|
و خدا ما را
زشت آفرید
ما ( من و بعضی از اعضای تحریریه ) و آنها( برخی از کاندیداها
) ضمن سپاس از خداوند منان مراتب گله مندی خود را از ایشان بدینوسیله اعلام
می داریم. خداوندا ای کاش ما هم از جمالات بهره ای برده بودیم. تا بتوانیم در
دل همشهری هایمان جا باز کنیم.
اگر ما سر و وضع خوبی داشتیم می توانستیم خودمان را جگرگوشه
کنیم و عکس مان را بکوبیم در دل شهرو
حال کنیم و صفا ببریم.
برخی از آنها هم گله مندند . چرا که تا به حال هرچه فتوشاپ به
صورتشان مالیده اند.هرچه لب و گونه هایشان را گل منگلی کرده اند. هرچه
برجستگی های بدنشان را فرو برده اند گویا افاقه نکرده است و اهالی شهر قشنگ
به این طالبان خدمت غیر قشنگ التفات نمی نمایند. اما خدا شانس بدهد همین
زرتشت خودمان.در تمام مناطق با کلاس شهر عکسش را کوبیده اند روی دیوار و شیشه
ی مغازه ها.
برخی از شایعات حاکی از آن است که کمبود پوستر ایشان بر روی
دیوارها به این دلیل است که عده ای شبانه پوسترهای ایشان را کنده و در بازار
سیاه به قیمت گزاف به فروش می رسانند.
تب زرتشت مادر بزرگ ما را هم در بر گرفته است. دیروز که به
خانه رفتم.دیدم ایشان یکی از پوسترهای زرتشت را جلویشان گذاشته اند و عجیب به
آن خیره شده اند. پرسیدم: مادر بزرگ این عکس شما را به یاد پدر بزرگ می
اندازد؟ چنان نگاه عاقل اندر سفیهی به من انداخت که بد جوری از حرفم پشیمان
شدم. حق هم داشت. پدربزرگ ما چندان از جمالات بهره ای نبرده بودند و همیشه
مادربزرگ از بخت سیاهشان نالیده اند. خلاصه ما هر چه سعی کردیم نتوانستیم
بفهمیم که این حس نوستالوژیک در نگاه ایشان مربوط به کدام دوره ی زمین شناختی
از عمرشان می شود.
کاندیداها به غیر ازسر و وضعشان از چیزهای دیگری هم گلایه
دارند و چون در این مدت شارنیوز شده است محرم اسرار،ما از آن کمابیش اطلاع
داریم و چون اصولاً راز نگه داریم تعدادی را بازگو می کنیم:
- برخی از قد و قواره ی پدرشان گله دارند . زیرا که اگر قوی
هیکل بودند می توانستند مثل برخی ها هرجا که دلشان خواست به کمک ایشان عکس
هایشان را بچسبانند و از هر کاندیدی که خوششان نیامد بیلبوردهایشان را بکشند
پایین.
- برخی از قدرت بیان مادرشان گله دارند.
- عده ای از منصب خود ناراضی هستند . عقیده دارند که اگر رئیس
جایی بودند می توانستند تمام زیردستان خود را مجاناً به خیابانها بکشانند و
از آنها کار بکشند.
- یکی از خانمها از خانواده ی شوهرش گله داشت چرا که هر شب
برای صرف شام به خانه ی ایشان می روند و تمام وقت این خانم کاندید صرف پختن و
شستن می شود و فرصتی برای ایشان جهت سخنرانی و خودنمایی باقی نمی ماند.
- اما کار گلایه ی برخی ها به اجدادشان هم رسیده است. آنها می
گویند : بعضی از کاندیداها از اجدادشان برای گرفتن رای مردم استفاده می کنند
و برای خودشان کلی مرید دست و پا کرده اند در حالی که ما از این محبوبیت
اجدادی بی بهره ایم.
گلایه های دیگری هم بود اما شهربان به اصول راز نگه داری
پایبند نمی باشد. اما آنچه مشهود است این است که اصولاً کاندید آدمهای
پرتوقعی هستند که همیشه از زمین و زمان ناراضی هستند و خود را همیشه یکی دو
وجب بالاتر از مردم می دانند . که البته اوج این گله مندی را بعد از اعلام
نتایج رای گیری مشاهده خواهید نمود. بیچاره ما. اگر کاندیدی انتخاب شود می
گویند مردم آگاهند و شعور سیاسی دارند و اگر انتخاب نشوند مردم می شوند یک
سری آدم های چیز نفهم که فقط برای اینکه شناسنامه شان مهر بخورد می آیند رای
می دهند. و یا اینکه آنها که انتخاب شده اند به یمن حضور حاشیه نشین ها بوده
است و اهالی با فرهنگ شهر از کلاسشان کم می شود به پای صندوق رای می رفتند.
به این مسائل بعداً بیشتر خواهیم پرداخت لطفاً تا بلند شدن صدای صندوق ها صبر
کنید.
|