظی مخصوص می باشد ، طلاق نوعی گسست و جدایی و اخلال در بنیان های اساسی خانواده است که منجر به جدایی همیشگی می شود (محقق داماد ،1387).  طلاق فرایندی است که با تجربه بحران عاطفی هر دو زوج شروع می شود و با تلاش برای حل تعارض از طریق ورود به موقعیت جدید با نقش ها و سبک زندگی جدید خاتمه میابد ( گاتمن، 1993). حال باید یک سوال اساسی را از خود پرسید چرا پدیده طلاق افزایش یافته است ؟ برای کالبد شکافی ای مشکل ، باید پذیرفت که موج های جهانی شدن بر کشور ما هم همچون دیگر کشور ها تاثیر گذاشته است ،جهانی شدن دارای اثرات مثبت و منفی است ف کشور ما در حال گذر از سنت به مدرنیته است ، تغییر در سبک زندگی  و فرد گرایی ارزشها و اعتقادات و باورها و سبک زندگی هم در حال دگرگون شدن است ، انکار کردن بی معناست ،سیاست بازی دولتمردان به قیمت فراموش کردن واقعیت های اجتماعی نابخشودنی است . رسانه های دیجیتالی به جهانی شدن در کشور ماهم کمک شایانی کرده است، تحولات فرهنگی ملی و فراملی  با سرعت بیشتری  جای عادات و رسوم محلی را پر کرده اند،همه این واقعیت ها و بیشتر از آنها در حال حاضر در ایران و کردستان ما در حال اتفاق افتادن است . طلاق با همه کمی و کاستی های آن، از عوامل ذکر شده بالا متاثرو مهمترین عامل تهدید علیه بنیان خانواده به شمار می رود .پدیده طلاق در جامعه امروز ،به عنوان یکی از آسیب های اجتمتعی که ریشه در تغییر و تحولات فرهنگی ،رسانه ای و …دارد ، شدت یافته است . در گذشته پدیده طلاق به عنوان یک امر مذموم و ننگ آور در نزد خانواده ها مطرح و جاری شدن آن دارای استرس و وحشت آور بود ، اما اکنون یک امر رایجی گردیده که افراد تلاش می کنند به کمک آن خود را از موقعیت موجود  رها بخشند ، و دیگر استرس و وحشتی از آن نداشته و متاسفانه خیلی عادی و راحت در حال جا افتادن در جامعه است . در سالهای گذشته در استان کردستان و شهرستان سقز هم همچون بسیاری از نقاط کشور ، که جامعه ای اسلامی و دارای ارزش های اسلامی و اخلاقی می باشیم ، متاسفانه چندین جلسه ،همایش،کارگروه تشکیل گردیده و متاسفانه در زمینه تدوین یک برنامه ،سیاست دقیق به منظور حفظ یا کاهش نرخ طلاق نا کام مانده ایم و صرفا در حد بیان نگرانی ها متوقف گردیده است . لذا رسالت و کارکرد این همایش بایستی واقع گرایانه و کاربردی نگریسته شود تا بتواند در حل معضل ، موثر واقع گردد.

  علل طلاق : از جمله مهمترین عواملی که در تحولات و آسیب های اجتماعی امروزی همچون  طلاق در جامعه و استان ما موثر بوده است ، اشاره می گردد.

الف – فرهنگ استقلال طلبی : همانگونه که قبلا در مبحث جهانی شدن مطرح گردید ،جامعه ما هم در یک دهه ی اخیر شاهد تحولات عظیمی بوده است که از جمله به استقلال طلبی زوجین باید اشاره نمود .  این معضل همبستگی گروهی را کاهش و مرز بندیهای جدیدی را شکل داده است . زوجین، ورود و دخالت برخی از بزرگان و خانواده ها را امروز نابجا و غیر قابل قبول می دانند ، و گاه افراد مصلح و دل سوزان و آگاهان عشیره، ورود خود را به برخی حوزه ها در حریم خانواده ها ، جایز نمی دانند ،از دید گاه کارشناسان امروزی متاسفانه در فرهنگ جدید ، برخی از مداخلات ، خود  یکی از عوامل موثر در طلاق محسوب می گردد ( حمیدیان ،1389).

 – مشکلات جنسی : از میان علل طلاق ، شاید این عامل در مقایسه با سایر علل نهفته و ناگفته باقی می ماند . آنهم شاید دو علت اصلی دارد : نخست اینکه زوجین به دلیل موارد اخلاقی غالبا به آن نمی پردازند ،دوم تاثیر ناکامی های جنسی از بعد روانی و رفتاری اغلب به صورت ناخود آگاه می باشد . برخی از کار شناسان معتقدند که شاید علت اعظم اختلافات خانوادگی و نهایتا تنفر و جدایی از یکدیگر ریشه در نارضایتی های جنسی دارد . گرچه اظهار نظر در باره مسایل جنسی از سوی برخی از مقامهای رسمی کشور خط قرمز محسوب می گردد ، اما افزایش آسیب های اجتماعی در سالهای اخیر ،اظهار نظر در باره آن، به حوزه عمومی جامعه هم کشیده شده است . برخی از کارشناسان بر این باورند  که بین 50 تا 60 درصد طلاق ها به علت مشکلات و اختلالات جنسی مربوط می گردد(فروتن ،1392).همچنین در همایش خانواده و سلامتی بیان گردید که ناتوانی جنسی در مردان و بی میلی جنسی در زنان از شایع ترین اختلالات جنسی در ایران اعلام شده است .

ج- رواج نسبیت گرایی : به صراحت باید اذعان نمود که پکی از آثار مخرب رسانه های امروزی بر مخاطبانی که از توانایی نسبی بالا و تفکر انعکاسی برخوردار نمی باشند ،رواج نسبیت گرایی است . در این مقوله افراد دچار نوعی تردید در اصول ثابت اخلاقی و شک و تردید در امور ی که مقدس شمرده می شوند ،دچار گشته و آثار مهمی بر بافت خانواده ها می گذارد . کم شدن تقید زن و مرد به خانواده ، کم ارزش شدن ارزشهای اخلاقی همچون غیرت برای مردان و شرم و حیّا برای زنان ،افزایش روابط خارج از چهار چوب قابل قبول اجتماعی و مذهبی  و کاهش وفا داری زوجین به همدیگر با وجود برخی موانع و سختی ها، در زندگی باعث مشکلات می گردند. شاید یکی از مهمترین کار کردهای سواد رسانه ای بر مخاطبان در این موارد ضرورت یافته و از تلقین و تفهیم نسبیت گرایی در مخاطبان رسانه های امروزی جلو گیری به عمل می آورد .  

 ابعاد تخریبی طلاق : طلاق یکی از مهمترین واقعه های احتمالی در مسیر زندگی برخی از زوجین می باشد . این موضوع دارای ابعاد و اضلاع متفاوتی است . در نخستین مرحله و بعد ،طلاق یک پدیده روانی است ،زیرا نه تنها به تعادل روانی زوجین ،زن و مرد، بلکه فرزندان ،دوستان ،اعضای خانواده زوجین و نزدیکان آنها تاثیر می گذارد. بعد دیگر طلاق، یک پدیده اقتصادی است ،فرو پاشی و از هم گسیختگی کانون خانواده بر میزان درآمد و تولید و نهایتا بهره وری هر کدام از زوجین ،فقر مالی و جسمی تاثیر مستقیم گذاشته و اسیب های جدی به بار خواهد آورد . از طرفی طلاق یک پدیده جمعیتی و اجتماعی است ،از یک طرف بر کمیت زاد و ولد و جمعیت تاثیر می گذارد ،زیرا تنها کانون و واحد مشروع زاد ولد در هر جامعه ای کانون گرم خانواده است . از طرفی دیگر بر کیفیت جمعیت هر جامعه ای تاثیر گذار است ،چون طلاق بر سلامت روانی زوجین ،فقر فکری و عدم توانایی برای رشد شکوفایی جمعیتی را از جامعه سلب می نماید . نهایتا طلاق یک پدیده فرهنگی است ، مناسبات فرهنگی بین خانواده ها، کم رنگ شدن ارزشهای مثبت هر جامعه، کاهش مبانی دینی و اعتقادات فرهنگی  در یک جامعه دین مدار ….از عوارض و آسیب های فرهنگی طلاق به حساب می -اید .با توجه به موارد ذکر شده ی بالا، طلاق یک پدیده چند وجهی است و بایستی از زوایا و دیدگاههای مختلف همچون فردی، اقتصادی ،دینی ، فرهنگی و جمعیتی به آن پرداخته شود .

آثار تخریبی طلاق

فرزندان

مردان

 زنان

زمینه ساز بسیاری از اختلالات رفتاری  و اختلالات روانی ، افسردگی در کودکان و نوجوانان ، اضطراب ، پرخاشگری ، حسادت ،سوء ظن ، فرار از منزل ، افت تحصیلی ، بزهکاری اجتماعی، قتل ، دزدی ، ازدواج های زود هنگام خصوصا در دختران ، اختلال هویت ، بی خوابی ، سوء تغذیه ، احساس درماندگی ، عقده حقارت ، گرایش به سوی عقده های منفی و ضد اجتماعی

فشار های روانی و روحی ،ابتلاء به آسیب های اجتماعی همچون اعتیاد به مواد مخدر ،الکل ،اختلالات رفتاری ،خودکشی ،انحرافات جنسی و در معرض انواع بیماریهای آمیزشی و ویروسی ،طرد خانوادگی و اختلاف با سایر اعضای خانواده ، اختلاف با فرزندان خصوصا در صورت  ازدواج مجدد …..

مشکلات اقتصادی، معیشتی،تن دادن به ازدواج های خارج از عرف اجتماعی ، افسردگی ،پذیرش نقش های چند گانه، روی آوردن به آسیب ها یی همچون خودکشی ،فحشاء ف سرقت ف اختلال در روابط اجتماعی، مشکلات جنسی و روی آوردن به انحرافات جنسی و فساد اخلاقی ، دلتنگی و از دست دادن سلامت روانی و جسمی ،مشکلات ناشی از عدم حضانت فرزندان …..

 

منبع : آسیب شنا سی طلاق 1391

نرخ طلاق : برای محاسبه دقیق‌، “نرخ” طلاق  تعداد طلاق را بر كل جمعیت تقسیم كنند. نرخ طلاق برای مقایسه نسبت به تعداد طلاق شاخص دقیق‌تری است چون ممكن است تعداد طلاق افزایش یابد ولی با توجه به مخرج كسر كه كل جمعیت است، میزان طلاق كاهش یابد.

 نسبت طلاق به ازدواج : برای محاسبه این نسبت ، تعداد طلاق های ثبت شده را به تعداد ازدواج های ثبت شده همان دوره در یک محدوده مکانی معین تقسیم و در عدد 100 ضرب  می نماییم.  به طور مثال نرخ ازدواج وطلاق در سال 1390 در ایران برابر با7/11 و 9/1 در هزار نفر بوده است . به عبارتی دیگر ،به ازای هر هزار نفر 7/11 ازدواج و 9/1 طلاق به ثبت رسیده است . در حالی که اگر بخوایم شاخص نسبت طلاق به ازدواج را در همان سال (90) برای کردستان و ایران نشان دهیم ، عدد 6/6 برای کردستان و 1/6 را برای کل کشور نشان می دهد . به عبارتی دیگر در مقابل هر 6/6 ازدواج در کردستان یک طلاق ثبت گردیده است ، در همین سال در کشور در مقابل هر 1/6 ازدواج یک طلاق به ثبت رسیده است .(میرزایی،1392). 

تحلیل نتایج :

جدول شماره 4 ( توزیع آزمودنیها بر اساس جنسیت)

درصد

فراوانی

جنسیت

34

51

مرد

66

99

زن

100

150

جمع

 

 

 

 

 

 

با توجه به اطلاعات آماری جدول ، کل نمونه آماری مورد تحقیق 150 نفر بوده که از این تعداد 34 درصد آنان را آقایان و 66 درصد را خانمها تشکیل داده است .از زوجین برای تکمیل پرسشنامه ها دعوت گردید اما به دلایلی همچون اشتغال ،  عدم تمایل به تکمیل پرسشنامه ، عدم تحویل یا ناقص پاسخ دادن به سوالات  از طرف آقایان مورد توجه بود .

جدول شماره 5( توزیع آزمودنیها بر اساس  سن)

درصد

فراوانی

سن

8

12

20-15

18

27

25-20

32

48

30-25

22

35

35-30

10

15

40-35

10

15

45-40

 

کد خبر: 8854