شارنيوز- اخبار سقز

امروز ۱۵/۰۹/۱۳۹۹
یکشنبه، 29th ژوئن 2014
10:42 ب.ظ

همه چیز در باره دژ باستانی زیویه+گزارش تصویری

معتصم مسلم

معماري مانايي، مادي:

از نبشته‌هاي آشوري چنين برمي‌آيد كه در خاك ماد نقاط مسكوني مستحكم دژگونه‌اي «آلاني دننوتي» و نقاط مسكوني كوچك ديگري در اطراف آن «آلاني سهروتي» وجود داشته‌اند و ساكنان نقاط فوق‌الذكر به هنگام ضرورت مي‌توانستند به درون حصار دژ پناه برند.

تفاوتي كه در زبان پارسي باستاني در تسمية نقاط مسكوني (ويس و وردنه_ كه به زبان اكدي «آلو» ترجمه مي‌شود) و دژها (ديدا، كه در واقع «حصار» است وبه اكدي «آلو» يا «بيرتو» ناميده مي‌شود) وجود دارد از همين تفاوت مفهومي ناشي مي‌باشد. چنين دژي ممكن بود نقطة مسكوني دائمي و يا پناهگاه موقتي باشد. تصاوير آشوريي از دژهاي مادي بجامانده است، كه وضع استحكامات مزبور را نيك نشان مي‌دهد.zevehma (5)

دژهاي مزبور ساختمان‌هاي محكمي بودند بر ارتفاعات و صخره‌هاي طبيعي و يا بر خاك‌ريزها وتپه‌هاي مصنوعي. گرداگرد آنها لااقل يك ديوار (خارخار) و يا گاهي چندين حصار متحدالمركز (كي شسو) كشيده شده بود. در طول حصار برج‌هايي به فاصله‌هاي معين تعبيه شده بوده و سر برج‌ها و حصار براي تيراندازي از كمان كنگره‌دار بود. در بعضي موارد در شيب تپة طبيعي ديواري با آجر ساخته مي‌شد كه شيب را عمودي سازند. حصار اصلي و شايد كنگره‌ها، هم‌چنانكه در اورارتو نيز متداول بود با سنگ ساخته مي‌شد و بدنة حصارهاي ديگر با خشت خام. غالباً دژها را طوري مي‌ساختند كه خندق و يا مسير طبيعي رودخانه‌اي دفاع از آن را تكميل كند.

غالباً در درون دژ منزل حاكم و فرمانده را نيز با برج و بارو مستحكم مي‌كردند، ولي به رغم قدرت حصارهاي خشتي و وسايل گوناگوني كه مباشران ساختماني دژها براي تحكيم آنها به‌كار مي‌برند، تاريخ جنگ‌هاي ماد و آشور نشان مي‌دهد كه مادي‌ها به ندرت به نيروي دفاعي حصارهاي خويش استظهار مي ورزيدند.

از مادها آثاري در حد امپراطوري‌هاي نظير هخامنشيان و ساساني باقي نمانده و اگر هم باشد هنوز از زير خاك خارج نشده است و برخلاف گفته بسياري از محققين و صاحب‌نظران، دليل اصلي اين امر، كوتاهي دوران استقرار حكومت مادها و درگيري كامل در تمام دوران فرمانروائي است، زيرا چنان‌كه مي‌دانيم زمان شكست آشور تا انقراض دولت ماد در حدود 53 سال طول كشيد.

 

ساختمان‌هايي كه امروزه از ماد و ماننا داريم؛ دژهاي زيويه (زيپيا) و قپلانتو (آرمائيت) است كه اين بناها عمدتاً خشتي مي‌باشند و مقبرة «فقرقا fagraga» در حوالي مهاباد، غار «گارني يارخ Garny yaregh» در سلماس، دخمة «ايوان فرهاد» در نزديكي ماكو و «دكان داوود» در سرپل‌ذهاب و دخمة «كور و كچ» به معني پسر و دختر در «شاره ژور = شهرزور» بيشتر بقاياي سنگي هستند.

دياكونوف هنر معماري مادها را بيشتر حاصل برجسته نگاري ديگر طوايف كرد «لولوبيان» و «گوتيان» مي‌داند، كه ما آنها را از طوايف غربي ماد مي‌ناميم. صنعتگران طوايف مختلف ماد، در كشورهاي همسايه اثرات عميقي داشته‌اند و دخمه‌هاي موجود، نشان‌دهندة اين مطلب‌اند كه اين‌ها نمايي دارند كه به منزلة در ورودي است، و سقف آن‌ها روي ستون‌ها قرار مي‌گيرند.

zevehma (7)

دژ زيويه:

دژ زيويه از بزرگ‌ترين و مهم‌‌ترين محوطه‌هاي باستاني در شمال غرب ايران است. اين محوطه در 55 كيلومتري جنوب‌شرقي شهرستان سقز و در شمال روستايي موسوم به همين نام قرار دارد. دژ زيويه در مورخ 04/10/1346 به شماره 762 در فهرست آثار ملّي به ثبت رسيده است. تپة زيويه قريب به 40 هکتار وسعت و ارتفاع آن از سطح زمين‌هاي مجاور 105 متر است. موقعيت خاص طبيعي تپة زيويه در چشم‌انداز اطراف علت اصلي و اساسي براي بناي چنين دژي را مسجل و مستدل مي‌نمايد. به عبارت ديگر، وضعيت تپه نسبت به ارتفاعات مجاور از نظر استراتژيکي داراي اهميت خاصي است. قسمت شمالي تپه داراي شيب نسبتاً تند و قسمت جنوبي آن نيز در اغلب بخش‌ها صخره‌اي و به‌صورت ديواره‌اي پرشيب است که دسترسي به تپه را از اين جهات مشکل يا غيرممکن مي‌سازد. تنها در جبهه‌هاي غربي و شرقي تپه است که از رهگذر شيبي ملايم دستيابي به قلة تپه ميسر است. در دامنة جنوبي و در زير صخره‌ها به ارتفاع 50 متري از زمين‌هاي اطراف غار نسبتاً بزرگي قرار دارد که شايد در گذشته سازندگان و معماران دژ توانسته باشند از درون تأسيسات دژ راهي به آن پيدا کنند.

zevehma (4)

اول بار از زيويه در سالنامه‌هاي آشوري سده‌هاي نهم و هشتم پيش از ميلاد و در زمينة پادشاهي مانا ذکري به ميان آمده است، پادشاهي مانا مهم‌ترين و در عين حال کم‌شناخته‌ترين دولتي است که در هزاره يکم پيش از ميلاد و قبل از تشکيل حکومت ماد در محدودة شمال‌غرب ايران يعني بخشي از مناطق کردنشين ايران کنوني شکل گرفته و بيش از سيصد سال به حيات مستقل سياسي و فرهنگي خود ادامه داده است؛ اما در تاريخ ايران کمتر سخني از ماناها به ميان آمده است. سپاهيان و لشکريان آشوري ضمن لشکرکشي به اين منطقه پايتخت ماناها به نام ايزيرتو را به آتش كشيده و ضمن شکست دادن ايرانز. پادشاه مقتدر مانايي دو دژ مهم و مرکزي آنها به نام ايزيبيه (زيپيا) و آرماييد را متصرف شده است. اغلب پژوهشگران را عقيده بر اين است كه زيپيا زيويه فعلي است و آرماييد برابر بررسي‌هاي انجام شده به احتمال در محدوده روستاي قپلانتو در پنج کيلومتري شرق زيويه قرار دارد (ناگفته نماند كه دژي با خصوصياتي بسيار نزديك به معماري دژ زيويه در روستاي قپلانتو در زير ساختمان هاي اين روستا خود نمايي مي‌كند).

اعتبار و شهرت جهاني زيويه به سال 1325 خورشيدي بر مي‌گردد که بر اثر عوامل جوي و ريزش برف و باران قسمتي از رأس تپه تخريب گرديد و آثار و اشياي مدفون در آن به‌صورت اتفاقي کشف شد، آثار كم‌نظير و نادري كه بعدها زينت‌بخش ده‌ها موزه و كلكسيون داخلي و خارجي شد، «به قول دياكونوف، شرق شناس مشهور روسي، آثار به‌دست‌آمده از زيويه بيشتر ساختة دست صنعت‌گران محلي و مردم آن ناحيه از كردستان است و منشاء اغلب مصنوعات هنري دفينة سقز، همان ناحية سقز است و اشياء مزبور آثار هنري ساكنان اصلي جبال زاگرس و به‌خصوص سرزمين ماننا مي‌باشند».

پيشينة پژوهش:

فصل نخست حفاري‌هاي تجارتي تپه زيويه در دهه‌هاي 1320 تا 1340 خورشيدي توسط ايوب ربنو صورت گرفت كه به نسبت بيشترين آسيب‌ها در جريان حفاري‌هاي تجارتي و به منظور كشف اشياء عتيقه و بانظارت دولت وقت بر معماري دژ تحميل شد. در سال 1963 ميلادي (1342 خورشيدي) بررسي سطحي و گمانه‌زني محدود به‌وسيلة رابرت دايسن از سوي پروژة حسنلوي دانشگاه پنسيلوانيا انجام شد. کاوش‌هاي گروه ايراني در تپة زيويه به سرپرستي نصرت¬الله معتمدي از سوي مرکز باستان¬شناسي وقت و سـازمان ميراث¬فرهنگي کشور به¬مدت سه فصل از 1355 تا 1357 ادامه يافت. پس از 15 سال وقفه مجدداً در سال 1373 تا 1377 به¬مدت 5 فصل کاوش¬هاي باستان‌شناختي در زيويه از سر گرفته شد. آخرين مرحله کاوش¬هاي باستان‌شناختي گروه ايراني به سرپرستي سيمين لک‌پور از سوي پژوهشکده باستان¬شناسي به¬مدت 4 فصل از سال 1379 تا 1382 ادامه يافت. در  فصلهاي ياد شده ـ که گزارش جامعي از آن در دست نيست ـ سطوح گسترده¬اي از محوطة باستاني زيويه (بيش از 5000 متر مربع) حفاري شد و آثار معماري، اشياي سفالي، فلزي و استخواني چشمگيري به¬دست آمد. در طول مدت کاوش چندين واحد معماري شامل ورودي اصلي در شرق تپه، پله¬هاي سنگي، اطاق¬هاي تودرتو و دو طبقه، حياط¬هاي سنگفرش ، تالارستوندار وغيره که هر يک داراي کاربري خاص خود است به¬دست هيأت باستان¬شناسي شناسايي شد. 

با آغاز به¬کار پايگاه در مهرماه 1386 دور چهارم فعاليتهاي باستان¬شناختي، ساماندهي و حفاظت¬هاي ضروري در محوطة باستاني زيويه که از سال 1382 متوقف شده بود پس از پنج سال وقفه از سال 1387 به سرپرستي دکتر کاميار عبدي فارغ-التحصيل دانشگاه ميشيگان و استاد دارتمُت کالج آمريکا از سرگرفته شد. ولي اين فعاليتها هم از همان بدو شروع به دلايلي نامعلوم به تعطيلي انجاميد     ودر اين زمينه مي توان سخنان استاد ارجمند دكترعبدي را ياد آوري نمود : 

 كه با اشاره به انجام كاوش هيأت مؤسسه‌ي شرق‌شناسي دانشگاه شيکاگو در بخش عمده‌ي تخت جمشيد (پارسه) در شش فصل و ارائه‌ي گزارش‌هاي آن در چند جلد كتاب، اظهار داشت: زيويه با وسعتي حدود يك‌پنجم تخت جمشيد (پارسه) 11 فصل حفاري را در حالي به خود ديده كه در عمل، هيچ گزارش دندان‌گيري درباره‌ي آن منتشر نشده است.

zevehma (1)

 معماري دژ :

دژ زيويه برروي تپه طبيعي كه قسمتي از راس آن سنگي است بناشده و 800 متر طول و 500 مترعرض و 105 متر از زمينهاي مجاور خود ارتفاع دارد .طول دژ 450 متر و از شرق به غرب امتداد دارد و عرض آن تزديك به 118 متر مي باشد. 

اين بنا باتوجه به صورت طبيعي تپه و صخرهايي كه از گوشه و كنار ان سر برآورده شكل پذيرفته است .فضاهاي معماري دژ زيويه به نحوي كاملاً استادانه در ميان عوارض طبيعي تپه جاي گرفته و به عضوي جدائي ناپذير از تپه مبدل شده ، به طوري كه تفكيك انها بسيار مشكل است و به اصتلاح امروزي اين نوع معماري را معماري ارگانيك مي نامند .

براي احداث دژ زيويه، استادکاران پس از بنياد مصطبه¬هاي متعدد، سکوهايي براي دستيابي به سطح صاف و هموار احداث کردند و در بين شيب¬هاي تپه، با استفاده از خشت خام، سنگ و چوب، دژي در نهايت استحکام و پايداري بنا نهادند.همانطور كه قبلاً گفته شد فضاهاي معماري با پيروي از الگوي خود كه تپه مي باشد از جبههء شرق و ازپايين ترين تختگاه تپه شروع شده و تا راس تپه كه تالارستوندار است ادامه مي يابد. عمدتاً مي توان فضاهاي معماري را در 4 تختگاه اصلي دسته بندي كرد و بدان پرداخت .

تنها قسمتي از تپه كه در شرايط كنوني هم مي توان از آن نسبتاً راحت به بالاترين قسمت تپه صعود كرد مسيري است در ضلع جنوب شرقي ،چون شيب هاي تند جهات ديگر،تپه را تاحدي مشكل و گاه غير قابل عبور ساخته است. به خصوص بايد راهي در قلعه تعبيه مي شد، تا چهار پايان هم بتوانند نسبتاً راحت سوار و يا باري را كه بر پشت حمل مي كنند وارد دژ نمايند. بنابراين پله هاي سنگي درقسمت جنوب شرقي تپه و از ارتفاع 39 متري از زمينهاي مجاور و 63متر پايين تر از راس تپه و 1027 متري از سطح دريا شروع و با عبور از 27 پله به ورودي دژ و  تختگاه اول ختم مي شود كه در اين قسمت بقايايي چندين ديوار با پي سنگي ( پي و شالوده ديوارهاي دژ اكثراً سنگي بوده)ديده مي شود، اين احتمال وجود دارد كه اين بقايا ساختمان خدمه و نگهبانان دژ بوده است، تختگاه اول را مي توان حياط و فضاي تقسيم هم ناميد به طوري كه دسترسي به ديگر تاسيسات دژ را از جبهه هاي شمال غربي  و جنوب غربي تختگاه واز طريق شيب تپه و پله هاي سنگي آسانتر مي سازد.

zevehma (6)

پله هاي سنگي محور اصلي ارتباطي فضاهاي دژ بوده كه از بيرون از تاسيسات دژ شروع شده و به بالاترين نقطهء دژ ختم مي شود، ديوارهاي در شمال و جنوب، متشكل از سنگ ، خشت و صخره هاي طبيعي و به ارتفاع حدود cm230 و ضخامت  cm210 كف وپله هاي معبر را محصور و در امتداد طول پله ها، پله ها را تا راس تپه همراهي مي كند.

 پله ها از سنگهاي موجود بر روي تپه ساخته شده و اگر چه ظرافتي در ساخت و ساز آنها به كار نرفته است ولي پله هائي است استوار وبا وجود گذشت زماني بيش از دو ونيم هزاره از برپائي آن،اما هنوزهم قسمت اعظم سنگهاي آن محكم ودر جاي خود قرار دارند.

رومن گريشمن پله هاي سنگي سرمسجدرا قديمي ترين اثربدست آمده از اقوام آريائي مي داند.وجود پله مكشوفه از زيويه تغييري در نظريه فوق به وجود مي آورد چرا كه نواحي شمال غرب ايران اولين جايگاه ورود اقوام آريائي مي باشد

طول پله ها پيوسته تابع شرايط طبيعي زميني است كه بر روي آن قرار گرفته باشد.چنانچه شيب زمين تند باشد به همان نسبت ازعرض كف پله كاسته مي شود و درعين حال به تعداد آنها اضافه مي شود، درغير اين صورت به شكل سنگ فرش   شيب دار جلوه گر شده است .( براي نمونه: در بعضي پله ها كف پله cm50 و دربرخي ديگر cm130 مي باشد).ارتفاع يا پيشاني پله ها متغير بوده كه در بيشتر پله ها به cm25 مي رسد . بر روي برخي از پله ها پايه ستونهاي حجاري شده به صورت قرينه ويا منفرد قرار گرفته كه خود سندي بر مسقف بودن مسير پله هاي دژ مي باشد . (نكته: فضاهاي سنگ فرش اكثراً روباز و فضاهاي مسقف با كفي خشتي طراحي شده اند .)

تختگاه دوم: اين تختگاه در ارتفاع 84 متري از زمينهاي مجاور و 18 متر پايين تر از راس تپه و در جبهه شمال شرقي تپه قرار گرفته است كه 37 پلهء سنگي تختگاه اول را بدان ارتباط مي دهد فضاهاي معماري اين تختگاه شامل حياط سنگ فرشي با مساحت 86مترمربع مي باشد، فضاهاي معماري ديگر اين قسمت كه شامل 4 اتاق دوطبقه است، كه طبقات تحتاني ان 4 متر پايين تراز كدارتفاعي حياط قرار گرفته است. ابنيه هاي كه در نقاط پست تپه ساخته شده جهت دستيابي به سطحي رفيع به شكل دو طبقه ساخته شده است .ارتفاع سقف در طبقه پايين صرفاً بستگي پيدا مي كند به اينكه در چه نقطه اي به كف مورد نظر رسيده باشند.احتمال مي رود كه قسمت پخت وپزو اشپزخانه ي دژ در اين قسمت تعبيه شده باشد اين درحالي است كه يكي از اتاقها بدونه روزن كه دسترسي ان فقط از سقف ميسر است ،انبار غله بوده و به دليل رابطه مستقيمي كه با محل پخت وپز داشته در  اين قسمت قرار گرفته است.( لازم به ذكر است كه از طبقات دوم غير از حفره هاي كه در گذشته چوب سقف در داخل انان برروي ديوار قرار مي گرفته هيچ اثر برجاي نماده است. دسترسي به اتاقهاي مذكور از راه شمال غربي تختگاه اول نيز ميسر است ).

تختگاه سوم : متاسفانه ازاين تختگاه اثار زيادي برجاي نمانده ، در ادامه راه و با عبور از تختگاه دوم ، اولين فضايي كه با آن روبرو مي شويم فضاي مكث مفروش از سنگ است به مساحت 43 مترمربع كه با 7 پله به تختگاه سوم وصل مي شود، از تختگاه سوم همانطور كه پيش تر گفته شد اثاري از ديوارهاي خشتي ديده نمي شود در اين محدوده فقط پي هاي سنگي به حالت جرز ونما باقي مانده است كه انها هم يكي يكي درحال فرو ريختن است.

zevehma (3)

پله هاي سنگي در تختگاه سوم به پايان مي رسد و ادامه انها براثر كاوشهاي گذشته كاملاً تخريب و سطح تپه دراين قسمت كاملاً مخدوش شده است .

به هرحال تختگاه چهارم يا تالارستوندار در ارتفاع 93 متري از زمينهاي مجاور و 9مترپايين تر از راس تپه و با مساحت حدود 700مترمربع درجبهه شمالي قرار گرفته است. تاسيسات اين محوطه متكي به صخره هائي است كه به صورت ديواره اي تپه را از غرب به شرق به دو قسمت نسبتاً مساوي تقسيم كرده است.اين مصطبه عظيم خشتي با مهارت كامل با فراز و فرودهاي متعددي بر روي شيب تند تپه ساخته شده ومهمترين بخش در تاسيسات دژ زيويه به حساب مي آيد.

واحد بنيادين معماري زيويه تالار ستون¬دار با 16 پايه ستون سنگي مدور به¬ قطر حدود 95 تا 105 سانتي¬متر يکي از کهنترين نمونه¬هاي اين نوع سازه در تاريخ معماري ايران به¬شمار مي¬رود.در قسمت ورودي تالارستوندار آثار وشواهد قابل لمسي از طاقهاي هلالي ديده مي شود،اين آثار شامل طاقي است كه برروي درگاه ضلع شرقي بنا ساخته شده و ديگر قسمتي از قوس وپايهء طاق برروي يكي از طاقچه هاي موجود دراين تالار است كه معماران وقت با كمترين امكانات موجود قوسي را خلق نموده اند كه ورودي شاه نشين(تالار) را شاخص تر كرده و بر شكوه و عظمت اين ابنيه تاريخي بي نظير افزوده اند.( امروزه بيشتر از 70درصد طاق مذكورتخريب شده است.  درساختمان طاقها از همان خشت وملاتي استفاده شده كه در ساير قسمتهاي ديگر بنا بكار رفته است )

سه تخته سنگ حجاري شدهء مستطيل شكل فضاي داخلي تالار را ازديگر فضاهاي بيروني جدا مي سازد.

ديوار جنوبي تالار به طول 52 متر وبا ارتفاع بين 150 تا 670 سانتيمتر در جبههء ياد شده خود نمايي مي كند، از اين ديوار 25متر آن با چين خوردگي هاي منظمي به شكل جرز و نما با نقوشي بافرو رفتگي يكسان به عمق cm25 وطول هر يك از جرزها و فرورفتگي هاي cm150 تشكيل شده است. نماي اين ديوار شاهدي بر تصاوير باقي مانده از آشور در توصيف دژهاي مانايي ،مادي مي باشد.مابقيه ديوار متشكل از خشت و  سنگ هاي طبيعي تپه است  كه سنگها به صورتي كاملاً ماهرانه تراش داده شده و به شكل ديواره اي كاملاً صاف خودنمايي مي كند.رنگ آميزي ديوارها در تالار ستوندارو تاسيسات جانبي آن عبارتند از : سفيد، آبي روشن، کرم، آبي، کرم مايل به قهوه اي و سياه.کف داخلي تالار ستون دار بطور کلي  خشتي و به حالت شطرنجی چیده شده است و ساييدگي ها و آسيب هاي احتمالي را هم با همان نوع خاک و يا گل بکار رفته در خشت ها ترميم کرده اند.جنس ستونها:شواهد بدست آمده چنين نظري وفكري را بوجود مي آوردكه،بدنهء ستونها هم از همان خشتي ساخته شده كه ديوارهاي قلعه را بوجود آورده اند.چراكه دراطراف پايه ستونها جز توده اي از خشت چيز ديگر بدست نيامده است .وشواهدي در دست است كه برروي اين ستونها قطعات سفال منقوش يا به صورت طوقه هائي همزمان با بالا رفته ستونها در جدارهء خارجي اين ستونها جاي گرفته است ويا آنكه پس از اتمام كار قطعاتي از سفال را كه به صورت قسمتي از استوانه ساخته شده بر روي بدنهء ستون نصب نموده اند.

سازندگان دژ به منظور تحكيم و ایستائی تالار دیوارهای حائلی در جبهه شمالی تالار به فاصله های معیني و به طور خیلی ماهرانه بنا نموده اند، که در ساختاراين ديوارها بر خلاف دیوارهای دیگر بیشتر از اجر استفاده شده است . و استفاده ازاجر نيز به دلیل بارهای وارده و فشار زیادی بوده که حائل ها متحمل می شدند، از بالا ترین نقطه اين برجكها(حائل ها) براي نگهباني استفاده مي شده به لحاظ استراتژيك و از بین هر دو دیوار که عمق 10 الی 15 متر داشته به عنوان انبار غله استفاده مي شده است . نكتهء مهم ديگري كه وجود دارد، نشان دهنده اين است كه معماران ماننايي به نيارش سازه هاي خود توجه ويژه اي مي نمودند و قدمت بناي زيويه سندي قاطع دال بر اثبات اين موضوع است، معماران ماننايي هنگام ساخت مصطبه هاي خشتي جديد ديوارهاي مصطبهء قبلي را در درون توده اي از خشت يا مصطبه جديدتر قرار داده اند بدون آنكه ملات اين لايه ها را با بخش اوليه پيوند داده باشد و دقيقاً مرزبندي ها با اندود افزوده به ديوارهء دژ قابل تشخيص بوده است اين اندود احتمالاً نقش ژوئن را در بناهاي با مقياس بزرگتر امروزي جهت انقباض و انبساط بازي كرده و از تخريب ودگرگوني بنا جلوگيري كرده و در عين حال مانع از ايجادخلاء در فاصله ساخت وسازها بوده است.آنچه محرز به نظر مي آيد تمامي كارهاي انجام شده دربناي زيويه صرفاًبراساس تدابيري است كه ازقبل انديشيده شده و پيشبيني هائي است كه معماران دژجهت پايداري و تداوم حيات آن به كار برده اند. وجود سكوئي در جلو سكوي ديگر هم از همين انديشه ها نشات گرفته است. 

zevehma (9)

در سالهاي اخير تيم زمين شناسي به سرپرستي دكتر قدري پس از مطالعات گسترده خود در محدودهء دژ باستاني زيويه تشخيص دادند که تالار ستون‌دار اين دژ دچار رانش شده و چند متر هم رانش کرده است. درحال حاضر پايه ستون‌ها از جاي خود حرکت کرده و چندين ترک نيز در کف تالار به وجود آمده است . حفاري زير تالار ستون‌دار که سال‌ها قبل انجام شده بود به منظور شناسايي ادامه خشت‌هاي کف تالار يكي ازعوامل اين رانش بحساب مي آيد.ترانشه 2 در 18 متري که به اين منظور باز شده ،و عدم مرمت به موقع آن موجب شده تا کف تالار سست و شروع به حرکت کند. 

 موادو مصالح :

خشت :در لغت نامه دهخدا در ذيل واژه خشت چنين آمده است : آجري خام وناپخته ؛ پاره اي گل كه آن را در قالب مي ريزند و چون شكل قالب به خود گرفت قالب را از آن خارج مي كنند وسپس آن پاره گل ،شكل گرفته را در آفتاب مي گذارند تا خشك شود ، بعد آن را در ساختمان ها به كار مي برند . مي گويند خشت بهتر از آجر عايق گرما وصدا است .اين پاره گل را خشت خام نيز مي گويند. به طور کلي مصالح بکار رفته در زيويه را خشت هايي خام با ابعاد 16×46×46 سانتي متر  تشکيل ميدهد. خشت هاي بکار رفته در سراسر قلعه از سه گونه خاک و سه نقطه مختلف ساخته شده است. ضمن بررسي هاي انجام شده در سال 1355 در تمامي نقاط زيويه و زمين هاي اطراف آن مکانهاي ساختن خشت ها دقيقاً معلوم و شناسايي شد. نزديک ترين کارگاه در دامنه جنوب غربي تپه در مجاورت دهکده زيويه قرار دارد. خاک هاي اين محل را نوعي رس تشکيل مي دهد که تاگذشته اي نه چندان دور جهت اندود و سفيد ساختن اتاق ها در روستاهاي اين قسمت از شهرستان سقز مورد استفاده قرار مي گرفت. افزودن مقداري گل ني (لويي) دوام و استحکام اين خاک را افزون ساخته و ضمناًاندودي كاملاً صاف و قابل انعطاف را بوجود آورده است. خاك مذكور را با مقداري شن والياف گياهي مخلوط كرده و خشتي به رنگي آجري روشن بوجود آورده اند.

دومين نوع خشت را در جنوب دهکده فعلي زيويه و در کنار آبي که ازقاپلانتو به جانب غرب جريان دارد ساخته اند. خاک اين قسمت سياه است احتمالاً براي بدست آوردن خشت خاکستري رنگ شن بستر اين نهر که رنگي روشن دارد بر آن خاک افزوده و خشت هاي خاکستري رنگ را به وجود آورده اند.

سومين نوع خشت ها در اطراف گورستان فعلي و مغرب دهکده زيويه ساخته شده است. خاک زمين و تپه هاي اين قسمت بيشتر رنگ قرمز است که با شن موجود در بستر نهر آبي که در مجاورت آن جريان دارد آميخته شده و در قالبي با ابعاد و اندازه هاي يکسان با ساير گونه هاي خشت بکار رفته در زيويه شکل گرفته است. به طور کلي در خشت هاي زيويه علاوه بر ساقه هاي خشک شده گياهان (کاه) ، تراشه ها و يا ساقه هاي خورد شدني به عنوان شاموت يا ماده ي چسباننده ي خشت بکار رفته است .

با وجود گذشت زماني نزديك به دوهزاروهشتصد سال از ساخت دژ زيويه ،هنوز هم ديوارها داراي استحکام واستواري خوبي مي باشند، اين مرهون عوامل مختلفي بوده كه عبارتند از: 

1)دقت در پروردن گلي كه در خشت ها بكار رفته است،حتي در ديوارهاي ريخته كه آوارها را تشكيل مي دهند،غالباًديوارها يك جا سقوط كرده و امروزه به صورت توده هائي از خشت هاي مورب ويا “نره” ديده مي شود.

2).دقت درساخت مصطبه هاو ديوارها، غالباً مصطبه ها به شكلي طراحي وساخته شده اند كه قادر به تحمل لرزشهاي ناشي از زلزله باشد.جهت دستيابي به اين امر بادقت و ظرافتي كامل زمين را در ارتفاعات مختلف آماده براي ساخت وساز نموده اند.براي اين منظور پي يا شالوده اي ساخته وسپس باقرار دادن و ريختن قطعات كوچك سنگهاي خردشده،سطوح مناسبي را براي قرار گرفتن تك تك خشت هاي اوليه مصطبه فراهم كرده اند.اولين خشت هاي هرمصطبه در سطوح پايين قرار گرفته وسپس رديف هاي بعدي سطوح گسترده تري را بوجود آورده است و خشت هائي كه بر سطح تپه قرار گرفته به همان شكل بر روي سنگهاي ريز ودرشت جاي گرفته اند. 

ديوارها در تمام نماهاي داخلي و خارجي اندود مي باشد اين اندود مخلوطي از خاک سفيد و گل ني (لويي) ميباشد و به طور متوسط قطر اين اندود دو سانتي متر مي باشد.نماي خارجي دژ باستاني زيويه سفید رنگ بوده ولي فضاهاي داخلي را رنگهاي مختلف (کرم ، آبي ، آجري و سياه) آراسته اند. 

zevehma (2)

آجر و تزئينات آجري  :

آجر معرب آگور از فارسي است يا به گفته منتهي الارب يوناني،خشت پخته، آجور،آگور مي باشد.در كتاب فرهنگ مواد آمده است:آجر قديمي ترين ماده مصنوعي ساختمان و عبارت از خاك رس به شكل استاندارد و معمولاً مكعب مستطيل است،كه قالب گيري شده است براي كسب ساختاري سخت پخته مي شود.

اندازه آجرهاي بكار رفته 10×34×34 سانتي‌متر، آجرهايي کوچک به شکل مثلث متساوي الساقين 15×15 و ضخامت 5/3 ديده مي شود اين آجرها صرفاّ مي تواند قسمتي از تزئينات جان پناها و قرنیزهای قلعه باشند. در نقش به جا مانده از آشور تزئينات قلعه هاي ماننائي و مادي  را بدين شكل نشان داده اند. البته طي کاوش هاي چند ساله تاکنون قطعه اي از اين نوع آجر تزئيني در جاي اصلي خود بدست نيامده است علاوه بر آن، آثار و علائمي از آجرهاي بدست آمده که تقريباً همسان با خشت هاي به کار رفته در اين محل است.

مبلمان :

به نوشته پروفسور گدار مبل هايي که در زيويه پيدا شده مرصع بوده و پوششي از عاج روي دسته هاي مفرغي ، آن را فرا گرفته بود. کنده کاري هاي روي آنها با مهارت هر چه تمام تر صورت گرفته که انتهاي پايه هارا به شکل سر حيواني که به نظر بايد شير باشد. تمام کرده اند. يکي از پايه هاي ميز مرصع زيويه که گدار در کتاب گنجينه طلاي زيويه کردستان ار آن نام برده است. به نظر مي رسد يک گل نيلوفر بر روي پاي صندلي نقش بسته و پيام هاي خاصي با خود دارد.

زه كشي :

پاره اي از كفهاي روباز همچون حياط هاي كه قبلاً به آن اشاره شد،كف از پاي ديوارها با شيبي ملايم به مركز حياط منتهي مي گردد.اين محل بصورت چاهي تاكف اصلي تپه ادامه پيدا كرده وسپس محوطه مذكور را باسنگهاي نسبتاً بزرگ پر ساخته اند.اين چاه آبهاي حاصل از ريزش باران وبرف را تا سطح زمين وسنگهائي كه جهت تسطيح بكار رفته هدايت مي كند وچون مانعي برسر راه آنها قرار ندارد در مسيري كه قبلاً پيش بيني شده به خارج از قلعه هدايت شده است.

آب رساني:

همانطوري كه قبلاً در مورد ساختار طبيعي تپهء زيويه توضيح داده شد، اين تپه بواسطه جدا بودن از ساير چين خوردگي ها و ارتفاعات مجاور، عملاً فاقد آب و رطوبت مي باشد .البته غاري كه در زير تپه قرار گرفته است يكي از علل خشكي خاك و يا زه كشي طبيعيذدر تپهء زيويه مي باشد.در اين محل هيچ گاه چشمهء آبي و وجود نداشته است، اما هنگاميكه اين محل براي ساختن دژ انتخاب شده سازندگان بنا اين مشكل را به شكلي حل كرده اند. به اين منظور از وجود چشمه هاي آبي كه در ارتفاعات شرقي زيويه جاري بوده سودجسته وآب مورد نياز دژ را تامين كرده اند.

براي انتقال آب،نصب يك رشته تنبوشه به صورت شتر گلو،آب را به پايين و دامنهء دژ منتقل نموده و سپس ادامهء تنبوشه ها آب را تا ارتفاع مورد نظر كه بالاتر از سرچشمهء اصلي نيست وبا بهره جستن از خاصيت موئينه گي، آب را هدايت كرده اند. وجود قطعات شكسته اي از اين لوله هاي سفالي در دامنه و ارتفاعات شرقي مجاور زيويه بيانگر اين مطلب مي باشد . 

به رغم اهميت، اعتبار و شهرت جهاني زيويه در مقام يک محوطه مهم مانايي بايد اذعان کنيم که در گذشته به هر علتي به اين اثر بي‌بديل و کم‌نظير بي¬توجهي شده است.

 

منابع:

1.تاريخ ماد،ا.م.دياكونوف ترجمه كريم كشاورز 1380

2.وحدت قومي كردوماد، منشاء نژاد تاريخ تمدن كردستان جناب آقاي حبيب اله تاباني 1380

3. معتمدي، نصرت الله، 1374، «زيويه قلعه¬اي مانايي مادي»، دومين کنگره تاريخ معماري و شهرسازي ايران، ج 1، سازمان ميراث فرهنگي کشور

4. گزارش هاي باستان شناختي دژباستاني زيويه،ج2، 1376  

5.دوازده درس مرمت دكتر اصغر محمد مرادي ،مهندس محمد حسن محب علي 1387

برگرفته از ماهنامه اجتماعی ، فرهنگی ، ادبی مهاباد (سال نهم ، شماره 108، سال1388 ، ص  56 تا 59  )     

کد خبر: 9015


۱۴ دیدگاه

  • دکتر صالح امین پور
    دکتر صالح امین پور: 6-30-2014 . 12:09 ب.ظ :

    از جناب آقای مسلم بابت زحمت انجام این تحقیق مبسوط ، منطقی و منظم به سهم خود سپاسگزارم. هرکس در راستای تخصص و دانش خود قدمی برای افزایش اطلاعات دیگران بردارد اقدامش شایسته تقدیر است. ما از دازای تاریخ چندهزارساله تمدن بشری همین زیویه را داریم بس تا می توانیم برای شناسایی آن به همگان باید بنویسیم و بگوییم.

    پاسخ دهید

    • حکیمه
      حکیمه: 7-1-2014 . 11:02 ق.ظ :

      جناب دکتر ره به ترکستان برده ای! از جناب عالی در عجبم که جغرافیای تمدنی کردستان را با پیشینه ی به قول خودتان چند هزار ساله که جای جای آن مُهری از حضور فرهنگی و تمدنی را بر پیشانی خود حک نموده است به فقط زیویه تقلیل داده اید؟ آیا به راستی ما از تاریخ چند هزار ساله ی تمدن بشری همین را داریم؟

      پاسخ دهید

      • پیام نور
        پیام نور: 7-1-2014 . 2:22 ب.ظ :

        دکتر یعنی ما از این گذشته ی چند هزار ساله ی خودمان فقط همین زیویه را داریم؟ به نظرتان ادعای بزرگی نکرده اید؟ آیا برای اثبات آن می توانید دست به کار شده ما را هم از یافته های پژوهش تان بهره مند سازید؟

        پاسخ دهید

        • ح - محمدی
          ح – محمدی: 7-4-2014 . 12:45 ب.ظ :

          با نهایت تشکر از آقای دکتر امین پور از ایراد فرمایش کامل و مبسوط شان که با تخصص خویش محققان این مرز و بوم را دلگرمی و قوت قلب می بخشند.

          پاسخ دهید

      • ب.شافعی
        ب.شافعی: 6-30-2014 . 9:32 ب.ظ :

        بسیار عالی بود.دست مریزاد

        پاسخ دهید

        • امیر حبیبی
          امیر حبیبی: 7-1-2014 . 8:46 ق.ظ :

          باسپاس بسیار از آقای مسلم و دست اندرکاران شارنیوز کاری بارزش و مفید بود.

          پاسخ دهید

          • امیر سجّادی
            امیر سجّادی: 7-1-2014 . 2:17 ب.ظ :

            کاک معتصم خسته نباشید. برای ارتقاء کارهایی که انشاالله در آینده انجام خواهید داد مراعات نکات زیر ضروری و لازم است: الف) امروزه در مطالعات علمی نخستین مساله ی مورد توجه محققان تالیف بر پایه ی روش شناسی تحقیق است بر این مبنا روش شناسی هر مولفی بر گرفته از رویکرد یا به عبارتی پارادایم فکری اوست که این خود نیز نسبتی تام و تمام با دو حوزه ی معرفت شناسی و هستی شناسی نویسنده دارد. نوشته ی جناب عالی از این لحاظ دارای ایرادهای اساسی است که انشاالله در نوشته های بعدی رفع خواهد شد. ب) قاعده ی منطق روش شناختی بر این اساس است که هر تحقیق علمی بر پایه ی پرسش و یا پرسش هایی تدوین گردد. چنان که متن مقاله در مقام پاسخ به آن پرسش یا پرسش ها برآید. در نوشته ی شما این امر لحاظ نگردیده است. ج) نوشته های علمی دارای نظم و دیسیپلین ساختاری است به این معنا که پس از ارائه ی چکیده ایی از آنچه که در مقاله قصد تبیین آن را دارید از مقدمه شروع کرده و در آن به طرح فرضیه یا فرضیه های خود می پردازید سپس وارد متن شده و در آخر هم به جمع بندی مطالب تان می پردازید. د) به لحاظ منبع شناسی کمیّت و کیفیت کارتان ضعیف است. در ضمن امروزه در بیشتر مجلات علمی از روش ارجاع درون متنی استفاده می شود. امیدوارم شاهد نوشته های آتی جناب عالی در محافل علمی باشم . موفق و موید باشید

            پاسخ دهید

            • ح - محمدی
              ح – محمدی: 7-2-2014 . 12:43 ق.ظ :

              با نهایت تشکر از آقای مهندس معتصم مسلم واقعا تحقیقی جامع و کامل و بادر نظر گرفتن تمامی جوانب از هر لحاظ علمی بوده و ایرادات آقای امیر سجادی از نظر بنده ضعیف و منتفی می باشند

              پاسخ دهید

              • سیدصلاح
                سیدصلاح: 7-3-2014 . 9:08 ب.ظ :

                با سلام وتشکر از آقای مسلم مطالب جالب و ارزشمندی بود و از آقای سجادی هم بابت تذکر مطالبشان تشکر می شود اما به نظر می رسد این توضیحات برای نوشتن تحقیقات دانشگاهی می باشد و آیا می توان مقاله ای با چنین توضیحاتی در چنین جایگاهی ارائه داد که مجال خواندنش برای همه فراهم باشد امیدوارم آقای سجادی در تحقیقات دانشگاهیشان موارد مذکور را رعایت کنند

                پاسخ دهید

              • آی دانشمن
                آی دانشمن: 7-4-2014 . 3:38 ب.ظ :

                – اولا آی سجادی باید گفت که شما متخصص و تحصیلکرده این امر هستید برای این موضوع مهم تا بحال چی کرده اید و اصلا چیزی برای ارایه دارید؟دوم اینکه این آقای مسلم از آنجا که سوال کردم فقط یک مهندس معماری هستند و بر اساس تخصصشان کاری بس خوب و عالی آنهم در ارایه و شناخت وبیان اثری تاریخی کرده اند که بجای شما برای افکار عمومی و در حد درک مخاطب رسانه ای عمومی ارایه داده است نه ادعای تحقیق و تحقق و پژوهش ،چون آنچه شما ایراد نام نهادید بیشتر استادای فوق لیسانس از پروژه های تحقیق درسی دانشجویان می گیرند و یا در مجلا تخصصی پژوهشی مطرح است – در آخر دسشان در نکند آفرم خوب بود و پر بار از نظر بیان و توصیه من هم به شما آی سجادی از صالح امین پور یاد بگیرید که ظاهرا دکترا دارند در تاریخ اما به اندازه شما ادعا نداشتن . تنگ نظری را کنار بگذارید اگر شما بهتر میزنی پس بستان و بزن .

                پاسخ دهید

                • و
                  و: 7-8-2014 . 4:05 ب.ظ :

                  چرا شماها اینجوری هستید؟
                  متن رو اقای مسلم نوشته و آقای سجادی نقد علمی کرده.
                  شما چند نفر بدون آگاهی از باستان شناسی و مقاله نویسی این وسط اعلام وجود می کنید. قرار نیست هر نوشته ای به جدل کشیده شود. قرار نیست همه کس همه کار را کرده باشند. همانطور که قرار نیست امیر از زیویه بنویسد قرار هم نیست معتصم از جامعه شناسی.
                  من هر دوی این عزیزان را از نزدیک میشناسم و میدانم نیست منتقد چیست و میدانم معتصم از نقد وارده خوشحال است.

                  پاسخ دهید

                • بازیار
                  بازیار: 8-29-2014 . 1:32 ب.ظ :

                  امیر جان حرفت درباره مقاله های علمی – پژوهشی صحیح است اما این مقاله یک کار ژورنالی است و با مخاطبان عام. لذا برای مطالب شما هیچ ضرورتی در این نوشتار نیست.
                  هرچند مطمئنم خودت هنوز معنای دقیق معرفت شناسی، هستی شناسی، روش شناسی، دیسیپلین ساختاری و … را در روش شناسی علوم انسانی درک نکرده ای.
                  فکر کنم نظراتتان در حد همان مطالب مطروحه در کلاسهای دبیرستان باشد.

                  پاسخ دهید

                • نوذری
                  نوذری: 7-4-2014 . 3:45 ب.ظ :

                  ضمن سپاس از زحمت کاک مسلم، از ارزیابی علمی و دقیق آقای دکتر سجادی لذت بردم. جناب ح-محمدی ” در نظر گرفتن تمامی جوانب” خیلی کلیشه ای و نارساست. کاش بجای رگ گردن، حجت قوی نشان میدادی!

                  پاسخ دهید

                  • لقمان حسني
                    لقمان حسني: 4-20-2015 . 1:04 ق.ظ :

                    با سلام
                    تشكر از آقاي مسلم براي مطالب ارزنده شان و آقاي سجادي براي نقد مطالب ( كه بهتر بود خصوصي به ايميل شان فرستاده ميشد )
                    همشهربان گلم يكي از مهمترين منابع درآمد زا در اقتصاد كلان جذب توريسم و گردشگر است . واين مهم مستلزم شناساندن جاذبه هاي توريستي شهرمان به جهان است . تاميتوانيد در اين باره بنويسيد و به زبانهاي زنده دنيا منتشر كنيد .
                    از فعالان و دلسوزان خواهشمندم كمپيني براي حمايت از ميراث فرهنگي و شناساندن آن درست كنيد . درست است كه اثار سرقتي شهرمان در موزه هاي دنيا چشم نوازي ميكند ولي ما مهمتر از آن اصل رو داريم كه نتوانستيم به حتي همشهريان خود بشناسانيم . اين مايه تاسف است

                    پاسخ دهید