شارنيوز- اخبار سقز

امروز ۰۶/۰۷/۱۳۹۹
یکشنبه، 10th آگوست 2014
1:12 ق.ظ

بمب‌هاي نظري و تكنولوژي كشتار، بربريّتي نوظهور

خالد شيخي

خالد شیخیفشار يك ماشه كار نسبتاً ساده‌اي است؛ امّا عواقب آن مي‌تواند خون‌بار و خطرناك باشد. اگر اين مقدار باروت و فلز، كه در ويروسي به نام گلوله متجلّي شده است، سينه‌ي انساني را نشانه رود احتمالاً ده‌ها آرزو و اختراع و دستاوردِ نهفته در قرباني را براي هميشه به خاك سياه خواهد نشاند. 

حال اگر اين گلوله را توسعه دهيم و به يك بمب عظيم و چند كيلويي بدل كنيم و قرباني را نه يك فرد، كه يك انبار پر از باروت و يا يك مخزن پر از بنزين متصور شويم كه در مركزِ يك كلان‌شهر قرار گرفته است، آنگاه عواقب انفجار اين بمب، در ميان آن انبوه جمعيّت، وحشتناك خواهد بود. 

وضعيتِ خطرناك‌تر از اين‌ها چه مي‌تواند باشد؟ بدتر از اين حالات وحشتناك، و كُشند‌ه‌‌تر از اين مواد آتش‌زا چه حالت و موادي را مي‌توان متصور شد؟ اساساً چه آسيب وحشتناك ديگري غير از بمب و باروت حيات بشري را تهديد مي‌كند؟ شايد يكي از مواد و وضعيت‌هاي خطرناك‌، و كُشنده‌تر از آن گلوله و از اين بمب، ويروسي ذهني است؛ ويروسي غيرمادي، نامرئي و سفيد؛ كه ميليون‌ها انسان را در تاريخ بشري به قرباني گرفته است: تعصُّب. 

 تعصُّب تنها يك مفهوم و يا يك حرفِ صرف نيست؛ بلكه يك «ابزار نظري» است. يك «روش» به معناي واقعيِ كلمه. روش و ابزاري براي كوك‌كردنِ انسان‌هاي كوتوله، كوك‌كردنِ عروسك‌هايي به نام انسان؛ انساني پيرو، بي‌مُخ و فارغ از انديشه؛ و انساني تهي از انسانيّت و شعور. تعصّب يك نوع باور و شايد يك جور ايمان است: ايمان به خدايِ خودساخته؛ ايمان به بقا و حفظِ خود به هر قيمت، و حذف و نابودي غيرخود به هر شيوه‌ي ممكن. در نهايت هرچيزي كه بن مايه‌اي از حذف و نابودي ديگري را بهمراه داشته باشد، مي‌تواند انگِ رفتار متعصّبانه را بخورد. دايره‌ي خودي و ناخودي متعصبانه را، نه علم، كه جهل تعيين مي‌كند: جهلِ، «مرجع متعصّب». 

مرجع هرچه متعصّب‌تر يا به عبارتي، هرچه جاهل‌تر، دايره‌ي خودي‌هاي وي تنگ‌تر و دايره‌ي غيرخودي‌هايش گسترده‌تر مي‌شود. وقتي گفته مي‌شود تعصُّب يك روش يا يك ابزار روشي است دقيقاً به اين معناست كه صاحب اين ابزار (ايدئولوگ متعصّب)، «مسأله» دارد؛ و مي‌خواهد آن را حلّ و فصل كند. امّا مسأله‌ي او مسأله‌ي عجيبي است: تنوّع و تفاوت انسان‌ها، تنوّع باورها و عقايد.

«ايده‌آلِ» متعصُّب يك‌رنگيِ تمام دنيا با خودِ اوست. روشِ او عجيب‌تر از مسأله‌ي اوست؛ روش او نه فرضيه‌سازي و آزمون فرضيه‌ها؛ بلكه شستشوي مسأله (تنوعِ باورها و عقايد) با خون آدم‌هاست؛ نابودي تنوّع و تفاوت‌ها، و حذف عقايد و باورهاي غيرخودي از طريق كشتار. در واقع مسأله‌ي او (تنوّع و تفاوت)، اساساً مسأله نيست؛ و روش او، يعني حذف تفاوت‌ها به وسيله‌ي درياي خون آدم‌ها، روشي به شدت «نامردمي و وحشيانه» است. اين متعصبان، همواره در پي ايده‌آلِ خود، كُشتار مي‌كند. اين «موجود نوروتيك»، در ذهنِ بيمار خود حياتي بهتر آفريده است؛ امّا همواره در اين راه به جاي «بهشتي آسماني»، «جهنّمي زميني» خلق كرده است. اين كار، كار «خدايانِ نوظهور» است؛ كه قابل مقايسه با خداياني چون «هُبَل» و «لات» و «عُزّي» نيست.

خطرناك‌تر آن‌ كه، امروزه «تعصُّب به مثابه‌ي ايمان» به يك «رهيافت نظري» بدل شده است. رهيافتي كه بيش از روايت‌ها و رهيافت‌هاي كلان ديگر، در حوزه‌ي عمل خودنمايي كرده است. قوي‌تر از ليبراليسم و محكم‌تر از سوسياليسم. دستاورد اين رهيافت نظري، خون‌هايي است كه هر روزه در قربانگاهِ بشري از طريق رسانه‌ها به نمايش گذاشته مي‌شود: قتلِ مسافرانِ هواپيماي مالزي برفراز اوكراين، ربودنِ دختران مدارس سودان توسط گروه بوكوحرام، كُشتار شيعيان و مسيحيان عراق، حذف كُردهاي ايزدي شنگال كردستان، مرگ و مير زنان و كودكان غزّه، نابودي گروه گروه از مردم بي‌دفاع سوريه و سودان و ليبي و عراق و افغانستان، و كشتارهاي جورواجور ديگر در جنگ‌هاي مذهبي و ديني و… . با كمال تعجُّب و تأسُّف اين ليست را مي‌توان تا صفحه‌ها ادامه داد. 

باري، هر روزه هزاران انسان در جاي‌جاي جهان قرباني مي‌شوند. قرباني «ابزاري ساده و مادّي» به نام گلوله با پشتيباني و عَقَبه‌ي «ابزاري پيچيده و غيرمادّي» به نام تعصُّب. تعصّب‌پراكني و جهل‌پراكنيِ «رهبرانِ نوروتيك» در تاريخ بشريت، ميليون‌ها قرباني گرفته است. مروري بر كُشتار حاصل از اين ايمان متعصّبانه‌ و رفتار اين قاتلان تاريخ، سبوعيّتِ آن وضعيت را بهتر به نمايش مي‌گذارد. از قتل‌گاه هيتلر و پينوشه و استالين و چنگيز و موسوليني بگير تا صدام و قذّافي و… و… كه همگي از يك پستانِ واحد شير مي‌نوشند: پستانِ تعصّب. 

امروزه كمتر رسانه‌اي را مي‌توان يافت كه روزانه بخش عمده‌اي از برنامه‌ها‌ي خود را به «كُشتار انسان به دست انسان» اختصاص ندهد؛ از راديو و تلويزيون و ماهواره و اينترنت تا روزنامه و مجلاّت و … . بخشي از اين كشتار وحشتناك، محصول تصميماتِ متعصبانه‌ي «سرانِ بي‌سر» و پيروي «گله مقلّدان بي‌خرد» است؛ آنان كه هيچ چيز را از «صافي انسانيت و انديشه» نمي‌گذرانند. اگر رهبران متعصّب از آن پستانِ واحد شير مي‌نوشند، مقلّدان اين ايمانِ جعلي هم، از چشمه‌ي سمّي آنان تغذيه مي‌كنند و با اين تفكّر مسموم به جان عالم و آدم افتاده‌اند؛ ذهن فرمانده يا به عبارتي، ذهنِ مرجعِ متعصّب، بسان يك نيروگاه نظري مي‌ماند كه نيازي به باروت و تي‌.ان‌.تي و اورانيوم و مواد منفجره ندارد؛ مواد خام اين نيروگاه‌هاي نظري، همان ويروس سفيد و نامرئي است: ويروس جهل،  ويروس تعصّب. 

واقعاً اگر امروز و با اين وضع كُشت و كشتار، «هابز» زنده بود به جاي گزاره‌ي: «انسان، گرگِ انسان است»، چه مي‌گفت؟! يا حيوانات را اگر ياراي سخن گفتن بود اين كاروان پراكنده‌ي متعصّبان و اين خطرناك‌ترين جانور را چه مي‌خواند؟! به راستي كدام جانور به اين اندازه، هم نوع خود را «به خاطر هيچ»، نيست و نابوده كرده است؟! 

در مقابل اين «سيماي وحشتناك كشتار» شايد ناروا باشد كه تا آن اندازه به افغان‌ها تذكر مي‌دهيم: كه «تخم خشخاش» نكاريد؛ شايد ضروري‌تر آن باشد كه بخشي از اين تذكُّر اخلاقي‌ـ‌انسانيِ خود را صرف تذكّر به رهبران گروه‌هاي متعصُّب‌ و كشورهاي فاشيست نماييم؛ و با صداي بلند همواره در گوششان يادآور شويم: كه «تخم تعصُّب» را تكثير نكنيد. و شايد ضرورتي ندارد آن همه از رفتار شنيع عربِ عصر جاهليّت مذمّت كنيم: كه چرا دختران را زنده به‌گور مي‌كردند. مگر ما هم ‌اكنون، به طور مداوم و در روز روشن، و جلو صدها دوربين، هزارهزار دختر و پسر را زنده‌زنده در آتش كين يكديگر نمي‌سوزانيم؟ و قبيح‌تر آن كه با وضع و اوصاف خود را «متمدّن» مي‌ناميم! متمدّن! چه مترادفِ جالبي براي «بربريّت جديد»؛ و يا عصر خود را «عصر تمدّن» نام نهاده‌ايم كه با اين اوصاف و در مقام مقايسه با «عصر جاهليت» براستي بار معناي غيرانساني‌تري را حمل مي‌كند. بشريّت متمدّن چه بشريّت بيچاره‌اي است و فضاي تعصُّب‌آلود چه قربانگاهي دردناك! بيچاره عقل، بيچاره آدم. 

قابل انكار نيست كه موتور محركه‌يِ قسمت عمده‌اي از اين كارخانه‌ي كشتار، تعصّب است؛ و شايد اگر درست تحليل شود تعصّب بسيار بيش‌تر از بمب و باروت، آدم كُشته است … . بمب، كه خودش محصول ديگري از تعصّب است. هواي متعصّبانه، مرتباً و به‌وفور، «اكسيژن» را به «كوره‌ي كُشتار» مي‌دمد؛ و امروزه به آساني مي‌توان حس كرد كه «تعفُّنِ تعصّب»، همه‌جا را فرا گرفته است. اگر بخشي كوچكي از كُشتار آدم‌ها نتيجه‌ي سوانح و حوادث طبيعي است و بخش بيش‌تري از آن ناشي از دسيسه‌ي سيستم‌هاي غيرانسانيِ استبدادي و استعماري؛ بايد اذغان نمود كه بخش بسيار بزرگ‌تري از آن نتيجه‌ي تعصُّبات و غرض‌ورزي‌هاي عجيب و غريبي است كه اتمسفر فضاي انساني را پُر و به شدّت آلوده كرده است. آن اندازه كه رهبران اين «رمه‌هاي متعصّب» بر «طبل تعصّب» مي‌كوبند اگر بر «طبل تسامح» و مدارا و مدنيّت و ديالوگ مي‌كوبيدند، قطعاً وضع بهتر از اين مي‌بود كه هست. با كمي تأمّل مي‌توان به آساني درك كرد كه بخش عظيمي از «تراژدي كُشتار» و «تكنولوژي حذف»، محصولِ افكار و باورهاي «گروه متعصّبان» است. جالب آن كه اين متعصّبان چه‌ قدر، كه به غيرخودي‌ها ضرر زده‌اند به همان اندازه خود را نيز به ورطه‌ي تباهي و نابودي نزديك كرده‌اند؛ از طريق بيدار نمودن ديگري‌هاي خود، و فيدبك رفتار خود. در واقع از طريق «تحريكِ تعصبِ ديگري‌هاي خود» و «بازخورد آتش كين خودافروخته»، دست به «خودكشي عقيدتي» مي‌زنند. 

در واقع پيدايشِ «ويروس تعصّب» به مثابه يك مرض در مُخ بيمار و پخش آن در اگانيك او يعني در ميان پيروان او، به مثابه «تكنولوژي كشتار» تبعات بيروني فراوان داشته است و در اين چند دهه‌ي اخير، وحشتناك قرباني گرفته است؛ اما تعصّب تنها نمونه‌ي اين آفت‌هاي نظري نيست نمونه‌هاي ديگر اين بمب‌هاي نظري عبارتند از: نسل‌كُشي، تبعيض، نژادپرستي، آيين‌پرستي، و كيش شخصيت گروهي و … . اگر مجموع قربانيان اين سموم نظري را در نظر بگيريم رقم بسيار بالايي را در تاريخ و به‌ويژه در اين اواخر به خود اختصاص داده‌اند؛ كه در كنار ديگر شيوه‌هايِ كشتارِ بشر به دست بشر، «بربريتيِ نوظهور» به ارمغان آورده است. چنانچه اين آفات كنترل و تحريم و بايكوت نشوند و چاره‌اي اساسي براي آن‌ها انديشيده نشود شمار اين قربانيان هر لحظه در حال افزايش است. به نظر مي‌رسد كه يكي از مهم‌ترين راه‌هاي كنترل اين بمب‌هاي نظري گرفتن و جداسازي تكنولوژي كشتار يعني پيروان و مقلدان اين ايمان، آن هم به شيوه‌ي مدني، از دست فرماند‌ه‌هاي اين باور باشد.  

به عنوان كلام آخر مي‌توان اضافه نمود، اگرچه دسترسي ما به اكثر آن «سركرده‌هاي كشتار» محدود و كلام ما در بسياري از آنان نفوذناپذير مي‌نمايد؛ اما با دست رد بر سينه‌يِ «درخواست‌هاي متعصبانه‌ي» آنان و با يك «نه» بزرگ گفتن، به «فرمان‌هاي متعصبانه‌ي» اين «فرماند‌ه‌هان كُشتار» مي‌توان آنان را «خلع سلاح مدني» نمود.  شايد بتوان لااقل با اين كار، خود را از «تكنولوژي كُشتار» او، و كاروان آدم‌هايي كه، وسيله‌ و ابزار آن قتل‌عام‌اند، دور نگهداشت و به اين شيوه درسي به اين «ديوانگان منصب‌نشين» داد. شايد شعار تنفُّر از تعصُّب ارزش آن را داشته باشد كه به يك شعار جهاني بدل شود. اين نوشته‌ي كوتاه، رَجَزنامه‌اي بود از سر دل سوخته، تا شايد دستمايه‌اي باشد براي تفكر و بهانه‌اي براي عمل. 

 

کد خبر: 9761






۳۹ دیدگاه

  • مهدی
    مهدی: 8-10-2014 . 1:37 ق.ظ :

    باسلام ودرود.ممنون از شما آقای شیخی عزیز از نوشته ی پرمحتوا و پر مفهومتان.

    پاسخ دهید

    • یک شهروند
      یک شهروند: 8-10-2014 . 8:00 ق.ظ :

      عالی بود آقای شیخی ، ممنون

      پاسخ دهید

      • ناشناس
        ناشناس: 8-10-2014 . 10:47 ق.ظ :

        مرحبا به این اندیشه و به این شفافیت و به این ادبیات فوق العاده بود کاش بیشتر ادامه می داشت

        پاسخ دهید

        • هیمن
          هیمن: 8-10-2014 . 1:22 ب.ظ :

          خوب و درخور تامل

          پاسخ دهید

          • حسین
            حسین: 8-10-2014 . 1:47 ب.ظ :

            سلام
            دوست عزیز تحلیل جالبی بود.و آگاهاننده
            امّا اشاره ای به رهبران محله ای نشد که خود ،با تعصب قومی و قبیله ای و گروهی ،این نوع تعصبات وحشیانه را شعله ور می کنند و سپس به تقبیح این نوع تعصبات می پردازند ،آیا تا به حال خرده مسولان محله ها و شهرها و مناطق از خود سوال کرده اند که علت پیدایش این فاجعه چه بوده است ؟آیا نقش خود را در آن ندیده اند؟آیا جامعه ی ما نیز در آستانه ی چنین بحرانی قرار ندارد؟ علت چیست؟ آیا دوستانی که در پشت مقدسات خود را قایم کرده اند از خود پرسیده اند که ما چرا این کار را انجام می دهیم
            ؟چرا باید برای پست ناچیزی با شندغاز وبی شخصیتی ای که عایدمان می شود باید تعصب دیگران را بر انگیزیم؟آیا از خودمان سوال کرده ایم که چرا بیششتر مردم اطراف ما آرزو دارند داعش به این مملکت ما هم بیاید؟ این ها مردم عادی ای هستند که ما نمی بینیمشان ولی در درون خویش به علت ناکارآمدی دوستان مسولمان آرزوی همچون روزگاری را دارند؟ اگر به خود نیاییم کار ما ازآن ها نیز بدتر خواهد شد.و مردم ما از مظلومان یاد شده اسف بار تر می شود؟

            پاسخ دهید

            • دلسوز
              دلسوز: 8-12-2014 . 3:47 ب.ظ :

              سپاس کاک خالدی به ریز
              راست ئه فه رموی وایه ئه وه خوپه ره ستیه ته عه سوب پیک دینی ئا وه تا حه زره تی موحه ممه (ص) فه رمویه تی ئیمانی نیه ئه وکه سه ی ئه وه ی بوخوی پی خوشه بو دیگه رانیش پی خوش نه بی وه ئه وه ی بوخوی پی ناخوخوشه بو دیگه رانیش پی ناخوش نه بی ده ی پیوانه ی بی ته عه سوبی له مه گه ورترمان وه گیر ئه که وی ؟ئه گه ردرو نه که ین؟ ئه وه ی ته عه سوبی بی جیی هه یه ئیمانی نیه چون ئیمان سه روکاری له گه ل دلایه دلی بی ره حم محاله ئیمان تیا جی بگری چون هاووشه ی، وشه ی ئیمان ئه مانه ن (ئه من-ئه منیه ت – ئه مان – ئه مین ….)

              پاسخ دهید

              • آزاد
                آزاد: 8-13-2014 . 12:20 ق.ظ :

                کاک خالید ده ستان خۆش به راستی جوان وو به که لکه.
                سپاس

                پاسخ دهید

                • یک مدرس
                  یک مدرس: 8-16-2014 . 12:05 ب.ظ :

                  مشرق زمین به چنین اندیشه هایی زیاد نیازمند است

                  پاسخ دهید

                  • علیرضا: 8-18-2014 . 12:52 ب.ظ :

                    با تشکر از جناب آقای شیخی بابت مقاله جالب شما.

                    ادبیاتی که بکار بردید خیلی عالی بود.

                    امید است افراد روشن فکری چون شما روز به روز در جامعه ما افزایش یابند تا جامعه ما با قدم های بزرگ به سوی تعالی پیش برود.
                    ممنون.

                    پاسخ دهید

                    • رامان
                      رامان: 8-18-2014 . 1:41 ب.ظ :

                      عالی بود واقعا باید به این فصاحت گفتار تبریک گفت…من متنو دو بار خوندم ولی هنوز سوال های بی جوابی در مورد خلع سلاح مدنی هست..چطور انسانی که فاقد اندیشه و تامل هست میتواند دست رد در برابر درخواست های متعصبانه ی فرماندهان کشتار بزند؟کسی که از کودکی برای کشت و کشتار و در واقع متعصب بودن برای آیین و مذهب ساختگی تربیت شده و کار او تقلید کورکورانه است

                      پاسخ دهید

                      • خالد شیخی
                        خالد شیخی: 8-22-2014 . 7:32 ب.ظ :

                        سپاس دوست عزیز. منظور از خلع سلاح مدنی برگرداندن رمه های متعصب از سر کرده های متعصب، از طرف دلسوزان و آگاهان جامعه است نه توسط خود آنها

                        پاسخ دهید

                      • آریا
                        آریا: 8-18-2014 . 3:02 ب.ظ :

                        با تشکر از آقای شیخی برای مقاله ی مفیدشان.
                        به نظر بنده مقاله از نظر کلی بسیار مناسب و آموزنده بود.
                        تاریخ نشان داده است که به صرفه ترین راه برای غلبه بر یک ملت تضعیف ریشه ی آن هاست و از بین بردن اتحاد آن هاست که کشور های غربی با استفاده از جامعه شناسان خودشان به این نتیجه رسیده اند که از عامل اتحاد آن ملت علیه آنان استفاده کنند که نمونه ی آن را هم اکنون در کشور های اسلامی شاهد هستیم.
                        در قدیم اسلام مایه اتحاد مسلمین جهان بود اما هم اکنون متاسفانه با به وجود آمدن مذاهب مختلف میان به ظاهر مسلمانان باعث شده است که در میان مسلمانان واقعی هم نفاق به وجود آید و سر آن ها را به مسائلی جزیی گرم کنند که بهترین راه هم برای به وجود آوردن این مشکلات ایجاد تعصب های بیخود است.

                        پاسخ دهید

                        • علیرضا
                          علیرضا: 9-2-2014 . 6:53 ب.ظ :

                          دقیقا با آریا موافق هستم…
                          در گذشته اسلام مایه اتحاد بود اما امروزه تعصب سبب شده با بوجود آمدن مذاهب به ظاهر اسلامی حتی میان مسلمانن واقعی هم اختلاف بوجود آید…

                          پاسخ دهید

                        • master
                          master: 8-18-2014 . 3:59 ب.ظ :

                          درود بر شما به راستی که هیچ چیز نمی تواند به اندازه تبعیت گله بی خردان از رهبران کاریزمای مروج جهل و تعصب خطرناک باشد. این ابلهان ویروس فکریشان را اکثرا با پوشش دین و ایمان آراسته اند و پیروزی خود را در سوزاندن افکار و حقوق سایرین می بینند.

                          پاسخ دهید

                          • دادگر
                            دادگر: 8-18-2014 . 4:23 ب.ظ :

                            مرحبا آفرین زور جووان بوو واقعا مرگ بر تعصب ، افکارتندروی، عرب فاشیسم ، خودفروش ، جاهل ،شاهان حرمسرا عربی و اینها یعنی تعصب بربریت و مرگ برتعصب بربریت

                            پاسخ دهید

                            • HK
                              HK: 8-20-2014 . 6:28 ب.ظ :

                              البته دادگر جان این ادبیات خود نوعی تعصب است

                              پاسخ دهید

                              • ابوبکر
                                ابوبکر: 8-30-2014 . 1:14 ب.ظ :

                                سلام. به نظرتان درسته به عرب توهین و تهمت بزنید ؟ اگر علیه ما کوردها چنین ادبیاتی بکار برده شود خودتان قبول میکنید مثل اینکه یادمان رفته اوائل انقلاب عده ای از کوردهای خودمان علیه دولت سلاح کشیدند و جنگ و خونریزی به را انداختند اینجا درسته بگوییم همه کوردها فلا و فلانند ؟!!

                                پاسخ دهید

                                • یحیی: 9-1-2014 . 7:18 ب.ظ :

                                  برادر عزیز متاسفانه عده زیادی ازاعراب همچنان در دوران جاهلیت مانده اند .

                                  پاسخ دهید

                                  • ابوبکر
                                    ابوبکر: 9-3-2014 . 8:50 ب.ظ :

                                    سلام درسته عده ای از اعراب که مسلمان نیستند و هر از گاهی علیه مسلمانان توطئه میکنند ولی عرب ها قریب به اتفاق مسلمانند و آدم های بسیار بزرگواری دارند که بی نظیرند…..

                                    پاسخ دهید

                              • HK
                                HK: 8-20-2014 . 6:24 ب.ظ :

                                ده س خوش کاک خالید هیوا م هه یه پینوسه که ت
                                هه تا هه تا پر جه وهه ر و زمانیشت پر گه وهر بیت

                                نوشته ات مصداق ای شعر فریدون مشیری است…..

                                در زیر نیلی سپهر بی کرانه
                                چندان که یارا داشتم در هر ترانه
                                نام بلند عشق را تکرار کردم
                                با این صدای خسته ، شاید خفته یی را
                                در چهار سوی این جهان بیدار کردم

                                پاسخ دهید

                                • حسین
                                  حسین: 8-20-2014 . 11:26 ب.ظ :

                                  مقاله ی خوب و درخور توجهی است که مقدم و تالی به خوبی تعریف شده و استنتاجی قوی دارد. امیدوارم این بحثهای نظری ادامه یابد و سایر اعضای انجمن جامعه شناسی و دیگر اقشار فرهیخته به این کار بپردازند.

                                  پاسخ دهید

                                  • عبدالرحیم حسینی
                                    عبدالرحیم حسینی: 8-21-2014 . 12:28 ق.ظ :

                                    ضمن تشکر از نویسنده
                                    این متعصبین که شما قصد روشن نمودن آنها یا حد اقل راهنمایی شاگردان زیر دست آنها را دارید گمان نکنم غیر از دو پاراگراف اول دیگر چیزی از مقاله ی شما با این ادبیات سنگین و کامل را بفهمند .

                                    پاسخ دهید

                                    • اژدر
                                      اژدر: 8-21-2014 . 12:31 ق.ظ :

                                      ده س خوش كاك خاليد زور جوان و تايبه تي و به جي بو .به راستي ((مرگ بر تعصب)) كاتي په ره پيداني هاتووه.

                                      پاسخ دهید

                                      • دیار
                                        دیار: 8-22-2014 . 10:22 ب.ظ :

                                        خیلی عالی بود کاک خالد حق مطلب را با فصاحت وبلاغت زیبا ادا کردی . دیو بگریزد از ان قوم که قران خوانند

                                        پاسخ دهید

                                        • ابوبکر
                                          ابوبکر: 9-4-2014 . 2:47 ب.ظ :

                                          سلام قرآن خوان هایی که به قرآن در حد وسعشان عمل می کنند بهترین آدم های روی زمین اند.

                                          پاسخ دهید

                                        • یک دوست قدیمی
                                          یک دوست قدیمی: 8-24-2014 . 10:15 ق.ظ :

                                          خوب شروع کردید اما نتیجه و راهکار قانع کننده نیست میشه راهکار ارائه داد مثلاً تقویت هویت انسانی و عبور از دیواره های قومیت،نژاد،رنگ و…. ،قدرت تحمل دیگری،تساهل و تسامح
                                          ،پذیرش غیر و از همه آگاهی دادن به انسان و انسانها

                                          پاسخ دهید

                                          • ناشناس
                                            • مسعود
                                              مسعود: 8-27-2014 . 8:56 ق.ظ :

                                              بسیار به جا و عالی بود. دست مریزاد آقای شیخی عزیز

                                              پاسخ دهید

                                              • tavajoh: 8-27-2014 . 8:48 ب.ظ :

                                                مطلب می توانست ادامه داشته باشد و شرح و بسط بیشتری پیدا کند.از این که بالاخره دانش آموخته ای از رشته ی جامعه شناسی در شهر سقز تلاشی را آغاز نموده که هر چند مقدماتی است اما درخور تقدیر جای خوشحالی است.

                                                پاسخ دهید

                                                • ابوبکر
                                                  ابوبکر: 8-29-2014 . 11:16 ب.ظ :

                                                  سلام در مطالب ایشان نفرت از مسلمانان هست و این اصلا خوب نیست.

                                                  پاسخ دهید

                                                  • علیرضا
                                                    علیرضا: 9-2-2014 . 6:49 ب.ظ :

                                                    اصلا بحث نفرت از مسلمانان نشده…

                                                    بحث نفرت از کسانی شده که با نام اسلام زیبا، دارن کارهای وحشیانه میکنن و در اسلام هیچ یک ازینا بیان نشده…

                                                    پاسخ دهید

                                                    • HK
                                                      HK: 9-2-2014 . 7:46 ب.ظ :

                                                      ابوبکر جان ، هدف ایشان در مقاله پرهیز از تعصب بیجا وبی منطق است که در اسلام نیز نکوهش شده است زیرا پیامبر گرامی اسلام می فرماید دین من دین وسطی (به معنی میانه رو) است.

                                                      پاسخ دهید

                                                    • یحیی: 9-1-2014 . 7:11 ب.ظ :

                                                      نوشته خوب وارزشمند ودرخور توجهی ست اما به اصل قضیه نپرداخته است مبارزه با معلول کار زیادی به پیش نمی برد هرچند آگاهانیدن توده ها بسیارمهم است ، اصل این قضایا ریشه درنظام سرمایه داری حاکم برجهان دارد کاپیتالیسم جهانی جهت بقای خود تخم تعصب وتفرقه رادربین ملل وجوامع کاشته است ومردم خصوصا روشنفکران به جای پرداختن به آنچه جهان را بازیچه قرارداده است باهم جدل می نمایند. درنظام سرمایه داری ارزش انسان کمترازکالاست و انحطاط اخلاقی – فاصله طبقاتی فوق تصور- تبعیض نژادی ودینی – فقرو بیکاری گسترده – انحصارات متعدد امکانات رفاهی وخدمات اجتماعی و هزارها زمینه رشد تعصب وافراط گرایی وجود دارد . متعصبین خود قربانیان این وضعیتی هستند که باعث ازخود بیگانگی انسان شده است.
                                                      به هرحال تلاش آگاهی بخش ودلسوزانه شما قابل تقدیراست ضمنا این گروه بوکو حرام درنیجریه هستند نه درسودان

                                                      پاسخ دهید

                                                      • اسعد
                                                        اسعد: 9-1-2014 . 11:00 ب.ظ :

                                                        بحث جالب و به روزی است؛هر چند در طول تاریخ انسان همواره قربانی تعصب و بربریت بوده است : از همان زنده به گور کردن دختران تا جانبداریها و میل به حفظ رسومات متحجرانه و قضاوتها و … متعصبانه و … و …. خلاصه انسان و تعصب دو واژه در هم پیچیده اند که متاسفانه امروزه ما شاهد اوج فاجعه و شکل مدرنیته آن هستیم که امیدواریم با اندیشمندان این چنینی شاهد متوقف شدن آن فاجعه و ریشه کن کردن آن باشیم.
                                                        آفرین به این ذکاوت و آن هوش؛ بحث نوشتاری جدیدیست، امید که ادامه داشته باشه.

                                                        پاسخ دهید

                                                        • مظهربابایی
                                                          مظهربابایی: 9-2-2014 . 10:01 ب.ظ :

                                                          اگر عقل صافی روح باشد.به نظرمی رسد که عاملان این کشتار های غیرانسانی، نه تنها صافی را از سر گشاده اش (بر عکس) به کار بسته اند، بلکه آن را نه بر روح شان که برخوی ِدرندگی شان نهاده اند.به نظر،علت این همه تعصب آن ها،دوری از خرد ورزی،اندیشندگی، تسامح/ مدارا و گفتمانست.حاشا و کلا.چه نسبتی بین این مفاهیم عمیق و ژرف وآن قصابان بشریت.به هر روی،جناب شیخی دمت گرم وسرت سبز باد.آنکه آگاه تر، درد دار تر، آن که آگاه تر، رخ زرد تر.

                                                          پاسخ دهید

                                                          • سه‌یدئیبراهیمی: 9-4-2014 . 10:45 ق.ظ :

                                                            ده‌ست خۆش کاک خالیدی به‌ڕێز بۆ من نووسراوه‌یێکی به‌ که‌ڵک و کاریگه‌ر بوو ، هه‌ر وه‌ها به‌ قه‌ڵه‌مێکی پاراو نووسراوه‌

                                                            پاسخ دهید

                                                            • ابوبکر
                                                              ابوبکر: 9-5-2014 . 11:16 ق.ظ :

                                                              سلام مقاله را دوباره خواندم بنظرم حق با HK. عزیز و بقیه است من تصور کردم نویسنده از ایمان واقعی مسلمانان نفرت دارد ولی متوجه شدم منظورشان ایمان های جعلی و دروغین به نام اسلام و مسلمانی است.

                                                              پاسخ دهید

                                                              • احمد محمدی ( ریاضی )
                                                                احمد محمدی ( ریاضی ): 9-6-2014 . 11:43 ق.ظ :

                                                                درود بر کاک خالد شیخی ، وجود افرادی چون جناب شیخی در کسوت معلم و فرهنگی براستی مایه ی مباهات است . بنده شخصاً از اینکه همکار کاک خالد هستم بر خودم می بالم . قلم ایشان توانمند و نظراتشان کاملاً علمی و عاری از ذره ای از همان ویروسی است که خود در این مقال بدان پرداخته اند . با کمال احترام ، به نظر من چشمه ی جهل و ویروس برخاسته از آن یعنی « تعصب »، هر دو رنگی به سیاهی شب تار دارند ، متعجبم چرا کاک خالد عزیز ، رنگ این ویروس را « سفید » معرفی کرده اند . . !!

                                                                پاسخ دهید

                                                                • سلام کاک احمد عزیز ویروس سفید یعنی ویروسی که دیده نمیشه و ذهنی است و به معنای خوب و مفید نیست سپاس مجدد.
                                                                  سلام کاک احمد عزیز ویروس سفید یعنی ویروسی که دیده نمیشه و ذهنی است و به معنای خوب و مفید نیست سپاس مجدد.: 9-9-2014 . 11:42 ب.ظ :

                                                                  سلام کاک احمد عزیز وسپاس از لطفتون ویروس سفید به معنای ویروس پنهانی و نامریی و ذهنی به کار رفته است نه به معنای خوب یا مفید باسپاس مجدد.

                                                                  پاسخ دهید