اختصاصی شار نیوز

شهربان

تاریخ :18/تير/ 86

شماره مطلب:shahr024

گفتگو با مرگ

 

چند وقت پیش فرصتی دست داد تا سراغ قفسه ی کتابها برویم و بعد از مدتها چیزی به خورد این کله ی گرد گرفته بدهیم. از شما چه پنهان هر کاری کردیم نتوانستیم 13 صفحه بیشتر بخوانیم. چندین کتاب عوض کردیم اما باز افاقه نکرد و این فکر بی صاحب ما همه جا متمرکز می شد الی روی کتاب.

بی خیال خواندن شدم. خواستم بروم بیرون قدمی بزنم،اما حالش نبود. روبروی قفسه ی کتابها نشستم. مثل حسین رضازاده روبرویم ایستاده بود و نیشخند می زند،احساس می کردم عن قریب آقای رضازاده وزنه های چند صد کیلویی اش را محکم می کوبد روی سرم.شهربان که زمانی خوره ی کتاب بود حالا کتابها شده بودند خوره ی روح او. یک ماشین حساب آوردم و نشستم قیمت پشت جلد تمام کتابها را حساب کردم. جمع کل را به اضافه ی قیمت کل تقریبی مجلات و روزنامه های فراوانی که در این مدت خریده بودم کردم. یک مقدار کم آوردم. پولهایی را هم که طی این مدت سیگار خریده بودم و آن ها را حین کتاب خواندن کشیده بودم به آن اضافه کردم. همه ی اینها را به اضافه ی نرخ تورم و ارزش افزوده ی کالاهای مصرفی کردم.( احساس می کردم چیزی از وزیر اقتصاد کم تر ندارم ). بالاخره خودم را به این نتیجه رساندم که با این همه پول می توانستم یک پراید بخرم،به جان شهرناز راست می گویم.

شهربان اگر کمی فکر می کرد می توانست به جای تلف کردن وقت خودش برای خواندن کتاب و مجلات الان سوار یک عدد پراید در خیابان ویراژ می داد و آهنگ دیشتن دیشتن با صدای بلند گوش می داد. وقتی به این فکر می کردم که اگر وزارت اقتصاد را قبول کنم در حق این کله ی پر و پیمان ظلم کرده ام؛ و کمی بیشتر فکریدم. با دو دست روی سر خودم کوبیدم که ای دل غافل. اگر من کتاب نمی خریدم چه طوری می توانستم یک ماشین پراید را به طبقه ی دوم یک خانه ببرم و آن را توی یک اتاق جا بدهم.

نشستم و چندین بار خدا را شکر کردم. با این وضع بی مثال بنزین، ماشینم یا تبدیل می شد به توالت عمومی پرندگان یا می بایست ماهانه کلی پول بابت گاراژ ماشین هزینه می کردم + هزینه های جاری .

( جا دارد از همین جا به کسانی که با شجاعت تکلیف مصرف بی رویه سوخت را روشن کردند تشکر کنم.)

خلاصه باز شهربان ماند و کوهی از کتاب. ما که دیگر بی خیال کتاب خواندن شده ایم و نگه داشتن این همه کتاب،آخرسر فقط حمالی جا به جا کردنش را برایمان باقی می گذارد،پس چه کار کنیم. گفتیم بفروشیم. دلمان نیامد تازه پشت تمام کتابها رو هم نوشته بودم به اضافه تاریخ خرید و نت برداری،حاشیه نویسی و ..( چه حماقتی ) کسی مفت هم نمی خرید.

کتابفروش های بیچاره،تازه های کتاب، خروار خروار روی دستشان مانده است پس وای به حال ما و کتابهای دست دوممان.

آن شب،از شبهای خیلی عجیب بود چون باز هم فکر دیگری به ذهنمان خطور کرد. فکری که به ذهن جن هم خطور نمی کند مگر شخص شخیص جناب مخ.

گفتیم حالا که شهربان در شهر و کشور و در جهان هم صاحب اسم و رسم شده است پس جا دارد به جای فروختن کتابها که کسی حاضر نیست برایشان زبان هم در بیاورد بهتر است آن را به افراد مشهور هدیه بدهم،تا هم در مصرف گرد و غبار صرفه جویی کرده باشیم و هم منتی بر سر عده ای از بندگان معروف خدا گذاشته باشیم. خیلی فکریدیم باز.

بالاخره تعدادی از کتابها را اینچنین برای هدیه دادن به اشخاص انتخاب کردم. ببینید.

1- سفرنامه چین و ژاپن ( نیکوس کازانتزاکیس ) و سفر بخیر ( سید علی صالحی ) و مسافر کوچولو(اگزوپری) را به جناب آقای رئیس جمهور تقدیم می کنم زیرا که با تلاشی خستگی ناپذیر به تمام ایران سفر کردند و سر آخر هم بعد از اتمام سفرهایشان با تصمیمی که برای صرفه جویی در مصرف سوخت گرفتند کلهم اجمعین نسل سفر و مسافر و مسافرت را در کشور منقرض کردند. مرسی

2- جامعه ی باز و دشمنان آن (کارل پوپر) کوری( ژوزه ساراماگو) را با سپاس و تقدیر فراوان به خاطر همه چیز تقدیم می کنم به روابط عمومی فرمانداری شهرستان سقز

3- طالع بینی هندی،طالع بینی خورشیدی،طالع بینی چینی،کتاب اصول فال قهوه،فالنامه حافظ،یی چینگ ( کتاب تقدیرات )،رموز کف دست. این 7 جلد کتاب را تقدیم می کنم به اعضای شورای شهر عزیزمان تا بدینوسیله هم از آنها تقدیری کرده باشیم و هم بلکه بتوانیم در تصمیم گیریهای مهم کمکشان کنیم.

4- اصول اولیه ی مدیریت شهری

این کتاب را که چند سال پیش اشتباهی از نمایشگاه کتاب کش رفتیم،به دلیل آنکه برخی از دوستان ادعا می کنند شهردار جدید در عمر پربارشان حتی 4 بار هم راهشان به شهرداری هیچ شهری نیفتاده است و بینوا اصولاً با مقوله ی شهر و شهرداری و شهردار و این گونه مسائل نه چندان مهم آشنایی چندان ندارند به شهردار جدید تقدیم می کنیم تا از همین ابتدا حسن نیت خود را ثابت کرده باشیم.

5- سینوهه پزشک مخصوص فرعون (میکا والتاری)،به انضمام یک چارپایه ی به جا مانده از وسایل انجمن تشکل ها در دفتر شارنیوز را به جناب آقای دکتر نیلوفری تقدیم می کنیم.

6- مردی بالای صلیب ( میکا والتاری)،این کتاب را به پاس همه ی تهمت های ناروا و باروا و همه زحمتهای کشیده شده و نکشیده شده را به جناب آقای شهردار سابق تقدیم می کنیم.

7- پرنده ی خارزار (کالین مکالو)، این کتاب را بدون هیچ توضیحی به آقای منصور تیفوری هدیه می کنیم.

8- در تنگ (آندره ژید)، این کتاب را به تمام کسانی که در انتخابات مجلس کاندیدا می شوند هدیه می کنیم به اضافه ی یک شاخه گل برای کسی که سرانجام از در رد می شود.

9- ایستگاه آخر (فریاد تخشیدی)، این کتاب،به اضافه ی یک خسته نباشید و دست مریزاد جانانه به پاس نطق های قبل و بعد از دستور را به آقای فخرالدین حیدری نماینده محترم مجلس هدیه می دهیم.

10- فرشته سکوت کرد (هاینریش بل)،را پیشکش می کنیم به آقای صلاح محمدی سردبیر سابق راسان

11- راهنمای نگارش گفتگو، را پیشکش می کنیم به سردبیر جدید راسان

12- زندگی شهری (دونالد بارتلمی) و تمدن و ملالت های آن (فروید) را به تمام عزیزانی تقدیم می کنیم که زحمت مهاجرت از روستا به شهرمان را متقبل شده اند. امیدواریم که مصرف این کتابها با کاربردهای غیر از مطالعه در انجام بهتر امور زندگیشان به آنها کمک کند.

13- جنس دوم (سیمین دوبوار)-هوای تازه (شاملو)-چشم به راه بانو (سید علی صالحی)،همه اینها را به سردبیر شارنیوز هدیه می دهیم تا بلکه با خواندن این کتابها فکری به حال فضا و حال و هوای خشن و مردانه ی شارنیوز بکنند که کم کم دارد تبدیل می شود به چیزی شبیه سایت کارخانه ی تولید کاغذ سمباده.

14- چرا مردم عکس می گیرند ( رابرت آدامز )، تقدیم به گردانندگان و طرفداران بخش آلبوم شهر سایت شارنیوز

15- جامعه شناسی نخبه کشی، تقدیم به آقای خالد توکلی به پاس حضور بی شائبه در صحنه های مختلف سالیان پیش

16- آئین دوست یابی (دیل کارنگی)، را جهت ارتقای سطح بسیار بالای روابط عمومی به آقای مخ همکار عزیزمان در شارنیوز هدیه می دهیم.

اکنون میان دو هیچ ( نیچه) و گفت و گو با مرگ (آرتور کوستلر) و در آخر این کتاب را از طرف همه ی شما به شخص خودم یعنی شهربان تقدیم می کنم.

آرشیو  شهربان را ببینید