شارنيوز

 

  اختصاصی شارنیوز

تاریخ :22/فروردين/ 86

 شماره خبر:sh0561

آيا سقز به كمربندي نياز دارد؟

سيماي زشت يك شهر

در بیشتر ساعتهای روز می توان زشت ترین و پر سر و صداترین تصاویر را از درهم تنیدگی ماشین های بزرگ و کوچک در مرکزی ترین میدان شهری که سه هزار ساله اش می خوانند دید.

تریلی ها و کامیون هایی که در وسط میدان قیچی کرده اند و اتومبیل های بزرگ و کوچک دیگری که هر یک برای گریز از این مخمصه به دنبال سوراخي می گردند و همگی بوق و فریاد می زنند.

تصویري زشت،هراس آور و نگران کننده که پیامدهای دردناکی را متوجه شهر همواره کهن خوانده شده ی سقز کرده است.امروزه شاید در کمتر شهری و یا حتی شهرکی بتوان چنین امري را مشاهده کرد،زیرا بیشتر و یا حتی همه ی آنان با احداث کمربندی هایی این نگرانی و آسیب را مرتفع کرده اند.اما گویا چنین اتفاقی هرگز نمی خواهد در این شهر پرجمعیت روی بدهد.

قطعاً همه ی ما چنین وضعیتی را بارها در میدان استقلال سقز(همان یادبود) دیده ایم و ضرورتی برای توصیف بیشتر این امر وجود ندارد و آنچه ضروری تر می نماید،بررسی اراده و اختیاری است که نمی خواهد به ساخت یک کمربندی و رفع کردن این مشکل منتهی شود.

اراده ای که در قامت نه چندان رعنای مدیریت نیمه کلان(استانی) و خرد(شهری) ما متجلی شده است.آنان که صدای "اصولی" و صادقانه بودن کارهایشان گوش فلک را کر کرده و هر روز با ارائه ی آمارهای متورم و عجیب و غریب ما را قدمی دیگر به مدینه فاضله نزدیک می کنند گویا تصویر زشت میدان اصلی شهرشان را نمی بینند و صدای وحشتناک ماشین های گرفتار در آن را نمی شنوند و هوای آلوده ی آن را استشمام نمی نمایند.

به راستی این بی خیالی و عدم ضرورت،قربانی کدامین اولویت و ضرورت شهری و عمرانی دیگر شده است.شاید پرچم های رنگی با میله های بلند که جدیداً چند نقطه ی شهر را آراسته اند و خبر خوش تبدیل شدن سقز به منطقه ی آزاد تجاری را با خود آورده اند،یا شن ریزی و آسفالت سریع برخی کوچه ها و خیابان های شهر بعد از تغییر مدیریت که شبهه برانگیز است و یا دعواهای به ظاهر سیاسی مدیران مان که سعی می کنند محکم ترین مرزها را میان اصول و اصلاح برقرار سازند؟

به راستی چه چیزی باعث ایجاد چنین وضعیت هایی می شود که ابتدایی ترین پیامدهای آن تحقیر روزانه ی مردم،آلودگی و فرصت سوزی است؟قطعاً باید پاسخ های متعددی برای این پرسش یافت اما این نوشته ی کوتاه نیز در پایان برای این پرسش پاسخی دارد که نه مبتنی بر دسته بندی اولویت ها است نه فقدان بودجه های لازم،بلکه مبتنی بر بازشناسی ساده ی یک باور تاریخی است که اساساً وجدان عمومی را برای بازپرسی از اعمال خویش صاحب صلاحیت نمی داند و همان اندازه به آن حق می دهد که خود تشخیص می دهد.

مردم صاحب چیزهایی می شوند که ما می خواهیم و شاید بعضی وقت ها لازم باشد فرصت هایشان بسوزد،به هم فحش بدهند،بیهوده بوق بزنند،همدیگر را کتک کاری کنند،هوای آلوده استشمام نمایند و ....

 

 

ارتباط با شارنیوز